پایان نامه ارشد با موضوع عوامل خطر، افراد مبتلا، عروق کرونر، قلب و عروق

دانلود پایان نامه ارشد

هاي متنوع يا واکنش هاي غير آنزيمي ايجاد مي کند.
توليد سوپراکسيد به وسيله زنجيره انتقال الکتروني ميتوکندريايي عمدتاً در کمپلکس I و III است.
پيشنهاد مي شود که توليد سوپراکسيد در کمپلکس I از طريق معکوس کردن انتقال الکترون و قطعاً به داخل ماتريکس آزاد مي شود(85،86))
اتو اکسيداسيون راديکال يوبي سميکوئينون (QH) در کمپلکس III منبعي ديگر از توليد O2- مي باشد. کمپلکس III ظرفيتي براي آزادسازي (O2-)به هر دو طرف دارد از غشاي داخلي ميتوکندري محل Q نزديک تر است به غشاي داخل ميتوکندري (QO) و محل عمده براي توليد (O2-) عمده ترين RoS توليد شده در فضاي داخلي غشاء يا ماتريکس ميتوکندري محسوب مي شود.
يک گونه ي فعال O2- به طور خيلي آسان از اين سو به آن سوي غشاهاي ميتوکندري منتشر نمي شود. به هر حال يک منفذ انتقالي که مسئول نفوذ پذيري ميتوکندري است بايد مثل يک کانال براي O2- در داخل غشاي ميتوکندري براي عبور از طريق غشاي خارجي ميتوکندري و داخل سيتوزول به کار رود
تبديل O2- به هيدروزن پروکسيد (H2O2) به وسيله ي سوپر اکسيد ديسموتاز (SOD) نفوذ از طريق توليد RoS شارژ نشده که به آساني از اين سو به آن سوي غشا منتشر مي شود را آسان مي کند.
سه ايزوفرم SoD وجود دارد: SOD1 يا SOD روي- مس Cu-Zn-SOD SOD3يا Cu-Zn SOD خارج سلولي EC-SOD SOD1 در سيتوزول، هسته و فضاي داخل غشايي از ميتوکندري يافت مي شود (87،88)
SOD2فقط در ماتريکس ميتوکندري بيان مي شود.
SOD3در فضاي خارج سلولي جايگزين مي شود
در بيان تمام ايزوفرم هاي SOD، SOD2 از نظر فيزيولوژيکي بسيار مهم است و حذف ژنتيکي آن در مقايسه با ايزوفرم هاي ديگر در دوران جنيني کشنده است(88)
H2O2 به طور آنزيمي به وسيله ي کاتالاز و گلوتاتيون پروکسيداز کاهش مي يابد.
در ماتريکس ميتوکندري گلوتاتيون پروکسيداز گلوتاتيون استفاده مي کند براي تبديل H2O2 به آب کاتالاز بالاترين Km را براي H2O2 در مقايسه با گلوتاتيون پروکسيداز دارد. و مي تواند در برابر يک غلظت بالاتر H2O2 محافظت کند
آنزيم هاي آنتي اکسيداني ديگر گلوتاتيون -S – ترانسفراز و تيوردوکسين به حذف و غير فعال کردن ROS تشکيل شده در ميتوکندري کمک مي کنند در حضور فلزات انتقالي مثل مس و آهن، H2O2 راديکال هيدوکسي (OH) را از طريق واکنش Fenton يا واکنش Habe.Weiss تنظيم مي کند.
راديکال هاي هيدوکسيل به طور بالا فعال هستند و به طور مخصوص به اندام هاي موضعي خاصي از طريق DNA و تغيير تبديل پروتئين آسيب مي رسانند(88،87).
در فرايند فسفوريلاسيون اکسيداتيو، انرژي محل مي شود به وسيله ي الکترون ها و به وسيله ي کمپلکس هاي I، II و IV از پروتون هاي پمپي خارج از ماتريکس استفاده مي شود.
