پایان نامه ارشد با موضوع محتوای آموزشی، پیش آزمون، تعلیم و تربیت، استحکام بخشی

دانلود پایان نامه ارشد

مجبور به شناخت آن کنیم، ممکن است باعث از بین رفتن تمایلات خودبخودی او برای به کارگیری رنگ بشویم. از نظر آموزشی بهتر است به کودک وقت لازم برای پدید آوردن ارتباط فردی او با رنگ ها بدهیم تا نیروی ابتکاری او عقیم نگردد.
کودک اصولاً از اولین ماه های زندگی اش رنگ ها را می شناسد و این قوه ممیزه را می توان در مجموع عکس العمل های جسمی و عاطفی او حس کرد. به همین دلیل است که اساس رنگ ها و نیز طرز استفاده از آنها توسط کودک، هرگز با نظر بزرگسالان که دارای تقسیم بندی عینی در مورد رنگ ها هستند، مطابقت نمی کند. کودکان به دلیل محدود بودن تکامل شان کمتر از بزرگسالان قوه تمیز دادن دارند و به خلاف آنها، موفق به تشخیص دقیق رنگ ها نیستند. اغلب اتفاق می افتد که کودکان شش ساله رنگ آبی و بنفش و یا قرمز و نارنجی را با هم اشتباه کنند و به دلیل همین ادراک کلی در مورد رنگ است که کودکان کمتر از رنگ های غیرمتعارف استفاده می کنند و اغلب رنگ های کاملاً شفاف را به کار می گیرند و با وجود این تقریباً همیشه هم نتیجه زیبایی عایدشان می شود.409
استروسکایا در کتابش با نام تأثیر تعلیم و تربیت در شخصیت کودک، با ارائه مثال ششم از برخورد مربی کودکستانی با کودکان حین دیدن تابلو نقاشی سخن می گوید. او با تماشای دقیق این گونه تصاویر و پرسش و پاسخ حین مشاهده حس زیبایی شناسانه را در کودکان برمی انگیزاند. وی می نویسد: «جلب توجه کودکان به رشته نقاشی، از هنرهای تجسمی و بهره گیری از وجود آن در جهت گشودن دری به سوی زیبایی های طبیعت و آشنایی شان با اصول نمایش طبیعت از راه تطبیق اندازه ها و رنگ هاست.» 410
جهت بررسی شاخص رنگ در آزمون حاضر، سه مداد به رنگ های سبز، زرد و سیاه که شخصیت های اصلی داستان انیمیشن “مدادهای رنگی” را تشکیل می دهند و نقاشی هایی به رنگ خودشان می کشند، این امر را امکان پذیر نموده اند. چنانچه کودکان پس از تماشای انیمیشن نسبت به نقاشی پیش آزمون از این رنگ ها استفاده بیشتری نموده باشند، از لحاظ شاخص رنگ تحت تأثیر قرار گرفته اند.
از میان 53 نفر کودک، 29 نفر (7/54%) سعی در بازنمایی شکل موضوعی که از آن تأثیر پذیرفته اند بودند و سعی داشته اند موضوعات را با الگوبرداری از شکلی که از آن موضوع در انیمیشن دیده اند ترسیم نمایند. 24 نفر (3/45%) از کودکان نیز موضوعات انیمیشن را به شکل دلخواه خود ترسیم نموده اند. اکثریت کودکان به شکل معناداری (05/0=α) از شاخص شکل تأثیر پذیرفته اند.
فعالیت گرافیکی برای بسیاری از والدین به منزله یک سرگرمی و بازی فردی است و مفهوم اجتماعی ندارد. در حالی که اثر گرافیکی بنابر دلایل بینایی و بصری علاوه بر ارزش بینایی، منعکس کننده پیچ و تاب های فکری کودک نیز هست.411
نقاشی کودکان از فرم هایی پایه ای ساخته شده است که جذابیتی ذاتی دارند. دلیل این امر آن است که فرم های ساده از قبیل دایره، مستطیل، صلیب و ماندلا (دایره ای که صلیب روی آن کشیده شده است) را می توان در نقاشی کودکان با سنین مختلف و سابقه فرهنگی متفاوت یافت.
