پایان نامه ارشد با موضوع مزیت رقابتی، عوامل حیاتی، عوامل حیاتی موفقیت، موانع و محدودیت

دانلود پایان نامه ارشد

ی باشد که در کسب مزیت رقابتی به آنها کمک کند. مزیت رقابتی عامل یا ترکیبی از عوامل است که سبب میشود سازمان دریک محیط رقابتی بسیار موفق تر از سایر سازمانها عمل نموده و مانع از تقلید آسان رقبا شود.
تعیین استراتژی در سازمانهای مختلف به گونههای متفاوتی انجام میشود کهیکی از سبکهای آن برنامهریزی استراتژیک میباشد. از منظر “السن” و “ایدی” برنامهریزی استراتژیک به معنای تلاشی منظم و سازمانیافته در جهت اتخاذ تصمیمات و انجام اقدامات بنیادی است که به موجب آن، این مسئله کهیک سازمان چیست؟ چه میکند؟ و چرا اموری را انجام میدهد؟ مشخص خواهد شد. برنامهها ارتباط مستقیمی با سیاستها، اهداف، ماموریتها، اندازه، پویایی، درجه پیچیدگی و ساختار سازمان دارند. از این رو برنامهریزی استراتژیک با نگاه به آن عوامل تعیین میشود. فرایند برنامهریزی استراتژیک یک نگرش و تجزیه و تحلیلی از شرکت و محیط مربوط به آن ارائه میکند، شرایط فعلی شرکت را توضیح میدهد و عوامل کلیدی مؤثر بر موفقیت را شناسایی میکند. (فرای و استونر14، 1995)
لذا با توجه به نکته های فوق، سازمانهاجهت موفقیت نیازمند کسب مزیت رقابتی هستند. این مزیت رقابتی از طریق عواملی حاصل میشود که موفقیت سازمان را تضمین میکند که از آنهابه عنوان عوامل حیاتی موفقیتیاد میشود و سازمانها در جهت پیروزی و پایداری در محیط باید بر اساس این عوامل، برنامهریزی استراتژیک داشته باشند. در تعریف، عوامل حیاتی موفقیت آن دسته از اجزا تشکیل دهنده استراتژی هستند که سازمان باید در آنها برتری داشته تا مزیت رقابتی بدست آورد. (جانسون و شولز15، 1999)
به طور کلی در برنامهریزی استراتژیک ابتدا باید به تعریف چشم انداز سازمان پرداخت تا در راستای آن اهداف اصلی سازمان از انجام فعالیتش مشخص شود. درمرحله دوم بر اساس اهداف و مقتضيات خاص شركت، تعريف عوامل كليدي موفقيت صورت میگیرد و در مرحله سوم به ارزيابي توانايي ها و پتانسيل هاي سازمان و عوامل محيطي آن پرداخته میشود. با در نظر گرفتن مراحل قبلي، استراتژيها در سطح سازمان تبيين می شوند. در مرحله پاياني به استراتژيها و برنامههاي جزئي اجرايی پرداخته و در مقاطع مختلف زماني، نحوه اجراي استراتژي مورد ارزيابي قرار میگیرد.
این فصل از پایان نامه قصد دارد این موارد را به تفصیل توضیح دهد. به لذا به دوبخش تقسیم میشود. در بخش اول ابتدا برنامه ریزی، برنامهریزی استراتژیک، ضرورت و مدلهای آن؛ و درگام دوم استراتژی، عوامل حیاتی موفقیت، رقابت پذیری و در نهایت مزیت رقابتی بیان میشود. در بخش دوم ابتدا به بیان تکنیکهای تصیم گیری پرداخته و در نهایت مدل تحلیل فرایند شبکهای معرفی میشود.
