پایان نامه ارشد با موضوع قلام تعهدی، اقلام تعهدی، قیمت گذاری، کیفیت افشا

دانلود پایان نامه ارشد

این موضوع سازگار با بازده نزدیک به صفر برای این سبد سهام است. در عوض، این موضوع با پیش بینی ناقرینگی متکی به فرضیه نمایندگی که کوتاری و همکاران36(2006) مطرح کردند، ناسازگار است(زاچ37، 2003). رقیب دیگر فرضیه تمرکز بر سود توسط فیرفیلد و همکارانش38، (2003) ارائه شده است، که بیان می کند زمانی که اقلام تعهدی به دارایی ها تقسیم می شوند، معیار بدست آمده اساساً درصد تغییرات در دارایی های عملیاتی را نشان می دهد(دیچاو و همکارانش،2011). اگر سرمایه گذاران توانایی درک تقلیل بازده سرمایه گذاری ها را نداشته باشند، آنگاه آن ها ممکن است افزایش قابل ملاحظه در دارایی ها را بیش از واقع، و یا کاهش قابل ملاحظه در دارایی ها را کمتر از واقع، قیمت گذاری کنند. در این وضعیت، سرمایه گذاران برای درک وضعیت اقتصادی سرمایه گذاری ها، از توانایی لازم برخوردار نیستند(همان منبع).
2-5. واکنش سرمایه گذاران نسبت به تغییرات اقلام تعهدی
به گفته فاما، بازار کارا بازاری است که در آن قیمت های اوراق بهادار به طور کامل، منعکس کنندة تمامی اطلاعات موجود است و بازار سرمایه به موقع و به دور از تورش های روانی، تأثیر اطلاعات جدید را در قیمت سهام، منعکس می کند(دسای و همکارانش39، 2004). نظریه بازار کارا و منطقی بودن تصمیمات سرمایه گذاران محور اصلی نظرات مالی مدرن است که شالودة آن اقتصاد مالی است. اما از دهه 1980 به بعد فرض منطقی بودن سرمایه گذاران مورد انتقاد جدی قرار گرفته است و همچنین در این علوم این اعتقاد که بازارهای سهام کارا هستند، به طور جدی به چالش کشیده شده است (هاگن رابرت، 1386). بنابراین زمانی که سرمایه گذاران اقلام تعهدی را به غلط تحلیل می کنند و در واقع با کمترین دقت و در اثر بی تجربگی واکنش های غیرمعمول نشان می دهند، موجب می شود بازده آتی سهام با آن چه انتظار آن را داشتند متفاوت باشد.
به طور کلی قدرت محدود در محاسبات، پیچیده بودن مسایل تصمیم گیری و وجود برخی خطاهای سیستماتیک در قضاوت ها باعث می شود، گاهی انسان ها کاملاٌ عقلانی عمل نکنند(دموری و همکارانش، 1387). در این زمینه عوامل روانشناختی یکی از مهم ترین مواردی هستند که می توانند بر روی رفتار سرمایه گذاران و واکنش آن ها در مقابل اطلاعات تأثیر بگذارندو تحلیل ها نشان می دهد که اوراق بهادار اغلب چرخه هایی از واکنش کمتر از حد و بیش از حد را در نتیجه پردازش اطلاعات سرمایه گذاران تجربه می کنند. به طور کلی میزان واکنش بیش از حد یا کمتر از حد بستگی به این دارد که سرمایه گذاران، اصول اولیه را چگونه درک کنند؛ اگر این اصول به راحتی توسط بسیاری از افراد قابل درک باشد هر دو واکنش بیش از حد و کمتر از حد کاهش خواهد یافت(مهرانی و نونهال نهر، 1387).
