پایان نامه ارشد با موضوع ماشين، تاکسي، خيابان، جمعيت

دانلود پایان نامه ارشد

به آن ها اشاره کرده است به نوعي مسائل خاص و منحصر به شهر تهران است. همچنين تهران به عنوان پرجمعيت ترين و صنعتي ترين شهر کشور مسلماً از نظر نقائص و مسائل و معضلات هم در رديف اول قرار داشته و دارد. از طرف ديگر مي توان گفت که تهران نمونه ي کوچک شده اي از ايران محسوب مي شده و مشکلات و مسائل آن شايد قابل تعميم به ديگر نقاط کشور هم باشد. اما اين شهر به خاطر وسعت و ازدحام زياد جمعيت مسلما نقص ها و کمبودهايي داشته که در شهرستان هاي ديگر و شهرهاي کوچک تر، آن نوع از مشکلات وجود نداشته است.
علاوه بر اين مسائل، نگاه و دقت در مشکلات شهر تهران مي تواند نشان دهنده ي بيشتر ظلم و بي عدالتي اجتماعي که در مباحث قبل هم ذکر شد باشد، چرا که وقتي حکومتي در حفظ و مديريت پايتخت کشور مبتلا به ضعف ها و کمبودهاي عميق باشد مسلما در رسيدگي به شهرستان ها، به خصوص شهر ها و روستاهاي کوچک تر و دور تر از مرکز کشور بسيار ناموفق و ضعيف بوده است. مسائل و معضلات خاص شهر تهران که در اين آثارمطرح شده اند به اين صورت ذکر مي شود:
4 ـ 1 ـ 4 ـ 1 ترافيک و آلودگي هواي تهران
همان طور که گفته شد شهر تهران به خاطر وسعت زياد و جمعيت نسبتا بالايي که داشته، همچنين به خاطر توليد و وارد کردن بي رويه ي اتومبيل از سوي دولت، دچار معضل بزرگ ترافيک بوده است ـ معضلي که تا امروز هم رشد روز افزون داشته و اين رشد هر چه بيشتر از پيش در حال افزايش است.
مسلماً ترافيک بالا از سويي و ازدحام کارخانه ها و مراکز صنعتي ديگر در اين شهر از سوي ديگر باعث آلودگي هواي اين شهر مي شده است. مؤلف به اين مسائل و معضلات اشاره هاي فراوان کرده و در بسياري از موارد طرح اين مشکلات را دستمايه ي خلق طنز کرده است. همچنين عدم استفاده ي دولت از رويکردهاي نوين جهاني در شهر سازي باعث پيچيده تر شدن اين معضلات مي شده است که در اين آثار به اين مسأله نيز اشاره هايي شده است.
ـ همه مي خواهند ماشين بخرند بي اينکه فکر کنند معده ي ترافيک شهر تا چه حد توانايي هضم اين همه ماشين را خواهد داشت. برخي از خانواده ها به جاي يک ماشين دو تا يا سه تا ماشين دارند479.
ـ مي گويند 280 هزار تهراني در شش ماه گذشته تقاضاي گواهينامه ي رانندگي کرده اند … اگر رشد فروش اتومبيل به نسبت گواهينامه هاي رانندگي ترقي کند فردا جايي براي پياده رفتن هم در تهران وجود نخواهد داشت480.
ـ تقريبا صدي نود رانندگان ما هر کدام با هزار راس و ريس و ضرب و زور يک ماشين خريده و شايد در پرداخت اقساط آن هم درمانده اند …. بنابراين، اين عده هفته اي سه روز از پشت رل نشستن معاف خواهند بود و اين هم نوعي سعادت اجباري است چون هفته اي سه روز کمتر ديگ خشمشان به جوش مي آيد و اعصابشان از دست چراغ قرمز و راه بندان و هزار دردسر ديگر ترافيک خرد مي شود.
