پایان نامه ارشد با موضوع عوامل بازدارنده

دانلود پایان نامه ارشد

تعميرکاران با عنوان کردن مشکلاتي مثل خاموشي هاي متعدد برق و نداشتن وسايل يدکي کافي از انجام تعمير سر باز مي زنند.
روز بعد راوي به ديدن يکي از دوستانش که در طبقه ي چهاردهم يک ساختمان مشغول به کار است مي رود و هنگامي که مي خواهد آسانسور را روشن کرده و از آن استفاده کند متوجه خاموشي برق مي شود و ناچار پله ها را با زحمت و خستگي فراوان طي مي کند. هر يک از اين اتفاقات منجر به ناراحتي و عصبانيت راوي مي شود اما در پايان داستان او به اين نتيجه مي رسد که حرفي که از کارمند اداره ي برق شنيده بود ـ جواب ابلهان خاموشي است ـ واقعاً در مورد او يا کساني که اميد استفاده ي مناسب و مفيد از برق و وسايل برقي دارند صدق مي کند.
….. طبيعتاً باز هم موضوع برق در ميان آمد و من متلکي را که پشت تلفن شنيده بودم برايش شرح دادم. گفت: غصه نخور. از تو ابله تر هم پيدا مي شود. مثلا زن من امروز صبح با من دعوا مي کرد که چرا در پرداخت پول برق تأخير کرده ام. مي ترسيد که بيايند و برق را قطع کنند.

-تحليل داستان
الف) کنشگران
در اين داستان فاعل راوي داستان است که در قسمت هاي مختلف داستان هدف هاي متفاوتي را دنبال مي کند که اين هدف ها را مي توان به اين صورت بيان کرد: استفاده از کولر براي رفع گرما، اطلاع يافتن از علت خاموشي برق و زمان وصل مجدد برق، غلبه بر عصبانيت ناشي از قطع برق، پيدا کردن تعميرکار براي ماشين لباس شويي، آسايش و راحتي در زندگي با استفاده از وسايل برقي متعدد مثل سماور برقي، ماشين ريش تراش و…. و استفاده از آسانسور براي رفتن به طبقه ي چهاردهم يک ساختمان.
عوامل و اتفاقات مختلفي هم در نقش بازدارنده يا مخالف ظاهر شده و مانع از رسيدن راوي به اهدافش مي شوند.
اين عوامل را هم مي توان به اين صورت عنوان کرد: خاموشي برق(در چند مورد)، جواب سر بالا دادن به راوي توسط مأمور اداره ي برق، عدم تعمير وسايل برقي توسط تعميرکاران به خاطر نبودن کارگر، برق و لوازم يدکي مورد نياز.
دو کنشگر اعطاکننده و دريافت کننده در اين داستان حضور ندارند.

فاعل
راوي
هدف
استفاده از لوازم برقي
بازدارنده
خاموشي هاي پي در پي برق
ياري رسان
____
اعطاکننده
____
دريافت کننده
____

ب) زنجيره هاي روايي
در اين روايت هر سه زنجيره ي روايي را مي توان مشاهده کرد.
-زنجيره ي ميثاقي: برگشتن راوي از مسافرت بدون اين که به خانواده اش اطلاع بدهد و منتظر نبودن خانواده اش براي ورود او، برنامه ي نسبتاً منظم خاموشي قبل از مسافرت راوي، طولاني تر شدن زمان خاموشي برق از طرف اداره برق، جواب منفي تعميرکاران به راوي در مورد انجام تعمير لوازم برقي، عدم دسترسي تعميرکاران به لوازم يدکي به خاطر قراردادهاي شرکت هاي سازنده ي لوازم برقي، اميدوار بودن راوي به اين که بتواند با استفاده از وسايل برقي زندگي خود را راحت تر کند و مأيوس شدنش به خاطر عدم خدمت رساني صحيح اداره ي برق، زنجيره هاي ميثاقي اين داستان را شکل داده اند.
