پایان نامه ارشد با موضوع قانون مجازات، مجازات اسلامی، عدل و داد

دانلود پایان نامه ارشد

از امام صادق پرسیدم: « إذا تاب أَتقبل شهادتُه؟ فقال إِذا تاب و توبته اَن یرجع فیما قال و یکذِّب نفسه عند الامام و عند المسلمین فإِذا فعل، علی الامام یقبل شهادته بعد ذلک.»223
لازم به ذکر است که توبه قاذف مانع از اجرای حدّ شرعی قذف نیست، بلکه فسق او را زایل کرده و شهادتش قبول می شود. تحقق توبه قاذف مستلزم دو عنصر زیر می باشد:
الف) قاذف باید سخن خویش را تکذیب کند: بنابراین چنانچه نسبتی که به دیگری داده دروغ باشد، هیچ بحثی در تکذیبش نیست لکن تکذیب باید منطبق بر قذف باشد. یعنی اگر در اجتماعی به فردی نسبت ناروایی داده است،
باید در همان اجتماع از مقذوف دفع تهمت کرده و خود را تکذیب کند. اما چنانچه در نسبتی که به دیگری داده، صادق بوده باز باید به نوعی آن را توجیه و تکذیب کند و این تکذیب در پیشگاه خداوند، دروغ نخواهد بود چرا که از راست فتنه انگیز بهتر است.
ب) ظهور اصلاح از سوی قاذف: شیعه به محض ظهور اسلام، تحقق توبه قاذف را محرز می داند. اما شافعی گذشت مدت زمان یکساله و نظارت بر قاذف در این مدت را جهت احراز توبه قاذف لا زم می داند.224 امام صادق علیه السلام درباره تفسیر آیات چهارم و پنجم سوره نور می فرماید: « هرگاه قاذف توبه کند و عادل شود، پذیرفتن شهادت وی جایز است.»225 بنابراین توبه قاذف سبب سقوط حد نخواهد شد.
چرا که در قذف جنبه حق الناسی بر حق اللهی غلبه دارد و سقوط مجازات قاذف تائب در صورت گذشت مقذوف محقق می گردد.
در قانون مجازات اسلامی نیز مجازات جرایم حدّی با توبه ساقط می گردد به جز قذف و محاربه که عدم سقوط مجازات آن به دلیل جنبه حق الناسی جرم قذف است و توبه قاذف تنها فاسق بودن او را از بین می برد و شهادت او پذیرفته خواهد شد. سقوط مجازات حدّی او به رضایت و گذشت مقذوف مشروط است که در صورت گذشت مقذوف و چنانچه فوت شده باشد با گذشت ورثه او، مجازات قاذف ساقط می گردد.226

