پایان نامه ارشد با موضوع عقد نکاح، انتخاب همسر، دوران باستان

دانلود پایان نامه ارشد

نشده‌ باشد. پدر با شوهر دادن دختر خود،‌ کليه حقوق دختر و وظايفي را که در مقابل او داشت به شوهر انتقال مي‌داد و در قبال اين انتقال، مبلغي پول يا مال غيرنقدي به صورت مهريه (هديه) دريافت مي‌کرد” (باباخاني، 1377: 11).
از نوشته‌هاي زرتشتي برمي‌آيد هنگامي که مرد مي‌خواست با دختري ازدواج کند، مکلف بوده ‌است که علاوه بر دختر، مالي نيز به پدر او تسليم کند. بديهي است پدر هم در مقابل مالي که از داماد مي‌گرفت به دخترش جهيز مي‌داد. از حقوق زرتشتي در خصوص مهر مي‌توان نکات زير را استنباط کرد: 1- اقوام دختر هنگام ازدواج او، مقداري از مال خود را که مساوي با سهم الارث دختر از مال آن‌ها بوده‌ است، به وي تسليم مي‌کردند. 2- شوهر يا اقوامش مقداري هدايا به دختران و نزديكان او مي‌دادند؛ اما معلوم نيست که آيا اهداي اموال مزبور، براي عقد نکاح ضروري بوده ‌است يا خير؟ ولي آن چه مسلم است، هنگام انحلال نکاح، زن نمي‌توانست اموالي را که متعلق به او بوده، قبل از پرداخت ديون يا ساير تعهدات شوهر استرداد کند، در واقع بدين معنا که تعهدات شوهر درباره‌ي زن نيز موثر بود. در حقوق زرتشتي زن مي‌توانست مهري را که شوهر به او داده، يا تعهد به تسليم آن کرده ‌است، به او ببخشد؛ اما در صورتي که زن مهر خود را گرفته و بعدا عيبي از قبيل نازا بودن در او ملاحظه مي‌شد، حق زن نسبت به مهر ساقط و شوهر مجاز در استرداد آن بود (آبادى،1376: 63، 68، 75).
در ايران قديم، خدايان مختلفي پرستيده مي‌شد؛ از جمله خدايي به نام “ميترا” که “مهر” خورشيد تجسمي از اوست. مهر يا ميترا که در زبان اوستايي و در فارسي باستان منيژه و در سانسکريت منيره و در پهلوي ميترا آمده، به معناي مختلف عهد، پيمان محبت و خورشيد و… است. مهر، فرشته ي عهد و ميثاق و فروغ در ايران باستان بود که او را فرشته‌ي مهر و دوستي و عهد و پيمان و مظهر فروغ و روشنايي مي‌پنداشتند. حوزه‌ي اقتدار ميترا بسيار گسترده و يكي از آن‌ها تاثير و حضور ميترا در پيوندهاي زناشويي بود. ميترا در دو مرحله از پيوند زناشويي نقش داشت. يكي مرحله‌ي خواستگاري تا بستن عقد و ازدواج و مرحله‌ي ديگر نيز در طول زندگي مشترک. پس از پايان مراسم ازدواج و طي مراحل متعدد ديگر، در مرحله‌ي نهايي، عروس و داماد به مظهر”ميترا” يعني مهر قسم ياد مي‌کردند. در هنگام سوگند خوردن، گواه و تعهد داده مي‌شدکه اين پيمان شكسته نشود. اين پيمان را “مهر” گذارده بودند و معتقد بودند که شكننده‌ي اين پيمان به زودي از سوي ميترا به کيفر مي‌رسد (پولادي،1388: 47).
در حقوق ساساني، در خصوص مهر يا صله آمده‌است که:”مرد خواستگار همچنين موظف بود که با جلب رضايت رسمي “ولي” دختر، براي او مهريه‌اي تعيين کند، که قبلا و يا بعدا در صورت پيش آمد طلاق، به زن بپردازد”. در کتاب‌هاي تاريخي نيز کم و بيش به جزئيات موضوع نيز اشاره شده‌است(همان).