البته در این طراحی ها نباید در پی کمال هندسی برآییم. نه تنها کنترل حرکتی و چشمی کودک برای ترسیم اشکال کافی نیست بلکه مهم تر از آن به نظر کودک ضرورتی در انجام این کار نیست.412
کودک در ابتدا واقعیت بیرونی را کپی نمی کند، بلکه آن را چنان که خود شناخته است، معرفی می نماید. بدین معنی که او تصور ذهنی اش را می کشد، نه مشاهده بصری خود را. کودک بر خلاف بزرگسالان برای نمایش واقعی بیرونی به شیوه ذهنی عمل می کند.413
با رشد بیشتر کودکان و تمرین زیاد آنان در نقاشی، چشم، ذهن و دست آنها بیشتر با هم هماهنگ شده فرم ها و اشکال شکل واقعی و ملموس تری به خود گرفته و به گفته های کودکان درباره نقاشی خود نزدیک تر می شود. با رشد بیشتر کودکان فرم های به کار رفته در نقاشی آنها نیز هندسی تر و منظم تر می شوند و بیان رئالیستی بیشتری پیدا می کنند.
آرنهایم بر این باور است که اگر کودکی بیاموزد که بعضی مراحل پیشرفته ترسیم تصویری را تقلید کند، پیش از آن که به طور تجربی به آن مرتبه برسد، مهارت ادراکی خود را کسب نمی کند و صرفاً در شیوه تقلیدی پیش می رود. به نظر آرنهایم، کودک و هنرمند موفق هر دو قادرند که ساده ترین شکل ممکن را به تصاویر ببخشند، زیرا در بند تقلید نیستند.414
این پژوهش با مطالعه شاخص شکل درصدد است میزان تأثیرپذیری کودکان را از انیمیشن مشوق نقاشی مورد بررسی قرار دهد. به این صورت که چنانچه اشکال ترسیم شده توسط کودک در مرحله نسبت به نقاشی پیش آزمون به تصاویری که در انیمیشن مشاهده نموده شباهت داشت، کودک سعی در بازنمایی شکل داشته است. طراحی شخصیت مدادهای رنگی، گل، خورشید و ابرهای سیاه و… به گونه ای صورت گرفته است که درصورت تقلید و الگوبرداری توسط کودک قابل تشخیص است.
در ترسیم محتوای آموزشی انیمیشن توسط کودکان، تفاوت معناداری (05/0=α) درک نمی شود. 13 کودک (5/24%) تحت تأثیر محتوا قرار گرفتند و 40 کودک (5/75%) بدون دقت به محتوای آموزشی انیمیشن نقاشی کشیده اند. در داستان این انیمیشن، مدادهای رنگی دانه گیاهی را در خاک می کارند و در روند داستان به گونه ای جذاب به کودک بیننده می آموزند که دانه گیاه برای رشد و نمو به تغذیه از نور خورشید، خاک و باران (آب) نیازمند است. به این ترتیب مطالعه میزان تأثیرپذیری کودک از محتوای آموزشی انیمیشن مشوق نقاشی امکان پذیر گردید.
کودک در انتخاب موضوع نقاشی فقط تحت تأثیر بیان داستانی نیست، بلکه احتیاج به شناخت نیز الهام بخش اوست. فعالیت گرافیک برای کودک وسیله ای است برای شناخت، پرسش و طرح مسائل و مشکلات و در عین حال برای اثربخشی و اکتشاف. بزرگسالان برای به خاطر آوردن مشخصات یک شیء و یا برای روشن تر شدن هر مطلبی، شکل و طرح آن را ترسیم می کنند، به همین ترتیب کودک برای آن که شناسایی خود را از یک سیستم فنی تکمیل کند شکل آن را می کشد.415
در نقاشی همانند بازی، تکرار بعضی مدل ها و شکل ها، خاصیت آموزشی و اطلاعاتی دارند. زیرا به کودک امکان می دهد با در اختیار داشتن شناخت قبلی و در نظر گرفتن آن به معنای نقطه حرکت، به تدارک منطق جدیدی بپردازد. بنظر می رسد حالت های رویایی که کودک در موقع نقاشی کردن در آن فرو می رود، فعالیت های مکانیکی برگشت به عقب جهت استحکام بخشیدن تجارب او باشد.
