پایان نامه ارشد با موضوع فصوص الحکم

دانلود پایان نامه ارشد

خداوند
4. اقرار به عجز و ناتواني و ضعف انسانها
5. تاکيد بر فرق هاي ميان عذاب دنيوي و اخروي
6. دعا براي بهبودي حال و معنويت روحي
تاکنون بيست شرح و تفسير بر دعاي کميل نوشته شده است و ما جهت اختصار از ذکر آنها صرف نظر مي کنيم80
آستانه و آرامگاه کميل بن زياد
پس از شهات کميل، او را در سرزمين ثويّه نزديک قبر دوست ديرينش ميثم تمار دفن کردند. ثويّه منطقه اي در بين نجف و کوفه بود که زندان نعمان بن منذر حاکم حيره در اين منطقه قرار داشت.
در اين سرزمين، بسياري از اعلام و بزرگان ياران امام علي عليه السلام مدفونند که در حال حاضر اثري از قبور آنها نمانده است. برخي ياران امام علي که در اين سرزمين مدفونند، عبارتند از:
1. خبّاب بن اَرَت، از مسلمانان صدر اسلام است که در مکه آسيب فراوان ديد تا آنجا که مشرکين پشت او را داغ کردند، وي از فضلاي مهاجرين به شمار مي رفت که جنگ بدر را درک کرده بود. نيز در جنگ صفين و نهروان شرکت داشت و در سال 39هـ . ق. فوت کرد و امام علي عليه السلام بر جنازه او نماز خواند. امام عليعليه السلام درباره او مي فرمايد:
خداوند خباب بن ارت را رحمت کند، با رغبت مسلمان شد و از روي فرمانبرداري هجرت کرد و با قناعت زندگي گذراند. از خدا راضي بود و مجاهد زندگي کرد. 81
2. جويرية بن مُسْهِر عبدي82، به دستور ابن زياد، دست و پايش قطع و در کوفه به صليب کشيده شد.
3. احنف بن قيس تميمي83، وي نيز از ياران امام علي در جنگ صفين بود و درسال 67 هـ .ق. در کوفه فوت کرد.
4. سهل بن حنيف انصاري84، والي امام علي در مدينه، در سال 38هـ . ق. در کوفه جان سپرد و امام علي بر جنازه وي نماز خواند.
5. عبدالله بن ابي اوفي، از شاهدان بيعت رضوان و آخرين صحابي پيامبر که در کوفه به سال 86هـ . ق. جان سپرد.
6. عبدالله بن يقطر، برادر رضاعي امام حسينعليه السلام و سفير اعزامي امام به کوفه. وي توسط ابن زياد همچون قيس بن مسهّر صيداوي، از بالاي قصر به زمين افتاد و به شهادت رسيد.
7. عبيد الله بن ابي رافع، کاتب مخصوص امام علي.
در حال حاضر قبر هيچ يک از اين بزرگان معلوم و مشخص نيست فقط مقبره کميل بن زياد، معروف و مشهور است. اين مقبره در زمان حکمراني عثماني ها و به دليل عدم توجه دولت وقت، رو به ويراني نهاد و متروک ماند. پس از سقوط امپراتوري عثماني اين مقبره و مسجد حنانه توسط شيخ باقر عبدالنبي دروبي بازسازي و تکميل شد. پس از تکميل مقبره، خودش توليت آستان و پذيرايي از زائران را بر عهده گرفت. اين افتخار نسل به نسل در اين خانواده ادامه يافته است. 85
طبق برخي اسناد و مدارک فرزندان کميل نيز86 در قريه سدير نزديکي سبزوار که آن را “آتسير” گويند در خاک آرميده اند. و در دو فرسخي سبزوار بقعه اي است که در آن صورت قبوري است در سه صندوق کهنه. اهل آنجا گويند: آن ها شش نفر از اولاد جناب کميل بن زياد مي باشند که در زير هر صندوقي قبر دو نفر است، اسامي ايشان چنين است: شيخ علي، شيخ حسن، شيخ محمد رضا، شيخ کمال، شيخ محمد مؤمن معروف به مغربي و حاجي مؤمن.
حاصل اين فصل اين که جناب کميل بن زياد قدس سره بزرگترين و يا يکي از بزرگترين شاگردان حکمت متعاليه علوي، صاحب سر او بوده است.
کميل نامه87
خامه ام را نور خيزد از نهاد