نتيجه الکتروشيميايي شيب غلظت از بين سو به آن سوي غشاي داخلي ميتوکندري استفاده مي شود به وسيله ATP سنتاز براي راندن ترکيب ATP از ADPدر ميتوکندري سنتز ATP افزايش يافته به وسيله پروتئين هاي جفت نشده تنظيم مي شود. (37UCP)
پروتون ها نشت مي کنند از اين سو به آن سوي غشاي داخلي “جفت نشده” و متابوليسم اکسيداتيو از ATP سنتاز، نتيجه گيري مي شود در فقدان توليد ATP بيان UCP پايان مي يابد. هيپر گليسمي تشکيل ROS را القا مي کند که بيشتر در نورون هاي حسي گانگليوني در ريشه پشتي کاهش مي يابد. نفوذ پذيري غشاي ميتوکندري از راه فعاليت UCP به وسيله ي O2- افزايش مي يابد. که در نهايت به کاهش پتانسيل الکتروشيميايي و کاهش بيشتر توليد O2- منجر مي شود. دپولاريزاسيون ملايم ميتوکندري که جمع آوري کلسيم را محدود مي کند و توليد گونه هاي فعال را کاهش مي دهد. (به وسيله ي محدود کردن ساخت نيتريک اکسايد و فعاليت( NOS) ممکن است اثرات محافظتي UPC را توضيح دهد (،88و86)
ROS ميتوکندريايي به وسيله نيتريک اکسايد (NO) که يک گاز قابل انتشار توليد شده به وسيله ي NOs مي باشد تنظيم مي شود با وجود NOs ميتوکندريايي و فعاليت آن به وسيله ي غفوري فر و ريچستر در سال 1997 گزارش شوند. NOs به سمت ماتريکس ميتوکندريايي، غشاي داخلي ميتوکندري ميتوکندريايي وابسته است (89).
فعاليت NOs ميتوکندريايي تنظيم مي شود به وسيله ي غلظت خارج ميتوکندري m[Ca2+] بالا رفتن [Ca2+]m افزايش مي دهد توليد NO و هدايت مي کند تبديل آن را به ? در حالي که يک کاهش در ? آزاد مي کند کلسيم را از ميتوکندري و نتيجه گيري مي شود در غير فعال بودن NOs ميتوکندريايي RNS/ROS ديگر توليد مي شود در ميتوکندري از تعامل O2- و گونه هاي واکنشي ديگر توليد O2- در حضور O2 منجر به تشکيل پروکسي نيتريت مي شود (ONOO-)
سرعت تشکيل ONOO 9.5×10-8 ms-1 مي باشد که از تعامل NO با سيتوکروم اکسيداز C بيشتر مي شود غفوري فر گزارش داد که پروکسي نيتريت القاء شده آزاد شدن ميتوکروم C از ميتوکندري را افزايش مي دهد و باعث آپوپتوز مي ش. NOs ميتوکندريايي اغلب در اختلالات ميتوکندريايي درگير مي شود.
نيتروژن دار کردن باقيمانده نيتروزين از پروتئين ها و S- نيتروزيشن کردن از تيول هاي پروتئين از واکنش هاي خيلي مهم در ميتوکندري هستند(89).
RNS/ROS و نوروپاتي ديابتي:
نورون ها تحت شرايط نرمال ظرفيت خنثي کردن ROS و RNS را دارند(86)
O2- و H2O2 محصولات جانبي و طبيعي زنجيره انتقال الکترون ميتوکندريايي محسوب مي شوند.
SOD و کاتالاز و گلوتاتيون به طور معمول براي حذف کردن اين محصولات متابوليکي کافي هستند.
هيپر گليسمي فعاليت ميتوکندريايي را افزايش داده و در نتيجه توليد O2- بعدي را نيز بيشتر مي کند. توليد اين ROS اضافي ميتوکندريايي منجر به تشکيل RNS مي شود. بنابر اين فعاليت بيش از حد ميتوکندري منجر به افزايش بيشتر ROS و RNS در يک نورون مي شود. (ميتوکندري ها منبع توليد RNS وROS و اولين ساختار هايي هستند که آسيب مي بينند.
