پایان نامه ارشد با موضوع فرهنگ سیاسی، نظام سیاسی، مشارکت سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

ك چیز بسیار مهمی است. ذهن باید پروریده شود. دوران دشوار هر انقلاب آن دورانی است كه حق و باطل در او ممزوج شود».در عصر حاضر، تحولات سیاسی نظام بین الملل بیانگر آن است كه آمریكای مستكبر در روند هژمونیك گرایی نوین قرار گرفته است. این امر شاخص‌هایی از یكجانبه گرایی، نظامی گری و جنگ روانی را در خود دارد. از این رو شناخت سیاست‌های آمریكا در برخورد با نظام بین الملل و نظام جمهوری اسلامی ایران، همچنین تبیین خطرات پنهان و آشكار آمریكا امری ضروری است. امروز آمریكایی‌ها شمشیرها را از رو بسته‌اند و با دخالت آشكار در امور داخلی ایران و طراحی توطئه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و نظامی، به دنبال فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران، اعاده نفوذ و احیای تسلط مجدد همه جانبه خود بر مقدرات ملت ایران و خاموش كردن این منبع الهام بخش و الگوی خیزش اسلامی علیه ظلم و استبداد و استكبار در جهان اسلام و بلكه در كل دنیای استضعاف است.بدون تردید، شكل گیری انقلاب اسلامی، جریان جدیدی را در عرصه سیاسی در سطح بین المللی ایجاد كرد كه حوادث، برخوردها، قطب بندی‌های بعدی را تا حدود زیادی رقم زد و در معاملات و تعارضات بین المللی آینده نیز نقش آفرین شد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز تمایل دیرین آمریكا را برای تبدیل شدن به یك امپراتوری جهانی، بیشتر ساخت و سودای حاكمیت بلامنازع بر جهان را در ذهن ساكنان كاخ سفید پروراند. از این رو آنان با تاكید بر دو قدرت سخت افزاری و نرم افزاری خود ساختاری جدید با عنوان نظم نوین جهانی را برای جهان ترسیم كردند. آمریكا در عرصه نرم افزاری با تكیه بر قدرت رسانه‌ای و تبلیغاتی خود درصدد شكل دهی افكار عمومی مردم جهان است و از این طریق تلاش روزافزونی برای جهانی سازی ارزشهای آمریكایی در عرصه فرهنگ، دموكراتیزه كردن نظامهای سیاسی و ترسیم ساختار اقتصادی كشورها بر اساس كاپیتالیسم صورت می‌دهد تا تنها ارزشهای جاری و معتبر در جهان ارزشهای آمریكایی باشد. آمریكا برای این منظور به شیوه های جنگ روانی علیه دشمنان خود بویژه انقلاب اسلامی كه منشاء اصلی‌ترین جریان ضد آمریكایی در عصر حاضر است، متوسل شده است. این كشور در كنار به كارگیری قدرت نرم افزاری از قدرت سخت افزاری خود نیز استفاده می‌نماید و برای این منظور استراتژی نظامی خود در دوران جنگ سرد را متناسب با نبرد نامتقارن فعلی تغییر داده و به عراق و ایران حمله ور شده و آن دو را به پایگاههای بزرگ خود تبدیل نموده است. در این میان موضوع چگونگی تعامل و برخورد با ایران به عنوان مهمترین كشور خاورمیانه دغدغه اصلی دولتمردان آمریكا را تشكیل می‌دهد. زیرا خاورمیانه دغدغه اصلی دولتمردان آمریكا را تشكیل می‌دهد. زیرا خاورمیانه در حقیقت محوری‌ترین و حساس ترین نقطه جهان برای استقرار نظم نوین جهانی ایالات متحده محسوب می‌شود. با توجه به توضیحات فوق درصدد هستیم در یادداشتهایی با عنوان كلی «بصیرت سیاسی»، شناختی كلی از طرحها و توطئه های آمریكا علیه ایران ارائه دهیم تا از این طریق در ارتقا و بالابردن آگاهی سیاسی اقشار مختلف مردم خصوصاً جوانان، تاثیرگذار بوده باشیم.
