پایان نامه ارشد با موضوع مفهوم وجود، برهان نظم

دانلود پایان نامه ارشد

فيلسوفان اسلامي، محقق اصفهاني نخستين كسي است كه تقريري شبيه برهان وجودي آنسلم ارائه كرده است.
اينك به بررسي تفصيلي ديدگاه متفكران اسلامي معاصر دربارة برهان وجودي ميپردازيم. و پس از مروري بر بيانات آنها كه از آثار خودشان گزارش ميشود، مهمترين ملاحظات آنها را درخصوص برهان وجودي آنسلم بيان مينماييم.

بخش دوم

ديدگاه شهيد مطهري درباره برهان وجودي

ما در اين بخش برآنيم با بررسي نظر شهيد مطهري درباره خدا و راههاي اثبات خدا، به بررسي ديدگاه ايشان درباره برهان وجودي بپردازيم و ببينيم كه آيا شهيد مطهري برهان وجودي را ميپذيرد؟ تقريرشان از برهان وجودي چگونه است؟ در تقرير خود به كدام صورت اين برهان توجه دارد؟ عكسالعملشان در برابر نقدهاي كانت چگونه است؟ اميدواريم با طرح اين پرسشها و يافتن پاسخي مناسب براي آنها بتوانيم ديدگاه شهيد مطهري را در اين زمينه بيان كنيم.
1. تصور ما از خدا:
شهيد مطهري در مقاله چهاردهم اصول فلسفه و روش رئاليسم درباره اين موضوع بحث كرده و درصدد پاسخگويي به دو سوال برآمده است كه ما به چه دليل درباره خدا بحث ميكنيم؟ و چرا اين بحث در قلمرو فلسفه مطرح است نه علوم؟ پاسخ ايشان به سوال نخست فطري بودن بحث از خداست. ايشان در اين باره ميگويد: «‌فرضاً اثبات وجود خدا فطري نباشد اصل بحث از خدا فطري است»(مطهري، 1386: 906). دليل مطرح شدن بحث از خدا در قلمرو فلسفه از نظر ايشان اينست كه، چون سروكار علوم تجربي با جزئيات است و سروكار فلسفه با كليات و بحث از خدا هم از نوع بحث درباره يك «پديده» يا يك جزء از اجزاء عالم نيست بلكه از نوع بحث درباره كل عالم و درواقع روح جهان است پس طبيعي است كه جاي اين بحث در فلسفه باشد. اگر ما خدا را در رديف يكي از علل و عوامل جهان قرار دهيم، او را در ضمن مجموعه جهان و مخلوقات قرار دادهايم. چنين خدايي ديگر خدا نيست بلكه مخلوقي از مخلوقات اوست. بهنظر ايشان «بحث درباره خدا ازاينجهت نظير بحث درباره خود «زمان» است. زمان وجود دارد اما نه بهصورت يك پديده از پديدههاي جهان بلكه بهصورت يك بعد از ابعاد موجودات مادي كه در همه چيز هست»(مطهري، 1386: 969-968). پس اعتقاد به خدا در زمينة توجيه يك پديده از پديدههاي طبيعت نيست بلكه درزمينه توجيه كل نظام هستي است(مطهري،918:1386). اعتقاد به خدا تصديق خداست و تصديق فرع بر تصور است. ما ابتدا بايد تصور صحيحي از خدا داشته باشيم تا بتوانيم تصديقش كنيم. و الاّ اگر ذات حق به هيچوجه قابلتصور نبود امكان انكار و شك هم وجود نداشت. چون تا چيزي را تصور نكنيم نميتوانيم وجودش را انكار كنيم. تصور خدا بهطورمستقيم از راه حواس وارد ذهن نميشود چون حواس ما محدود و خدا واقعيتي نامحدود است. تصور خدا از نوع تصور ماهيات نيست. در تصور ماهيات ذهن از راه حواس ظاهري يا باطني به فرد و مصداق يك چيز دست مييابد و در مرحله بعد آن را تخيّل و سپس تعقّل ميكند. تصور خدا از نوع تصور «معقولات ثاني فلسفي» مانند مفهوم «وجود»، «عليّت»، «وجوب» و مانند اينهاست كه انتزاعي و كلي میباشد و عقل آنها را از صورتهاي حسي و خيالي انتزاع ميكند. فرق تصور خدا با تصور مفهوم وجود در اين است كه تصور خدا با تركيب چند يا يكي از اين مفاهيم با مفهومي از نوع ماهيات صورت ميگيرد. مانند: «واجبالوجود» و «كمال مطلق» (مطهري، 1009:1386-1004). طبق اين نظر، وقتي ميگوييم خدا را تصور ميكنيم يعني «او را تحت يك عنوان عامّ انتزاعي از قبيل خالق كل تصور ميكنيم اما كنه ذاتش را تصور نميكنيم»(مطهري، 1009:1386). بهاعتقاد شهيد مطهري «علت شك بسياري از دانشمندان در وجود خدا اين نيست كه ادلة وجود خدا آنها را قانع نكرده است ، بلكه علت آن اين است كه تصور مسأله از اول بهصورت اشتباه در اذهان آنها رسم شده است» (مطهري، 969:1386).
2. راه های اثبات خدا:
شهيد مطهري در كتاب توحيد و نيز در پاورقيهاي خود بر كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم علامه طباطبايي راههاي اثبات خدا را بهصورت منظم و منسجم مورد بحث قرار داده است و در آثار ديگر بهصورت پراكنده نكاتي را در مورد اين راهها يادآور شده است. ايشان با تعبير اين راهها به «راه وصول به حق» راههاي رسيدن به حق را به سه دستة كلي تقسيم ميكند: 1) راه دل يا راه فطرت 2) راه حس و علم يا راه طبيعت(راه شبه فلسفي) 3) راه عقلي يا راه فلسفي(مطهري، 209:1373- 29).
1-2. راه دل يا راه فطرت: طبق نظر شهيد مطهري، در اين راه، خدا ازطريق وجود خود انسان اثبات ميشود. بهاين معناكه در فطرت و خلقت هر انساني احساس وجود خدا هست و اين احساس و تمايل خودبهخود انسان را بهسوي خدا ميكشاند(مطهري،32:1373). بنابراين وقتي گفته ميشود خداشناسي، فطري هر انساني است يعني هر انساني به مقتضاي خلقت و ساختمان اصلي روحي خود خدا را ميشناسد بدوناينكه نيازي به تحصيل علوم مقدماتي داشته باشد. مقصود از فطرت در اينجا فطرت دل است نه فطرت عقل. يعني انسان برحسب ساختمان خاص روحياش خواهان خدا آفريده شده است نهاينكه به حكم عقل فطري بدوناينكه نيازي به تحصيل مقدمات استدلالي داشته باشد، به وجود خدا پيببرد(مطهري، 934:1386). قرآن كريم اين مسأله را با آيهي «فَاَقِم وَجهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطرَةَ اللهِ الّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيها»(روم/30) تاييد كرده است.
درواقع آن نقطهاي كه راه عرفا و فلاسفه را از هم جدا ميكند همين است. بهدلیلاینکه عرفا به نيروي عشق فطري ايمان دارند در تقويت اين نيرو ميكوشند و معتقدند كه همين حس دروني را كه در انسان هست بايد پرورش داد. اما فلاسفه از راه عقل، فكر و استدلال ميخواهند مطلوب خود را كشف كنند (مطهري،936:1386). شهيد مطهري اظهار ميدارد كه اين مسأله در ميان دانشمندان روانشناس و روانكاو نيز جاي بسيار شايستهاي دارد. آنها به اين حقيقت پي بردهاند كه انسان در ماوراء شعور ظاهر خود شعور باطني هم دارد و اعتقاد به خدا از عناصر اصلي شعور باطن است. از جملة اين دانشمندان يونگ60 و ويليام جيمز61 است (مطهري،36:1373).
