پایان نامه ارشد با موضوع عوامل بازدارنده

دانلود پایان نامه ارشد

ساختار مستحکم اگر چه در بدو امر از ديد خواننده پنهان است اما او مي کوشد تا نماي کلي اين چارچوب را براي خواننده ترسيم کند، تا خواننده نيز بتواند هر قسمت از روايت را در ساختار دروني اش جايگزين کند.
در واقع نظريه ي ساختاري گرماس به خواننده کمک مي کند تا با ديد متفاوت تري به مطالعه ي روايت بپردازد، ديدي که ذهن و انديشه ي خواننده را به دنيايي فراتر از ظاهر داستان رهنمون مي شود و در نهايت او را با شناخت ساختارهاي کاملا همسان روايت هاي هر چند متفاوت و متمايز از يکديگر به لذت حاصل از درک واقعي معاني مي رساند. گرماس با طرح نظريه ي خود به مخاطب مي فهماند که تمام داستان هاي گفته و نوشته شده ـ و نه فقط تعداد محدود يا نوع خاصي از آن ها ـ بر پايه ي روابط و افعال يکساني طرح ريزي شده اند و تفاوت در داستان ها به خاطر جابجايي اين روابط و افعال به وجود مي آيد و در واقع ساختار اصلي هرگز عوض نمي شود.
همان طور که گفته شد گرماس توانست شخصيت هاي داستان ها را بر اساس آن چه انجام مي دهند دسته بندي کند.597 او اصطلاح کنشگر Actant را براي اين شخصيت ها برگزيد. البته کنشگر با کاراکتر تفاوت دارد، چون چندين شخصيت مي توانند نقش کنشگر واحدي را تقبل کنند.598 او معتقد است که در ساختار تمام داستان ها شش کنشگر اصلي وجود دارد، که روابط ثابت بين اين کنشگران چارچوب تمامي روايت ها را تشکيل مي دهند.599 اين شش کنشگر عبارتند از: سوژه ـ ابژه، فرستنده ـ گيرنده، کمک کننده ـ حريف600 . و به عبارت ديگر : فاعل ـ هدف، اعطا کننده ـ دريافت کننده، ياري رسان ـ مخالف.
چنانکه مشاهده مي شود رابطه هاي اصلي مطرح شده از سوي گرماس در سه تقابل رو به روي هم قرار مي گيرند و اساس شکل گيري روايات را پي ريزي مي کنند. به نظر مي رسد که فاعل اصلي ترين رابطه در اين تقابل هاي سه گانه به شمار مي رود، مي توان گفت که تقريبا در هر روايتي فاعل وجود دارد، فاعل آن کنشگري است که در روايت در صدد دستيابي به شي، امر يا خواسته اي است که هدف ناميده شده است. در واقع تقابل فاعل ـ هدف است که موضوع و بن مايه ي اصلي هر داستاني را مي آفريند، چرا که (( بنيادي ترين رابطه از ديد اين الگو آن ميلي است که بين فاعل و هدف حکم فرماست.))601
ديگر تقابل هاي مطرح شده در اين الگو نيز هر يک به نحوي مربوط به فاعل و هدف مي شوند، چرا که هر يک از اين کنشگران با نحوه ي دخالتشان در داستان چنان که از نامشان هم بر مي آيد در نائل شدن يا عدم رسيدن فاعل به هدف تأثير گذار هستند . کنشگر اعطا کننده که حضور آن در داستان اگر چه اجباري نيست اما به نحوي در روند شکل گيري داستان و گاهي رسيدن يا نرسيدن فاعل به هدف تأثير گذار است و کنشگر متقابل آن يعني دريافت کننده هم چنان که از نامش پيداست گيرنده ي آن چيزي است که اعطا کننده بخشيده است. به نظر مي رسد که اين چيزي که اعطا کننده مي بخشد، اغلب در روند داستان تاثير گذار است اما گاهي هم ممکن است که اين بخشش و دريافت فقط يک اتفاق فرعي ، بدون تاثير گذاري در اصل داستان باشد.
