پایان نامه ارشد با موضوع قولنامه، مشاغل آزاد

دانلود پایان نامه ارشد

شما همه را تحمل مي کنيد چون با اين بازي هاي او خو گرفته ايد458.
ـ ….. يا اين شعر:
در وصل و هجر سوختگان گريه مي کنند از بهر شمع خلوت و محفل برابر است
يعني براي ما سوختگان، وصل و هجر يکسان است. آن وقت که درآمد مملکت کم بود و بودجه اي نداشتيم برق ما همين حال را داشت و حالا هم که داريم برق ما همين حال را دارد و همين که بار چند کولر را به دوش مي کشد زير سنگيني بار کمرش خرد مي شود و رهسپار عالم نيستي مي گردد459.
4 ـ 1 ـ 3 مسائل نظام درماني
به عنوان يکي ديگر از معضلات و مشکلاتي که از طرفي پيوند و رابطه ي مستقيم با زندگي و رفاه مردم دارد و از طرف ديگر داراي نقص ها و کمبودهاي فراواني است مي توان مشکلات مربوط به نظام درماني و پزشکي جامعه را نام برد. اگر چه يکي ازمهم ترين ويژگي هاي نوشته هاي مؤلف نگاه عميق و بسيار دلسوزانه ي او به امور است اما مي توان گفت که در مورد مسائل خاص نظام درماني شدت همدردي او با مردم بيشتر از مسائل ديگر شده است، شايد به عنوان دليل اين امر بتوان گفت که چون اين مسائل براي افراد خاصي که از درد جسماني رنج مي برند دردي روحي نيز توليد مي کنند، اين مسأله ي مضاعف شدن درد مردم نويسنده را نيز تحت تأثير قرار داده و بر عمق توجه او به مسأله افزوده است. مسائل خاص نظام درماني را مي توان به اين صورت ارائه کرد:
4 ـ 1 ـ 3 ـ 1 بالا بودن نرخ ويزيت پزشکان
همان طور که در بعضي از بخش هاي گذشته هم اشاره کرديم مسأله ي گراني و بالا بودن هزينه هاي زندگي به عنوان پر رنگ ترين مسأله ي جامعه ي آن روزگار مطرح است. اين گراني و بالا بودن نرخ شامل نرخ ويزيت پزشکان هم مي شود و چنان که از سخنان بيان شده در اين مقالات بر مي آيد نرخ ويزيت پزشکان روز به روز بالا رفته و باعث ايجاد مشکلات فراوان براي افراد و بيماران مراجعه کننده مي شده است. علت اصلي اين امر که در مقالات و داستان ها هم به آن اشاره هايي شده است ، بي شک عدم نظارت صحيح دولت در اين بخش و ضعف دولت در تعيين نرخ هاي ثابت و مطابق با درآمد افراد جامعه بوده است.
ـ خانمي مي گفت: براي معالجه ي جوش هاي صورتم پيش يک دکتر پوست رفتم که مبلغ هنگفتي حق ويزيت گرفت و آخر هم نتوانست معالجه ام کند. شوهرش گفت: اين دکتر پوست لابد فقط متخصص پوست کندن بوده است.460
ـ مادري مي گفت: بچه ي پنج ساله اي دارم که از وقتي به دنيا آمده تا کنون هميشه او را پيش يک دکتر برده ام که متخصص اطفال است. سال اول حق ويزيت او ده تومان بود، حالا پنجاه تومان شده يعني درظرف پنج سال چهار صد درصد حق ويزيت خود را بالا برده. آخر کدام يک از مايحتاج زندگي در اين مدت چهار صد درصد بالا رفته که ويزيت دکتر بالا برود461؟
ـ وقتي روزنامه را آوردند و ديدم مقاله اي، شايد براي هزارمين بار، راجع به گراني نرخ ويزيت پزشکان در آن درج شده، هر کس در اين خصوص چيزي گفت….. يکي گفت: من بيمار شدم و پيش دکتر رفتم . با اين که صريحاً اقرار کرد که از مرض من ابداً سر در نمي آورد، معذلک شصت تومان به قول خودش “حق المعالجه” گرفت462.