ـ باز اي کاش در برابر پرداخت تمام اين پول ها مي توانستيد با خاطر آسوده از ماشين خود استفاده کنيد، ولي اين طور هم نيست. تمام مدتي که پشت رل هستيد دلهره و نگراني داريد، نگراني از اين که با شلوغي شديد خيابان ها مبادا دير به مقصد برسيد …. اي کاش وقتي به مقصد مي رسيديد و ماشين را متوقف مي ساختيد دلهره هاي شما هم پايان مي يافت ولي مي بينيد دردسري بزرگ تر از تمام دردسرهاي قبلي انتظار شما را مي کشد آن هم درد سر پارک کردن ماشين است. ماشين را کجا بگذارم؟ يعني: “حالا چه خاکي به سرم بريزم481؟
ـ بالاخره ماشين سواري مردم را به ستوه آورده و روزي خواهد رسيد که همه بگويند: ” دوره ي ماشين سواري گذشته و حالا ديگر دوره ي خر سواري است482!”
4 ـ 1 ـ 4 ـ 2 کمبود امکانات و عدم ارائه ي خدمات مناسب به شهروندان
مسلما هنگامي که جمعيت شهري افزايش مي يابد نياز افراد به امکانات و خدمات ضروري نيز بيشتر مي شود، اما در تهران آن دوران خاص گويا فقط جمعيت رو به افزايش بوده و نه خدمات و امکانات. از مطالب و مباحث ذکر شده در اين آثار در مي يابيم که پايتخت نشين هاي دوره ي مورد بحث، گاه در تأمين کوچک ترين نيازهاي شهروندي خود، مثل استفاده از حمل و نقل عمومي با مشکلات جدي و بزرگي مواجه بوده اند. مسأله ي کمبود تاکسي و اتوبوس بارها و بارها به عنوان سوژه ي طنز در اين آثار مطرح شده است، به طوري که تجسم زندگي شهري آن دوران را براي مخاطب بسيار سهل و آسان مي کند.
ـ …. يکي از آن ها با خشم و تمسخر گفت : ” بيا… اين هم وضع تاکسي!” راننده بي معطلي جواب داد: حضرت آقا اگر تازه اين جا تشريف آورده ايد خير مقدم عرض مي کنم. انشاءالله دو سه دفعه که اتوبوس سوار شديد ديگر در تاکسي به اين زودي ترش نمي کنيد.483
ـ فقط دو روز مرخصي داشتم و هزار کار که مي بايست همه را در اين فرصت کوتاه انجام دهم. ولي هر چه معطل شدم هيچ تاکسي اي پيدا نشد ….. يکي دو تا تاکسي خالي هم که پيدا کردم رانندگانش با قلدري و گردن کلفتي جواب سربالا دادند و به ريشم خنديدند. خواستم اتوبوس سوار شوم ولي ديدم دو ساعت بايد در صف ايستاد و تازه تا جنوب شهر سه خط بايد عوض کرد و سه تا دو ساعت يعني شش ساعت فقط در صف بايد معطل شد….. خلاصه تا ساعت ده و نيم به انتظار وسيله ي نقليه سماق مکيدم. عجيب است! در عصري که دو ساعته مي توان از قاره اي به قاره ي ديگر رفت من سه ساعت معطل شدم و نتوانستم خود را از اين طرف شهر به آن طرف شهر برسانم484 !
ـ تا به حال بيش از صد بار در مطبوعات و راديو و تلويزيون به شوخي و جدي اين تابلوهاي “ايستگاه تاکسي” را مسخره کرده اند و گفته اند: اين تابلوهاي مضحک را که يکي از علائم بهلول بازي هاي ماست از کنار خيابان برداريد چون تاکسي در خيابان هر طور که دلش بخواهد ويراژ مي دهد و هر جا که دلش بخواهد مي ايستد جز در ايستگاه تاکسي485!
ـ تا آن وقت شايد تو قاطري، يابويي، الاغي بالاخره مرکبي گير آورده باشي که محتاج اتوبوس و ترن و تاکسي نشوي و زودتر هم به خانه ات برسي486 ….