2-2 برنامه ریزی
در متون مدیریتی گاهی دو واژه planning , programming را به جای یکدیگر به کار میبرند؛ در حالی که programming به نوعی برنامهریزی جزئیتر دلالت دارد. برنامهریزی عبارت است از فرایندی دارای مراحل مشخص و بهم پیوسته برای تولیدیک خروجی منسجم در قالب سیستمیهماهنگ ازتصمیمات. برنامهریزی فکر کردن راجع به آیندهیا کنترل آن نیست بلکه فرایندی است که میتواند در انجام این امور مورد استفاده قرار گیرد. برنامه ریزی، تصمیمگیری در شکل معمول آن نیست بلکه از طریق فرایند برنامه ریزی، مجموعهای از تصمیمات هماهنگ اتخاذ میشود. و میتواند برای زمان حال یا آینده انجام شود. برطبق این تعریف تصمیم گیریهای مقطعی و ناپیوسته و اتخاذ سیاستها برای پیشبرد سازمان در زمان حال یا آینده برنامهریزی نیستند. برنامهریزی متکی بر انتخاب و مرتبط ساختن حقایق(مفاهیم واقعی، قابل آزمون و اندازه گیری) است. دیدگاهها، عقاید، احساسات و ارزشها به عنوان حقایقی تلقی میشوند که فرایند برنامهریزی بر اساس آنها سازمان داده میشود. همانطور که اشاره شد برنامهریزی صرفاًیک فرایند تصمیمگیری نیست بلکه فرایندی شامل روشن ساختن و تعریف حقایق و تشخیص تفاوت بین آنهاستیا به عبارتی گونه ای فرایند ارزیابی است که در پایان آن در انتخاب حقایق ارزیابی شده تصمیمگیری میشود. (زری باف و علیزاده، 1388)
بطور کلی برنامه ریزي بدین معنی است که مدیر از قبل درباره هدفها و اقدامات مورد نظر میاندیشد و کارها با اقدامات وي براساس یک روش، برنامه یا منطق قرار دارد. برنامه باعث میشود که سازمان داراي هدفهاي بلندمدت شود و براي دستیابی به این هدفها، بهترین رویهها را اتخاذ نماید. گذشته از این، برنامهیعنی رهنمودي که بدان وسیله سازمان به مقاصد زیر نایل میشود: 1. سازمان براي رسیدن به هدفهای خود منابع مورد نظر را به مصرف میرساند. 2. اعضاي سازمان به فعالیتها و کارهایی میپردازند که با هدفهاي منتخب و روشهاي مورد نظر سازمان سازگار است. 3. پیشرفت در جهت هدفها تحت نظر و کنترل قرار میگیرد، به گونه اي که اگر میزان پیشرفت رضایت بخش نباشد، بتوان اقدامات اصلاحی به عمل آورد. ( استونر، 1377)
1-2-2 ويژگي‌هاي برنامه ریزی
برنامه ريزي يك فرايند ذهني آگاهانه با خصوصيات زير است:
1. تشخيص يك نياز يا انعكاس يك انگيزه
2. جمع‌آوري اطلاعات
3. مرتبط ساختن اطلاعات و عقايد
4. تعريف اهداف
5. تأمين مقدمات
6. پيش‌بيني شرايط آينده
7. ساخت زنجيره‌هاي متفاوتي از اقدامات مبتني بر تصميمات متوالي
8. رتبه‌بندي و انتخاب گزينه‌ها
9. تعريف سياستها
10. تعريف معيارهاي ابزار ارزيابي برنامه (www. bahar. co. ir)
 2-2-2 اهمیت و ضرورت برنامه ریزی
در میان همه وظایف مدیریت، برنامهریزی از اساسی‌تر‌ین آنهاست که مانند پلی زمان حال را به آینده مرتبط میسازد. جمعیت رو به افزایش امروز، استفاده بی رویه از منابع طبیعی، بکارگیري امکانات اقتصادي، فیزیکی و اجتماعی به منظور رفاه و ارتقای سطح زندگی از طرفی، و از طرف دیگر انفجار علم و تکنولوژي و نیز انفجار ارزشها از پدیدههاي بارز و بسیار حساس عصر ما بوده و سازمانهارا تحت تأثیر قرار میدهند، و وجود این عوامل بر ضرورت انکار ناپذیر برنامهریزی می‌افزاید. در صورت عدم بکارگیري برنامه ریزي در سازمان، فعالیتها بسیار کند و پرهزینه میشود. بنابراین اتلاف زمان، منابع و کاهش کارایی و بهره وري سازمانی و در نهایت کاهش رضایت شغلی و عدم تحقق اهداف شخصی و سازمانی را در پی خواهد داشت. بدین ترتیب برنامه ریزي در جهان امروز پدیده اي اجتناب ناپذیر است چراکه میتوان با برنامهریزی در مورد چگونگی استفاده از منابع سازمان تصمیمگیری کرد و هر سیستمی براي پایداري و بقای خود باید به این مسئله توجه خاصی داشته باشد. لیکن اهمیت برنامه ریزي را میتوان به موارد زیر نسبت داد :
1. ارائهیک چهارچوب واحد براي تصمیم گیري در سازمان.