چون کنم وصف کميل ابن زياد
مرد حق، مرد ولايت، مرد دين

صاحبِ سرِّ اميرالمؤمنين
بود از جام ولايت جرعه نوش

هر شب جمعه دعايش دُرّ گوش
گر چه مي بودي به ظاهر پيرمرد

شير مردي شير مردي شير مرد
سينه از طور ولايت آتشين

با علي يک عمر بودي همنشين
بعد قتل مرتضي آن رادمرد

بود سر تا پا فغان و آه و درد
خواست حَجّاج ستمکار شرير

تا کند آن پير ايمان را اسير
او که نفرت داشت از آن بد نهاد

مخفيانه روي در صحرا نهاد
روز حجّاج از فرارش گشت شب

شد سراپا شعله خشم و غضب
تا دل آن رادمرد آيد به درد

منع، قومش را ز بيت المال کرد
قوم او گشتند محزون و فقير

بيکس و بي ياور و بي دستگير
چون کميل آگاه شد از حالشان

داد خوي رادمردي را نشان
گفت کز غم بر لبم جان آمده

عمر من ديگر به پايان آمده
نيست خوش کز من شود دفع ستم

عدّه اي باشند در فقر و الم
رفت آن يار اميرالمؤمنين

خود به سوي قصر حَجّاج لعين
گفت حَجّاجش که اي نيکو مرام

اوفتادي خود به پاي خود به دام
مرگ تو گرديده اکنون باورت

آمدي کز تن جدا سازم سرت
گفت آري من به مرگ آماده ام

روز اوّل دل به مولا داده ام
مرگ در راه علي دين من است

اين شهادت عشق و آيين من است
بلکه مولايم به من داده خبر

که تو هستي قاتلم اي بد سير
رأس من در راه مولايم جداست

بازگشت ما و تو سوي خداست
پاي ميزان عدالت هر چه هست

حاصل اعمالمان آيد به دست
آن ستمگر کفر خود معلوم کرد

سر جدا از جسم آن مظلوم کرد
بود آن يار سرافراز امام

وقت جان دادن نود سالش تمام
کرد جان خود فداي بو تراب

شد ز خون موي سفيد او خضاب

فصل سوم:
“حديث حقيقت”
اسناد، نسخه‌ها و شروح

حديث حقيقت اسناد، نسخه‌ها و شروح
الف ـ سندشناسي حديث حقيقت:
مقدمه:
اشکال ها و ترديدها درباره حديث حقيقت
چنان که مشهور است اين حديث منسوب به اميرمومنان علي عليه السلام است و نيز چنان که مشهور است و دامنه جستجوي ما در منابع موجود مجال مي‌دهد اين حديث در مصادر اوليه و قديم شيعه و اهل سنت يافت نشده و در ميان اسناد و مدارکي که تاکنون بدست آمده است از اين حديث با همين عنوان، ترکيب کلامي و محتوايي نشاني نمي‌توان يافت. از همين رو برخي محققان در انتساب و اصالت آن ترديد کرده‌اند. چنان که برخي آنرا از جعليات عرفا دانسته‌اند و براي اثبات عدم صحت انتساب حديث به امام علي عليه السلام هم به لحاظ تاريخي و هم به لحاظ محتوايي اشکال و ترديدهايي را روا داشته‌اند.
برخي از اشکالات که به لحاظ دقت در محتوا و مضمون حديث گفته‌اند به قرار زير است:
1. خبر نقل شده چنانکه از تمام نسخه‌هاي بجا مانده، بدست مي‌آيد آنقدر طولاني نيست که وقت بسيار وسيعي در حدّ يک شب را به خود اختصاص داده باشد بطوري که وجود مبارک علي عليه السلام به کميل، بخاطر طلوع صبح، امر به خاموش کردن چراغ کرده باشد.