یکی از حوزه هاي فعالیت بشري که مستلزم تصمیم گیري و انتخاب می باشد، مشارکت سیاسی است. مشارکت سیاسی فعالیت هاي ارادي و داوطلبانه اي است که از طریق آن اعضاي یک جامعه در امور محله، شهر و روستاي خود شرکت می کنند و بصورت مستقیم و غیر مستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی و سیاسی سهیم می شوند (اطاعت، 1376 :ص 47). «مشارکت سیاسی را میتوان به مثابه مجموعه اي از فعالیتها و اعمال تعریف کرد که« شهروندان خصوصی » به وسیله آن اعمال، در جستجوي نفوذ یا حمایت از حکومت و سیاست خاصی هستند». (فیرحی، 1377 :ص 44 ) درحقیقت مشارکت سیاسی عبارت است از دخالت واقعی مردم در سرنوشت جامعه خویش به دور از هرگونه تهدیدات سیاسی و شغلی و یا انتظارات مادي و مقامی(فرصت طلبی و تطمیع) به گونه ایکه تأثیر تعیین کننده اي در سرنوشت آنها داشته باشد (تبریز نیا، 1371 :ص 14 ). در ادبیات سیاسی معاصر، آنچه حکومتهاي مردمی را از دیگر انواع حکومتها متمایز میکند، مشارکت فعال مردم در سطوح گوناگون تصمیمگیري و سیاستگذاري درباره ي سرنوشت خود میباشد. دربارهي حکومت مردمسالار، گفته شده که حکومتی است از مردم، براي مردم و به وسیله ي مردم (عالم، 1368 : ص203) .
دین مقدس اسلام به دلیل ضرورت و اهمیت مشارکت و همبستگی مردم آن را مورد توجه قرار داده و در متون اسلامی می توان توصیه هاي فراوانی اي » : را در این باره یافت. امام علی(ع) می فرماید مردم مصر، نگویید ما سرپرستی چون مالک و امامی چون علی داریم، اگر در صحنه حاضر نباشید، شکست می خورید، ما در حال نبرد و جنگ با باطل هستیم، جامعه اي که در خواب باشد، دشمن بیدارش او را رها نمی کند».( نهج البلاغه، نامه 62 ).
مشارکت سیاسی کامل ونیل به توسعه سیاسی، بدون دخالت و شرکت نیمی از ملت(زنان) در سرنوشت خود، قابل دسترسی نیست. زنان نیمی از پیکرة اجتماع انسانی را تشکیل می دهند که از دیر باز جایگاه، نقش و تأثیرگذاري آنان در خانواده و اجتماع محل بحث بوده است؛ قدر مسلم آن است که، زنان علاوه بر وظایف خانوادگی، وظایف اجتماعی نیز دارند در اسلام مسؤولیت زن مانند مرد است و به همین سبب خطابهاي قرآن کریم به گونه اي است که هم زن و هم مرد را شامل می شود.(مدرسی، 1380 :ص42)
تعلیم و تعلم در پرتو حضور اجتماعی محقق می شود، در پرتو حضور اجتماعی زمینه خدمت به همنوعان که نوعی کمال است فراهم می گردد. در پرتو مشارکت اجتماعی فهم سیاسی و آگاهی از زمان که یکی از آگاهی هاي لازم براي هر انسان است محقق می گردد.