2. کمک به تشخیص فرصتها و تهدیدات بالقوه و بالفعل.
3. ارائه معیارهایی براي عملکرد شخصی و سازمان.
4. تعیین کننده جهت و اهداف سازمان.
5. کنترل سازمان از طریق بودجه بندي آن.
6. صرفه جویی در وقت، منابع مالی، مادي و انسانی.
7. عاملی براي افزایش کارآیی و اثربخشی سازمان (کافمن، 1374)
 3-2-2 اصول برنامه‏ریزی
در برنامه‏ریزی سه اصل باید همواره رعایت شود؛ آن سه اصل‏ عبارتند از:
1. اصل انعطاف‏پذیری: برنامه‏ریزی باید منطبق با نیازهای ‏یک مؤسسه و سازمان باشد. هیچ طرح‏ ایده‏آل و جامع و منحصر بفردی از استراتژیها، سیاستها و برنامه‏های‏ عملیاتی وجود ندارد که طرح و برنامه‏هاییک مؤسسه را بتوان با آن‏ سنجید.
2. اصل تجدیدنظر: چون هیچ‏گونه‏ تضمینی برای انجام آنچه در برنامه‏ریزی پیش‏بینی شده است، وجود ندارد، لذا بعد از برنامه‏ریزی‏ نباید آینده‏نگری و پیش‏بینی آینده را کنار گذاشت. در طی دوره اجرای‏ برنامه‏ها، باید در زمانهای مختلف‏ در برنامه تدون شده تجدیدنظر کرد و در صورت لزوم، اصلاحات لازم را به‏ عمل آورد.
3. اصل توجه به تعهدات و امکانات: در برنامه‏ریزی باید به‏ تعهدات و امکانات مؤسسه توجه کرد و براساس امکانات و زمان کمتر از تعهدات برنامه‏ریزی نمود. اصل‏ تعهدات در واقع افق برنامه را مشخص‏ می‏کند. (اسماعیل پور، 1386)
 4-2-2 موانع و محدودیتهای‏ برنامه‏ریزی
در برنامه‏ریزی موانع و محدودیتهای زیادی وجود دارد که در زیر به تعدادی از آنها بصورت فهرست وار اشاره شده است:
1. وقایع و بحرانهای محیطی: وقایع و رویدادهای محیطی‏ همواره غیرقابل کنترل هستند. پیش‏بینی و برآوردهای آینده همیشه‏ دقیق نیستند و برنامه‏هایی که برای این گونه پیش‏بینی‏ها و برآوردها تدوین‏ می‏گردند، ممکن است به شکست‏ بیانجامد.
2. مقاومتهای داخلی: افراد ممکن‏ است در مقابل تغییرات ناشی از اجرای‏ برنامه‏ها مقاومت کنند. این مقاومت‏ها ممکن است در سه سطح مقاومت‏ شخصی، مقاومت تخصصی و مقاومت‏ براساس منافع و موقعیت اشخاص یا گروه انجام گیرد. بنابراین با وجود مقاومت های فوق، اجرای برنامه‏ها ممکن است با عدم موفقیت مواجه‏ شود.
3. برنامه‏ریزی پرهزینه می‏باشد، زیرا نیاز به مطالعه و کار فراوان دارد.
