پایان نامه ارشد با موضوع معاونت در جرم

دانلود پایان نامه ارشد

معاونت در جرم به شمار مي رود. اما بايد توجه داشت كه در اين قبيل معاونت ها نه تنها موثر بودن تشويق بلكه فردي بودن آن نيز به هيچ وجه در تحقق جرم شرط نيست.4 1
درحقوق لبنان ترغيب به ارتكاب جرم از طريق اقدامات گوناگون صورت ميگيرد كه قانونگذار اين اقدامات را به طور حصري مشخص نكرده و لذا انواع وسيله را در تحقق ترغيب ديگري به ارتكاب جرم شرط ندانسته است.12
بنابراين در حقوق لبنان ترغيب هم ميتوانداز راه گفتار صورت گيرد به اين صورت كه معاون با ايجاد اطمينان خاطر و قول به مساعدت در مواقع لزوم همچون نگهداري از خانواده متهم و غيره وي را به ارتكاب جرم مصمّم نمايد23 وهم ميتواند از طريق كتابت انجام شود. مثل اينكه عمل مورد نظر را مستحسن و نيكو جلوه دهد.
همچنين استفاده از راههاي عملي نظير همراهي كردن مجرم تا محل ارتكاب جرم و كنترل و مراقبت از وي براي اطمينان خاطرش، ترغيب محسوب ميشود.31 مانند اينكه مردي معشوقه خود را كه قصد سقط جنين دارد تامطب پزشك همراهيكند و هنگام سقط جنين در كنار او حضور يابد.42
درحقوق لبنان براي اينكه ترغيب به ارتكاب جرم قابل تعقيب و مجازات باشد؛ بايد ترغيب موثر و نتيجه مجرمانهاي هم بر آن مترتب گردد.5 3
3-1- تهديد
تهديد در لغت به معناي ترساندن و بيم دادن است و در اصطلاح حقوقي مراد از تهديد عبارت است از اينكه كسي با ايجاد خطر براي جان، مال يا آبروي ديگري او را وادار به ارتكاب جرم كند. چنانچه شخصي ديگري را تهديد كند و اين منجر به ارتكاب جرم از طرف آن فرد شود، تهديد كننده به عنوان معاون مستوجب كيفر است.6 4
تهديد از مصاديق بارز اجبار معنوي است؛ ليكن براي تحقق آن، شرايط چندي لازم است. از جمله آنكه بايد عمل انجام شده عرفاً تهديد محسوب شود و به علاوه عمدي باشد، زيرا”تهديد غير عمدي وجود ندارد”75همچنين تهديد بايد غير قانوني و نامشروع باشد. مجرد خوف ازكسي يا چيزي تهديد به شمار نمي آيد، بلكه بيم وترس فاعل بايد از عمل تهديد آميزمعاون سرچشمه گرفته و مؤثر باشد.
ميزان تاثير تهديد به اوضاع واحوال و خصوصيات رواني وموقعيت اجتماعي تهديد كننده و تهديد شده بستگي دارد.1 پس دادگاه براي احراز تهديد به عنوان معاونت بايد خصوصيات مرتكب جرم و تهديد كننده را از لحاظ سن، جنس و ديگر شرايط حاكم برتهديد بررسيكند؛ زيرا تهديد،امرينسبي است.2در تحقق تهديد نوع فعل تهديد آميز(تهديدگفتارييانوشتاري) هيچگاه شرط نيست.