در سایه فعالیت اجتماعی وظیفه امر به معروف و نهی از منکر عملی می گردد و در سایه همین مشارکت ارشاد جاهل که یک وظیفه انسانی است ادا می گردد. چنان که جهاد و هجرت نیز با همین مشارکت حاصل است. از این رو یکی از انگیزه هاي دعوت به حیات اجتماعی زنان، بالا رفتن شخصیت علمی، معنوي و اجتماعی آنان است که بدون آن دست یافتنی نیست : و یا با دشواري همراه است (مهریزي، 1381ص 81 .). همچنین در اندیشه سیاسى امام خمینی(ره) دین و سیاست یک مجموعه به هم پیوسته و غیر قابل تفکیک است، بنابراین دخالت در امر سیاست براى مسلمانان، ضرورت دینى شمرده می شود. بر زنان نیز تکلیف است در صحنه هاى سیاسى همواره حضور فعال داشته باشند. امام خمینى از بانوان ایران مى خواهد همان گونه که در مبارزات ضد رژیم فعالانه شرکت داشته اند، در دوران تثبیت و توسعه سیاسى نظام اسلامى نیز فعالیتهاى سیاسى خود را بیشتر کنند: «امور سیاسی مخصوص یک طبقه نیست. ..، زن هاهم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کند. زنها هم باید در فعالیتهاى اجتماعى و سیاسى همدوش مردها باشند». (صحیفه امام، ج 18 ص 403).
تعریف و سنخ شناسی فرهنگ سیاسی
تعاریف متعددی از فرهنگ سیاسی شده است که تقریباً همگی آنها به جهت گیری نسبت به ساختار و نظام سیاسی اشاره کرده اند. ((فرهنگ سیاسی بر این فرض استوار است که نگرشها، احساسات و ادراکات حاکم بر رفتار سیاسی در هر جامعه، انبوهی از امور صرفاً تصادفی نیستند، بلکه نمایانگر الگوهای سازگاری هستند که با هم تناسب داشته و متقابلاً یکدیگر را تقویت می کنند.)) (محمدی،1379 :39) به عبارتی فرهنگ سیاسی((زمینه عمل سیاسی را در یک جامعه برای شهروندان آن جامعه برقرار می سازد)) (رضایی ،1387، 13).
سیدنی وربا فرهنگ سیاسی را اینگونه تعریف می کند:((نظامی از باورهای تجربی، نمادهای عاطفی و ارزشهایی است که موقعیت و نوع کنش سیاسی را تعیین و تعریف می کند.)) ( 1965 ، 513). فرهنگ سیاسی بنا به تعریف وربا آن بخشی از فرهنگ است که نوع رفتار فرد را در حوزه سیاسی معین می کند؛ لوسین پای نیز فرهنگ سیاسی را اینگونه تعریف می کند: (( فرهنگ سیاسی ساخت و معنای فضای سیاسی را به همان ترتیبی که فرهنگ به طور کلی معرف تلاطم و یکپارچگی حیات اجتماعی است به دست می دهد.)) ( به نقل از محمدی،1377 ، 337 ).
آلموند و وربا برای ارزیابی سطح سیاسی فرهنگ سياسي به چهار مورد اشاره کرده اند؛ که تحت تاثیرکار پارسونز و شیلز قرار گرفته است :
1-فرد چه شناختی درمورد علت نظام سیاسی – به مفهوم کلی آن– و چه شناختی از تاریخ آن، اندازه، موقعیت، قدرت، خصوصیات”قانون اساسی” و مانند آن دارد؟ احساساتش نسبت به نظم اجتماعی چیست؟
2-از ساختها ونقشهای نخبگان سیاسی مختلف و خط مشي های سیاسی پیشنهادی که در جریان رو به بالای خط مشی سازی وجود دارد، چه شناختی دارد؟ احساسات و عقایدش در مورد این ساختها، رهبران و خط مشی های سیاسی چیست؟
3-درباره جریان رو به پایین اجرای خط مشی ها ، ساختها ، افراد و تصمیمات مربوط به این روندها چه شناختی دارد؟ احساساتش و عقایدش درباره آنها چیست؟
4-چگونه خود را به عنوان عضوی از نظام سیاسی تصور می کند؟ در مورد حقوق، قدرتها، تعهدات، و استراتژیهای مربوط به دسترسی به نقطه نفوذ چه شناختی دارد؟ و درباره قابلیتهایش چگونه فکر می کند ؟ (1972، 16 و 17 )