نکته جالب توجه اين است که به نظر برخي از نويسندگان، پيش از اسلام سابقه‌اي از مهريه در ايران نبوده ‌است. دکتر منوچهر محسني مي‌نويسد: “مهريه از مهم‌ترين و ديرينهترين سنتهاي ازدواج در ايران است كه پيش از اسلام در ايران جاي پايي ندارد؛ ولي پس از اسلام، پذيرفته شده و به شدت در فرهنگ ايران رايج شده ‌است.” (محسني، 1379: 95). اما مرور اجمالي کتابهاي تاريخي نظر وي را تاييد نمي‌كند. “طبق برخي روايات، سنت اعطاي مهر عمري به بلنداي اصل پيوند زناشويي در ميان بشر دارد و هيچگاه عقد نکاح از آن خالي نبوده ‌است.” (شرف‌الدين، 1380: 244). البته آنچه با اين نام يا نام‌هاي مشابه آن در تمدن‌ها و اديان پيشين رواج داشته با آنچه در اسلام مطرح شده، تفاوت‌هاي روشني دارد.
“در بسياري از فرهنگها پيوند ازدواج، سيستمي از مبادله اموال و کالاها را نيز به همراه دارد. مهريه که بيشتر در فرهنگهاي شرقي مانند چين، ژاپن، جوامع اسلامي و بسياري از ملل آفريقا رواج دارد، مبلغي است که داماد هنگام ازدواج به عروس يا خانواده‌اش مي‌پردازد يا به عهده مي‌گيرد که در زمان ديگري بپردازد. در دوران باستان در برخي جوامع، رسم پرداخت مهريه به صورت کار و خدمت داماد براي خانواده عروس در طي يک مدت معين اعمال مي‌شد” (بستان، 1383: 51).
شهيد مطهري در سير تحولي مهريه به پنج مرحله اشاره ميکند:19
1ـ مرحله مادر شاهي: مرحله‌اي از تاريخ که جوانان ناچار بودند همسر خويش را از غير همخون خود برگزينند. آنان به نقش خود در توليد فرزند واقف نبودند؛ بنابراين با اينکه شباهت فرزندان را با خود احساس مي‌کردند، ولي در عين حال آنان را فرزندان همسر مي‌شناختند. از اينرو اين دوره را دوره مادر شاهي مي‌نامند.
2ـ دوره پدر شاهي: مرحله‌اي است که مرد به نقش خويش در توليد فرزند آگاه گشته و سعي کرده رياست خانواده را به عهده بگيرد. در اين دوره مردان از قبايل ديگر زن مي‌گرفتند و چون ميان قبايل حالت جنگ وجود داشت، همسر خود را از آن قبيله مورد نظر مي‌ربودند.
3ـ در مرحله سوم زماني که صلح جاي جنگ را گرفته و ديگر رسم ربودن همسر از ميان رفته بود و مرد مجبور بود براي انتخاب همسر مدتي را براي پدر زنش کار کند تا موفق به انتخاب همسر شود.
4ـ در مرحله‌اي مرد به اين نتيجه رسيد که به جاي کار کردن براي پدر زن آينده خويش، بهتر است هديه‌اي در قالب پيشکش به وي تقديم کند و بدين ترتيب “مهريه” پيدا شد. در اين دورهها نگاه اجتماع به زن نگاه اقتصادي بوده ‌است که نيازهاي جنسي مرد را نيز تأمين مي‌کرد، بنابراين محصول کار وي متعلق به ديگري، يعني پدر و برادر بود.
5ـ مرحله پنجمي نيز وجود دارد که مربوط به دوره بعد از ظهور اسلام است که البته جامعهشناسان به آن اشاره نمي‌کنند. در اين مرحله هديه يا مهريهاي که مرد پرداخت مي‌کند، متعلق به خود زن است و به جز او هيچ ‌کس حقي در آن ندارد (مطهري، 1357: 196).