ـ رانندگان تاکسي بازي تازه اي در آورده اند و براي اين که زحمت خود را کم کرده باشند مدتي است که مسير مستقيم براي خود اختيار مي کنند….. تاکسي رانها هر راهي که دلشان بخواهد مي روند و هر قدر هم که دلشان بخواهد با مسافر حساب مي کنند و هيچ کس هم جلودارشان نمي شود.487
4 ـ 1 ـ 4 ـ 3 مهاجرت افراد از شهرستان ها به تهران براي زندگي
کمبود امکانات زندگي در سراسر کشور و بالاتر رفتن هر روزه ي هزينه هاي زندگي و همچنين مشکل جدي مردم در مورد يافتن مشاغل مناسب و درآمدهاي کافي، باعث مي شده که در دوران مورد بحث در اين آثار، افراد و ساکنين شهرها و روستاهاي مختلف کشور با شنيدن اخبار و شايعاتي چون وجود امکانات، شغل و درآمد بالا در تهران به اميد بهبود زندگي خود ديار خويش را رها کرده و به تهران مهاجرت نمايند. همين امر باعث مي شده که جمعيت تهران مرتباً افزايش يابد و در نتيجه مردم با کمبود بيشتر امکانات و مايحتاج ضروري زندگي مواجه شوند. مؤلف به اين معضل اجتماعي بارها و بارها اشاره کرده و آسيب هاي جدي اجتماعي، اقتصادي و حتي فرهنگي حاصل از اين امر را به مسئولين و مردم گوشزد کرده است.
ـ …. گفتم! اين تقصير درخت نيست و نتيجه ي هجوم از شهرستان به تهران است شايد اگر قبل از نقل مکان به تهران از حافظ فال مي گرفتي اين بيت مي آمد:
اي که از کوچه ي معشوقه ي ما مي گذري با خبر باش که سر مي شکند ديوارش
حالا هم دير نشده اگر باز از حافظ فال بگيري ممکن است اين شعر بيايد:
ما آزموده ايم در اين شهر بخت خويش بايد برون کشيد از اين ورطه رخت خويش488
ـ جواب داد: در دامغان بوديم. باغ حسابي داشتيم. گول خورديم و همه ي زندگي را فروختيم و به تهران آمديم.چون خيال مي کرديم علي آباد شهري است. اين جا پس از مدتي که مثل کولي ها سفيل و سرگردان بوديم بالاخره اين آپارتمان هفتاد متري را خريديم. حالا مجبوريم هفت نفري در اين قفس زندگي کنيم. در دامغان کيسه کيسه پسته را به دوستان و خويشاوندان تحفه مي داديم. اين جا پريروز که مهمان داشتيم براي يک کيلو پسته پنجاه تومان از جيبمان پريد489.
ـ …. حالا حکايت تهران است. يقنعلي بقال که در گوشه ي فلان شهرستان از زور کسادي مگس مي پراند، همين که شنيد قهوه چي هم ولايتي اش بيست سال پيش، به تهران رفته و با سرمايه اي عبارت از يک سماور قراضه ي برنجي و چند تا استکان نعلبکي لب پريده دست به فروش چاي آب زيپوي يکي سه تا پول زده و حالا صاحب سه چهار مهمان خانه ي لوکس است، به طمع مي افتد و دکان خود را مي فروشد و با پول مختصري که دارد راهي تهران مي شود تا با سرمايه اي که دارد دست به کاري زند که غصه سر آيد490……
ـ هر جا کار توليدي باشد، کارگر و کارمند جمع مي شوند و هيچ کس به فکر ترک محل خود نمي افتد. اين همه کارخانه که در اطراف تهران است، اگر در شهرستان ها بود لااقل کارکنان اين کارخانه ها يا بستگانشان در آن شهرستان ها زندگي مي کردند و الان در تهران نبودند.
