پایان نامه ارشد با موضوع فرهنگ مطالعه

دانلود پایان نامه ارشد

بود505 !
ـ پسرم تعريف مي کند که معلم هندسه ي ما از بس در بند خريد و فروش زمين است تمام مثال هايي هم که مي زند در همين زمينه است…. اين آقا تا به حال به هيچ کس نمره ي بيست نداده جز به يک نفر که اصلا رياضياتش خوب نيست ولي چون پدرش دلال معاملات ملکي است و او بين پدر و معلم رل يک قاصد بادپا را بازي مي کند مرتباً به عنوان نازشست نمره ي بيست مي گيرد.506
4 ـ 2 ـ 1 ـ 2 آموزش عالي
آموزش عالي هم مثل آموزش و پرورش دچار ضعف هايي بوده و به نوعي دنباله رو و ادامه دهنده ي همان ضعف هاي اساسي در تعليم و تربيت جوانان بوده است.
اساسي ترين ضعف آموزش عالي که در اين آثار مطرح شده، کمبود دانشگاه ها عليرغم متقاضيان فراوان ورود به دانشگاه بوده است، مؤلف نحوه هاي پذيرش افراد در دانشگاه ها را هم بسيار ضعيف و ناعادلانه توصيف مي کند.
همچنين عدم انطباق علاقه هاي شخصي افراد با رشته هاي تحصيلي شان و نهايتا ناکار آمد بودن تحصيلات و اطلاعات افراد و عدم توانايي و مهارت فارغ التحصيلان هم به عنوان معايب آموزش عالي ذکر شده است. مشکل کمبود دانشگاه و سختي ورود به دانشگاه ها باعث مي شده که افراد براي تحصيل به خارج از کشور مهاجرت نمايند، که اين امر هم خود به وجود آورنده ي مشکلات زيادي براي جوانان بوده است که مؤلف با اظهار تأسف از اين وضع، به ذکر آن ها مي پردازد.
ـ … حالا اسم همان معماها را کنکور گذاشته اند و مثل همان خواستگاران دختر امير که وقتي چشمشان به سرهاي آويخته از کنگره مي افتاد دست و پاي خود را گم مي کردند، داوطلب شرکت در کنکور هم وقتي يادش مي افتد که هر سال چند هزار نفر در اين مسابقه شکست خورده اند وحشت زده مي شود و هنگامي که عازم شرکت در کنکور است. خيال مي کند حکم امير ارسلان نامدار را دارد که به جنگ الهاک ديو مي رود.507
ـ آقائي که پهلوي دست من نشسته بود گفت: تازه وقتي که به دانشگاه رفت وضع از اين هم بدتر مي شود چون از دوره ي دبيرستان اين فکر در کله ي او رفته که در دانشگاه ديگر از او که آدم بزرگي شده توقع ندارند مثل بچه ها درس بخواند. خرش از پل گذشته و ديگر نه درسي در کار است و نه ترسي. خيال مي کند هر که وارد دانشگاه شد خود به خود نخوانده ملاست508.
ـ … بعد اين موضوع را با دوستي در ميان گذاشتم و گفتم: راستي چقدر سطح اطلاعات و معلومات جوانان ما پايين است! گفت: علتش اين است که روزنامه و مجله و کتاب اصلا نمي خوانند. به کتاب هاي درسي خود هم طوري نگاه مي کنند که گويي محکومي به حکم اعدامش نگاه مي کند. به مندرجات آن ها هم عقيده ندارند509.
ـ يکي از مهمانان گفت: من هم استادي را مي شناسم که يک سر دارد و هزار سودا. براي خود ده شغل زير سرگذاشته که هيچ کدام را هم درست انجام نمي دهد. اين آقا نه درست درس مي دهد و نه علاقه اي دارد که بفهمد دانشجو درس او را مي فهمد يا نه؟ اين طور استادان آن طور شاگردان هم به بار مي آورند. بيله ديگ بيله چغندر510 .