2. با توجه به شأن و مرتبت جناب کميل، عقل، و ديگر درايت و مراتب کمالش که هم شيعه و هم سني از او بعنوان صاحب سرّ و باب بيت امام علي عليه السلام ياد مي‌کنند، از کميل با اين ويژگي‌ها و امتيازات بعيد است که در آستانه طلوع صبح درب منزل امام علي عليه السلام را بخاطر مساله و طرح سوالي کوبيده باشد در حالي که قطعاً مي‌دانسته که امام علي عليه السلام در اين زمان همواره مشغول نوافل شبانه و عبادات خالصانه و مقدمات استقبال از نماز صبح بوده است و لذا از کميل بعيد است که اين وقت را براي مطرح کردن سؤال انتخاب کرده باشد چرا که هر سخن جايي و هر نکته مقامي دارد.
3. با توجه به اين که هدف کميل وقوف و آگاهي بر “حقيقت” و برآمدن بر افق معنايي آن بوده است، از فقرات حديث و اصرار کميل بر اين که چندبار درخواست توضيح و بيان بيشتر مي‌کند، معلوم مي‌شود که به اين هدف نائل نشده است و بويژه اين که امام علي عليه السلام مي‌فرمايد: چراغ را خاموش کن و به نحوي عذر خواستن از ادامه تبيين و توضيح است؛ چرا که صبح طلوع کرده است. گو اين‌که امام علي عليه السلام مي‌خواهد به جناب کميل بفرمايد اگر قرار بود حقيقت را درک کني تاکنون بايد نائل مي‌شدي.
4. سيره پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، ائمه اطهار عليهم السلام ، امام علي عليه السلام و فرزندانش اين طور بوده است که به هر سوالي، پاسخ کافي و شايسته، جامع و مانع و با عباراتي بليغ و فصيح که کاملاً يصح‌السکوت است مي‌داده‌اند نه پاسخ‌هاي مجمل و مبهم، چنانکه گفتگوهايي که در منابع و متون فريقين نقل شده گوياي روشن اين ادعاست، چنانکه کتب ارجمند نهج‌البلاغه، صحيفه سجاديه، زيارات و ادعيه‌اي که از آنها به يادگار مانده است و نيز خطبه‌ها و سخنان آن ذوات مقدس مثبت همين امر است و اين در حالي است که آنچه در اين حديث آمده نه تنها از چنين وضوحي برخوردار نيست بلکه داراي ابهام‌هايي نيز هست و چنين چيزي از اهل بيت عليهم السلام و مقام والاي قطب اوليا علي عليه السلام بعيد است.
5. با توجه به اين که کميل صاحب اسرار حضرت عليه السلام بوده و آن حضرت از افق استعداد و توشه و توان او خبر داشته، لزومي به ارائه پاسخ در قالب‌هاي مبهم و مجمل نبوده است. اگر کميل ظرفيت درک را نداشته، چرا به او پاسخ داده شده است و اگر ظرفيت استعداد داشته است، چرا در قالب‌هاي پيچيده و مبهم؟
اين‌ها پاره اي از اشکال هايي است که برخي با دقت در محتواي حديث ذکر کرده‌اند88.
6. چنان که اشاره شد اشکال اساسي‌تر اين حديث اين است که در منابع روايي نخستين سده‌هاي هجري مسلمانان اعم از شيعه و اهل سنت نشاني از آن را نمي‌توان يافت، چنان که سرنوشت بسياري از احاديث ديگر که بعنوان احاديث عرفاني شناخته‌ شده اند نيز از چنين ابهام و اشکالي در رنج‌اند.