ويژگي نظام حقوقي اسلام در مقايسه با ديگر نظامهاي حقوقي آن است که ضمن پذيرش رسم مهريه، عروس را مالک بي‌قيد و شرط مبلغ مذکور مي‌داند و براي خانواده عروس سهمي در مهريه قائل نيست (بستان، 1383: 51).
براساس پژوهش‌هاي مردم شناختي چنين فهميده مي‌شود كه سنت مهر، هر چند با نام‌هاي مختلف و ويژگي‌هاي متنوع در بسياري از حوزه‌هاي فرهنگي و آئين‌هاي مذهبي رواج داشته‌، به عنوان نمونه، در تمدن آشور مهر به عنوان قيمت و بهاي زن رواج داشته ‌است(دورانت، 289:1370).
تا قبل از ظهور کتب اسلام هم رسم دادن مهريه به زنان رايج بوده ‌است؟آنچه از مطالعه تاريخى حقوق زن در ادوار گذشته معلوم مى‌شود اين است که مهريه از ابداعات حقوق اسلام نيست و قبل از آن نيز وجود داشته ‌است. قديمي‌ترين قانونى که تا کنون شناخته شده، قانون حمورابى است که حدود 1700سال قبل از ميلاد مسيح تدوين شده‌است. طبق مواد 138 و 139 قانون مزبور اگر زن عقيم بوده و طلاق داده شود، شوهر مکلف است که مهر و جهيزيه وى را تسليم کند و در صورتى که زن مهر و جهيزيه نداشته باشد، پرداخت مقدار يک من نقره به او ضرورى است. هرگاه زن مرتکب ترک خانواده يا اعمالى از قبيل آن شود، به لحاظ جرم ارتکابى، شوهر از تأديه مهريه و جهيزيه معاف بوده. نظر به مراتب فوق معلوم مى‌شود که قانون حمورابى با وضع مواد خاصى درباره مهريه آن را از احکام عقد نکاح تلقى کرده ‌است(بكر، 1370: 121).
در يونان قديم شخصيت حقوقى زن کمتر مورد توجه بود، چنانکه مردان مى‌توانستند زن خود را به ديگرى ببخشند يا او را به دوست خود قرض دهند، اما آنچه از کتب مربوطه برمى‌آيد از جمله تشريفاتى که براى ازدواج در يونان قديم صورت مى گرفته ‌اين بود که پدر دختر، بدون اخذ مبلغى پول يا هديه از طرف داماد با انتقال حقوق خود نسبت به دختر و در نتيجه با ازدواج وى موافقت نمى‌کرد(پولادي،1388: 45).
در عربستان قبل از اسلام زن وضع خاصى داشت و نه تنها شخصيت و حقوقى براى او قائل نبودند بلکه اصولا با وجودش مخالفت داشتند. به طورى که تاريخ حکايت دارد اعراب، داشتن دختر را ننگ تلقى مى کردند و به وسايل مختلف او را از بين مى بردند. در عربستان مهر متعلق به پدر بود و دختر حقى به آن نداشت و چون پدر با تزويج دختر خود و گرفتن مهر او مال خود را زياد مى کرد، لذا دختر را نافجه مى‌گفتند و تهنيت کسى که صاحب دخترى مى شد جمله (هنيئا لک النافجه) بود. اعراب در زمان جاهليت از تزويج دختران خود به غير از اعضاي قبيله امتناع داشتند مگر در صورتى که داماد با پرداخت مهر بيشتري موافقت مي‌کرد. حتى در خود قبيله هم حق تقدم براى ازدواج با کسى بود که مهر بيشترى مي‌پرداخت. در زمان جاهليت رسم ديگرى نيز بود که موجب محروم شدن زن از مهر مى‌شد. يکى از آن‌ها رسم ارث زوجيت و يا نکاح ميراثى بود. بدين صورت که اگر کسى مى‌مرد وارثان افراد از قبيل فرزندان و برادران همان طورى که ثروت او را به ارث مى‌بردند، همسر او را نيز به ارث مى‌بردند و پسر يا برادر ميت اين حق را داشت که آن زن شوهر مرده را به تزويج ديگرى درآورد و مهريه را هم خودش بگيرد و يا او را بدون مهر جديدى و به موجب همان مهرى که ميت قبلا پرداخته زن خود قرار دهد. قرآن کريم رسم ارث زوجيت را منسوخ کرد و فرمود: “يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهاً”20: اى کسانى که‌ ايمان آورده‌ايد بر شما روا نيست که زنان مورث خود را ارث ببريد در حالى که خود آن زنان تمايل ندارند که همسر شما باشند. ديگر از انواع نکاح عجيب زمان جاهليت نکاح ثغار است در اين نکاح مهر جنبه مالى ندارد و به ولى دختر نيز چيزى داده نمى‌شد بلکه پدر يا برادر دختر در قبال تمتعى که از دخترى مى‌بردند حاضر مى‌شدند دختر يا خواهر خود را به تزويج پدر يا برادر آن دختر در آورند. بنابراين نکاح ثغار از اقسام نکاح معاوضه به شمار مى‌رفت، اسلام اين رسم را منسوخ کرد. رسول اکرم در اين مورد فرموده اند: “لا ثغار فى الاسلام” نکاح ثغار در اسلام جايز نيست (مطهري،1374: 230).