فقط كافي است شخصي كه به زيانهاي مالي و يا خطرهاي جاني و ناموسي و يا شرفي عليه خود يا خويشاوندان نزديك تهديد شده، براي رهايي از نگراني و تشويش خويش به ارتكاب جرم رضا دهد. بنابراين، در تهديد موضوع ماده 43 هر چند فاعل برخلاف ميل باطني دست به ارتكاب جرم زده باشد، ليكن قصد و اراده هيچ گاه از او سلب نشده است. اما اگراين تهديد به حدي برسدكهاراده را از فاعل سلب كند دراين صورت اجبارنام دارد(موضوع ماده 54 ق.م.ا)دراين صورت مسئوليتيمتوجه فاعل نخواهدبود.واجباركنندهمسئول است.3
تهديد ممكن است درمواردي به عنوان جرم مستقل شناخته شود؛ مانند كساني كه با چاقو يا هرنوع اسلحهاي ديگران را تهديد ميكنند (ماده 617 ق.م.ا تعزيرات.) همچنين كساني كه با تهديد ديگران، آنان را به دادن نوشته يا سند و يا امضاء ملزم مينمايند(ماده 668 ق.م.ا تعزيرات) وهمچنين كساني كه براي ارعاب ديگران به هر نحو آنان را به قتل يا ضررهاي نفسي يا شرفي يا مالي يا به افشاء سري نسبت به خود يا بستگانشان تهديد ميكنند (م669 ق.م.ا تعزيرات)
در قوانين جزايي لبنان ذكري از تهديد به عنوان يكي از مصاديق معاونت در جرم به ميان نيامده است.
4-1- تطميع
تطميع به معني”به طمع انداختن”،”آزمند ساختن”و”برانگيختن حسنفع طلبي ديگري” است و در اصطلاح حقوقي عبارت از وعده و وعيد و دادن وجه يا امتيازي است كه شخص را به ارتكاب جرم مصمّم ميكند. بديهي است براي آنكه تطميع، به عنوان معاونت قابل تعقيب و مجازات باشد، بايد مؤثردروقوع جرم باشدوتناسبي ميانوعده،وعيدوارتكاب جرم معين، قابل توجيه واحراز باشد.
تطميع، گونهاي ترغيب است، با اين تفاوت كه درتطميع، انگيزه هايي كه باعث مصمّم ساختن مباشر به ارتكاب جرم ميشود، بيشتر جنبه مالي و مادي دارد؛ درحالي كه در ترغيب، انگيزه ميتواند هم مالي و هم معنوي باشد.4
براي آنكه “تطميع” مصداق پيدا كند، لازم نيست كه تطميع كننده تعهد پرداخت پول يا منفعت مادي ديگر را شخصاً قبول كرده باشد؛ بلكه ممكن است وعده دهد كه اگر فلان عمل انجام پذيرد، شخص ثالثي مال يا مزيت مادي معيني را در اختيار مباشر جرم قرار خواهد داد. 1
در قانون جزاي لبنان، قانونگذار در بند 3 ماده 219 مقرر مي دارد: “معاونت در جنايت يا جنحه است: … هركس به منظور مصلحت مادي يا معنوي پيشنهاد فاعل را براي ارتكاب جرم قبول نمايد اين عبارت مشابه تطميع در حقوق ايران ميباشد. چنين اقدامي درحقوق لبنان به اين معناست كه هدف مجرمانهاش را به ديگري (معاون) بازگو نموده و ازاو ميخواهد با پيشنهاد وي براي ارتكاب جرم موافقت نمايد و به او وعده پرداخت مال يا برآوردن آرزوهاي آن شخص را ميدهد. به طور مثال؛ شخصي به ولي دختر نابالغ پيشنهاد ميكندكه در ازاي دادن مبلغي پول به پدر آن طفل، با طفل تجاوز نمايد. 2 البته فرض عكس آن نيز متصور ميباشد به اين صورت كه معاون پيشنهادارتكابجرمرا درقبالدريافت منفعت مادييا معنوياز فاعلميكندو فاعل آن خواسته را قبول ميكند.مثلاًمخدوميبهخادمخودوعدهپرداختماليرادرقبالسرقتيكهخادمبراياوانجامدهد،مينمايد. 3
نكته قابل ذكراين است كه قبول معاون براي ارتكاب جرم از سوي فاعل در مقابل منفعت مادي يا معنوي، در حقيقت امتناع از ممانعت از ارتكاب جرم است كه به منظور معاون در نظر گرفتن شخص ممتنع بايد دو ويژگي در وي وجود داشته باشد:
1- بدون شك ممتنع، بايد داراي سلطه و اقتدار معيني نسبت به فاعل يا قرباني داشته باشد، مانند اقتدار پدر نسبت به فرزند يا مخدوم نسبت به خادم.