3ـ2ـ2ـ3ـ محاربه
3ـ2ـ2ـ3ـ1ـ تعریف محاربه
تعریف محاربه می تواند از بررسی معنای لغوی آن آغاز شود. محاربه مصدر باب مفاعله در زبان عربی است و مجرد آن بر وزن « فاعل » به معنای جنگ، مقاتله و غارت به کار رفته است. به همین دلیل است که در برخی از کتب لغت در این باره آمده « حَرَب الرجل لاَی سلبة المال و ترکه بِلا شیٍ.»227
به طور کلی واژه حرب و محاربه هشت بار در قرآن کریم به کار رفته است. اما مهمترین آیه ای که محاربه را به عنوان یکی از حدود شرعی معرفی کرده است، آیه 33 سوره مائده است. خداوند در این آیه می فرماید: « اِنَما جَزاءُ الذینَ یحاربونَ اللهَ و رسولَه و یسعون فی الارضِ فَساداً اَن یُقتلوا او یُصلِّبوا او تُقطعَ اَیدیهم و اَرجُلَهُم مِن خِلافٍ او یَنفوا مِنَ الاَرض ذلک لهُم خِزیً فی الدنیا و لهم فی الآخرة عذابٌ عظیم اِلَا الذینَ تابوا مِن قبل اَن تَقدِروا علیهِم فاعلَموا اَنَّ اللهَ غفورٌ رحیمٌ.»
همراه ساختن پیامبر در آیه فوق که می فرماید: « جنگ و نزاع با خدا و رسول » دلالت بر این دارد که مراد مبارزه با آثار و امور ولایت و حکومت الهی پیامبر اعظم می باشد. مانند راهزنی که امنیت جامعه را مختل می کند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می فرمایند: « یسعونَ فِی الاَرضَ فَساداً. » لیکن نفس اضافه شدن محاربه، به خدا و رسول را قرینه ای دانستند که مراد و مقصود، معنای گسترده تری می باشد.228 لیکن در اینکه به نحو مشخص چه چیزی مورد نظر است، در این زمینه دو دیدگاه وجود دارد:
نخست آنکه محاربه، به هرگونه عصیان و مخالفت با خدا و رسول اطلاق می شود.229 دوم آنکه مراد از محاربه با خدا و رسول، محاربه با مسلمانان بوده است لیکن به منظور بزرگ جلوه دادن آن و اهمیت امت اسلامی و اینکه جنگ با امت اسلام به منزله جنگ با خداوند و رسول او خواهد بود، لفظ محاربه، به خدا و رسول اضافه شده است.230
شیخ طوسی در مبسوط، محاربه را منحصر به قطاع الطریق نموده و مقصود از آن را تنها راهزنی دانسته است.231 اما این محدود نمودن معنای محاربه به قطاع الطریق به تدریج از میان رفت و فقها معنای گسترده تری را برای آن قائل شدند. ابن ادریس در این زمینه بیان نموده است که اگرچه فقهای عامه اتفاق نظر دارند که مراد آیه، قطاع الطریق است. اما مراد اصلی آیه هرکسی است که به قصد ترساندن مردم سلاح بکشد، چه در خشکی باشد و چه در دریا.232 منظور از جنگ با خدا و رسول، هر جنگی نیست بلکه منظور جنگی است که امنیت عمومی جامعه را به خطر بیندازد. به علاوه احکام چهارگانه کیفر محاربه نیز بیانگر آن است که منظور هر جنگی نیست. زیرا پیامبر بعد از جنگ با کفار و مشرکین اینگونه عمل نمی کردند؛ یعنی اینکه آنها را بکشد یا به دار بیاویزد یا قطع من خلاف و نفی بلد کند. از طرفی استثنای مذکور بعد از احکام چهارگانه در آیه که بیانگر توبه می باشد، مؤید این است که مراد از جنگ، راهزنی و به خطر انداختن امنیت جامعه است، چرا که اگر منظور هر نوع کارزاری بود، در جنگهای دوران پیامبر در مقابله با ملحدین، کفار و مشرکین مسأله توبه پیش از دستگیری و عفو از مجازات به سبب آن مطرح نبوده است.233
بنابراین به مقتضای آیه شریفه، محارب کسی است که با خدا و رسول بجنگد و در زمین فساد کند، چرا که ظهور عرفی آیه این است که محاربه با خدا و رسول و همچنین فساد در روی زمین، هر کدام جزءِ موضوعند. زیرا فساد در روی زمین با « واو » بر محاربه عطف شده است و چون فعلیت هر حکمی منوط به فعلیت موضوع آن می باشد، هرگاه تمام قیود مأخوذ در جانب موضوع فعلیت یابد، کیفر نیز حتمی می گردد. بنابراین کیفر مذکور در آیه شامل کسی می شود که با خدا و رسول بجنگد و در روی زمین فساد کند.234