شهيد مطهري در تصديق راه فطرت ميگويد:
اگر كسي از راه قلب و فطرت وارد شود، از راه خوبي وارد شده، راهي است كه قرآن آن را تأييد كرده و علم و عقل بشر هم هر چه جلوتر رفته آن را بيشتر تأييد كرده است(مطهري،204:1373).
2-2. راههاي علمي يا شبه فلسفي: طبق بيان شهيد مطهري، در اين راه، خدا ازطريق مخلوقاتش شناخته ميشود. يعني ازطريق موجودات و واقعياتي كه مستقيماً با آنها در تماس هستيم. اگر از اين راه پيش برويم علم بهطورمستقيم نميتواند خدا را نشان دهد چون كار علم نماياندن پديدههاي عالم است. راهي كه علم بهطورمستقيم بخواهد خدا را به انسان نشان دهد وجود ندارد. بلكه علم با پايهقراردادن موجودات و واقعيات محسوس و مشهود خود ما ميتواند خدا را نشان دهد. راههاي علمي به سه راه منشعب ميشود: 1) راه نظم 2) راه خلقت 3) راه هدايت (مطهري، 45:1373-44).
1-2-2. برهان نظم: شهيد مطهري معتقد است كه، مسأله انتظام مخلوقات مربوط به ساختمان آنهاست. وضع ساختمان موجودات حكايت ميكند كه در اين ساختمان شعور، تدبير و علم و اراده دخالت داشته است و «اگر چنين قوه و قدرت مسلطي نبود هيچگونه انتظامي ميان اجزاء كوچك يا بزرگ جهان نبود. لازمة نبودن شعور در قوة فاعلي، عدم انتظام و وجود غلطهاي بيمنتهاست درحاليكه ميبينيم هرچيزي باتوجهبه قاعده و اثرش در جاي خودش قرار گرفته است»(مطهري،483:1385) و اين عالم با تصادف به وجود نيامده است. اين همان معني نظم و نظامي است كه ميگوييم در خلقت هست يعني نظم فاعلي عالم. اين نوع نظم بيانگر رابطة زنجيري حوادث ميباشد. در اين نوع از نظم گفته ميشود هر اثري مؤثري و فاعلي لازم دارد و آن مؤثر هم به نوبة خود براي يك اثري منشأ است. با اين بيان، نظم فاعلي به هيچوجه دليل بر وجود خدا نخواهد بود. مادي و الهي را در اين امر اختلافي نيست. نظمي كه مورد اختلاف است نظم ناشي از علت غايي است. ماديّون منكر علت غايي و نظم ناشي از آن هستند اما بهاعتقاد الهيّون نظم عالم بدون دخالت علت غايي قابل توجيه نيست (مطهري،1373: 63-61). «معناي نظم ناشي از علت غايي اين است كه وضعي در معلول وجود دارد كه حكايت ميكند كه در ناحيه علت انتخاب وجود داشته است يعني اين علت كه اين معلول را به وجود آورده است در يك وضع و حالي قرار داشته است كه ميتوانسته است اين معلول را به شكل ديگر [به وجود آورد‍‍‍‌‌‍‌‍] : پس ناچار در ناحيه علت بايد شعور، ادراك و اراده وجود داشته باشد كه هدف را بشناسد»(مطهري،79:1373). بنابراين، آن نظمي كه گفته ميشود در عالم وجود دارد و دليل بر وجود خداست و به تعبير بهتر دليل بر وجود ماوراءالطبيعه است نظم به معني غايي آن است (مطهري،80:1373).
مسأله نظم در قرآن كريم با تعبير «اتقان صنع» بيان شده است آيه: «و تَرَيَ الجِبالُ تَحسَبُها جامدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرُّ السَّحابِ صُنعَ اللهِ الّذي آَتقَنَ كُلَّ شَيءٍ» (نمل /88) بيانگر اين حقيقت است. از نظر شهيد مطهري دليل نظم «راه نظام خلقت» و «اتقان صنع» است. از اين نظر اگر ما عالم – يا اجزاي عالم – را يك ماشين منظم هم بدانيم، هر چيزي را مثل يك ماشين، يك خانه و ساختمان هم بدانيم كافي است. عالم ماشين هم باشد، كافي است كه وجود خدا را ثابت كند» (مطهري،120:1373).