2- به تبع اقتداري كه براي شخص ممتنع نسبت به فاعل يا قرباني وجود دارد، بايد جلوگيري از ارتكاب جرم وظيفه او باشدواگر نه مجرد حضور درصحنه جرم بدون وجود نص صريح، موجب مسئوليت براي ممتنع نخواهد بود. 4
بنابراين درحقوق لبنان برخلاف حقوق ايران بايد شخص معاون نسبت به فاعل يا قرباني داراي اقتدار بوده و درنتيجه مكلف به جلوگيري از وقوع جرم باشد.ازطرفيدرحقوق لبنان همانند ايران بايد ميان ممتنع و حصول جرم، رابطه سببيت وجود داشته باشد وجرم مورد نظرممتنع (معاون) به وقوع بپيوندد تا عمل، معاونت درجرم محسوب گردد.
همچنين درحقوق لبنان علاوه بر انگيزه هاي مالي و مادي، تطميع به ارتكاب جرم يا انگيزه هاي معنوي نيز مصداق پيدا مي كند.
5-1- دسيسه و فريب و نيرنگ
دسيسه، نيرنگي است كه پنهاني صورت مي گيرد. و فريب و نيرنگ دو واژه مترادف هستند، اگرايندو به طور پنهاني صورت گيرد، آن را دسيسه ميگويند. 1 با مداقه در معناي لغوي كلمات مذكور در مييابيم اين سه كلمه مترادف هم بوده و معني خدعه و مكر و حيله درهمه آنها نهفته است. 2با اينتفاوت كه دسيسه از ريشه “دسّ” به معني مكروعدوات پنهاني آمده است.بنابراين هرگاه معاونت درجرم از طريق مكر و حيله پنهاني انجام گيرد آن را معاونت از طريق دسيسه مينامند. اما فريب در اصطلاح عبارتست از مكروحيلهاي كه معاون مستقيماً بر روي مباشرجرم انجام ميدهد. به گونهاي كه مباشرجرم، كار زشت، قبيخ و ناپسند را به صورت كاري پسنديده و نيكو ميپندارد و قبح عمل در نزد وي از بين ميرود. نيرنگ نيز به معناي فريب است واصطلاحاً به اعمالي گفته مي شود كه شخص با صحنه سازي و توسّل به كاري خدعه آميز قصد ارتكاب جرم را در دل مباشرپرورش داده واو را وادار به ارتكاب جرم نمايد. 3 از همين روست كه قانونگذار هرسه آنها را نام برده است زيرا داراي بار معنايي متفاوت ميباشند.
با توجه به قسمت دوم از بند يك ماده 43 ق.م.ا كسي كه به وسيله دسيسه و فريب و نيرنگ موجب وقوع جرم شود، معاون جرم به حساب مي آيد. در اينجا برخلاف موارد تحريك، ترغيب، و تطميع و تهديد لازم نيست كه مكروحيله مستقيماً در مباشر مؤثر واقع شود تا معاون جرم مستوجب كيفر شناخته شود؛ بلكه همين اندازه كه دسيسه و فريب و نيرنگ موجب وقوع جرم شود، معاون جرم مستوجب كيفرخواهد بود. 4
به عنوان مثال؛ اگر دو نفر يا بيشتر با يكديگر عليه جان و مال و ناموس ديگري در نهان دسيسه كرده باشند و يكي از آنها به ارتكاب جرم دست بزند، ديگري كه با حيله برسرراه مجني عليه دام گسترده است، معاون جرم محسوب ميشود.