-زنجيره ي اجرايي: تلاش راوي براي اطلاع از زمان پايان خاموشي و برقراري تماس تلفني با اداره ي برق، دوش گرفتن با آب سرد توسط راوي براي غلبه بر شدت گرمازدگي و خستگي، تلاش راوي براي يافتن تعميرکار براي ماشين لباس شويي، خريدن وسايل برقي متعدد از سوي راوي و بالا رفتن از پله ها براي رسيدن به طبقه ي چهاردهم توسط راوي زنجيره هاي اجرايي روايت به حساب مي آيند.
-زنجيره ي انفصالي: برگشتن راوي از مسافرت، عدم حضور خانواده ي راوي در منزل و برگشتن خانواده به خانه، مراجعه ي راوي به تعميرگاه ها و ورود و خروج او به چند تعميرگاه، برگشتن راوي به خانه رفتن راوي پيش يکي از دوستانش و قطع و وصل هاي پي در پي برق را هم مي توان زنجيره هاي انفصالي اين داستان ناميد.
5-از بيمارستان تا تيمارستان613
راوي داستان به خاطر بيماري در بيمارستاني بستري مي شود و تحت نظر پزشکي که دوستش هم بوده مورد معالجه قرار مي گيرد. اما مسائل و مشکلاتي مثل کمبود امکانات رفاهي لازم در بيمارستان، عدم توجه کافي پزشک و پرستاران به بيمار، هزينه هاي بسيار بالاي بيمارستان و مشغول بودن پزشک به کارهاي ديگري غير از معالجه ي بيمار باعث مي شود که نه تنها بيمار ي اش بهبود پيدا نکند بلکه ناراحتي هاي عصبي هم به آن اضافه شود. نهايتاً راوي به توصيه ي پزشک معالجش براي سرمايه گذاري به يک بنگاه معاملات ملکي مي رود اما با به کار بستن توصيه هاي بهداشتي دلال معاملات ملکي درباره ي بيماري اش از ناراحتي جسماني خلاص مي شود.
هدف مؤلف از نقل اين داستان علاوه بر ذکر مسائل و کمبودهاي نظام درماني و بي توجهي پزشکان به کار اصلي شان بيان نوعي وارونگي موجود در مشاغل جامعه بوده است.
-روز بعد آقاي دکتر که مرا بستري کرده بود بعد از چهار روز غيبت به بالينم آمد. خوشحال و خندان بود. چند ورق کاغذ در دست داشت. سه چهار نفر هم همراهش بودند، خيال کردم همراهانش هم پزشک هستند و آن ها را براي شور درباره ي وضع من همراه آورده و آن کاغذها هم حاوي درجه حرارت و فشارخون و نتيجه ي آزمايش است. ولي با کمال تعجب ديدم يکي از اين کاغذها نقشه ي زمين هاي داوديه است، دومي نقشه ي عباس آباد، سومي نقشه ي نياوران و همراهان دکتر هم يکي مهندس، يکي معمار و يکي دلال معاملات ملکي است. از من پرسيد حالت چطور است؟ جواب دادم: حالم هيچ فرقي نکرده است. گفت به تو توصيه مي کنم…. خيال کردم مي خواهد رژيم مخصوصي را توصيه کند ولي ديدم گفت: به تو توصيه مي کنم که حرف مرا بشنوي و يک قطعه از اين اراضي داوديه را برداري….
-تحليل داستان
الف) کنشگران
در اين روايت چند شخصيت در نقش کنشگر فاعل ظاهر شده اند. راوي داستان به عنوان فاعل با هدف بهبود بيماري اش به پزشک مراجعه مي کند. پزشک هم در نقش فاعل ظاهر شده و هدف او چکاپ کامل بيمار و رسيدگي به اوضاع جسمي اوست. ضمن اين که افرادي مثل پرستاران و پرسنل بيمارستان هم در کنار پزشک به نوعي نقش فاعل را دارند و هدف آن ها هم کمک به بيمار و رسيدگي به اوست.