البته این امر جهت تکامل شخصیت او نقش اساسی را ایفا می کند و بی شک در مورد کودکان عقب مانده نیز بسیار مهم است و باعث شناخت شخصیت آنها می شود. بدین ترتیب نقاشی کودک را نباید فقط جهت شناخت پیشرفت ذهنی و عاطفی او مورد تجزیه و تحلیل قرار داد، بلکه باید آن را به عنوان وسیله ای برای آگاهی و شناخت که کم کم امکان بیان منطقی را برای کودک فراهم می آورد، مورد ارزشیابی قرار داد.416
با توجه به توضیحات فوق و مطالب فصل دوم و سوم پیرامون انگیزش و آموزش کودکان، لزوم بررسی تأثیر انیمیشن مشوق نقاشی بر درک محتوای انیمیشن های آموزشی ملموس می گردد. معیار تأثیرپذیری از محتوا در این پژوهش، ترسیم مفاهیم تابش نور خورشید به گیاهان، کاشتن دانه گیاه و رشد آن، بارش باران روی گیاهان و نیز بارش باران پس از رعد و برق بوده است.
از میان 53 نفر جامعه تحقیق، 29 نفر (7/54%) موضوع و محتوایی را که آن تأثیر پذیرفته بودند مورد تأکید قرار دادند و 24 نفر (3/45%) به شکلی متعادل به ترسیم پرداخته اند. در شاخص تأکید، تفاوت معناداری (05/0=α) وجود دارد.
بررسی عنصر تأکید در نقاشی کودکان بر چندین فرض ضمنی استوار است که به نشان دادن جنبه های مهم از لحاظ هیجانی در موضوع نقاشی مربوط می شود. مثلاً مکوور417 (1949) معتقد است که کودکان هنگام کشیدن نقاشی بر عناصری تأکید می کنند که مخصوصاً مورد توجه ایشان است و از لحاظ شخصی برای ایشان اهمیت دارد.418
لوکه (1927) معتقد است کودکان شش ساله و کوچکتر، معمولاً در نقاشی های خود به مقیاس گذاری صحیح دست نمی یابند. مشاهدات و نظراتی از این قبیل، برخی از پژوهندگان را به این نتیجه رسانده است که اندازه و مقیاس در نظر برخی هنرمندان جوان، غالباً بازتابی از اهمیت است نه تلاش در جهت مقیاس گذاری صحیح از لحاظ دیداری.419
لوونفلد یکی از متنفذترین مدافعان و مشارحان این نظریه بوده است که کودکان از ابعاد در نقاشی خود برای نشان دادن و انتقال اهمیت موضوع استفاده می کنند.420
در بیشتر نقاشی هایی که کودکان از خانواده ترسیم می کنند، همیشه یک شخصیت اصلی وجود دارد که کودک بیشترین بار احساسی خود را، چه به صورت عشق و ستایش، و چه به صورت ترس و دلهره، بر روی او مستقر می کند. این شخصیت اصلی و یا برجسته غالباً قبل از دیگران کشیده می شود. زیرا او اولین کسی است که کودک به او فکر می کند و توجهش به او جلب می شود. این شخص، گاهی در مرکز کاغذ ترسیم می شود و نگاه های دیگر اشخاص به طرف او برمی گردد و گاهی هم اولین شخص از طرف چپ کاغذ است. این شخصیت اصلی، همیشه از دیگر اشخاص در اندازه ای بزرگتر کشیده می شود. زیرا او مهم تر از دیگران است و بیش از هر کس دیگری در زندگی کودک، فضای روانی او را اشغال کرده است و به همین علت است که در نقاشی او، این فضا به صورت بزرگتری نشان داده می شود. او در کشیدن اجزاء منسوب این شخص دقت فراوانی به کار می برد.421