بنابراين، اگرميزبان براي آنكه فلان زن با مردي مرتبط شود او را به مجلس ميهماني دعوت كند و مقصود از آشنايي اين دو فراهم كردن فرصت عمل زنا باشد، ميزبان در اين واقعه، معاون جرم شناخته ميشود. مترادف كلمات فريب و نيرنگ را گاه قانونگذار لفظ اغواء به معني از راه به در بردن، گمراه كردن و بيراه نمودن را به كار برده است،؛ مانند اغواي مردم به قصد بر هم زدن امنيت به جنگ يا كشتار با يكديگر (ماده 512 ق.م.ا تعزيرات)
6-1- تهيه وسايل ارتكاب جرم
وسيله به هر نوع ابزار و آلات نظير اسلحه، سم، طناب و مكان كه براي ارتكاب جرم ساخته و مهيا شده است، اطلاق مي گردد. البته علم و اطلاع معاون به اينكه وسايل مذكور براي ارتكاب جرم استفاده خواهد شد، شرط است. بنابراين اگر كسي تفنگ خود را براي شكار به ديگري امانت دهد و از اين تفنگ براي قتل ديگري استفاده شود، فعل مذكور معاونت نخواهد بود.1 درمعاونت تهيه وسايل لازم نيست كه رابطه اي مستقيم و فوري بين مجرم اصلي و معاون وجود داشته باشد، كسي كه اطلاعات لازمه يا وسايل ارتكاب جنايت را به مجرم مي دهد، ممكن است آن را از شخص ثالثي كسب كند، شخص ثالث هم اگر به جريان كار واقف باشد معاون تلقي ميشود.2
عنصرمادي اين نوع معاونت درجرم تهيه وسايل است. امّا بايد توجه داشت كه قانونگذار وسيله مشخص ومعيني را در نظرنداشته وهرنوع وسيلهاي را براي مجرم اصلي و به منظور ارتكاب يا تسهيل ارتكاب جرمي فراهم شده باشد، شامل ميگردد.
شايد دروهله اول مفهومي كه ازكلمه “وسيله” به ذهن متبادر ميشود اشياء منقول باشد. وليبه طور قطع و يقين نميتوان منظور قانونگذار را منصرف از اشياء غيرمنقول دانست.3
قانونگذار كيفر تهيه مكان به عنوان معاونت در جرم را حتي در مواردي به صراحت مورد توجه قرارداده است. به طوري كه در ماده 584 ق.م.ا مقرر ميدارد: “… كسيكه با علم و اطلاع براي ارتكاب جرم مذكور در ماده فوق يعني ماده 583ق.م.ا (كه در خصوص توقيف يا حبس غير قانوني يا مخفي كردن به عنف مي باشد) مكاني تهيه كرده و بدين طريق معاونت با مرتكب نموده باشد به مجازات حبس از سه ماه تا يكسال يا جزاي نقدي… محكوم خواهد شد” همچنين لازم است از وسايلي كه معاون جرم در اختيار او گذاشته و قرار بوده است براي ارتكاب جرم به كار رود، استفاده كرده باشد.خواه اين وسيله موثر در وقوع جرم باشد و خواه موثر نباشد و به هر حال وحدت قصد و توافق ارادي مباشر و معاون جرم محمول بر ارتكاب جرم با و سيله اي است كه براي اين منظور پيش از عمل و يا مقارن آن فراهم شده است. بنابراين، اگر مباشر در ارتكاب جرم از وسيله ديگري، غيرآني كه معاون جرم براي اين منظور تهيه كرده سود برده باشد، فرض براين است كه اين توافق نافرجام مانده است. 4
گاهي قانونگذار عملي را كه از مصاديق معاونت در جرم از طريق تهيه وسايل است، صرف نظرازوقوع جرم ياعدم وقوع آن قابل مجازات دانسته است. ماده 664 ق.م.ا تعزيرات، مقرر ميدارد: “هركس عالماً عامداً براي ارتكاب جرمي اقدام به ساختكليد يا تغيير آن نمايد يا هر نوع وسيله اي برايارتكابجرم بسازد ياتهيهكندبهحبسازسهماهتا يكسال و تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهدشد”.
درحقوق لبنان نيزهمانند ايران از طرفي علم و اطلاع معاون از قصد مجرمانه مباشر شرط تحقق معاونت درجرم ميباشد؛ لذا درصورتي كه شخص نردبان را با اعتقاد به اينكه ديگري براي چيدن انگور

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع قانون مجازات، معاونت در جرم، حقوق فرانسه Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع معاونت در جرم، قتل عمد