آلموند و پاول در باب معنی فرهنگ سیاسی اینگونه می گویند: ((هر فرهنگ سیاسی توزیع خاصی از ایستارها، ارزشها، احساسات، اطلاعات و مهارتهای سیاسی است. همانگونه که ایستارهای افراد براعمال آنان تاثیر می گذارد، فرهنگ سیاسی یک ملت نیز بر رفتار شهروندان و رهبران آن در سراسرنظام سیاسی تاثیر می گذارد.)) ( به نقل از طیب،1375، 23 )
رابرت دال نیز ((فرهنگ سیاسی را عامل مهم تعیین کننده الگوهای متفاوت سیاسی)) می داند. عناصر مهم فرهنگ سیاسی از نظر وی عبارتند از:1-سمت گیری نسبت به حل مسائل؛ یا سمت گیری آنها درحل مسائل، عملگرایانه است یا عقلانی؟2-سمت گیری نسبت به اقدام جمعی؛آیا سمت گیری آنها نسبت به عمل جمعی مشارکت جویانه است یا تفردگرایانه؟3- سمت گیری نسبت به سیستم سیاسی؛آیا سمت گیری آنها نسبت به سیستم همگرایانه است یا واگرایانه؟ 4- سمت گیری نسبت به مردم؛آیا سمت گیری آنها نسبت به مردم براساس اعتماد است یاعدم اعتماد؟(وربا،1963، 16 و 17). ملاحظه می گردد که جهت گیریهای دال در فرهنگ سیاسی، دوقطبی است که می توان در جدول شماره 1 نشان داد :
جدول شماره 2-1 – سمت گیری افراد به موضوعات مختلف
سمت گيري
دموكراتيك و توسعه يافته
غيردموكراتيك و توسعه نيافته
نسبت به حل مسايل
عملگرا
عقيدتي
نسبت به اقدام جمعي
مشاركت جويانه
تفردگرايانه
نسبت به سيستم سياسي
اعتماد
عدم اعتماد
قوام نیز فرهنگ سیاسی را اینگونه معرفی می کند: ((تلقی مردم و جهت گیری آنها نسبت به نظام سیاسی وکارکردهای آن، که دراین زمینه ها انگاره ها و ایستارها نسبت به اقتدار، مسئولیتهای حکومتی و الگوهای مربوط به جامعه پذیری سیاسی است)) و به همین خاطر فرهنگ سیاسی رامحصول تاریخ نظام سیاسی قلمداد نموده که ریشه دررفتارعمومی و نیز تجارب شخصی داشته ومطالعه دقیق آن به فرآیند تبدیل تقاضاها وخواستها را به تصمیمات، استراتژیها وسیاستها نشان می دهد(قوام،1388،105).
روزنبام برای تعریف فرهنگ سیاسی دو شیوه را ارائه نموده است: 1-تعریف فرهنگ سیاسی با تاکیدی روانشناختی؛ و 2-تعریف فرهنگ سیاسی با جهت گیری جمعی. در تعریف اول، روزنبام سطح تحلیل را فردی می داند، و می گوید:((فرهنگ سیاسی شامل تمام شیوه های مهمی است که یک شخص بواسطه آنها ذهناً به سوی عناصر ضروری نظام سیاسی اش سوگیری کرده است)). برای مطالعه این نوع فرهنگ سیاسی توجه به آگاهی و احساس فرد نسبت به نمادها، قواعد و نهادهای اساسی نظام سیاسی جامعه و چگونگی پاسخش به آنهاست(به نقل از رضایی،1387،15).تعریف دوم روزنبام به جهت گیری جمعی کنشگران به سوی عناصر اساسی نظام سیاسی مربوط است ، بررسی اینکه چگونه توده های عظیم شهروندان به ارزیابی نظام سیاسی شان می پردازند . باتوجه به این دو تعریف روزنبام فرهنگ سیاسی را از نوع جهت گیری ذهنی به سوی مسائل سیاسی می داند. البته او معتقد است که باید به تعیین و تمیز((ساخت جهت گیری ذهنی)) پرداخت؛ به همین دلیل وی به ذکر عناصر مشترک در فرهنگ سیاسی می پردازد.
در مورد گونه شناسی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع عوامل اجتماعی، خاورمیانه، نظام بین الملل Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع فرهنگ سیاسی، نظام سیاسی، ارزش گذاری