ـ عده اي از پدر و مادر ها نواقص فرهنگي را بهانه مي کنند و فرزندان خود را به انگلستان مي فرستند و تصور مي کنند در آن جا بچه ها از کوچکي براي ورود به دانشگاه آمادگي پيدا مي کنند و پشت دردانشگاه در جا نميزنند511.
4 ـ 2 ـ 2 مسائل مربوط به رسانه هاي جمعي
علاوه بر نظام آموزشي، دولت از طريق وسائل و راه هاي ديگري هم در نحوه ي فرهنگ سازي در کشور دخيل بوده است. رسانه هاي جمعي به عنوان ابزاري قدرتمند مي تواند در رواج فرهنگ و تفکرات مختلف ـ صحيح يا غلط ـ درجامعه تأثير گذار باشد.
در اين آثار به نحوه ي کارکرد رسانه هاي جمعي هم اشاره هايي شده است و مسلما در اين قسمت هم مؤلف به ذکر نقص ها و ضعف ها پرداخته است.
عمده ترين رسانه هاي جمعي که مؤلف درباره ي آن ها صحبت کرده شامل سينما، تلويزيون و راديو، مجلات و روزنامه ها و کتاب است.
4 ـ 2 ـ 2 ـ 1 سينما و تلويزيون و راديو
در بحث از سينما و تلويزيون و راديو، عمده ترين ضعفي که در اين آثار به آن اشاره شده است بي محتوايي برنامه ها و فيلم هاي ساخته شده در اين رسانه هاست که مؤلف بارها با زبان طنز به اين مسأله اشاره کرده است.
علاوه بر مسأله ي بي محتوايي، معضل ضد اخلاقي بودن فيلم ها و برنامه ها هم مطرح شده که به نظر مي رسد در اين مسأله مسئول اصلي اين مشکل ضعف دولت در زمينه ي رواج فرهنگ صحيح در جامعه بوده است.
رواج فساد اخلاقي آشکار در ميان هنرمندان و هنرپيشگان عرصه ي سينما و تلويزيون هم از نقص هاي اين بخش محسوب مي شده است. همچنين در زمينه ي مشکلات مربوط به اين رسانه ها، مشکلات خاص سينما در ارائه ي بليط، نوع رفتار مردم در سينما و بي برنامگي زماني در سينما و تلويزيون و اتلاف وقت مردم از اين طريق به عنوان نقص هايي که اغلب براي مردم مشکل آفرين و ناراحت کننده بوده مطرح شده است.
ـ البته گاهي هم در نتيجه ي خواندن بعضي مطالب به خوشبختي عده اي از مردم رشک مي بريد. مثلا وقتي آگهي هاي سينماها را مي خوانيد، مي بينيد در زير اغلب فيلم ها نوشته : تماشاي اين فيلم براي افرادي که کمتر از هيجده سال دارند ممنوع است. با حسرت به خود مي گوييد خوش به حال افرادي که کمتر از هيجده سال دارند، چون در نتيجه ي اين سعادت اجباري نه پولشان تلف مي شود نه وقتشان512.
ـ با عصبانيت مي گفت: هر کس هر جنسي را که مي خرد حق دارد که درست زير و رويش را بسنجد و اگر آن را نپسنديد نخرد، اگر هم خريد و بعد ديد خراب از آب در آمده، پس مي دهد. اما فيلم اين جور نيست. اگر مي شد که هر فيلمي را قبلا بفهمي از چه قماشي است بعد بليطش را بخري نه اين قدر پول ما به هدر مي رفت نه اين قدر فيلم گند به بازرا مي آمد513.
ـ در خانه ي ديگري از خانم پرسيدم: تلويزيون داريد؟ گفت : بله. اما متاسفانه گاهي تصويرش خوب است و صدايش پارازيت دارد، گاهي صدا خوب است ولي تصوير خراب است. و گاهي که هردو خوب است برنامه ي تلويزيون خوب نيست514.