راوي داستان به خاطر وجود عوامل بازدارنده اي مثل بي توجهي پزشک و پرسنل بيمارستان به او، برنامه ي غذايي نامناسب بيمارستان و عدم رعايت حال بيماران از جانب پرستاران و بعضي از ملاقات کنندگان به هدف خود نمي رسد وبيماري اش بهبود پيدا نمي کند. اما دلال معاملات ملکي با ارائه ي نسخه اي که حاوي چند نوع داروي قديمي بوده نقش کنشگر ياري رسان را دارد و باعث بهبود بيماري راوي مي شود.
در مورد پزشک هم بايد گفت که توجه او به مسائلي مثل معامله ي ملک و زمين عامل بازدارنده اي محسوب مي شود که مانع از رسيدگي صحيح و دقيق او به بيمار شده است.
عده اي از دوستان و همکاران راوي که به ملاقات او در بيمارستان رفته و همچنين مسئولين و رؤساي اداره ي محل کار راوي اعطاکننده ها و راوي هم دريافت کننده ي اين روايت به شمار مي روند.
فاعل
بيمار(راوي)
هدف
بهبود بيماري
بازدارنده
بي مسئوليتي پزشک معالج
ياري رسان
دلال معاملات ملکي
اعطاکننده
دوستان راوي/دلال معاملات ملکي
دريافت کننده
راوي

ب) زنجيره هاي روايي
-زنجيره ي ميثاقي: توصيه ي پزشک به راوي براي بستري شدن در بيمارستان، دستورات پزشک معالج به پرستاران درباره ي بيماري راوي و انجام آزمايش و عکسبرداري از او، قوانين بيمارستان در مورد ساعات حضور پرستاران براي رسيدگي به بيمار، برنامه ي غذايي ثابت بيمارستان، ساعات تعيين شده براي حضور افراد ملاقات کننده در اتاق بيماران و ليست هزينه هاي بيمارستان(که در اختيار راوي قرار گرفته است) زنجيره هاي ميثاقي روايت محسوب مي شوند.
-زنجيره ي اجرايي: بستري شدن راوي در بيمارستان، رسيدگي پرستاران به او، نظافت اتاق بيماران توسط پرسنل خدماتي بيمارستان، صحبت کردن ملاقات کنندگان با رواي و پاسخ دادن رواي به آن ها، انجام دادن توصيه ي پزشک از سوي بيمار و مراجعه ي او به بنگاه معاملات ملکي براي خريد زمين، صحبت راوي با دلال معاملات ملکي در مورد بيماري اش، انجام دستورات دلال توسط راوي و بهبود بيماري اش زنجيره هاي اجرايي اين روايت را شکل داده اند.
– زنجيره ي انفصالي: رفتن راوي به بيمارستان، رفتن پزشک معالج راوي به شمال براي انجام کارهاي متفرقه، ورود و خروج هاي متعدد پرستاران و ديگر پرسنل بيمارستان به اتاق راوي، ورود و خروج ملاقات کنندگان به اتاق راوي، برگشتن پزشک به بيمارستان و رفتن او به اتاق راوي، مرخص شدن راوي از بيمارستان، ورود و خروج او به بنگاه معاملات ملکي زنجيره هاي انفصالي داستان هستند.