ـ …. اين تفاوت نرخ که براي عمل فک يک بچه ، دکتري پنج هزار تومان بخواهد به اضافه ي مخارج بيمارستان و دکتر ديگر نصف آن را بگيرد بدون هيچ هزينه ي ديگر، درست در موقعي است که نويد تعيين خدمات درماني به مردم داده مي شود آيا مبارزه با گراني فقط براي سبزي فروش و بقال است463؟
4 ـ 1 ـ 3 ـ 2 بي مسئوليتي پزشکان در برابربيمار
يکي ديگر از مشکلاتي که بيماران با آن مواجه بوده و از نقص هاي بزرگ سازمان درماني کشور به شمار مي رود، مسأله ي عدم توجه شايان پزشکان به بيمار بوده است که اين امر هم دلايلي داشته، يکي از اين دلايل را مي توان مسأله ي عام و نسبتا فراگير دو يا چند شغله بودن پزشکان دانست، اغلب پزشکان به کسب ها و مشاغل آزاد پردرآمدي مثل خريد و فروش زمين يا ساخت و ساز مسکن مشغول بوده اند که نتيجه ي اين امر طبيعتاً بي توجهي پزشک به بيمار مي شده است. يکي ديگر از دلايل اين امر کمبود پزشک در جامعه بوده است و البته کم سوادي و نداشتن اطلاعات کافي بعضي از پزشکان هم از دلايل اين امر به شمار مي رود.
ـ دکتري را مي شناسم که او هم گويا خيال مي کند هميشه ف يعني فرحزاد. چون به مريض مهلت نمي دهد که حرفش را بزند و بيچاره همين که حرف سين از دهنش در آمد او خيال مي کند منظور سردرد است. ابداً فکر نمي کند که شايد مقصود از سين، سردرد نباشد و سرسام يا سرگيجه باشد، يا سينه درد، سرماخوردگي، سينه پهلو، سل و هزار مرض ديگر باشد که با سين شروع مي شود بدين جهت بلافاصله قلم بر مي دارد و نسخه مي نويسد464….
ـ برخي از دندان پزشکان، وقتي همه ي دندان هاي کسي را مي کشند دو رديف دندان مصنوعي برايش مي سازند که ابداً در دهانش جانمي افتد و بيچاره هميشه از اين يک جفت نعل پاره که در دهنش لق لق مي خورد عذاب مي کشد و ناچار است که هميشه هم براي اصلاح آنها به دندان پزشک مراجعه کند. بدين ترتيب مشتري هميشگي او خواهد شد.465
ـ … از مطب دکتر بيرون آمدم و به خيابان که رسيدم متوجه شدم که هشتاد تومان داده و نسخه اي هم نگرفته ام که عينک جديدي بخرم و حالا باز بايد در به در بگردم و از اين و آن سراغ يک چشم پزشک ديگر را بگيرم. مي ترسم آخر هم چشمم يا چپ شود يا کور466 !
ـ برخي از پزشکان بدين جهت داروي زياد به بيمار مي دهند که گاهي براي يک مرض چند علت حدس مي زنند. بدين جهت چند نوع دارو براي او مي نويسند که اگر يکي اثر نکرد ديگري موثر واقع گردد467.
ـ ديگري گفت: من گوشم درد مي کرد و به يکي از درمانگاه ها ي بيمه رفتم. دکتر گوشم را که خوب نکرد هيچ، کاري کرد که سر درد هم به گوش درد اضافه شد. چرا که اين دکتر اصلا حواسش پي کارهاي ديگرا ست. فقط مي خواهد به درد خودش برسد نه به درد ما. پريروز رفتم آنجا و ديدم که آقاي دکتر يک ساعت همه را معطل گذاشته و در اتاق خودش با يک ملاک و يک دلال معاملات ملکي مشغول چک و چانه زدن و قولنامه دادن و قولنامه گرفتن است468.