4. برنامه‏ریزی یک کار سخت و پرمشقتی است زیرا به تبحر زیاد، خلاقیت بیش از اندازه، قدرت تجزیه و تحلیل و استنتاج فراوان نیاز دارد. (همان ماخذ، 1386)
 5-2-2 سير تكاملي برنامه ريزي
در نگرش سنتی مدیریت، برنامهریزی نقطه شروع تمام حرکتهاست که اهمیت آن از گذشته دور برهمگان آشکار گردیده و آن‏را اساسی ترین وظیفه مدیریت دانسته اند. برنامهریزی در سیر تکاملی خویش، دستخوش تحولات بسیار قرار گرفت که طی سه دوره قابل تفکیک است. (علی احمدی وهمکاران، 1388)
 1- 5-2-2 محصول گرايي
قدیمیترین دوره مربوط به دورهی محصول گرایی میشود. در این دوره فرض بر ایستا بودن محیط و عدم تغییرات چندان بوده که این تغییرات اثر زیادی در پیشرفت سازمان نداشته و تمام توجه سازمان معطوف به درون سازمان بوده، به همین خاطر برنامه ریزیها به صورت بلند مدت صورت میگرفت. تاکید اصلی این دروه بر محصول بوده و مدیران سازمان تصمیم گیرنده اصلی به شمار میآمدند و خبری از سلایق و علایق مشتری نبود. لذا محور اصلی تولیدکنندگان بودند که به تولید انبوه میپرداختند.
 2- 5-2-2 بازارگرايي
با گذر از دوره محصول گرايي به دوره بازارگرايي، رقابت شرکتها در جهت کسب سهم بالاتري از بازار موجود پيچيده تر و فشرده تر گرديد و نتيجه آن محيطي پويا و پرتغيير بود. در اين محيط رقابتي مشتريان در انتخاب فرآوردهها وخدمات دلخواه خود قدرت بيشتري يافتند. در نتیجه محصولات به صورت متنوع درآمد، تمرکز بر بازار مصرف شد و مشتری حرف اول را میزد. در این دوره سازمانها برنامهریزی میان مدت انجام میدادند و برنامهریزی استراتژیک در سطح شرکتها صورت میگرفت.
 3- 5-2-2 فراصنعتي
گذر از دوره‎های مختلف محصول‎گرایی و بازارگرایی و ظهور عصر فراصنعتی که در آن دانش و اطلاعات محور اصلی حرکتهای بشری است، سازمانها را با چالش جدیدی مواجه ساخته است. در این دوره بازارها به شدت رقابتی شدند، بر این اساس مزیت رقابتی از آن سازمانهایی است که با تمرکز بر ارزش‎آفرینی و مشتری‎گرایی به توسعه و تنوع محصولات خود همت گمارند؛ و همچنین گرایشهای تعاملی و برنامهریزی بعنوان مبنایی براییادگیری سازمان شکل گرفت.

 6-2-2 انواع گرايشهاي برنامه ريزي
1 ارتجاعي: گذشته نگر16
2 غيرفعال: حال17
3 فعال: آينده18
4 تعاملي19: در نظر گرفتن گذشته / حال و آينده
1-6-2-2 گرايش ارتجاعي ( گرايش به گذشته)
گذشته‏گرایان وضعیت گذشته را نسبت به حال ترجیح می‏دهند و بر این باور هستند که امور از بد به سوی بدتر شدن می‏رود. بنابراین آنها نه‏ فقط در برابر تغییرات مقاومت نشان می‏دهند، بلکه تلاش می‏کنند تا‏ تغییرات قبلی را خنثی کرده و به موقعیتی بازگردند که در گذشته‏ داشته‏اند. آنها معمولا افسوس«روزهای خوب گذشته»را می‏خورند، تمایلی که آنهانسبت به گذشته دارند، فلسفه مدیریت آنان را واپس‏گرا می‏سازد.
گذشته‏گرایان بیشتر تحت تأثیر نفرت‏هایشان حرکت می‏کنند تا عشق‏هایشان. جهت‏گیری آنان بیشتر جبرانی ‏است نه خواستاری‏. آنها بیشتر سعی می‏کنند که از ناخوشایندها بپرهیزند نه اینکه خویشاندها را بدست آورند. آنها در هر پیشنهادی تازه‏های کمی می‏بینند و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع عوامل حیاتی، عوامل حیاتی موفقیت، عوامل کلیدی، اولویت بندی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع کسب و کار، منابع سازمان، نیروی انسانی، مدیریت استراتژیک