در ارتباط با علل پدیده واکنش بیش از حد سرمایه گذاران، پژوهشگران مختلف یک سری عوامل روانشاختی را بیان نموده و این موضوع را در حوزة مالی رفتاری قرار داده اند. آن ها در تفسیر واکنش بیش از اندازه به دو تورش روانی سرمایه گذاران در هنگام اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری اشاره می کنند. یکی “اطمینان بیش از اندازه” و دیگری “موفقیت منتسب به خود”. اطمینان بیش از اندازه بدین معناست که مردم علاقه دارند به مهارت های خود، توانایی های خود و دانش خود، بیش از اندازه اعتماد کنند. اطمینان بیش از اندازه در مورد سهامی که تعیین ارزش آن مشکل است، قوی تر است. در نتیجة تورش روانی موفقیت منتسب به خود، سرمایه گذاران نتایج مطلوب را به مهارت هایشان نسبت داده و نتایج نامطلوب و غیرمنتظره را به شانس بدخود نسبت می دهند و به مهارت های خود در انتخاب سهام اطمینان کامل دارند (دنیل و همکارانش40، 1998).
ژانگ41، (2007) پیرامون موضوع اقلام تعهدی خلاف قاعده و واکنش ناصحیح سرمایه گذاران در بازار اظهار داشت که: اقلام تعهدی خلاف قاعده به صورت یکنواختی با اطلاعات سرمایه گذاریِ شامل در اقلام تعهدی افزایش می یابد و برخلاف انتظار، شواهد نشان می دهد، تجزیه و تحلیل ها همسو با مبحث پایداری اقلام تعهدی نیست. وی در پژوهش خود اقلام تعهدی سرمایه در گردش را معیاری برای رشد و سرمایه گذاری شرکت در نظر گرفته و با توجه به این معیار به بررسی رابطه بین اقلام تعهدی و بازده آتی سهام پرداخت. وی وجود رابطه منفی بین اقلام تعهدی و بازده آتی سهام را اثبات کرد و بیان نمود زمانیکه اقلام تعهدی معیار واقعی تری از رشد و سرمایه گذاری شرکت است، این رابطه قوی تر می شود؛ بنابراین وی نتیجع گرفت، نقش سرمایه گذاری اقلام تعهدی عامل واکنش ناصحیح سرمایه گذاران در بازار شده است.
کوپر و همکارانش42 هم در سال 2008 ارتباط منفی ای را بین سرمایه گذاری و بازده آتی سهام مشاهده نمودند. آن ها واکنش بیش از واقع سرمایه گذران نسبت به تغییرات سرمایه گذاری اقلام تعهدی را علت وجود چنین رابطه ای می دانند. آن ها استدلال می کند، سرمایه گذاران توسعه دارایی ها را نشانه مثبتی در شرکت توصیف کرده، در نتیجه سودآوری آتی شرکت را خوش بینانه پیش بینی می کنند و برخلاف آن کاهش دارایی ها را نشانه منفی در شرکت توصیف مرئه، در نتیجه سودآوری آتی شرکت را بدبینانه پسش بینی می کنند. بنابراین می توان استنباط کرد که واکنش اشتباه سرمایه گذاران، رشد خلاف قاعده را سبب می شود. واکنش اشتباه سرمایه گذران به این معنی است که بعضی اطلاعات مربوط، در قیمت سهام منعکس نمی شود یا بعضی برآوردها در قیمت سهام صحیح نیست(ژانگ، 2007).
