پایان نامه ارشد با موضوع علوم پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی، ضریب همبستگی، خودراهبری

دانلود پایان نامه ارشد

عوامل انسجام گروهی در کنترل پرخاشگری و افکار خودکشی در سربازان وظیفه تعیین کننده نیستند.
عاشوری و همکاران (1388) دریک پژوهش که بر روی 80 آزمودنی از بین معتادان خود معرف مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شیراز به منظور بررسی رابطه بین افکار خودکشی و صفات شخصیتی در افراد معتاد وابسته به مواد افیونی انجام دادند، نشان دادند که با توجه به خطر آفرین بودن افکار خودکشی و بالا بودن میزان اقدام به‏ خودکشی در بین معتادان، به‏خصوص بعد از عودهای مکرر، شناسایی عوامل خطرآفرین و پیش بایست‏های شاخص شناسایی این افکار، میزان خطر را کاهش می‏دهد.
پشت محمدی و همکاران (1386) در یک پژوهش بر روی 632 نفر از اقدام کنندگان به‏ خودکشی در شهر کرج به منظور بررسی اقدام به‏ خودکشی و ارتباط آن با استرس‏ها و سیستم حمایتی دریافتند، نقش عوامل استرس زا در اقدام به‏ خودکشی متفاوت است. اختلاف با خانواده و با همسر در اقدام به‏ خودکشی هم عوامل زمینه‏ساز و هم آشکارساز محسوب می‏شود، شبکه‏های حمایتی در پیشگیری از اقدام به‏ خودکشی، به‏خصوص در زنان، نقش موثری دارد.
شمسی‏خانی و همکاران (1385) مولوی و عباسی رنجبر (1382) در پژوهش‏های مشابهی نشان دادند که شایع‏ترین علل اقدام به‏ خودکشی اختلافات خانوادگی می‏باشد و افراد اقدام‏کننده به‏ خودکشی نسبت به افراد به هنجار در مواجهه با شرایط استرس‏زا، بیشتر، از مهارت‏های مقابله‏ای غیر مفید استفاده می‏کنند و از مهارت های متمرکز بر مساله کمتر بهره‏مند هستند.
موسوی و همکاران (1384) در یک تحقیق که بر روی 300 نفر از دانشجویان 25-19 ساله در دانشگاه اصفهان انجام دادند، دریافتند که 31 نفر از دانشجویان هر سه دانشگاه (33/10%) با فاصله اطمینان 95% (07/11% – 92/8%) افکار خودکشی داشتند. فراوانی نسبی افکار خودکشی در دانشجویان پسر دانشگاه صنعتی اصفهان به طور معناداری بیشتر از سایر دانشجویان بود (0.05محمد خانی وهمکاران(1383) در یک پژوهش که در شهرستآن‏های کرمانشاه، همدان و ایلام و دره شهر بر روی 2650 نفر به منظور بررسی میزان گزارش وجود افکار خودکشی ابتدا به محاسبۀ فراوانی و درصد فراوانی اقدام نمودند. سپس فراوانی افکار خودکشی در شهرهای مطالعه شده(کرمانشاه، همدان، ایلام و دره شهر) مقایسه شد.این مطالعه میزان شیوع نقطه ای افکار خودکشی و اقدام به خودکشی در جمعیت دختران جوان استآن‏هایی از کشور اختصاص داشت که بالاترین میزان مرگ و میر ناشی از خودکشی را به ثبت رسانده بودند و عنوان مناطق پر خطر را به خود گرفته بودند. در این پژوهش شیوع افکار خودکشی 7 درصد و شیوع سابقۀ اقدام به خودکشی 4/5 درصد برآورد شد. اگر چه این میزان بسیار پایین تر از میزانی بود که در مطالعات خارجی به ثبت رسیده بود. برای نمونه 2 تا 26 درصد افکار خودکشی درافراد 9 تا 18 سال (سادوک و سادوک، 2000)، 60 درصد برای افکار خودکشی و 10 درصد برای میزان اقدام به خودکشی (ساراسو79ن، 1987).
کاویانی و همکاران (1381) یک تحقیق بر روی 20 بیمار زن ومرد افسرده با میانگین سنی 28 سال اقدام‏کننده به‏ خودکشی مراجعه کننده به بیمارستان لقمان تهران به منظور بررسی مسئله گشایی در بیماران افسرده اقدام‏کننده به‏ خودکشی انجام داده و نشان دادند که خودکشی کنندگان راه‏حل‏های کمتر و بی‏ربط‏تری را نسبت به گروه گواه ارائه داده‏اند. افزون بر این، همبستگی‏های معنی‏داری بین متغیری‏های مسئله گشایی و حافظه سرگذشتی به دست آمد.
شفیع آبادی وهمکاران(1381) طی یک تحقیق روی 15 دختر اقدام‏کننده به‏ خودکشی به منظور اثر بخشی آموزش مهارت‏های حل مسأله بر برخی ویژگی‏های شناختی نوجوانان اقدام‏کننده به‏ خودکشی دریافتند، برنامه درمانی توانسته است میل خودکشی، ناامیدی، سبک اسناد منفی نوجوانان اقدام‏کننده به‏ خودکشی را به‏طور معنی‏داری کاهش دهد، اما بر خودپنداره آنان تأثیر معنی‏داری نداشت. این تحقیق نمونه‏ای از برنامه درمانی منظم برای نوجوانان اقدام‏کننده به‏ خودکشی را ارائه داده است.
ضرغام بروجنی و همکاران (1380) طی یک پژوهش که بر روی 323 نفر 14 الی 17 ساله از 15 دبیرستان اصفهان به منظور بررسی ارتباط الگوی رفتاری والدین با افسردگی و افکار خودکشی درنوجوانان انجام گرفت نشان دادند که، شیوع افسردگی بالینی در بین نوجوانان حدود 4/34 درصد و شیوع افکار خودکشی 7/32 درصد بوده است. بیشترین شیوع افکار خودکشی (3/58 درصد) در نوجوانانی دیده شده که رفتار والدین خود را سخت گیرانه ارزیابی کرده بودند. کمترین میانگین نمره افسردگی (4/10 درصد) و کمترین شیوع افکار خودکشی (6/11 درصد) در نوجوانانی بود که والدین دموکرات منش داشتند. هم‏چنین مشاهده شد که با عاطفی‏تر شدن روابط و کاهش کنترل در روابط والد- نوجوان، میانگین نمره افسردگی و فراوانی افکار خودکشی کاهش می‏یابد.
صولتی و همکاران (1379) طی یک پژوهش بر روی 50 نفر مرد و زن اقدام‏کننده به‏ خودکشی به منظور بررسی باورهای غیر منطقی در اقدام کنندگان به‏ خودکشی (به روش خودسوزی) و مقایسه آن‏ها با افراد به‏هنجار دریافتند که باورهای غیر منطقی اقدام کنندگان به‏ خودکشی نسبت به افراد به‏هنجار در سطح بالائی وجود دارد؛ که شناخت این باورها در این گروه و روش‏های درمانی خاص در این مورد می‏تواند ‏تا حد زیادی در پیشگیری از این معضل مؤثر باشد.
درویک80 و همکاران ( 2004) به نقل از صاقت(1391)، در یک پژوهش بر روی 371 نفر از افراد اقدام‏کننده به خودکشی در نیویورک نشان دادند وابستگی‏های مذهبی با رفتار خودکشی در بیماران افسرده کمتر همراه است. در این پژوهش وابستگی‏های مذهبی به عنوان عوامل محافظت کننده در برابر اقدام به خودکشی مطرح شده است. این مطالعه نشان داد که مذهب، رفتار پرخاشگرانه و چگونگی اعتراض اخلاقی را می‏تواند کاهش دهد و در این زمینه می‏توان استراتژی‏های درمانی جدید در پیشگیری از خودکشی ارائه نماید.
بیکسلر81 (2004) در مطالعات مربوط به افراد اقدام‏کننده به خودکشی مشاهده کرد که آنان استراتژی مقابله‏ای فعال کمتری در مقایسه با سایر بیماران دارند.
ویلیامز 82و همکارانش (2004) به نقل از شمسی خانی (1385)، نشان دادند که افراد اقدام‏کننده به خودکشی توانایی حل مسئله کمی‏ داشتند و کاهش مهارت حل مساله همراه با عوامل مستعد کننده دیگر باعث افزایش اقدام به خودکشی در آنان می‏شد. زمانی که افراد با رویدادها و فشارهای روانی منفی روبرو می‏شوند، توانایی حل مساله و مهارت‏های مقابله‏ای، نقش مهمی ‏در بهداشت روانی و جسمانی آنان ایفا میکند.