در ادامه تلاش شده است تا به موضوع اسناد و مدارک احاديث عرفاني از منظري متفاوت نگاه شود وتوضيحاتي بطور مبنايي در اين خصوص ارائه شود. اما آنچه در خصوص اين حديث مي‌توان گفت اين است که به رغم اين که تاکنون در هيچ يک از جوامع روايي معتبر، مسنداًٌ و مرسلاً نقلي از اين حديث ضبط و ثبت نشده است اما بسياري از علماي شيعه بويژه عرفا، و از جمله فقهاي داراي روحيات و حالات عرفاني اين حديث را نقل کرده و آن را در رديف ارسال مسلمات دانسته‌اند.
در واقع، تا آنجا که اسناد موجود نشان مي‌دهد، گويا کهن‌ترين اشاره به “حديث حقيقت” را در کتاب نفحه الروح و تفحه الفتوح مؤيّدالدين جندي (م ب 691 ق) و او به نقل از علامه حلي، بتوان يافت؛89 جندي مي نويسد: کهن‌ترين متن بر جاي مانده‌اي که اين حديث را به طور کامل نقل و شرح کرده است، “رساله شرح الکلمات الخمس” علامه حلي، جمال‌الدين حسن بن يوسف (م 726 ق) است که مولف دانشمند آن در آغاز اين رساله، پس از حمد و ثناي خداوند و رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم مي‌نويسد:90
اما بعد فقد التمس مني اخ في الدين ان اکتب رساله موجزه في شرح کلام اخي سيد الوصيين المرسلين و امام العارفين علي ابن ابي طالب اميرالمومنين صلوات الله و سلامه عليه حين ساله کميل ابن زياد النخعي عن الحقيقه
پس از علامه حلي، کمال‌الدين عبدالرزاق بن ابي‌الغنائم کاشاني (م 736ق) را داريم که بر اين حديث شرحي به روش عرفاني نوشته و در آن به احاديثي از رسول اسلام صلي الله عليه و آله و سلم و امام جعفر صادق عليه السلام استناد کرده است.91 در واقع، دلبستگي عبدالرزاق به اين حديث چنان بوده است که در شرح منازل السائرين خود نيز فقراتي از آن را ذکر کرده92 و در نامه‌اي که براي علاءالدوله سمناني مي‌نويسد به بخشي از آن چنين اشاره مي‌کند:
و در سخن ساقي کوثر، اميرالمومنين علي عليه السلام آمده است: الحقيقه کشف سبحات الجلال من غير اشاره.93
عزالدين محمود کاشاني (م735ق) مولف کتاب ارزشمند “مصباح الهدايه و مفتاح الکفايه” نيز در شمار ديگر گزارشگران و شارحان اين حديث است؛94
همچنان که عالم جامع تشيع و تصوف، سيد حيدر آملي(م ب 784ق) هم در مقدمه کتاب “جامع‌الاسرار و منبع الاسرار” خود، به نياز اين حديث به شرحي مبسوط اشاره کرده95 و در اصل دوم اين اثر و ديگر مواضعي چند از آن، به شرح تفصيلي اين حديث شريف همت مي‌گمارد96؛ و شاهديم که در آثار ديگر خود مانند “نقد النقود في معرفه الوجود”97 و “نصّ النصوص في شرح فصوص الحکم”98 نيز به آن توجهي خاص داشته و حتي در کتاب “اسرار الشريعه” به مناسبت‌هاي گوناگون فقراتي از آن را نقل مي‌کند.99
حکيم سبزواري در کتاب “شرح دعاي صباح” آن را از مشهورات بين عرفا شمرده100 و چنان که اشاره شد سيد حيدر آملي نيز در کتاب “جامع الاسرار و منبع الانوار”101 اين حديث را از مشهورات شمرده و در کتاب نص‌النصوص في شرح فصوص الحکم، اين حديث را از اخبار صحيح دانسته است.102
مجتهد، فيلسوف مکتب مشاء و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع کميل،، شيطان، خداي Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع وحدت وجود