حقیقت و ایرانشاهی هم در پژوهش خود در سال 1389؛ همانند کوپر و همکارانش (2008) اعتقاد داشتند که واکنش غیر منطقی سرمایه گذاران نسبت به تغییرات اقلام تعهدی به علت جنبة سرمایه گذاری این اقلام است. از آنجائیکه اقلام تعهدی محاسبه شده از طریق تغییرات غیرنقدی سرمایه در گردش به عنوان معیاری برای رشد/ سرمایه گذاری شرکت محسوب می شود؛ بنابراین سرمایه گذاران افزایش در اقلام تعهدی را نشانة مثبتی در شرکت توصیف نموده و سودآوری شرکت را خوش بینانه پیش بینی می نمایند و برعکس کاهش در اقلام تعهدی را نشانه منفی در شرکت توصیف نموده و سودآوری آتی شرکت را بدبینانه پیش بینی می کنند. آن ها در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که بین معیارهای رشد (از جمله؛ رشد تعداد تولید، رشد مقدار فروش؛ رشد دارایی ثابت و تأمین مالی خارجی) و اقلام تعهدی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد؛ بدین علت اقلام تعهدی را معیاری برای رشد و سرمایه گذاری در نظر گرفتند. آن ها همچنین در پژوهش خود وجود اقلام تعهدی خلاف قاعده را تأیید کردند و بیان نمودند که رابطه منفی بین اقلام تعهدی و بازده آتی سهام به علت وجود سرمایه گذاران بی تجربه در بازار ایجاد می شود.سپس بعد از تأیید وجود سرمایه گذاران بی تجربه در بازار، جنبه سرمایه گذاری اقلام تعهدی را به عنوان عامل واکنش ناصحیح نسبت به تغییرات اقلام تعهدی مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیند که، هر چه نقش سرمایه گذاری اقلام تعهدی بیشتر می شود؛ اقلام تعهدی خلاف قاعده افزایش می یابد؛ که علت آن را واکنش بیش از وافع سرمایه گذاران نسبت به تغییرات اقلام تعهدی بیان نمودند. در نتیجه می توان استنباط کرد که سرمایه گذاران نسبت به اخبار جدید منتشره در ارتباط با افلام تعهدی واکنش غیر منطقی نشان داده و موجب ایجاد بازده مازاد در بازار می شوند که این نشانة عدم کارایی بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
وُ جین و همکارانش43 (2009) اظهار داشتند که شرکت ها در واکنش به تغییرات نرخ بهره، اقلام تعهدی را تعدیل می کنند. زمانی که نرخ بهره کاهش می یابد، اکثر پروژه ها سودآور شده، اقلام تعهدی افزایش می یابد، ولی بازده های آتی کاهش می یابد؛ زیرا نرخ تنزیل پایین به معنی بازده مورد انتظار پایین در آینده است و زمانی که نرخ تنزیل افزایش می یابد، پروژه های کمتری سودآور شده؛ اقلام تعهدی کاهش می یابد، ولی بازده آتی باید افزایش یابد؛ زیرا نرخ تنزیل بالا به معنی بازده های مورد انتظار بالا در آینده است. در نتیجه بین اقلام تعهدی و بازده سهام رابطه منفی وجود دارد.
2-6. کیفیت افشا و قیمت گذاری نادرست اقلام تعهدی و جریان نقدی
هدف اصلی افشاء آگاه کردن تحلیل گران و سرمایه گذاران دربارة مبلغ و زمان بندی جریان های نقدی آتی است تا تحلیل گران مالی و سرمایه گذاران پیش بینی بهتری از سودهای آتی داشته باشند. بنابراین شفافیت و افشای بهتر برای سهامداران، اطلاع دهندگی بهتری ایجاد می کند. تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته است، نشان می دهد که یک افشای خوب، دقت پیش بینی تحلیل گران از سود سال های آتی را بهبود می بخشد. به این معنی که شرکت های با سطح افشای بالا نسبت به شرکت های با سطح افشای پایین، رابطه قوی تری با بازده سهام سودهای آتی دارند(دسای و همکارانش، 2004).