واندا83 (2003) طی پژوهشی عنوان می‏کند، عواملی که باعث افزایش خطرخودکشی می‏گردد شامل: افکار خودکشی و یا برنامه ریزی در مورد اقدامات خودکشی، بیماری‏های روانی (هم‏چون افسردگی شدید، سایکوز، اختلال دوقطبی)، مصرف مواد مخدر یا الکل، سابقه قبلی از تلاش برای خودکشی و اختلال شدید در ارتباطات بین فردی است.
جانسون84 و همکاران (1996) به نقل از حسینیان و همکارن (1385) در یک تحقیق ویژگی‏های اقدام‏کنندگان به خودکشی را روی 75 نفر اقدام کنندگان به خودکشی بررسی کردند و در 68 درصد آن‏ها ملاک‏هایی برای اختلال ‏شخصیت یافت شد. علاوه بر این، مطالعات نشان می‏دهد که افراد دارای اختلال‏ شخصیت در مقایسه با افراد فاقد اختلال‏ شخصیت، بیشتر احتمال دارد که در خلال سال‏های آتی اقدام به خودکشی مجدد نمایند(88% در برابر 56%).
معیدفر و همکاران (1389) در پژوهشی که بر روی 128 نفر از افراد زیر 25 سال در زمینه عوامل اجتماعی مؤثر بر اقدام به‏ خودکشی در بین جوانان در کردستان انجام شد دریافتند، احساس انتظام اجتماعی شدید در بین زنان و احساس نابسامانی اجتماعی در بین مردان عامل اصلی خودکشی جوانان در کردستان بوده است.
کوشان و همکاران (1387) خلخالی و همکاران (1380) در مطالعات خود به دلایل مشابه مطالعات پیشین اشاره کرده‏اند و مهم‏ترین دلایل خودکشی را اختلافات خانوادگی، درگیری با همسر و بی کاری گزارش کرده‏اند.
موسوی (1387) اکبری زرخانه و همکاران (1388) طی یک پژوهش نشان دادند که رابطه‏ی معکوسی میان سطوح ارتباط کلامی ‏و اقدام به‏ خودکشی وجود دارد، یعنی با کاهش ارتباط کلامی، اقدام به‏ خودکشی بیش‏تر می‏شود و از طرفی ((طلاق والدین، خشونت در خانواده، درجه‏ی ارتباط کلامی ‏در خانواده، اختلافات والدین، مورد اذیت خانواده ‏یا آشنایان قرار گرفتن، سابقه‏ی مصرف مواد در خانواده و مراجعه به روان پزشک در خانواده، با اقدام به‏ خودکشی رابطه وجود دارد.
انیسی و همکاران (1385) در یک مطالعه بر روی 1329 نفر سرباز به روش نمونه‏گیری تصادفی خوشه‏ای به منظور بررسی شیوع افکار خودکشی و عوامل مرتبط با آن دریافتند که میزان افکار خودکشی در سربازان 8/5 درصد است. هم‏چنین بین سطح تحصیلات پایین، سابقه‏ی ‏اقدام به‏ خودکشی، اعتیاد به مواد مخدر و سیگار، عدم رضایت از خدمت سربازی، نامناسب بودن وضعیت روانی و درگیری با دیگر سربازان و مسؤول مافوق، با افزایش افکار خودکشی سربازان رابطه معنادار وجود داشت.
صابری وهمکاران (1384) در تحقیقی مشخص کردند که انگیزه خودکشی 2/48% از زنان و 8/19% از مردان، اختلاف زناشویی و 4/26% از زنان و 9/31% از مردان، مشکلات خانوادگی بوده است. نداشتن شغل و درآمد مناسب و هم‏چنین نبودن تضمین شغلی نیز می‏تواند عاملی مؤثر در اقدام به‏ خودکشی باشد.
شیرزاد و قره داغی (1383) در پژوهشی مشخص کردند که علت خودکشی در جنس مذکر 39% نامعلوم بود و در 61% مواردی که انگیزه خودکشی از طرف والدین بیان گردید، شایع‏ترین علل شامل اختلالات روحی (41%)، مشکلات اقتصادی (31%) و اختلافات خانوادگی (13%) بودند. شیرزاد بیان می‏کند ایمان مذهبی تاثیر شگرف و معجزه‏آسا در تقلیل خودکشی و جنایت دارد و نیرومندترین وسیله، خودداری از هر دو است، لذا شور مذهبی را باید در افراد برانگیخت.
اسماعیل نیا و همکاران (1380) در یک پژوهش به منظور بررسی اقدام به‏ خودکشی در زنان بر روی 136 نفر از زنانی که طی یکسال با اقدام به‏ خودکشی در بیمارستآن‏های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی بابل مراجعه کرده بودند نتیجه گرفتند که شیوع بالای خودکشی زنان و نوجوانان، تساوی میزان خودکشی مجردین و متأهلین، بحران حاد و مشکلات خانوادگی به عنوان علل اصلی خودکشی دلالت بر این دارد که در برنامه‏های پیشگیری باید جوانان گروه هدف باشند. نقش ازدواج نیز به عنوان عامل محافظت از خودکشی کاهش یافته است.
خلخالی و همکاران (1380) در مطالعه‏ای دریافتند که زنان بیشتر در ارتباط با مشکلات بین فردی و مردان بیشتر در ارتباط با مشکلات شغلی و اقتصادی دست به‏ خودکشی می‏زنند.
طوبائی و همکاران (1376) به نقل از رضایی(1391)، در یک پژوهش نشان دادند که شایع‏ترین علل خودکشی در بین مردان، اختلافات خانوادگی (1/44 درصد)، مشکلات عاطفی (4/29 درصد) دلایل اقتصادی – اجتماعی (7/17 درصد) و اختلالات روان پزشکی (8/8 درصد)، و در بین زنان اختلافات خانوادگی (3/68 درصد) و مسائل عاطفی (8/15 درصد) و اختلالات روان پزشکی (2/9 درصد) بوده است.
حیدری پهلوان و همکارن (1376) در پژوهشی بر روی 667 نفر مرد و زن وضعیت روانی- اجتماعی اقدام کنندگان به‏ خودکشی در شهرستان همدان را بررسید کردند، پژوهش فوق مشخص کرد که افراد زیر 30 سال بالاترین موارد اقدام به‏ خودکشی (5/77%) را داشته‏اند. در‏ گروه زنان بالاترین موارد اقدام به‏ خودکشی مربوط به افراد متاهل (46/63%) و در‏ گروه مردان افراد مجرد (78/57%) بالاترین موارد اقدام به‏ خودکشی را به خود اختصاص داده‏اند.‏ 8/85% از آزمودنی‏ها در پاسخ به آزمون “بک” هنگام اقدام به‏ خودکشی درجاتی از حالت افسردگی خفیف تا شدید را نشان دادند. نیمی (36/52%) از پاسخ دهندگان به MMPI نیمرخ روانی نابه‏هنجار داشته و در آزمون فرضیه‏ها، نمره زنان در مقیاس‏های بالینی هیپوکندری و مانیا بیش از زنان بود. مهم‏ترین دلایل اقدام به‏ خودکشی، اختلاف خانوادگی، درگیری با همسر، ناراحتی روانی و بیکاری در مردان بوده است. افسردگی شایع‏ترین اختلال روانی در اقدام کنندگان به‏ خودکشی بوده است.
نوروزی (1373) در یک مطالعه نشان داد مهارت‏های مقابله‏ای در افراد اقدام‏کننده به‏ خودکشی با افراد به‏هنجار جامعه متفاوت است. اگر فرد‏ نتواند با استفاده از شیوه‏های مقابله ای مناسب تنیدگی را برطرف کند، فشار روانی، مزمن می‏شود و اثرات سوء روی بهداشت جسمانی و روانی می‏گذارد. ازجمله اثرات سوء ذهنی و روانی می‏توان به اضطراب، پایین آمدن اعتماد به نفس و خودکشی اشاره کرد.
لوپز 85و همکاران (2012) در یک تحقیق با هدف بررسی اقدام به خودکشی با سابقه خانوادگی رفتار خودکشی و تجارب اولیه پس از سانحه بر روی 878 نفر دریافتند که اقدام به خودکشی با یک سابقه خانوادگی از رفتار خودکشی و تروما در کودکان دیده می‏شود و ویژگی‏های خاصی که ممکن است مورد استفاده قرار‏ گیرد برای جلوگیری از رفتارهای خودکشی در آینده در این جمعیت همراه بوده است. این پژوهش نظر می‏دهد که می‏بایست سابقه خانوادگی رفتار خودکشی و تجارب اولیه پس از سانحه را به طور مداوم در هنگام ارزیابی خطر خودکشی یک بیمار بررسی کرد.