بهباور شهيد مطهري چون هر كسي حتي يك شخص درس نخوانده و بياباني هم ميتواند نظامات حكيمانه و آثار و علائم بهكاررفتن تدبير و اراده در كار خلقت را بهطور صريح استنباط كند ميتوان گفت بهترين راه شناساندن خدا براي عامه مردم همين راه است. همانطوركه اصل پيدايش يك اثر بر وجود مؤثر دلالت ميكند، صفات آن اثر نيز ميتواند نشان دهنده صفات مؤثر باشد. بهعنوان مثال ما خود سعدي را نديدهايم اما با خواندن آثار و اشعارش به ذوق شعري و ادبي او پي ميبريم(مطهري،941:1386-940).
2-2-2. برهان هدايت: درنظر شهيد مطهري، يكي از شگفتيهاي طبيعت توجه حيرتانگيز اشياء به غايات و اهداف خود است «هر موجودي علاوه بر ارگانيزم و سازمان منظم داخلي، از يك نيروي مرموز برخوردار است كه به موجب آن نيرو راه خود را بهسوي آينده ميشناسد» (مطهري،949:1386). اصل هدايت مربوط به ساختمان خلقت خود موجودات است و نشانگر اين است كه طرز كار اشياء نتيجه جبري ساختمان مادي آنها نيست، بلكه يك نوع جاذبه و كشش وجود دارد كه اشياء را در مسيري كه ميروند هدايت ميكند (مطهري،90:1373).
اصل هدايت و راهيابي بر دو نوع است: يك نوع آن لازمه جبري سازمان داخلي اشياء است. مثلاً يك دستگاه ساعت آنچنان دقيق ساخته ميشود كه بدون كوچكترين تخلّفي كار خود را انجام ميدهد. موجبات و مرجّحات اين نوع راهيابي در گذشته و علت فاعلي شيء، يعني نظم مادي نهاده شده است. نوع ديگري از راهيابي وجود دارد كه از رابطه مرموز ميان شي و آيندهاش و از عليت غايي و يك نوع علاقه و توجه به غايت و هدف حكايت ميكند(مطهري،951:1386-950). قرآن كريم به اين اصل در آيات مختلف اشاره ميكند، از جمله آنجا كه ميفرمايد: «وَاَلَّذي قَدَّرَ فَهَدي»(اعلي/3). قرآن كريم اصل هدايت را به نباتات و حيوانات و انسان اختصاص نداده است بلكه اين اصل در جمادات هم ثابت شده است از جمله در اين آيه: «وَ اَوحي’ في كُلّ سَماءٍ اَمرَها ِ»(فصلت /12).
بنابر نظر شهيد مطهري ممكن است عدهاي سوال كنند كه ما از چه راهي ميتوانيم چنين هدايتي را در موجودات اثبات كنيم؟ در پاسخ ميگوييم از راه «ابداع و ابتكار» (مطهري ،953:1386). مثلاً يك ماشين، هراندازه دقيق ساخته شده باشد، قادر به ابتكار و اختراع و پيداكردن راههاي نو نيست، ولي در نباتات و حيوانات چنين چيزي مشاهده ميشود(مطهري،485:1385). همچنين «لازمه جبري ساختمان منظم مادي اشيا، كار منظم پيش بيني شده است ولي ابداع و ابتكار نميتواند محصول سازمان مادي و حركات پيش بيني شده باشد. ابداع و ابتكار نشانة وابستگي به آينده و عدم وابستگي كامل به گذشته

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع فلسفه غرب، وجود خداوند، اصالت وجود، مفهوم خدا Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع وجود خداوند، صفات خداوند، برهان وجودی، مفهوم وجود