تقابل بعدي کنشگرها، تقابل ياري رسان و مخالف است که در اين جا هم به نظر مي رسد اسامي اي که براي اين کنشگران در نظر گرفته شده است نشان دهنده ي نقش اين کنشگران در داستان است.اين کنشگران هم در روند داستان تأثير مستقيم يا غير مستقيم داشته و همچنين بر نحوه ي رفتار فاعل و دستيابي يا عدم دستيابي او به هدف هم تاثير گذار هستند.
البته حضور هر يک از اين دو کنشگر هم در داستان ها اجباري نيست و در بعضي از داستان ها اين نقش ها حضور ندارند. همچنين نکته اي که درباره ي اين دو کنشگر مي توان ذکر کرد اين است که حضور يکي از اين ها بدون ديگري امکان پذير است يعني ممکن است که در روايتي کنشگر ياري رسان حضور نداشته باشد اما کنشگر مخالف حضور داشته باشد، و يا برعکس.
همچنين، چنان که قبلا هم ذکر شد ممکن است که يک شخصيت در داستان نماينده ي دو يا چند کنشگر مختلف باشد و گاهي هم ممکن است که دو يا چند شخصيت نماينده ي يک کنشگر واحد باشند.
علاوه بر اين سه دسته ي دوتايي کنشگران، گرماس بر عنصر ديگري نيز در ساختار روايت تأکيد کرده است که به نوعي مکمل نظريه ي نقش ويژه ي پراپ است اما گرماس به جاي نقش ويژه از مفهوم “پي رفت” ياري گرفت.602
او معتقد بود که در هر روايتي سه نوع پي رفت اصلي و بنيادي سازنده ي کل روايت است. او اين سه پي رفت را همچون ” سه قاعده ي نحوي” مي داند.603 در واقع نحوه ي رفتار و اعمالي که از کنشگران سر مي زند در چارچوب اين سه پي رفت قابل شناسايي و مطالعه است.
در اصل مي توان پي رفت ها را به مثابه زنجيره ي مستحکمي از اعمال و حرکات مشابه يکديگر دانست که از کنشگران شش گانه سر مي زند و داستان را به سمت جلو پيش مي برد. اين سه پي رفت يا زنجيره عبارتند از 1) اجرايي 2) پيماني يا هدفمند 3 ) متمايز کننده604. يا زنجيره هاي اجرايي، ميثاقي، انفصالي.
زنجيره ي اجرايي شامل تلاش ها و زمينه چيني هاي نقش ويژه هاست که البته در اغلب يا تمام روايات وجود دارد.
زنجيره ي ميثاقي يا پيماني شامل عهد و پيمان ها يا اراده به انجام کاري يا سرباز زدن از آن605 از سوي نقش ويژه هاست، اين زنجيره نيز در اغلب روايات ديده مي شود اما گاهي هم رواياتي وجود دارند که اين زنجيره در آن هاديده نمي شود.
زنجيره ي انفصالي شامل انواع رفت و برگشت ها، ورود و خروج ها و به طور کلي دگرگوني ها و حرکت ها606 در روايات است. اين زنجيره هم ممکن است در بعضي از روايات وجود نداشته باشد.
نهايتا ذکر اين نکته هم لازم است که گرماس به دو عنصر اساسي و اصلي در روايات معتقد است. يکي از اين عناصر مسأله ي زمان است، به نظر او هر روايت آغازي دارد و پاياني و اين آغاز و پايان هرروايت را يک ساخت زمانمند مي کند، پس روايت بدون زمان بي معناست607. از طرف ديگر او تاکيد کرده است که داستان تبديل الف به ب است ، بنابراين روايت همواره با تقابل روبه روست.608
تاکيد و عقيده ي گرماس بر مسأله ي زمانمند بودن داستان در پي رفت يا زنجيره هاي سه گانه ي روايات و تأکيد او بر تقابل در شش کنشگري که طرح کرده است به خوبي نمايان است.