اسپویری86 و همکاران (2010)، به نقل از رضایی (1391)، در یک پژوهش که به منظور بررسی نقش مذهب و خودکشی به کمک و غیر کمک بر روی 2000 پرونده از سرشماری در سویس انجام گرفت دادند، نشان دادند که اثر حفاظتی از وابستگی مذهبی در جلوگیری از اقدام به خودکشی در مذهب کاتولیک‏ها قوی‏تر از مذهب پروتستآن‏ها بوده و در افراد مسن نسبت به افراد جوان نیز نقش قوی‏تری داشته است. هم‏چنین این پژوهش نشان داد که نقش مذهب در زنان قوی تراز مردان در اقدام به خودکشی بوده است.
لیزاردی87 و همکاران (2008)، به نقل از رضایی (1391)، پژوهشی بر روی 265 نفر از اقدام کنندگان به خودکشی به منظور بررسی نقش اعتراض اخلاقی به خودکشی در ارزیابی بیماران اقدام کننده به خودکشی در آمریکا انجام دادند و نشان دادند که اعتراض اخلاقی و دینی به خودکشی بنا به گزارش‏ها با رفتار خودکشی در بیماران افسرده کمتر همراه است.
هوگولت88 و همکاران (2007)، به نقل از صاقت (1391)، پژوهش را بر روی 115 نفر درژنو سویس به منظور بررسی تاثیر مذهب بر اقدام به خودکشی در بیماران سرپایی مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی یا شیزوی عاطفی در مقایسه با بیماران با اختلالات غیر روانی انجام دادند و نشان دادند که دین ممکن است یک نقش خاص در تصمیم گیری‏های بیماران در مورد خودکشی(هر دو بیماران روانی و غیر روانی) بازی کند. این نقش ممکن است به صورت محافظت کننده در برابر خودکشی ، به ویژه برای بیماران مبتلا به روان پریشی که در معرض خطر شدید خودکشی هستند، مهم باشد.
چان89 و همکاران (2009) طی تحقیقاتی بر روی متغیرهای مستقل فردی نشان دادند نوجوانی که اندیشه پردازی خودکشی گرایانه داشتند بی انگیزه، تنها و غیر منطقی بوده و از روابط خانوادگی یا دوستانه خود رنج می بردند.
لی90 و همکاران (2006) طی پژوهشی عنوان می کنند که ارتباطی منفی بین انسجام خانوادگی و اندیشه پردازی خودکشی گرایانه وجود دارد. آن‏ها بر اهمیت پذیرش خانوادگی و حمایت خانوادگی تأکید کردند.
کوپرمان91 و همکاردان (2005) در تحقیقی تحلیلی، دریافتند که ترکیبی از نظارت زیاد مادر، محبت کم و وارونه‏سازی نقش، با افزایش میزان اقدام به خودکشی مرتبط است. رابطه قوی و دلبستگی میان فردی مطمئن، از عوامل بازدارنده‏ای هستند که ممکن است به کاهش رفتارهای خودکشی گرایانه منجر شوند.
فرگوسن92و همکاران (2003) دریافتند که میزان اقدام به خودکشی در افرادی که خانواده‏هایی به هم ریخته دارند بیشتراست و عوامل خانوادگی که زمینه ساز خطر خودکشی هستند عبارتند از: کمبود مراقبت های اولیه توسط مادر یا پدر و وضعیت سلامت روانی سرپرست، سوء مصرف مواد‏ توسط والدین یا سرپرست، ارتکاب جرم‏ توسط والدین یا سرپرست، کشمکش‏های خانوادگی، تغییر والدین و تغییر زیاد مدرسه‏ یا محل سکونت است.
بیوتراس93(2003) به نقل از کیخاونی (1379) مطرح می‏کند که برخی عوامل استرس زا نیز می‏توانند سبب سوق دادن افراد به سمت خودکشی شوند مانند سازگاری‏های زناشویی، مشکلات خانوادگی، بی‏کاری، شکست تحصیلی، نارضایتی زناشویی، از دست دادن بستگان نزدیک، یاس و ناامیدی، که در بین این عوامل، ناسازگاری‏های زناشویی شایع تر از بقیه بود.
هم چنین در مطالعات کیشی94 (2002)، بیتوتریس95 (2003)، لورانت96 وهمکاران (2005)، و نوک97 (2008)، (به نقل از محسن پور،1389) در مطالعات مختلفی عنوان می کنند که تحصیلات پایین تر و بی کاری با افزایش شیوع اقدام به خودکشی همراه بوده است.
پیرسون98 و همکاران (2002) نشان دادند، اختلاف خانوادگی، مشکلات اقتصادی و بیماری جدی غالباً به‏ خودکشی مربوط می‏شد.
اگربو99 و همکاران (2002)، نشان دادند خطر خودکشی در بین افراد جوان با سابقه‏ی خانوادگی خودکشی، سابقه‏ی بیماری روانی، مجرد بودن، بی کار شدن، جدایی از والدین، والدین دارای تحصیلات پایین و یا درآمد کم، افزایش بیشتری داشت.
مورفی100 (2000) به نقل از جمشیدزاده (1382) نیز معتقد است داشتن روابط اجتماعی سالم و سازنده و ارتباط داشتن با دیگران به عنوان یک وسیله حفاظتی در مقابل خودکشی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
راد101 و همکاران (1999)، به نقل از صاقت (1391)، بعد از انجام پژوهشی بیان کردند که مطالعات نشان می‏دهند که مداخله‏های درمانی مناسب می‏تواند به میزان بسیار بالایی، خطر خودکشی نوجوانان اقدام‏کننده به خودکشی را قبل و بعد از اقدام به خودکشی کاهش دهد، با این حال هنوز درصد کمی از این افراد ‏تحت درمان قرار می‏گیرند و هم‏چنین به دلیل ماهیت خطر‏ساز بودن درمان این افراد، تحقیقات کمی‏درمورد درمان‏های مناسب و مدون با چارچوب های کنترل شده برای کاهش خطر خودکشی درافراد خودکشی گرا، انجام شده است.
بیوترایس102و همکاران (1997) نیز در مطالعه خود شکست در روابط بین فردی و مشکلات اقتصادی را عمده‏ترین حوادث زندگی در اقدام کنندگان به خودکشی یافتند. هرچه وضعیت اقتصادی – اجتماعی شخص بالاتر باشد، خطر خودکشی بیشتر است، اما نزول وضعیت اقتصادی اجتماعی نیز این خطر را افزایش می‏دهد.
گرین103 و همکاران (1995) دریافتند در خانواده‏هایی که اعضای آن‏ها به‏یک‏دیگر نزدیک نیستند و انسجام عاطفی بین اعضاء خانواده دچار لطمه شده است، کارکرد طبیعی خانواده از بین می‏رود. و افرادی که اقدام به خودکشی می‏کنند سازگاری و انسجام ضعیفی دارند. نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان می‏دهد که بیشتر افراد اقدام‏کننده به خوکشی در طبقه اجتماعی- اقتصادی متوسط قرار داشتند و رابطه معنی‏داری بین اقدام به خودکشی و طبقه اجتماعی واقتصادی وجود دارد.
باتلر104 و همکاران (1994)، لوینسون105 و همکاران (1994)، سادوک و سادوک (2000)، مورتنسن106 و همکاران‏(2000)، به نقل از شفیع آبادی(1380) در پژوهش های مختلفی دریافتند که در سال‏های اخیر، خودکشی گرایی در نوجوانان، به میزان هشدار دهنده‏ای بالارفته است و تقریباً به حد یک اپیدمی رسیده است.
آلرز107، و همکاران )1993)، بلینی108 و همکاران (1996) کوپرمان 109و همکاران ( 2003) در تحقیقات خود عنوان می کنند که مطالعات زیادی در خصوص تاثیر خانواده براقدام به خودکشی وجود دارد. تحقیقات از ارتباط مستقیم بین روابط ضعیف بین والدین و فرزند با اقدام به خودکشی در بین افراد حکایت دارند. آشفتگی‏های عمده در روابط خانوادگی طی دوران کودکی می‏تواند نقش مهمی ‏در ایجاد اندیشه‏پردازی خودکشی گرایانه ایفا نماید که تا دوران بزرگ‏سالی ادامه می‏یابد. هم چنین، ناملایمات دوران کودکی مثل بدرفتاری، خشونت و تربیت غلط از جمله عوامل خطر بلند مدت در نظریه‏های بین فردی خودکشی می‏باشد.