ـ بعد از مدتي يک شب به سينما رفتيم و اي کاش نرفته بوديم…. تصادفا فيلم بسيار مزخرف و چرندي بود. يک داستان عشقي مبتذل داشت با موزيک گوش خراش و چند هنرپيشه ي بي هنر و چند صحنه ي بزن بزن که تا کنون صدها بار در فيلم هاي مختلف تکرار شده و تهوع آور گرديده است515.
ـ گوينده ي اخبار گاهي پس از اين که خدمت شنوندگان عزيز درود فرستاد خبري مي دهد که اگر راستي راستي قرار باشد آدم از تعجب شاخ در بياورد، از شنيدنش همه ي شنوندگان با يک جفت شاخ از پاي راديو بر مي خيزند، مثلا مي گويد: واشنگتن ـ دولت آمريکا امروز سياست تجاوزكارانه ي اسرائيل را به شدت محکوم کرد. آدم هاج و واج مي ماند که آيا قبل از پخش اين خبر گوينده گفت: “درود” بر شنوندگان گرامي يا “دروغ” بر شنوندگان گرامي!516
4 ـ 2 ـ 2 ـ 2 مجلات و روزنامه ها و کتاب
در زمينه ي مجلات و کتاب ها هم مشکل بي محتوايي و بي فايده بودن مطالب به عنوان معضل اصلي و اساسي مطرح شده است. درج مطالب غير واقعي، غير ضروري و غير اخلاقي در بعضي از مجلات و روزنامه ها ـ فقط با هدف فروش بيشتر ـ و چاپ کتاب هايي با مطالب بي فايده که به شکلي سست و ضعيف ارائه مي شده از مسائلي است که مؤلف مطرح کرده است. همچنين مي توان به مسأله ي افرط در سره نويسي از سوي بعضي از اهالي ادب هم اشاره کرد که مؤلف اين نوع نگرش به زبان فارسي را کلا رد کرده است.
در اين زمينه، همچنين عدم رواج فرهنگ مطالعه در بين افراد، حتي اقشار تحصيل کرده و با سواد به عنوان ضعفي فرهنگي در جامعه مطرح و نقد شده است.
ـ ميان خبرهايي مثل خبر انتشار عکس هاي ژاکلين يا عشق تازه ي اليزابت تايلور يا شلوغ بازي جين فوندا. اگر هم وقت خواندن اين خبر را نداشتيد متأسف نباشيد چون آن را فردا در جاي ديگر خواهيد خواند و پس فردا در جايي ديگر. همين طور تا يکي دو ماه در اين طرف و آن طرف منعکس خواهد شد منتهي هي هر دفعه آن را کش خواهند داد و درازتر خواهند کرد.517
ـ بالاخره بالاترين خاصيت روزنامه خواندن اين است که سهل و ساده به آدم نويسندگي و خبرنگاري را ياد مي دهد. خبرنگاري نه بيرون رفتن مي خواهد، نه دوندگي، نه تلفن زدن به اين و آن. فقط يک مداد و کاغذ مي خواهد و چهار مثقال نيروي تخيل که بنشيني و تند تند خبر به هم ببافي چون وقتي تمام عناصر زماني و مکاني يک خبر مجهول باشد هيچ کس نمي تواند مچ آدم را بگيرد و دروغ بودنش را ثابت کند.518
ـ برخي از کتاب هايي که مخصوص جوانان نوشته مي شود به مفت نمي ارزد و نه تنها سودمند نيست بلکه براي آن ها زيان هم دارد. بعضي از ترجمه ها به قدري خام و مبهم است که آدم هر چه مي خواند چيزي از آن سر در نمي آورد. ظريفي که يکي از آن ها را خوانده بود مي گفت: اين ترجمه خودش يک تفسير لازم دارد.519
ـ از آقايي پرسيدم: شما بازنشسته هستيد؟ گفت: نه، من ورشکسته هستم، چون قبلا کتاب فروشي مي کردم!520
ـ “زندان” هم کلمه ي فارسي است. اما يکي آمد و لابد فکر کرد که اين واژه هم ديگر عمر خودش را کرده و وارث و جانشيني مي خواهد…. از اين جا واژه ي دورگه ي “ندامتگاه” در آمد که نصفش عربي است نصفش فارسي. و جاي واژه ي زندن را گرفت که تمامش فارسي است.521
4 ـ 2 ـ 3 مسائل مربوط به اعتقادات ديني و مذهبي
همان طور که بارها اشاره کرديم مؤلف به تمام امور و وقايع جامعه و عصر خود با دقت و تيزبيني خاصي مي نگريسته است و مي توان چنين گفت که او از هيچ مسأله اي و هيچ زمينه اي از زندگي مردم غافل نبوده است. شايد به خاطر همين دقت و تيز بيني هم باشد که مؤلف عليرغم نوع خاص طنز که براي نوشتن نثر برگزيده است، گاهي اعتقادات ديني و مذهبي را هم موضوع سخن خود قرار مي دهد.