ـ البته پزشکان با مروت زيادند. دکتر الکي و پولکي هم کم نيست.469
4 ـ 1 ـ 3 ـ 3 ناکارآمدي سازمان هاي بيمه
يکي از مسائل و نقص هاي نظام درماني که البته به نحوي با مسائل اداري و مديريتي دولت هم ارتباط نزديک و مستقيم دارد، مسأله ي ناکارآمدي سازمان هاي خدمات درماني و بيمه، و عدم سرويس دهي مطلوب از سوي اين سازمان ها به مردم بوده است. چنان که ازمطالب ذکر شده در اين آثار بر مي آيد سازمان هاي مختلف بيمه عليرغم دريافت هزينه هاي هنگفت از افراد، به هيچ وجه به وعده هاي خود عمل نمي کرده اند و از طرف ديگر پزشکان و مراکز درماني هم با بيماران بيمه شده رفتار مناسب و صحيحي نداشته اند، و قراردادهاي منعقد شده بين افراد و بيمه گران مطلقاً سود دو طرفه نداشته و سود اين قراردادها فقط شامل سازمان هاي بيمه مي شده است و همين امر باعث شکايت و نارضايتي هاي فراوان مردم بوده است. در اين آثار قسمتي ازاين نقص ها با زبان طنز منعکس شده است.
ـ بعد با ترس و لرز دفترچه ي بيمه ي خود را از جيب در آوردم و روي ميزش گذاشتم. نگاهي که به آن انداخت درست مثل نگاه کسي بود که به ورقه ي جلب خود مي نگرد . با خنده گفتم : آقاي دکتر، اگر دندان عقل خود را نکشيده بودم جرأت نمي کردم از دفتر چه بيمه استفاده کنم . چون برخي از پزشکان براي بيماران بيمه تره هم خرد نمي کنند.470
ـ دکتر همين که فهميد بچه جزو بيماران بيمه است، چنان با خشم دندانش را کشيد که لثه اش جرخورد و من بچه را با چشم گريان و دهان خونين و مالين از آنجا بيرون بردم. بعد به توصيه ي دوستان از دست دکتر به نظام پزشکي شکايت کردم. سه هفته پس از اين ماجرا، يعني هنگامي که ديگر به کلي دندان بچه خوب شده بود، در جواب شکايت من نامه اي رسيد که نوشته بود با مدارکي که در دست داريد در اين اداره حضور به هم رسانيد تا به شکايت شما رسيدگي شود. من هم در پاسخ نوشتم :از حسن توجه شما متشکرم. مدارکي که در دست بود مشمول مرور زمان شد و از دست رفت چون آنقدر دوا رويش گذاشتم که ديگر اثري از آن بر جانيست471!
ـ طبيعتاً مادر ناراحت شد و درخواست کرد که بچه را معالجه کنند. ولي آقاي دکتر گفت: خون اين بچه بايد عوض شود و پولي که بيمه از بابت اين کار به من مي دهد چهار صد تومان بيشتر نيست؛ آن ها خيال مي کنند اين کار به آساني آب حوض کشي است. به هر حال من سه هزار تومان کمتر نمي گيرم! اين پول را هم بايد خودتان بپردازيد.472.
ـ … خلاصه اين زن و شوهر جوان که هنوز بابت هزينه ي عروسي خود مقروضند براي يک زايمان آن هم زايمان طبيعي، قريب هفت هزار تومان پرداختند. در صورتي که هر دو بيمه هستند و خانم وقتي براي وضع حمل مي رفت دلش خوش بود که فقط ده درصد هزينه را خواهد پرداخت.473
4 ـ 1 ـ 3 ـ 4 مسائل و مشکلات مربوط به مراکز درماني
از ديگر مسائل و معضلات مربوط به نظام درماني مسأله ي وضعيت بيمارستان ها در کشور بوده است. کمبود بيمارستان به طورکلي و کمبود امکانات ضروري در بيمارستان ها، همچنين کمبود پرستار و عدم رسيدگي مناسب و توجه کافي به بيماران در بيمارستان ها از اصلي ترين نقائص مربوط به اين بخش است.