3ـ2ـ2ـ3ـ2ـ کیفر محاربه
خداوند در قرآن کریم، مجازات محارب را چنین بیان می کند: «… اَن یُقَتلوا اَو یُصَلَبوا اَو تُقَطَعَ اَیدیهم و اَرجُلُهُم مِن خِلافٍ اَو ینفُوا مِنَ الاَرض…»235 بین فقها اتفاق نظر وجود دارد که حدّ محاربه یکی از موارد چهارگانه مذکور در آیه می باشد. اما اختلاف بزرگان در این است که موارد مذکور در آیه ـ یعنی قتل، به دار آویختن، قطع و تبعید ـ به نحو تخییر است یا ترتیب؟ شیخ مفید و محقق حلّی قائل به تخییرند.236 قانون مجازات اسلامی نیز در رابطه با مجازات محارب، قاضی را در انتخاب هر یک از کیفرهای چهارگانه مذکور، مخیّر دانسته است.237
استدلال قائلین به تخییر این است که: 1) اصل در کلمه « اَو » تخییر است. 2) در حسنه جمیل بن درّاج از امام صادق علیه السلام در مورد تفسیر آیه محاربه و کیفیت مجازات محارب سؤال شد. ایشان فرمودند:« ذلک اِلی الاِمام، اِن شاءَ قَطَعَ و اِن شاءَ نَفِیَ و اِن شاءَ صَلَبَ و اِن شاءَ قتَلَ.»238 اما در مورد حدّ محاربه اگر ترتیب را شرط بدانیم، بهتر است؛ چرا که با ملاحظه روایات و کلام فقها، بنابر اقوی باید متعیناً نسبت را ملاحظه کنیم و به مقدار جنایت جانی برای او مجازات در نظر بگیریم و الله العالم.239 امام خمینی نیز گرچه در ابتدای کلام خویش، تخییر را اقوی در حدّ محاربه دانسته است. اما در ذیل مسأله می فرماید:
« بعید نیست بر حاکم سزاوارتر باشد که جنایت را ملاحظه کند و کیفر هماهنگ با آن را انتخاب نماید. فَلَو قَتَل اِختارِ القتل، اَو الصَلب وَ لَو اَخَذ المال اِختار القطع و لو شهر السیف و اَخافَ فقطَ اختارِ النفی و …»240

3ـ2ـ2ـ3ـ3ـ تأثیر توبه در سقوط مجازات محارب
در آیه 23 سوره مائده، پس از تبیین محاربه و مجازات محارب، استثنایی ذکر شده است: « اِلَا الذینَ تابوا مِن قَبل اَن تقدِروا علیهم…» و به این وسیله محاربینی را که قبل از تسلط و غلبه بر آنها توبه کنند از مجازاتهای مذکور در آیه بَری می نماید. صاحب جواهر در رابطه با توبه محارب می نویسد: « اگر محارب قبل از اقتدار یافتن بر وی، توبه کند حد از او ساقط می گردد و در این مسأله بین محاربه و دیگر جرایم منجر به حد، تفاوتی وجود ندارد. شهید ثانی نیز معتقد است: « اگر توبه محارب پیش از دستگیری محقق گردد، اما حق الناس مانند قصاص نفس و اعضاء، همچنین مال بر ذمّه محارب باقی می ماند ولی توبه بعد از دستگیری اثری در سقوط حد ندارد.»241
بنابراین اگر محارب قبل از دستگیری توبه کند، باید آنچه از حقوق الناس را که در طِی محاربه تضییع گردیده، استیفاء شود؛ یعنی چنانچه محارب شخصی را به قتل رسانده، اگر ولی دم او را عفو ننماید از باب قصاص کشته می شود. اما چنانچه او را عفو کند، نمی توان او را از باب حد مجازات کرد، چون حدّ محاربه، به واسطه توبه ساقط شده است. همچنین اگر مالی را دزدیده باشد، چنانچه توبه کند و مال را به صاحبش برگرداند، دیگر به عنوان حدّ محاربه مجازات نخواهد شد. اما در صورتی که بعد از دستگیری توبه کند، چنانچه شخصی را به قتل رسانده باشد، مجازات قتل به عنوان حدّ محاربه بر او اجرا می گردد.
در این صورت قصاص منتفی است و چنانچه ولی دم، محارب را عفو کند قتل از او ساقط نخواهد شد؛ چرا که اجرای حدّ محاربه بر او حتمی است.242
مرحوم آیت الله خویی عدم سقوط حد، در صورت توبه بعد از دستگیری را به جهت عدم وجود دلیل بر این مسأله می داند. برخی دیگر نیز به حکم استصحاب و عمل به مفهوم شرط در آیه، وجوب حد را ثابت می دانند. اما اگر محارب کافر باشد و بعد از دستگیری اسلام آورد، ممکن است به مقتضای قاعده« الاسلام یجب ما قبله » حدِّ محاربه از او ساقط گردد.243
فقهای عامه نیز در صورتی که توبه قبل از دستگیری صورت گرفته باشد، قائل به سقوط مجازات می باشد. ابن قدامه ادعای اِجماع مُرکب مبنی بر حتمیت سقوط مجازات محارب در فرض مذکور می کند و می گوید: « لا نَعلم فی هذا خَلافاً بین اهل العلم و به قال المالک و الشافعی و اصحاب الرأی و الثور.»244