البته بايد گفت که در اين آثار هرگز اساس اعتقادات ديني و مذهبي درجامعه، محور خلق طنز قرار نگرفته است و آنچه که باعث ناراحتي مؤلف در اين زمينه مي شده، نحوه ي برخورد بعضي از افراد با مسائل و اعتقادات ديني و مذهبي بوده است.
عمده ترين نقص و کمبود در اين زمينه که مؤلف به آن اشاره کرده، مسأله ي رياکاري بعضي از افراد در دين ورزي است. مؤلف استفاده ي ابزاري و تظاهر گرايانه از دين را به شدت نقد و رد کرده است.
همچنين مسأله ي حفظ ظواهر احکام شرعي بدون توجه به نفس و نيت اصلي دستورات هم مسأله اي است که مؤلف به عنوان يک نقص در اين زمينه مطرح کرده است.
مسأله ي بي توجهي افراد به دستورات واضح و روشن شرعي، مثل حرمت رباخواري و رشوه خواري ـ به خصوص در دستگاه هاي اداري و دولتي ـ که نهايتا باعث به وجود آمدن مشکلات زيادي براي افراد مي شده، نيز در اين آثار مطرح شده است.
ـ اگر کسي امروز بخواهد کاري را انجام دهد صد دليل براي محسناتش ذکر مي کند و فردا که نمي خواهد آن کار را بکند هزار دليل درباره ي معايبش مي آورد. کسي که تصميم به روزه گرفتن دارد روزه مي گيرد ولو اينکه بي سحري بماند يا حتي دکتر او را منع کند براي کسي هم که مي خواهد از زيرش در برود بهانه کم نيست522.
ـ کساني هستند که همه جور مال حرام از گلويشان پايين مي رود و فقط دلشان را خوش کرده اند به اين که مشروب نمي خورند.523
ـ بعد موضوع کساني پيش آمد که حرام خوري را حرفه ي خود کرده اند و نه از خدا شرم دارند و نه از بندگان خدا. يکي گفت: من آقايي را مي شناسم که عسل فروش است و مدعي است که زنبور عسل پرورش مي دهد. اين آقا هزار جور قسم مي خورد و دوازده امام و چهارده معصوم را گواه مي گيرد که عسل هاي توليدي خودش کاملا طبيعي است…… اما همين آقا هر هفته با همان کاميون که قوطي هاي ظاهرا عسل را به تهران مي آورد، پس از فروش آن ها کيسه هاي شکر را بار مي کند و بر مي گرداند524.
ـ هر کس که چک بي محل کشيده يا بدهکار است و طلبکارنزديک است او را به زندان بياندازد، دست او را مي بوسد و مي گويد که من زن دارم هفت تا بچه دارم. اگر به زندان بيفتم همه در به در خواهند شد و روز قيامت دامنت را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع زنان خانه دار، زنان کارمند، نقد اخلاق، حقوق زنان Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع ارباب رجوع