افشای اطلاعات، نقش اساس در تصمیم گیری های صحیح و آگاهانة گروه های مختلف به خصوص سرمایه گذاران دارد. اما واحدهای اقتصادی بدون فشارهای خارج سازمان و الزامات قانونی و حرفه ای، تمایلی به افشای کافی اطلاعات مالی ندارند. احتمال می رود که عدم تمایل به افشای کافی با قیمت گذاری نادرست اجزای سود(اقلام تعهدی و جریان وجه نقد) مرتبط باشد. هدف های حسابداری و گزارشگری مالی ایجاب می کند که اطلاعات مربوط، به گونه ای مناسب افشا شود و دسترسی به این اطلاعات برای همه ممکن باشد(عرب مازار یزدی و ارزیتون، 1386). مطابق با نظر اسلون (1996)، ممکن است سرمایه گذاران در درک محتوای اطلاعات اقلام تعهدی کند عمل کنند. اگر آن ها اطلاعات مرتبط با جزء تعهدی و جزء نقدی سود را برای پیش بینی سودهای آتی بهتر درک کنند، به همان نسبت اوراق بهادار را به اندازه قیمت گذاری خواهند کرد.
اسلون(1996) شواهدی فراهم می کند که سرمایه گذاران، پایداری اقلام تعهدی را بیش از واقع و پایداری جریان نقدی را کمتر از واقع برآورد می کنند. ادبیات او اصولاً بر تخمین بیش از اندازة ثروت متمرکز می شود. هر چند، تحقیقات اخیر پیشنهاد می کند که تمرکز تحقیق بر قیمت گذاری نادرست اقلام تعهدی، بدون بررسی قیمت گذاری نادرست جریان نقدی ناقص است(بارون و مگیلک44، 2009؛ دسای و همکارانش، 2004؛ یو45، 2007).
2-7. پیامدهای قیمت گذاری نادرست اقلام تعهدی و جریان نقدی
برخی محققان بر این باورند که شرکت ها تمایلی به ارائة اطلاعات ندارند؛ مگر آن که دولت یا حرفة حسابداری آن را الزام آور نماید. به عقیدة هندریکسون و ون بردا(1992) یکی از دلایل بی میلی شرکت ها در افشای اطلاعات این است که چون سرمایه گذاران نمی توانند رویه ها و سیاست های حسابداری را درک کنند، افشای اطلاعات بیشتر موجب گمراهی آنان خواهد شد. این دیدگاه هم دارای پشتوانه ای قوی نیست، زیرا مدیران مالی و تحلیل گران در زمینة حسابداری، آموزش های تکمیلی دیده اند و سهامداران می توانند از دیدگاه تخصصی آنان استفاده کنند. بنابراین سرمایه گذاران، سود شرکت هایی که کیفیت افشای آن ها بالاست را بهتر درک می کنند و در نتیجه قیمت گذاری نادرست کمتری را در اجزای سود این شرکت ها مشاهده می شود. اگر قیمت گذاری نادرست اقلام تعهدی به علت توانایی محدود سرمایه گذاران برای ارزیابی پایداری این اقلام باشد، انتظارمی رود شرکت هایی که سرمایه گذاران با مهارت بالا اطلاعات حسابداری آن ها را تفسیر می کنند، قیمت گذاری نادرست کمتری در اقلام تعهدی تجربه نمایند(کولین و همکارانش46، 2003).
کردستانی و ابراهیمی، (1392) پیرامون این موضوع اظهار داشتند که بررسی رابطه بین کیفیت افشا و قیمت گذاری نادرست اقلام تعهدی و جریان نقدی مهم است، زیرا نقش کیفیت افشا در کمک به سرمایه گذاران، برای درک درست اطلاعات حسابداری نسبت به قیمت ها را برجسته می سازد؛ در نتیجه بین کیفیت افشا و کارایی بازار رابطه ای شکل می گیرد. از این رو پیش بینی می شود قیمت سهام شرکت های با کیفیت افشای بالاتر در مقایسه با کیفیت افشای پایین تر، پایداری اقلام تعهدی(جریان نقدی) را با دقت بیشتری منعکس می کند. در انتها آنها اظهار داشتند که سرمایه گذاران پایداری اقلام تعهدی را کمتر از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع قلام تعهدی، اقلام تعهدی، قیمت گذاری، نابهنجاری اقلام تعهدی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع قلام تعهدی، اقلام تعهدی، سرمایه در گردش، وجوه نقد