2-3- جمع بندی و نتیجه‏گیری
در مرور ادبیات پژوهش، مطالعات متفاوتی مرتبط با عوامل خودکشی و شخصیت ذکر‏گردید. برخی مطالعات در حوزه علل ایجاد آسیب‏های اجتماعی و اختلالات روانی انجام شده بود و برخی مطالعات دیگر در حوزه شخصیت و خطر اقدام به خودکشی از سوی دیگر بودند.
با توجه به‏ یافته‏هایی که در بخش پایانی مرور ادبیات تحقیقاتی در حیطه ارتباط شخصیت و ایجاد انواع آسیب‏های رفتاری و اقدام به خودکشی ذکر شد، می‏توان این گونه در نظر‏گرفت که احتمالاً گرایش به سمت اقدام به خودکشی علاوه بر تاثیر از عوامل اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی تحت تأثیر شخصیت و ابعاد آن نیز قرار دارد. بنابراین این سوال مطرح می‏شود که چرا بعضی افراد علاوه بر مشکلات اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی به سمت افکار خودکشی و یا اقدام به خودکشی نمی‏روند، شاید پاسخ مناسبی که در این زمینه می‏توان برای جواب دادن به این سوال پیدا کرد این باشد که افراد با ابعاد مختلف شخصیت اگر در شرایط یکسان اجتماعی و اقتصادی و تحت فشار در این زمینه قرار‏گیرند عکس العمل یکسان نخواهند داشت و می‏توان با تحقیق در زمینه شخصیت کسانی را که درزمینه دریافت آسیب مستعد‏تر هستند را شناسایی کرد و در مقاطع مختلف مثل مدرسه و دانشگاه و محیط‏های اجتماعی مورد آموزش قرار داد ‏تا بتوان در زمینه اقدام به خودکشی گام‏های مثبتی برداشته شود. بنابراین گروهی از افراد اقدام‏کننده به خودکشی در سنین مختلف با وضعیت اقتصادی و اجتماعی و تحصیلی و فرهنگی متفاوت جهت دسترسی به پاسخ مناسب به‏یک برنامه ریزی مدون در زمینه پیشگیری در این تحقیق شرکت نمودند.