پژوهندگان دیگری (سولی422 و های423، 1957؛ کرادیک424، 1961؛ سچرست425 و والاس426، 1964) نیز مطالعاتی بر اساس این فرض انجام داده اند و به این نتیجه رسیده اند که در نقاشی های انجام شده توسط کودکان، موضوعات با اهمیت بزرگتر کشیده می شوند.427
در حالی که برخی پژوهندگان (فریمن، 1980؛ الیک و لاک، 1985) درباره وجود تأثیر کلی اهمیت بر اندازه در نقاشی کودکان تردید داشتند، تانیا فاکس428 و چینی429 در جدیدترین تحقیقات خود مدارکی در تأیید چنین تأثیری ارائه داده اند. آنها در دو تحقیق جداگانه دریافتند اولاً کودکان تصاویر پدر و مادر خود را بزرگتر از تصاویر سایر مردان و زنان می کشند. دوماً در بازنمایی دو پیکره مشابه، کودکان پیکره ای را که بداخلاق و زشت توصیف شده، در مقایسه با پیکره دیگر کوچکتر می کشند. «این نتیجه گیری، مدرکی است آشکار در تأیید تأثیر اهمیت موضوع از نظر کودک نقاشی کننده، بر ابعاد نقاشی.»430
اهمیت موضوع می تواند بر میزان پرداختن به جزئیات در نقاشی کودکان نیز تأثیر قابل توجهی به جا بگذارد. در کشیدن اجزاء منسوب به شخصیتی که برای او اهمیت دارد دقت فراوانی به کار می برد. « لوازمی مثل عصا، پیپ، کیف و گردن بند او را هم می کشد و در حالیکه دیگر اشخاص را از مقابل و بی حرکت نشان می دهد، شخصیت اصلی را نیمرخ یا در حال حرکت نشان می دهد.»431
کودک برای کشیدن یک شکل واحد، بارها و بارها اشکال مشابهی را رسم می کند. این طرح ها حکم یک کلید را دارند و بعدها همین اشکال تکراری، اندیشه مرکبی را می سازند. گاهی نیز «کودک برای ارزش دادن و برجسته کردن کسی تصویر او را چندین بار تکرار می کند. مثلاً کودکی در نقاشی اش تصویر پدرش را که شخصیت یگانه اوست نقاشی کرده که سه بار به خانه می آید و هر بار وسیله ای که به صورت سلاح است با خود می آورد. این پسر تنها فرزند خانواده است و مادرش را بسیار دوست دارد. پدرش آدم خشنی است و او را هر روز کتک می زند. این پدر خشن آن چنان او را مشوش کرده که جایی برای شخص یا اشخاص دیگری در فکر او باقی نگذاشته است و فقط او به عنوان واقعیت بیرونی در مغز کودک وجود دارد.»432
انتخاب رنگ ها در نقاشی، پررنگ و کم رنگ کشیدن و نیز سایه زدن در نقاشی می تواند در تحلیل نقاشی توسط متخصصان نقش داشته باشند. در کنار اندازه و موقعیت فضایی، رنگ آمیزی و ترجیح رنگ نیز از احساسات کودکان و عواطف آنها تاثیر می پذیرد. برکیت و همکاران (2003) دریافتند که کودکان در رنگ آمیزی موضوع هایی مانند آدم، سگ و درخت تفاوت قائل می شوند.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع روان شناسی، پیش دبستانی، پیش آزمون، محتوای آموزشی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی صورتهای مالی، رگرسیون، اطلاعات مالی، گزارشگری مالی