6-جرم راانسان مي کند،چوبش راحيوان مي خورد614
راوي داستان در حال عبور از خيابان بوده که ناگهان يک زنبيل بسيار بزرگ که پر از مصالح ساختماني هم بوده از بالاي ساختمان چند طبقه اي به پايين سقوط مي کند و در فاصله ي پنج سانتيمتري او به زمين مي خورد. افراد مختلفي از جمله رهگذارن و کسبه ي اطراف به سمت راوي مي دوند و بعد از انتقاد از نحوه ي ساختمان سازي پيشنهاد مي کنند که راوي شکايت نامه اي بنويسد تا آن ها هم امضاء کنند و تخلف مسئولين مربوط به اين اتفاق مورد رسيدگي قرار بگيرد اما در مدت کوتاهي که راوي به دنبال قلم و کاغذ براي نوشتن شکايت نامه مي گردد و تا پايان نوشتن متن شکايت نامه هر يک از افراد به نحوي درباره ي بي فايده بودن شکايت صحبت مي کنند و حاضر به امضاء شکايت نامه نمي شوند. وقتي که راوي به خانه بر مي گردد و اهالي خانه از اتفاقي که برايش افتاده آگاه مي شوند به نحوي او را مجبور مي کنند تا گوسفندي را براي صدقه قرباني کنند. راوي که در اصل با اين کار مخالف بوده به شرط تقسيم صحيح گوشت بين نيازمندان واقعي حاضر به انجام اين کار مي شود اما بعد از اين که گوسفند قرباني مي شود و راوي به خانه بر مي گردد مي بيند که اهالي خانه گوشت قرباني را مطابق ميل خود و بر اساس روابط و دوستي هاي خاصي که با افراد مختلف داشته اند بين همان افراد تقسيم کرده اند و قسمت زيادي را هم براي خودشان نگه داشته اند. اما اعتراض او به جايي نمي رسد و هيچ کس در اين زمينه به حرف هاي او توجهي نمي کند و نهايتاً او از اين که از همان ابتدا بعد از افتادن زنبيل ايستاده و به فکر شکايت افتاده تا جايي که ماجرا را براي خانواده اش تعريف کرده ابراز پشيماني مي کند چون علاوه بر اين که کسي همراهيش نکرده تا شکايتي بکند، مقداري هم هزينه صرف کرده به اميد قرباني و صدقه دادن اما به اين هدفش هم نرسيده است.
-اين حکايت به ما مي آموزد که هر جا مثل بنده به حوادث کشنده اي بر خورديد و مرگ را پيش چشم ديديد، ابداً جيک نزنيد و سرتان را پايين بياندازيد و برويد و همين قدر که سالم مانده ايد خدا ر اشکر کنيد. چون اگر بخواهيد بايستيد و سروصدا راه بياندازيد اولا مدتي وقتتان تلف مي شود. ثانيا هيچ کس با شما همراهي نخواهد کرد. ثالثا پانصد تومان از جيبتان خواهد پريد و در اين ميان فقط کاسه کوزه سر يک گوسفند بدبخت خواهد شکست و به جاي همه ي انسان هايي که ممکن است مسئوليتي در اين قضيه داشته باشند فقط يک حيوان زبان بسته مجازات خواهد شد. جرم را انسان مي کند و چوبش را حيوان مي خورد.
-تحليل داستان
الف) کنشگران
در ابتداي اين داستان راوي در نقش کنشگر فاعل است و هدف او هم عبور از خيابان و رد شدن از زير ساختمان ناتمام است که سقوط زنبيل از بالاي ساختمان به عنوان بازدارنده عمل مي کند و علاوه بر اين که مانع از عبور راوي مي شود جريانات ديگر داستان را هم به وجود مي آورد.
در قسمت بعد باز هم راوي فاعل است و هدف او تنظيم شکايت نامه و تقاضاي رسيدگي به اتفاقي است که برايش افتاده است، افراد و کسبه ي حاضر در محل در ابتدا نقش ياري رسان را بر عهده دارند ولي در ادامه هم خودشان از کمک به راوي منصرف مي شوند و هم با منصرف کردن راوي از شکايت کردن نقش کنشگر مخالف و بازدارنده را بر عهده مي گيرند.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع زنجيره، تعمير، مدير، اعطاکننده Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع زنجيره، -زنجيره، مالکين، تخليه