فصل سوم
روش پژوهش

در این فصل به بررسی روش پژوهش می‏پردازیم که در ابتدا نوع مطالعه و سپس جامعه و نمونه آماری، روش نمونه‏گیری و نمونه آماری مطرح می‏شود، به علاوه روش گردآوری اطلاعات، ابزار پژوهش، روش آماری و ملاحظات اخلاقی نیز بیان خواهد شد.

3-1- نوع مطالعه:
این پژوهش به منظور مقایسه ابعاد شخصیت سرشت‏ و ‏منش در افراد اقدام‏کننده به‏ خودکشی و افراد به‏هنجار با عطف به مدل زیستی روانی کلونینجر انجام گرفته است. روش پژوهش از نوع مطالعه‏های توصیفی و پس رویدادی (علی- مقایسه‏ای) مقطعی بود که در آن گروه آزمودنی اقدام کنندگان به ‏خودکشی به وسیله پرسش نامه TCI-125 مورد ارزیابی قرار‏ گرفته و با افراد به‏هنجار در تحقیق دکتر کاویانی و حسن حق شناس مورد ارزیابی و مقایسه قرار ‏گرفتند.
3-2- جامعه، نمونه آماری و روش نمونه‏گیری :
جامعه آماری این پژوهش گروه اقدام کنندگان به‏ خودکشی مراجعه کننده به بیمارستآن‏های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1392 بوده است.
3-2-1- حجم نمونه :
با توجه به اهداف و نوع مطالعه و با استناد به مطالعات قبل در این زمینه با در نظر‏گرفتن مفروضات : خطای 5% و توان 90% و هم‏چنین. انحراف معيار7σ = ودقت 2 d = ، با فرض 05/0 =α، 2/ 0= β با استفاده از معادله n=(Ζ 1-α⁄2+Ζ 1-β)²σ²/d² گروه لازم جهت این مطالعه به تعداد 97 نفر آزمودنی لازم برآورد گردید.
تعداد نمونه‏ها شامل 97 نفر از اقدام کنندگان به خودکشی مراجعه کننده به بیمارستآن‏های حضرت علی اصغر(ع)، قطب الدین شیرازی – شهید فقیهی و نمازی شهرشیراز در سال 1392 بوده که از نظر جنس، سن، وضعیت تاهل، تحصیلی و اقتصادی و فرهنگی شرایط مختلفی را داشته‏اند. با توجه به این شرایط نمونه‏گیری به شیوی نمونه‏گیری در دسترس انجام گرفته است.
3-2-2- روش گردآوری اطلاعات:
اطلاعات در مورد پیشینه پژوهش به صورت کتابخآن‏های و داده‏های پژوهش به صورت میدانی گردآوری شده‏اند.
3-3- گروه‏های مورد مطالعه
اقدام کنندگان به خودکشی
جامعه آماری این گروه زنان و مردانی بودند که از زمان آغاز نمونه‏گیری پژوهش در شیراز به وسیله قرص، دارو یا مواد سمی، مواد شوینده و خودسوزی اقدام به خودکشی کرده بودند، از آن‏جا که بیمارستآن‏های مختلفی افراد اقدام‏کننده به خودکشی را جهت اقدامات درمانی می‏پذیرند جهت نمونه‏گیری چهار بیمارستان حضرت علی اصغر(ع)، قطب الدین شیرازی، شهید فقیهی و نمازی در شهر شیراز انتخاب شدند، ولی با توجه به این‏که اصلی‏ترین مرکز در شیراز که بیشترین مراجعین را در زمینه اقدام به خودکشی پذیرا می‏باشد و بیمارستان مرجع اقدام به خودکشی شناخته شده است بیمارستان حضرت علی اصغر (ع) بوده، لذا در مدت انجام این پژوهش طبیعتاً بیشتر مراجعات به این بیمارستان بوده و در نتیجه بیشترین نمونه‏های مورد مطالعه از این بیمارستان می‏باشد.
با توجه به این‏که برخی از مراجعه‏کنندگان به این بیمارستان سرپایی و برخی بستری بودند و اجرای پرسشنامه برای افراد مراجعه کننده سرپایی امکان پذیر نبود، زیرا که نیاز به آموزش کافی و دقت در مطالعه و تکمیل پرسشنامه بود، لذا نمونه‏گیری از افراد بستری در بخش پس از آموزش کافی و مشاوره به صورت فردی و دراختیار‏گذاشتن پرسشنامه انجام گردید. دلیل دیگر برای در نظر نگرفتن مراجعین سرپایی در نمونه پژوهش، خفیف‏تر بودن اقدام به خودکشی در آنان و عواقب جسمی جزئی ناشی از آن بود که احتمال نمایشی بودن اقدام به خودکشی را بالا می برد.
محقق با حضور در بخش مسمومیت و ICU بیمارستان حضرت علی اصغر(ع)، بخش‏‏های سوختگی مردان و زنان و ICU بیمارستان قطب الدین شیرازی و بخش‏های مختلف داخلی بیمارستان نمازی و شهید فقیهی شیراز و با نظارت و راهنمایی روانشناس و روانپزشک مستقر در بیمارستان، بیماران را بر اساس ملاک‏های مشخص شده، شناسایی کرده و سپس در صورت موافقت شفاهی بیمار پس از مشاوره و راهنمایی و دارا بودن هوشیاری کافی برای پاسخ دادن به سوالات، مصاحبه انجام می‏گردید. در اغلب موارد محقق سوالات پرسشنامه را تک به تک برای بیمار می‏خواند به‏خصوص در مواردی که بیمار دارای سطح سواد کمی بود و بیمار پس از فکر کردن پاسخ مربوطه را بیان می‏کرد. و در صورتی که بیمار دارای سطح سواد بالایی بود و به تنهایی قادر به پاسخگویی به سوالات بود، با رضایت وی تکمیل پرسشنامه به عهده بیمار ‏گذاشته می‏شد و اگر بیمار در ضمن تکمیل پرسشنامه نیاز به راهنمایی داشت توسط محقق راهنمایی می‏شد. لازم به ذکر است که محقق گاه مجبور بوده است که ساعت‏های متمادی برای این منظور در بیمارستآن‏های فوق به سر برد.
افراد به هنجار
جامعه آماری و نمونه افراد به‏هنجار در پژوهش حاضر، گروه مردان و زنان ایرانی (1212 نفر) به عنوان جامعه ایرانی توسط حسین کاویانی دانشجویان مرد و زن در شهر شیراز (127 نفر) توسط حق‏شناس و هم‏چنین دانشجویان مرد و زن در شهر تهران (137) نفر توسط کاویانی هنجاریابی شده‏اند. به عبارت دیگر نتایج حاصل از مطالعه حاضر با نتایج یافته‏های کاویانی و حق شناس در مورد افراد بهجار مقایسه شده است.
ابزار‏گردآوری اطلاعات
در این مطالعه به منظور‏گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه ذیل استفاده گردید.
پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش TCI-125
پرشنامه دموگرافیک

3-4-1-پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش :
مدل زیستی-روانی و اجتماعی کلونینجر (TCI) از شخصیت، شامل ابعاد روانی–زیست شناختی سرشت‏ و ‏منش است. چهاربعد زیستی-ژنی سرشت عبارتنداز: نوجویی‏، اجتناب از آسیب، پاداش‏-وابستگی و پشتکار. این ابعاد تصور می‏شود که از نظر ژنتیکی مستقل از یک‏دیگر،به طورمتوسط ارثی و در طول زمان پایدار و باثبات باشند و پاسخ‏های هیجانی خودکار هستند. سه بعد منش که بر پایه تئوری‏های رشد اجتماعی، شناختی و شخصیت استوار هستند عبارتند ‏از: خودراهبری، همکاری، و خودفرآوری. این پرسشنامه مدل هفت بعدی کلونینجر را اندازگیری می‏کند و یک مجموعه آزمون است. این مدل هم برای تشخیص و هم پیش‏بینی اختلالات شخصیت مفید است. هریک از مقوله‏های اختلال‏شخصیت در ویرایش چهارم راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی با یک نیمرخ واحد نمرات بر اساس پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش منطبق است. این مدل برای توصیف و پیش بینی سیر بالینی اختلالات روانپزشکی نیز موثر است.
به نظرمی‏رسد این مدل قادر به فراهم کردن تحلیل چند عاملی از شخصیت انسان باشد. ابعاد سرشت‏ و ‏منش در مدل کلونینجر تعامل بین عوامل رشدی و جنبه‏های زیستی شخصیت را ارائه می‏کند. این پرسشنامه قادر به پیش‏بینی جنبه‏های شناختی رفتار و همبسته‏های رفتاری تفاوت‏های فردی در ابعاد شخصیت برای اختلالات روانپزشکی می‏باشد.