همچنين در اين بخش مي توان به نقائص و کمبودهاي داروخانه هاومشکلات خاص مربوط به دارو در کشور اشاره کرد. در اين بخش بايد به مشکلاتي مانندکمبود و گراني دارو، ساخت داروهاي ايراني با کيفيت بسيار پايين و کاملا بي اثر و همچنين مصرف خود سرانه ي دارو توسط افرادبه عنوان مهم ترين معضلات اشاره کرد.
وضعيت نا مطلوب داروخانه ها و عدم رسيدگي صحيح و با دقت به افراد مراجعه کننده از مهم ترين اين نقائص محسوب مي شود، عرضه ي اجناس مختلف و متفاوت در داروخانه ها که منجر به شلوغي بيش از حد فضاي داروخانه و در نتيجه مراجعه ي افراد مختلف ـ غير از بيماران ـ با نيازهاي غير ضروري به داروخانه ها مي شده نمونه ي بارزي از اين وضعيت نامطلوب است که بارها دستمايه ي خلق طنز در اين آثار شده است.
ـ پريروز به عيادت بيماري رفته بودم. وقتي از پيشش بيرون آمدم، دم در يکي پرسيد، : آقا اين جا وزرات دارايي است؟ با تعجب جواب دادم: اين جا بيمارستان است. از کجا خيال کرديد که وزارت دارايي است؟ جواب داد: آخر ديدم مرتب ازهمه پول مي گيرند474!
ـ بعضي از خانم ها تا مدتي پر خوري مي کنند . بعد که خيلي چاق و خيکي شدند به فکر رژيم لاغري مي افتند و اول تا مدتي جاي غذا فقط قرص ويتامين مي خورند. بعد که از بي غذايي اعصابشان ضعيف شد به جاي ويتامين قرص اعصاب مي خورند475 !
ـ راننده گفت: آخر اين چه وضعي است؟ شايد يک نفر مريض داشته باشد که بخواهد فورا او را به بيمارستان برساند. من گفتم: فرض کن او را فورا به بيمارستان رساند. کدام بيمارستان مريض را فورا بستري مي کند؟ مسافر ديگري گفت: فرض کن فورا هم او را بستري کردند، کدام دکتر فورا براي درمانش دست بالا مي کند؟476
ـ آقايي که براي بستري کردن مادر بيمار خود به دو بيمارستان رجوع کرده بود قسم مي خورد و مي گفت در هر دو بيمارستان اول گفتند تخت خالي نداريم. بعد پرسيدند: مريض شما بيمه است؟ وقتي گفتم نه، گفتند: بيا يک کاري مي کنيم.477
ـ فلان دارو فروش در آغاز سال نو دعا مي کند: که خدايا به تراکم ترافيک و سرگرداني مردم در ادارات و …. گرفتاري هايي که اعصاب مردم را خرد مي کند، پايان مده و گرنه ما خروارها قرص مسکن بي بو و خاصيت را که مردم به خيال خود براي آرامش اعصاب مي خورند و بدتر مريض مي شوند را به ناف چه کساني ببنيديم.478
4 ـ 1 ـ 4 مسائل خاص شهر تهران
از آنجايي که مؤلف اين آثار خود ساکن پايتخت بوده و روزنامه ي کيهان هم در تهران چاپ مي شده است و از طرف ديگر پايتخت هر کشور کانون اصلي حوادث و رويدادهاي خاص اجتماعي، سياسي، فرهنگي و … به شمار مي رود، بعضي از مسائل و نقص هايي که مؤلف

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع ارباب رجوع Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع ماشين، تاکسي، خيابان، جمعيت