نكاح ‏”شغار”21 يكي ديگر از مظاهر اختيارداري مطلق پدران نسبت‏ به دختران بود. در اين نكاح، دو نفر كه دو دختر دم بخت در خانه ‏داشتند با يكديگر معاوضه مي‏كردند، به اين ترتيب هر يك از اين دو دختر، مهر آن ديگر به شمار مي‏رفت و به پدر او تعلق مي‏گرفت. اسلام اين رسم را نيز منسوخ كرد (همان: 204).
2-4-3- اقسام مهريه
مهر المسمّي؛ مالي معين است كه به هنگام عقد ازدواج يا پس از آن با توافق طرفين يا نمايندگان آن‌ها تعيين مي‌شود. اين مال ممكن است عين باشد، مانند خانه معيّن، يا منفعت، مانند اجاره‌ بهاي خانه معين يا عمل باشد داراي ارزش عقلي و شرعي، مانند تعليم فن و يا حق مانند دين شخص ثالث (صفايي و اسدالله امامي،1370: 195).
مهر المثل؛ اگر در حين عقد مهر تعيين نشود يا عدم آن شرط شود يا مهرالمسّمي باطل شود و آميزش هم واقع شده باشد زن مستحق مهرالمثل خواهد شد يعني مهرمطابق زنان همتاي او تعيين خواهد شد(همان: 196).
مهر المتعه؛ هرگاه در حين عقد، مهر تعيين نشده باشد يا عدم آن شرط شود و مرد بخواهد قبل از نزديكي، همسر خود را طلاق بدهد؛ مي‌بايد مبلغي را به عنوان مهر المتعه به او بپردازد. در تعيين مهرالمتعه، وضع مالي و توان اقتصادي مرد را ملاك قرار مي‌دهند نه شأن زن (همان: 197).
مهرالسّنته؛ مقدار مهري كه پيامبر اكرم (ص) براي همسران و دختران خويش تعيين مي‌كردند مهرالسنته گفته مي‌شود. مقدار مهرالسنته پانصد درهم است و مهر زنان مسلمان نيز به همين مقدار باشد(همان).
2-4-4- شرايط مهريه
چيزي كه به عنوان مهر تعيين مي‌شود بايد شرايط عمومي مورد نظر در معامله را داشته باشد قرارداد زوجين راجع به تعيين مهر، قراردادي تبعي است يعني قراردادي است راجع به مال، که جدا از اصل نکاح تابع عقد مزبور است و بدين جهت شرايط اساسي صحت معامله در مورد قرارداد مهر نيز لازم الرعايه‌است. بنابراين موضوع مهر بايد واجد شرايط عمومي مورد معامله باشد که عبارت‌اند از:
1. ماليت داشتن؛ مهر بايد داراي ارزش اقتصادي باشد بنابراين يك حبّه گندم و مانند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع انتخاب همسر، سن ازدواج، سلسله مراتب Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع نکاح منقطع، عقد نکاح، ازدواج مجدد