هنجار سنجی تست سرشت و منش TCI-125 در ایران
جامعه آماری در نمونه مورد مطاله کاویانی 1212 نفر زن و مرد در‏ گروه‏های سنی مختلف شهر تهران بود که آزمون شخصیتی مزبور را پرکردند. مرحلۀ بعد در فاصلۀ زمانی یک تا دو ماه از مرحله اول انجام شد و 101 نفر از آزمودنی‏های آزمون شده در مرحلۀ اول به طور تصادفی انتخاب شدند و مجدداً به تکمیل آزمون‏ها پرداختند. این اقدام جهت دستیابی به ضریب پایانی110 صورت گرفت. هم‏چنین برای به دست آوردن ضریب روائی111، 100 نفر از آزمودنی‏ها توسط دو روانشناس مورد مصاحبه بالینی قرار‏گرفتند. در این مصاحبه دو ارزیاب نسبت به نمرات آزمودنی‏ها در مقیاس‏های هفت‏گانه TCI بی اطلاع بودند و مبتنی بر یافته‏های مصاحبه، هریک از ویژگی‏های مورد سنجش پرسشنامه را در فرد نمره‏دهی (درجه بندی کمی براساس مقیاس 1-10) کردند.
نمرات هنجاری مقیاس‏های نوجوییNS، اجتناب از آسیب A ، پاداش- وابستگی RD، پشتکارPre، خودراهبری SD، همکاری Co و خودفراروی ST به تفکیک سن و جنس در جداول جداگانه ارایه شده است. نتایج همبستگی112 بین نمرات مقیاس‏ها در مرحله آزمون و باز- آزمون نشان می‏دهد که مقیاس‏های هفت گانه TCI دارای پایایی قوی هستند، به این معنی که این مقیاس در شرایط مختلف نتایج یکسانی را به دست می‏دهند. به جهت هماهنگی (ثبات) درونی113، عبارت هر مقیاس دارای همبستگی خوبی است. نتایج حاصل از عملیات آماری برای به دست آوردن چگونگی همبستگی بین نمرات مقیاس‏ها و ارزیابی های کمی‏دو ارزیاب در مرحله مصاحبه شخصیتی، نشان می‏دهد که به لحاظ تئوریک، این مقیاس‏ها خصلت ها و ویژگی‏های مورد نظر را می‏سنجند. نتایج مربوط به همبستگی بین مقیاس‏ها نشانگر آن است که همبستگی معنی‏دار بالاتر از 40/0 بین S ، Per، HA، RD وجود ندارد که نشان دهنده این است که این چهار بعد سرشتی از یک‏دیگر مستقل هستند. بین ابعاد منش و سرشت همبستگی های ضعیف تا متوسط‏(‏کمتر از 40/0‏) وجود دارد، به غیر از همبستگی خودراهبری و اجتناب از آسیب که بیش از 40/0 است. تنها همبستگی بالاتر از 40/0 بین ابعاد سه‏گانه منش مربوط به همکاری و خودراهبری است. ضمنا، سن با NS و HA همبستگی منفی و با Co و Per همبستگی مثبت دارد.
روایی و پایایی پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش
این پرسشنامه در تهران و بر روی 1212 نفر از نظر سن و جنس در جامعه ایران هنجاریابی شده است (کاویانی،1387). در شیراز نیز توسط دکتر حسن حق شناس بر روی گروه جوانان (127نفر)
هنجاریابی شده و به عنوان مرجع برای مقایسه با آزمودنی‏های جوان می‏تواند به‏کار می‏رود (حق شناس، 1390) هم‏چنین پایایی و روایی آن بررسی شده است (دادفر و همکاران، 1389).
تحقیق انجام شده و جدول مربوطه
در پژوهش انجام شده توسط کاویانی در تهران هدف هنجارسنجی و اعتباریابی پرسشنامه TCI متناسب با جنسیت و گروه‏های سنی مختلف جمعیت بود. به طور مشخص این تحقیق به گونه‏ای طراحی شد تا اهداف زیر به دست آید.
دستیابی به ضریب روائی آزمون‏ها.
دستیابی به ضریب پایایی آزمون‏ها
دستیابی به جداول نمرات هنجاری هر‏گروه سنی.
ارائه نتایج همبستگی بین زیر مقیاس‏های TCI.
در این پژوهش جمعیت مورد مطالعه 1212 نفر مرد و زن از سنین مختلف (15-19؛ 20-29؛ 30-39؛ 40-49؛ 50 به بالا) از مناطق مختلف شهر تهران بود که به صورت تصادفی غیر سیستماتیک از میان ساکنین شهر تهران و مراجعه به ادارات و منازل، دعوت به شرکت در تحقیق شدند. حجم نمونه و روش محاسبه آن برای رسیدن به ضرایب همبستگی 60/0 و Power=%80 برای هر رده سنی و جنسی (10 رده) حدود 20 نفر نیاز بود.
آزمون برای این افراد که از مناطق مختلف شهر تهران به صورت تصادفی انتخاب شدند؛ صورت پذیرفت. سپس برای دستیابی به ضریب پایانی، به باز- آزمون پرسشنامه‏ها بر روی 101 نفر از آزمودنی‏های (به طور تصادفی) اقدام شد. این مرحله بین یک تا دو ماه پس از مرحلۀ آزمون انجام شد. هم‏چنین برای دست یافتن به ضریب روائی، 100 نفر از آزمودنی‏ها مورد مصاحبه شخصیتی توسط دو روان‏شناس قرار‏گرفتند و ویژگی‏های شخصیتی آن‏ها بر اساس فهرست وارسی برآمده از نظریه شخصیتی کلو‏نینجر روی یک مقیاس (10-0 ) درجه بندی کمی‏ شد.

جدول روایی و پایایی
جدول شماره 3-1 : نشان دهنده فراوانی شرکت کنندگان زن و مرد در طبقات سنی مختلف است. در هر طبقه سنی- جنسی حداقل صد نفر جای گرفته است. بر طبق جدول 1 تعداد زنان شرکت کننده (592) با تعداد مردان شرکت کننده (620) در این تحقیق قابل مقایسه هستند.
جدول 3-1- توزیع سنی – جنسی شرکت کنندگان در مطالعه (1212=n)
طبقات سنی- جنسی
مرد (درصد)
زن (درصد)
کل (درصد)
19-15 سال
(17.7%)110
(19.80)117
(18.70)227
29-20 سال
(19.40)120
(21.50)127
(20.40)247
39-30 سال
(23.10)143
(24.80)147
(23.90)290
49-40 سال
(21.60)134
(16.90)100
(19.30)234
50 سال و بالاتر
(18.20)113
(17.10)101
(17.70)214
کل (درصد)
(51.20)620
(48.80)592
(100)1212
منبع: مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سال 63، شماره2، صفحات 89 تا 98، (1384)
جدول شماره 3-2 : توزیع فراوانی آزموندنی ها در دسته‏های سی گانه تحصیلی و دسته‏های شغلی مختلف را نشان می‏دهد. به دلیل محدودیت نمونه‏گیری به لحاظ تحصیلی ( بالاتر از سوم راهنمایی) بعضی از دسته‏های شغلی مثل کارگر با فراوانی کم روبه رو است.
جدول 3-2- فراوانی و درصد آزمودنی‏ها در سطوح تحصیلی سه گانه و دسته‏های شغلی مختلف
سطح تحصیلات
فراوانی
درصد
زیر دیپلم
108
90/8
دیپلم
476
30/39
بالاتر از دیپلم
628
80/51
کل
1212
100
اشتغال
فراوانی
درصد
کارمند
560
2/46
پیشه ازاد
182
00/15
دکتر/مهندس/دانشجو
38
20/3
کارگر
2
2/0
دانش آموز/دانشجو
209
20/17
خانه دار
141
60/11
بازنشسته
17
40/1
بی کار
63
20/5
کل
1212
100