ساخت RNS/ROS در نوروني که توانايي در سم زدايي ندارد منجر به پيشرفت تدريجي اختلال در اندامک ها مانند غشاء و هسته مي شود. در نوروپاتي ديابتي اکسون هاي نورون ها براي عدم تعادل عروقي و متابوليسمي. مستعد ترند
اکسون ها براي آسيب هاي ناشي از RNS و ROS مستعد ترند زيرا وابستگي شان به ميتوکندري ها براي کسب انرژي بيشتر است. از آن جايي که در نوروپاتي ميتوکندري ها اختلال پيشرونده اي دارند.در اکسون ها نقص در کار ميتوکندري ها در توليد انرژي به وجود مي آيد و در نتيجه تخريب اکسوني را به وجود مي آورد(90)
در هيپر گليسمي اکسون ها بيشتر آسيب مي بينند زيرا جهتشان رو به تهيه ي خون براي اعصاب است بنابراين ريسک خطر در آن ها بيشتر است. نوروپاتي مرکزي ديابت نوع يک با چندين اختلال مغزي همراه است که شامل حساسيت بيش از حد به استرس، اختلالات شناختي و افزايش ريسک جنون مي باشد هيپوکمپ بخشي از مغز است که در ديابت بسيار تحت تأثير قرار مي گيرد.
زايش نوروني در مغز به مناطقي از مغز به خصوص منطقه زير دانه دار (Sub-Granular Zone)از شکنج دندانه دار و زير شکمي (Sub-Ventricular Zone) محدود مي شود.(68)
در نورون هاي موجود در شکنج دندانه دار هيپوکمپ پس از تکثير تعيين سرنوشت شده و پس از انجام عمليات تکثير و تمايز و بقاء نوروني به شبکه نوروني ملحق مي شوند. تنظيم اين مراحل شامل عواملي مانند سيستم نوروترنسميتري، فاکتور هاي رشد، مولکول هاي سيگنالي پاراکرين، نوروپپتيد ها، فاکتور هاي نسخه برداري و هورمون هاي استروئيدي جنسي مي شود. اختلال در نوروژنز هيپوکمپي در بيماري هاي افسردگي- شيزوفرني، صرع و ديابت مشاهده مي شودخود (91)
تغييرات مغزي در ديابت شامل کاهش شکل پذيري سيناپسي هيپوکمپي، سمي شدن نورون ها و تغييرات در اعمال نوروترنسميتري گلوتامات مي باشد(91).
نقص در انعطاف پذيري نورون ها در هيپوکمپ و شناخت با افزايش سطوح در گردش کورتيکو سترون همراه است که با اختلال در تکثير و بقاء نوروني نه تمايز همراه است. (92)
تغييرات در انعطاف پذيري نورون هاي هيپوکمپي در موش هاي ديابتي زماني که سطوح فيزيولوژيکي نرمال کوتيکوسترون حفظ شوند بهبود مي يابد اختلال شناختي در ديابتي ها ممکن است به علت کمبود گلوکو کورتيکوئيد در نوروژنز و انعطاف پذيري سيناپسي باشد افزايش قندخون سبب جلوگيري نوروژنز هيپوکمپي مي شود و مي تواند علتي براي نوروپاتي ديابتي باشد که به اختلالات حافظه منجر مي شود مناطقي از مغز که نوروژنز اتفاق مي افتد به مناطق نروژنيک معروف است.