قانونگذار در مواد 279 تا 285 قانون مجازات اسلامی، حدّ محاربه و کیفیت اجرای کیفرهای چهارگانه مذکور را صریحاً بیان کرده است.اما در این مواد قانونی ذکری از توبه محارب به میان نیامده است. طبق ماده 114 در مبحث پنجم که یک مبحث مجزا و مربوط به توبه است، بیان شده که در جرائم موجب حد به استثنای قذف و محاربه هرگاه متهم قبل از اثبات جرم توبه کند، حد ساقط می گردد. همچنین در تبصره یک همین ماده، قانونگذار توبه محارب قبل از دستگیری یا تسلط بر او را موجب سقوط حد می داند.245

3ـ2ـ2ـ4ـ بغی
3ـ2ـ2ـ4ـ1ـ تعریف بغی و مختصات آن
در برخی از کتب لغت « بغی » به معنای فاسد کردن آمده است و اصل آن در حسد ورزیدن آمده است. به همین جهت است که ستمگر را باغی گفته اند، زیرا هرکسی که حسادت ورزد به ستمگری نیز اقدام می کند.246 در برخی دیگر از کتب لغت مفهوم بغی به معنای تجاوز از حدّ اعتدال ذکر شده است.247
منشأ بغی آیه نهم سوره حجرات می باشد که در این آیه خداوند می فرماید: « وَ اِن طائفَتانِ مِنَ المؤمنینَ اِقتتلوا فَاَصلِحوا بینهما فَاِن بغَت اِحدیهُما عَلَی الاُخری فَقاتِلوُ الَّتی تَبغی حتی تَفیءَ اِلی اَمرِ الله فاِن فاءَت فَاَصلِحوا بینهما باالعَدل و اقسِطُوا اِنَّ اللهَ یُحِبُ المُقسِطینَ؛ اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر مقاتله کردند و جنگیدند، پس میان ایشان آشتی دهید. پس اگر یکی از آن دو گروه بر گروه دیگر سرکشی نماید با آن گروهی که سرکشی و تعدّی می کند، پیکار نمایید تا به سوی امر و فرمان خدا بازگردند، پس اگر بازگردند میان ایشان به عدل و داد آشتی دهید و به عدل و داد رفتار کنید که به تحقیق خداوند کسانی را که به عدل و داد رفتار نمایند، دوست دارد.» از نظر تاریخی نیز پیامبر اکرم (ص) اصطلاح بغی را در مورد قاتلان عمار به کار برده است، آنجا که پیامبر (ص) به کمک یاران خود مسجد النبی را می ساخت، گروهی از سادگی عمار سوء استفاده کرده بیش از تحمل عادی او بر وی سنگ حمل کردند که عمار به پیامبر (ص) گفت که مرا با حمل این بار سنگین کشتند که پیامبر فرمود: « آنان قاتل تو نمی باشند، زیرا تو را گروه متجاوز و باغی می کشند» و بالاخره هم او توسط گروه باغی شام کشته شد.248
فقهای امامیه بر خلاف سایر جرایم که آنها را در کتابهای حدود، قصاص و دیات ذکر نموده اند، بحث

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع قانون مجازات، قانون مجازات اسلامی، مجازات اسلامی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع افساد فی الارض، قانون مجازات، مجازات اسلامی