منبع: مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سال 63، شماره2، صفحات 89 تا 98، (1384)
پایایی مقیاس‏ها: در جدول شماره 3-3 تحلیل آماری برای یافته‏های مربوط به آزمون – بازآزمون نشان دهنده ضرایب همبستگی Intra- class قوی برای تمام مقیاس‏های هفت‏گانه است.

جدول 3-3- ضرایب پایایی آزمون- بازآزمون (101=n) مقیاس‏های TCI
مقیاس‏ها
NS
HA
RD
Per
Co
SD
ST
ضریب آلفا
86/0
88/0
73/0
79/0
86/0
90/0
86/0
>P
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
منبع: مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سال 63، شماره2، صفحات 89 تا 98، (1384)

همبستگی درونی: همبستگی درونی هرکدام از مقیاس‏ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در جدول 3-4 نشان داده شده است. مقادیر جدول نشان گر همبستگی (ثبات) درونی خوبی برای تمامی مقیاس‏های شش‏گانه است.
جدول 3-4- همبستگی‏های درونی مقیاس‏های TCI (1212=n)
مقیاس‏ها
NS
HA
RD
Per
Co
SD
ST
ضریب آلفا
72/0
80/0
73/0
55/0
77/0
84/0
72/0

منبع: مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سال 63، شماره2، صفحات 89 تا 98، (1384)
روایی مقیاس‏ها: برای به دست آوردن ضرایب روایی مقیاس‏های شش‏گانه EPQ-R از روش آماری همبستگی و ضریب همبستگی پیرسون برای تحلیل چگونگی ارتباط نمرات مقیاس‏ها و میانگین ارزیابی کمی ارزیاب‏ها استفاده شد. جدول 3-5 نشان می‏دهد که مقیاس‏های مورد نظر از روایی خوبی برخوردارند.
جدول 3-5- ضرایب روایی مقیاس‏های TCI (100=n)
مقیاس‏ها
NS
HA
RD
Per
Co
SD
ST
ضریب آلفا
75/0
72/0
87/0
90/0
76/0
66/0
86/0
P
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
منبع: مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سال 63، شماره2، صفحات 89 تا 98، (1384)
همبستگی مقیاس‏ها: جدول 3-6- نشان دهنده میزان همبستگی مقیاس‏های هفت‏گانه است.
جدول 3-6- ضرایب همبستگی درونی مقیاس‏های TCI
مقیاس‏ها
NS
HA
RD
Per
Co
SD
ST
HA
02/0
1

RD
05/0
11/0
1

Per
16/0-
11/0-
01/0
1

Co
34/0-
31/0-
24/0-
09/0-
1

SD
37/0-
52/0-
07/0-
01/0
48/0
1

ST
05/0
11/0-
12/0
27/0
19/0
02/0-

سن
21/0-
04/0-
01/0
06/0
14/0
13/0
04/0
*ضرایب بالاتر از 40/0 خط کشیده شده است.
منبع: مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سال 63، شماره2، صفحات 89 تا 98، (1384)
نبود همبستگی معنی‏دار بین نوجویی، اجتناب از آسیب و پاداش – وابستگی نشان دهنده این است که این سه بعد سرشتی از یک‏دیگر مستقل هستند. اما پشتکار با نوجویی و اجتناب از آسیب دارای همبستگی منفی ضعیفی است.
بین ابعاد منش و سرشت همبستگی‏های ضعیف تا متوسط (کمتر از40/0) وجود دارد، به غیر از همبستگی خودراهبری و اجتناب از آسیب که بیش از 40/0 است. تنها همبستگی بالاتر از 40/0 بین ابعاد سه گانه منش مربوط به همکاری و خودراهبری است. ضمنا، سن با نوجویی و اجتناب از آسیب همبستگی منفی و با همکاری و پشتکار همبستگی مثبت ضعیف دارد.
هدف اصلی طرح کاویانی، اعتبار‏یابی و هنجارسنجی پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش کلو نینجرTCI در طبفات سنی مختلف جمعیت مرد و زن ایران بود. به طور اختصاصی، این طرح به دنبال دست‏یابی به ضریب روائی (از طریق همبستگی با معیار خارجی برآمده از مصاحبه)، ضریب پایایی (از طریق همبستگی با نمرات باز- آزمون)، جداول نمرات هنجاری هر‏ گروه سنی- جنسی و ارائه نتایج عوامل بود. نمرات هنجاری نوجویی نشانگر آن است که به نظر می‏رسد با افزایش سن به تدریج از میزان این خصلت در آدم‏ها کاسته می‏شود. ضریب همبستگی منفی بین سن و نوجویی این مشاهده را تایید می‏کند (جدول شماره 3) و کاهش این ویژگی‏ها در سنین بالاتر، چنین تغییری قابل تبیین به نظر می‏رسد.
نمرات هنجاری اجتناب از آسیب گویای آن است که از میزان این خصلت در سنین بالاتر در زنان کم می‏شود. به نظر می‏رسد با افزایش سن رفتارهای اجتناب از آسیب در زنان کاسته می‏شود. میزان اجتناب از آسیب در مردان با افزایش سن تغییر محسوسی نمی‏کند.
نمرات هنجاری پاداش- وابستگی نشان می‏دهد که ظاهراً این خصلت با تغییرات سنی تغییری نمی‏کند. چنین فرضی را محتویات جدول 3 و نبود همبستگی این خصلت و سن پشتیبانی می‏کند.
نمرات هنجاری پشتکار حاکی از آن است که این ویژگی با افزایش سن افزایش می‏یابد. در واقع ، افزایش سن و پختگی‏های شخصیتی می‏تواند چنین پیامدی را به همراه داشته باشد.
نمرات هنجاری مقیاس همکاری نیز در سنین بالاتر افزایش می‏یابد. ضریب همبستگی مثبت بین سن و همکاری این مشاهده را تایید می‏کند (جدول شماره 3).
نمرات هنجاری خودراهبری نشان می‏دهد که ظاهراً این خصلت در زنان کمتر از مردان است و البته میزان آن در هر دو جنس با افزایش سن افزایش می‏یابد. چنین فرضی را محتویات جدول 3 پشتیبانی می‏کند. به نظر می‏رسد با گذشتن از سال‏های جوانی که معمولا همراه با تحولات و تغییرا ت زیادی است، فرد با کسب تجربیات بیشتر به جایگاه بهتری در هدایت خود و دیگران دست می‏یابد.
نمرات هنجاری خودفرآوری نشان دهنده این است که این خصلت با تغییرات سنی تغییری نمی‏کند. نتایج همبستگی بین نمرات مقیاس‏ها در مرحله آزمون و باز- آزمون نشان می‏دهد که مقیاس‏های این یافته با یافته‏های کلونینجر و همکاران (1991) همخوان است. به جهت هماهنگی (ثبات) درونی، عبارات هر مقیاس دارای همبستگی خوبی است.
نتایج حاصل از عملیات آماری برای به دست آوردن چگونگی همبستگی بین نمرات مقیاس‏ها و ارزیابی کمی ‏دو ارزیاب در مرحله مصاحبه شخصیتی نشان می‏دهد که به لحاظ تئوریک، مقیاس‏ها در عمل خصلت‏ها و ویژگی‏های مورد نظر را می‏سنجد. این یافته روایی خوب آزمون شخصیتی کلونینجر در جامعه ایران را مورد ‏تایید قرار می‏دهد.
نتایج مربوط به همبستگی درونی عوامل، نشانگر آن است که بین نوجویی، اجتناب از آسیب‏، پشتکار و پاداش- وابستگی همبستگی معنی‏دار بالاتر از 40/0 وجود دارد (هر چند پشتکار با نوجویی و اجتناب از آسیب دارای همبستگی منفی ضعیفی است). این یافته نشان دهنده این است که این چهار بعد سرشتی از یک‏دیگر مستقل هستند. هم‏چنین، همه ابعاد منش به غیر از خودراهبری با ابعاد سرشت همبستگی‏ ضعیفی دارد، تنها همبستگی خودراهبری و اجتناب از آسیب بیش از 40/0 است، این یافته‏ها با آن‏چه کلونینجر و همکاران (1991) گزارش داده‏اند همخوان است. با توجه به منفی بودن این همبستگی، شاید مقایسه توصیف‏های اجتناب از آسیب بالا و خود-راهبری پایین بتواند روشن‏گر باشد (کلونینجر و همکاران،1994).
افرادی که در مقیاس اجتناب از آسیب نمره بالا می‏آورند، معمولاً مستعد ‏ترس، عصبی، مضطرب،کمرو، مردد، ناامید، منفعل، منفی‏گرا، بدبین و ناایمن هستند، در مقابل، افرادی که در مقیاس خود- راهبری نمره پایین می‏آورند، ضعیف، شکننده، نکوهش‏گر، غیرمؤثر، غیر مسئول، غیرقابل اتکا و دارای رفتار ایذایی هستند. همان‏طور که مشاهده می‏شود بین صفات این دو گروه‏یک نزدیکی و همپوشی وجود دارد که احتمالاً ضریب همبستگی منفی بین دو مقیاس را تبیین می‏کند. ضمناً طبق نتایج تحقیق، سن با نوجویی و اجتناب از آسیب همبستگی منفی و با همکاری و پشتکار همبستگی مثبت ضعیف دارد. یافته‏های این تحقیق و یافته‏های گروه کلونینجر هم‏خوان است. کلونینجر و همکاران (1991 و 1993) نشان دادند که نمرات بَعد نوجوئی با افزایش سن کاهش می‏یابد (در حدود10درصد) و نمرات ابعاد همکاری و خود- راهبری با افرایش سن افزایش پیدا می کنند.