که در آن جا سلول هاي پيش ماده نابالغ وجود دارد که نورون هاي جديد را به وجود مي آورند در مغز پستانداران بزرگسال دو منطقه نوروژنيک وجود دارد که شامل هيپوکمپ و سيستم بويايي مي شود در سيستم بويايي سلول هاي پيش ساز مستقرند در بخش جلويي SVZ وتمايز پيدا مي کنند به سلول هاي گرانولي (93)
علاوه بر اين دو منطقه مدارکي وجود دارد که نشان مي دهد نورون هاي جديد در مناطق ديگر مغز از جمله نئوکورتکس استرياتوم (جسم مخطط( آميگدال و تالاموس وجود دارد. علت کاهش در تکثير نورون ها کاهش در بيان گيرنده هاي نوروني مسير هاي سيگنال سلولي تغيير يافته يا بيان غير عادي مولکول هاي اتصال دهنده ي سلولي مي باشد (94)
ديابت به علت فعاليت انسوليني ناقص در بافت هدف يا به خاطر ترشح ناقص انسولين است يا به علت پاسخ هاي بافتي کاهش يافته به انسولين در يک يا بيشتر نقاط در مسير هاي پيچيده به دليل نقص عملکرد هورموني مي باشد.,(95)

1-12 عوارض قلبي عروقي:
بيماري عروق کرونر يکي از علل اصلي مرگ و مير در دنياست و در حدود نيمي از موارد مرگ و مير را در بر مي گيرد . بيماري هاي قلبي عروقي عامل تهديد کننده بزرگي هستند که در هفتاد و پنج درصد مبتلايان به ديابت منجر به مرگ يا ساير بيماري هاي عروقي مي شوند . در افراد ديابتي شيوع سکته قلبي و مغزي پنج برابر افراد غيرديابتي است در واقع ميزان بروز بيماري هاي قابل ملاحظه اي در بعضي از بيماري هاي قلبي عروقي در افراد مبتلا به ديابت مشاهده شده است . از جمله بيماري هاي عروقي محيطي ، نارسايي احتقاني قلب ، بيماري عروق قلب ، سکته قلبي و مرگ ناگهاني (ميزان افزايش خطر اين بيماري ها از يک تا پنج برابر است ). فقدان درد قفسه صدري در افراد مبتلا به ديابت شايع است(8)
عوامل خطر ساز بيماريهاي عروق بزرگ در افراد ديابتي عبارتند از: اختلال چربي هاي خون (ديس لپيدمي) ، فشار خون بالا ، چاقي ، کاهش فعاليت فيزيکي ، مصرف سيگار و مقاومت به انسولين که به صورت افزايش سطح انسولين سرم نمايان شده و با افزايش خطر عوارض قلبي عروقي در افراد ديابتي و غير ديابتي همراه است (96) علاوه بر بيماري عروق قلبي ، بيماريهاي عروق مغز نيز در افراد مبتلا به ديابت افزايش پيدا مي کنند . (شيوع سکته مغزي سه برابر مي شود )
با توجه به اينکه ديابت از عوامل خطر ساز بيماري هاي قلبي عروقي است و معمولا با عوامل خطر ديگر همراهي دارد و گاهي شايد ايجاد کننده آنها باشد مبتلايان به ديابت بايد بيش از ديگران مراقب سلامت قلب و عروق خود باشند . پژوهش هاي فراوان پزشکي نيز نشان داده اند که عوامل قلبي عروقي در مبتلايان به ديابت نوع دو شايع ترند (8،5)

1-12-1 ديس لپيدمي (اختلال چربيهاي خون)
به علت خطرات قلبي عروقي ناشي از هيپرگليسمي و چربي خون بالا (هيپرليپيدمي) اختلالات چربي ها را بايد به عنوان بخشي از درمان جامع ديابت به سرعت تشخيص داده و درمان نمود
شايع ترين الگوي اختلال چربي افزايش تري گليسيريدها و کاهش (HDL) (کلسترول خوب) است . طبق توصيه هاي انجمن قلب آمريکا الگوي چربي ها در بيماران ديابتي که بيماري قلبي عروقي ندارند بايد به اين صورت باشد
کمتر از 130 ميلي گرم در دسي ليتر(9) HDL بيشتر از 50 ميليگرم در دسي ليتر در مردان و بيشتر از 45 ميلي گرم در دسي ليتر در زنان تري گليسريد کمتر از 200 ميلي گرم در دسي ليتر در افراد ديابتي که بيماري قلبي عروقي نيز دارند سطح مطلوب LDL کمتر از 100 ميليگرم در دسي ليتر است . طبق توصيه هاي انجمن قلب آمريکا ترتيب تقدم و اهميت درمان چربي خون بالا به اين صورت است
1. کاهش کلسترول LDL
2. افزايش کلسترول HDL
3. کاهش تري گليسريدها
درمان اوليه تمام انواع اختلالات چربي ، تغيير

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع پردازش اطلاعات، سرعت پردازش، احساس درد Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع افراد مبتلا، احساس درد، عوامل خطر، عرضه و تقاضا