5-2 تحليل ساختاري داستان ها
همان گونه که قبلاً ذکر کرديم در اين بخش ساختار روايي داستان هاي کوتاه مجموعه هاي مورد مطالعه در اين رساله بررسي خواهد شد.
از ميان مجموع داستان هاي اين آثار تعداد 93 داستان را بر مبناي نظريه ي ساختاري گرماس تجزيه و تحليل نموده ايم که براي نشان دادن نحوه ي تجزيه و تحليل،خلاصه ي چند داستان به همراه تجزيه ي ساختاري آن ها ذکر مي شود.
5-2-1 خلاصه ي داستان ها و تحليل ساختاري آن ها

1-عجب تجليلي از من کردند.609
در اين داستان مؤلف به ذکر رويدادي واقعي پرداخته که براي خودش اتفاق افتاده است.
يکي از انجمن هاي ادبي تصميم مي گيرد که مراسم تجليلي براي راوي داستان ترتيب بدهد. راوي که در بدو امر از شنيدن اين خبر خوشحال مي شود در ادامه متحمل زحماتي مي شود که کم کم اين خوشحالي را تبديل به ناراحتي مي کند و بعد از اين که رواي پس از صرف وقت و هزينه هايي وارد سالن مراسم مي شود، شرايط پيش آمده براي او ناراحت کننده تر و سخت تر مي شود. سخنرانان مجلس يا نامي از او نمي برند و يا بسيار مختصر و دو پهلو در ستايش از شعر او سخن مي گويند و بعد هم لحظه به لحظه اوضاع و شرايط براي راوي ناراحت کننده تر مي شود. البته واضح است که مؤلف با اغراق و غلو به ذکر اتفاقات مي پردازد و همين امر هم باعث ايجاد طنزي بسيار جالب در اين داستان شده است.
نهايتاً راوي خسته و ناراحت و گرسنه به همراه همسرش به خانه مي رود اما به خاطر غذايي که در بيرون خورده دچار مسموميت غذايي مي شود. همچنين متحمل خسارات مالي ديگري مثل شکسته شدن شيشه ي ماشينش و از دست دادن يک جفت گلدان نقره هم مي شود که همگي به خاطر اين مراسم تجليل اتفاق مي افتند.
-سپس مرا صدا کرد و حلقه گلي را از طرف انجمن خود به گردنم انداخت. تشکر و تعظيمي کردم و به جاي خود برگشم در حالي که حلقه گل بر گردنم بود و سخت گردنم را آزار مي داد چون نوک تيز يکي از شاخه هاي گل پوست گردنم را خراش داده و خون انداخته بود. اين زخم جزئي البته چيزي نبود که قابل تحمل نباشد ولي بعد دچار عذاب شديدتري شدم که تقريباً غير قابل تحمل بود چون حس کردم که جانورهايي تنم را نيش مي زنند، معلوم شد لابلاي شاخ و برگ هاي اين حلقه گل مورچه بوده و همه از لاي يخه ام داخل پيرهنم رفته اند. ناچار حلقه را از گردنم براشتم و دم پايم گذاشتم. اين بار حس کردم که مورچه ها از پاچه ي شلوارم بالا رفته و به پر و پايم چسبيده اند…… ساعت از ده مي گذشت و من از سردرد و گرسنگي و نيش مورچه ها و جوهرهاي روي کتم حالي داشتم که مخلوطي از بهت و جنون و خشم بود……. از رستوران خارج شديم و به طرف ماشين رفتيم. با تعجب ديدم شيشه ي يکي از پنجره هاي عقب ماشين را شکسته اند. معلوم شد کسي يا ناکسي شيشه ي ماشين را شکسته تا آن بسته کتاب را بردارد چون لابد از بسته بندي زيبا و گل کاغذي روي آن خيال کرده در داخلش جعبه ي جواهري است که صاحب ماشين خريده است. صبح مي خواستم ماشين را به تعميرگاه ببرم که شيشه اش را بيندازند ولي تا غروب نتوانستم از خانه بيرون بروم چون گرفتار مسموميت غذايي بودم….

– تحليل داستان
الف) کنشگرها
در اين داستان ابتدا رئيس انجمن ادبي نقش کنشگر فاعل را بر عهده دارد و هدف هم تجليل از راوي داستان است، بنابر درخواست رئيس انجمن ادبي، راوي در انجام مقدمات برگزاري مراسم با او همکاري مي کند و در واقع نقش ياري رسان را بر عهده مي گيرد اما در ادامه ي روند داستان زحمات زيادي بر عهده ي راوي مي افتد و در واقع راوي است که نقش کنشگر فاعل را مي پذيرد و هدف او هم برگزاري آبرومندانه ي مراسم است.
نحوه ي برگزاري مراسم، افراد خاصي که براي سخنراني در مجلس حاضر مي شوند و نحوه ي سخنراني آن ها و نوع برخورد مسئولين مراسم با راوي را مي توان عواملي دانست که به عنوان بازدارنده و مخالف در اين داستان مانع از رسيدن راوي به هدفش شده اند.
رئيس دو انجمن ادبي به عنوان اعطاکننده و راوي داستان هم دريافت کننده هستند.
در جريان داستان اصلي، حوادث فرعي هم اتفاق افتاده است که در هر يک از اين حوادث فرعي هم کنشگرهايي حضور دارند.
وقتي که جواني با يک خودنويس و يک دفتر پيش راوي مي آيد تا برايش شعري بنويسد و امضا کند، راوي فاعل و نوشتن شعر در دفترچه هدف است و خراب شدن خودنويس عامل بازدارنده است ضمن اين که در پايان اين قسمت آسيب ديگري هم به راوي وارد مي شود که يکي از عوامل بازدارنده اي است که مانع از برآورده شدن هدف کلي داستان ـ برگزاري آبرومندانه و دلخواه مراسم تجليل ـ شده است، يعني کثيف شدن کت و شلوار راوي به خاطر ريختن جوهر خودنويس به روي لباسش.
يکي ديگر از اتفاقات فرعي داستان اجراي برنامه ي ساز و آواز در مراسم است که اين اتفاق هم به خاطر اجراي بسيار بد و صداي گوش خراش خواننده و نامناسب بودن شعر و موسيقي انتخاب شده، به نوعي کنشگر بازدارنده در کل داستان محسوب مي شود.
اتفاق و روايت فرعي ديگر اين داستان اين است که يکي از دوستان راوي وقتي که توسط راوي به مراسم تجليل دعوت مي شود به صورت غيرمستقيم از او مي خواهد که از طرف خودش وسيله اي را به دوستش بدهد تا در هنگام سخنراني در مراسم، دوستش هم آن وسيله را به عنوان هديه به خود راوي بدهد و راوي هم يک جفت گلدان نقره از خانه ي خودش به اين دوست مي دهد به اميد اين که مجدداً آن را پس خواهد گرفت، اما در مراسم تجليل اين دوست علاوه بر اين که در سخنراني خود هيچ اسمي از راوي نمي برد، گلدان هاي نقره را هم به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع دال و مدلول، ساختار متن، دستور زبان Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع زنجيره، تعمير، مدير، اعطاکننده