هنجاریابی تست TCI-125 در شیراز
در پژوهشی توسط حسن حق شناس در شیراز و حسین کاویانی در تهران پرسشنامه TCI-125 بر روی دوگروه دانشجویان دانشگاه‏های تهران و شیراز انجام شده و نتایج آن منتشر‏گردید. نمونه‏گیری در دو شهر تهران (112 نفر) و شیراز (127 نفر) بر روی گروه دانشجویان مرد و زن انجام شد. شرکت‏کنندگان در این تحقیق دانشجویان رشته‏های علوم انسانی و رشته‏های مختلف دانشکده‏های دانشگاه علوم پزشکی تهران و شیراز بودند که به صورت نمونه‏گیری در دسترس برای پژوهش از آن‏ها دعوت به‏عمل آمده بود.
برای محاسبه ضریب پایایی آزمون TCI-125 و مقیاس‏های آن از 20 نفر از آزمودنی‏ها درخواست شد که پس از حدود دو ماه مجدداً به انجام آزمون بپردازند.
برای مقایسه متغیر‏های هفت‏گانه(هم‏چون سن) بین گروه‏های شیراز و تهران یا مونث و مذکر از آزمون T برای نمونه‏های مستقل استفاده شد. یافته‏های مربوط به متغیرهای وابسته (نمرات مقیاس‏های هفت‏گانه) به وسیله تحلیل واریانس چند متغیره دو طرفه 2×2 (جنسیت×شهر) تجزیه و تحلیل شد. در این تحلیل آماری عامل جنسیت (زن- مرد) و شهر (تهران-شیراز) متغیرهای مستقل و نمرات خام مقیاس‏های هفت‏گانه TCI-125 متغیر وابسته بودند. برای کنترل تاثیر عامل سن، این متغیر که همان سن افراد به سال بود به‏عنوان متغیر همپراش یا کوواریانس114 وارد محاسبه شد. از روش ضریب همبستگی پیرسون برای ارزیابی همبستگی بین نمرات پیش آزمون و پس آزمون و هم‏چنین نشان دادن همبستگی های احتمالی بین مقیاس‏های هفت‏گانه استفاده گردید.

جدول شماره 3-7 : مشخصات سنی و جنسیتی نمونه را به تفکیک محل نمونه‏گیری نشان می‏دهد.
شهر
جنسیت
تعداد
سن به سال
میانگین SD دامنه
برآوردt
ارزشp
شیراز
مرد
زن
73
54
0/19
3/18
57/1
56/0
29-17
20-17
12/3

002/0
تهران
مرد
زن
61
51
0/23
4/23
17/2
71/2
23-21
37-18
40/3
001/0
کل
مرد
زن
134
105
4/21
3/20
12/3
83/2
23-17
37-17
47/2
014/0
SD= انحراف معیار
منبع: کتاب روانشناسی شخصیت، انتشارات دانشگاه علوم پزشکی شیراز،
چاپ دوم، صفحات 291-295،1390
جدول فوق نشان دهنده این اطلاعات است که نمونه زن و مرد در هر دو شهر از نظر سن دارای تفاوت آماری معنی‏دار می‏باشند، هر چند که میانگین سن دو نمونه در دو شهر به هم نزدیک است اما پراکندگی و دامنه سنی در آن‏ها زیاد است و عامل تفاوت‏های مشاهده شده می‏باشد.
نتایج تحلیل واریانس چند عاملی به شرح پیش گفت نشان داد که متغیر همپراش تاثیری بر تغییرات متغیرهای وابسته ( نمرات مقیاس‏های هفت‏گانه) ندارند ] 238/0= P؛ 32/1 =(227 و 7)= F [ بدین معنی که زنان و مردان دارای نمرات تقریباً یکسانی در مقیاس‏های هفت‏گانه بودند. اما تعامل جنسیت و شهر معنی‏دار بود] 024/0 = P؛ 36/2 = (227 و 7)= F [.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع اختلالات شخصیت، وسواس فکری، ابعاد شخصیت، روان رنجوری Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع خودراهبری، بیمارستان، علوم پزشکی، ضریب همبستگی