4 ـ 1 ـ 4 ـ 4 ناکارآمدي شهرداري در تأمين رفاه شهروندان
مسلما شهري با وسعت و جمعيت بالا نيازمند مديريت و رسيدگي عالي از سوي مسئولين نيز هست، اما با مطالعه ي اين آثار در مي يابيم که شهر تهران در آن دوران از نظر تأمين رفاه و امکانات براي شهروندان دچار کمبودها و نقائص فراواني بوده است. علت اصلي اين نقائص و کمبود ها نيز در وهله ي اول شهرداري اين شهر بوده است، چرا که اين سازمان عليرغم صرف هزينه هاي بالا نهايتاً در تأمين رفاه شهروندان چنان که بايد و شايد موفق نبوده است. مؤلف به کمبودهاي فراواني چون عدم پاکيزگي خيابان ها و محلات، عدم نظارت صحيح بر نحوه ي ساخت و سازها، عدم مديريت و اجراي علمي و کاربردي در اموري مثل جاده سازي و گسترش خيابان ها ، نبود مکان هاي مناسب و کافي براي تفريحات سالم و ورزش شهروندان و اموري از اين قبيل اشاره مي کند. بايد گفت که تمامي اين مشکلات در جنوب شهر تهران عميق تر و مسأله سازتر بوده است. در اين موارد هم مؤلف بارها به مقايسه ي شهر تهران با پايتخت هاي پيشرفته ي جهان مي پردازد و مشکلات را با زبان طنز به تصوير مي کشد.
ـ بايد خدا را شکر کنيم که فقط در ورزش با ملل ديگر مسابقه مي دهيم. اگر قرار بود در ساير کارها مثل خانه سازي، راه سازي، آسفالت خيابان، کابل کشي، زباله کشي، امور اداري، تسريع در محاکمات قضايي و غيره و غيره هم با ملل ديگر مسابقه بدهيم چي مي شد491….
ـ از يک طرف توصيه مي کنند که اهالي تهران در مصرف آب اسراف نکنند، از طرف ديگر خبري پخش مي شود که شهرداري تهران مي خواهد بيست و شش قايق موتوري و بادي از انگلستان بخرد و آن ها را در درياچه ي مصنوعي جنوب تهران به کار اندازد. مردم مي گويند: ما در فصل باران براي عبور از خيابان هايي که حکم رودخانه را پيدا مي کند در زحمتيم. اين قايق ها را در همين خيابان ها به کار بياندازيد نه در درياچه ي مصنوعي، چراغي که به خانه رواست به مسجد حرام است492 !
ـ تصادفا باد يک روزنامه ي کهنه ي دوسال پيش را در داخل ماشين مي اندازد. بر مي دارم و مي بينم نوشته: ” قرار است کيسه هاي نايلوني ميان خانه ها تقسيم شود تا هر روز زباله ها در اين کيسه هاي سربسته تحويل رفتگر شود و به همين نحو هم از شهر خارج گردد که روي آن باز نماند و باعث آلودگي هوا نشود. فعلا مطالعات در اين زمينه ادامه دارد. البته مطالعه در بعضي از زمينه ها طول مي کشد. گاهي يک سال و دو سال و گاهي يک قرن493.
ـ هنوز صد قدم نرفته بودم که ديدم گرد و خاک شديدي برخاست و آسمان را تيره و تار کرده، چيزي نگذشت که از ميان گرد و غبار يک دسته جارو بعد خود جارو و در پشت آن هم هيکل رفتگر مثل شاخ شمشاد سبز شد. تقريبا در تمام طول خيابان به ترتيبي که عرض کردم مأموران شهرداري با کمال جديت مشغول مبارزه با آلودگي هوا بودند.494
ـ من هر چه فکر کردم نفهميدم منظور از اين پيشنهاد چيست؟ آيا اين آقاي راننده ي تاکسي مي خواست

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع قولنامه، مشاغل آزاد Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع زنان خانه دار، زنان کارمند، نقد اخلاق، حقوق زنان