پایان نامه ارشد با موضوع عدالت اجتماعی، گناهان کبیره، عدالت توزیعی

دانلود پایان نامه ارشد

گیرد؛ زیرا پایه و مبنای قانون، تعیین حدود و مرزها و حقوق افراد نسبت به یکدیگر است و عدالت، حقوق را در جایگاه شایسته اش قرار می دهد.
جنبهی دیگر این مقایسه که اولویت عدالت بر اخلاق را نشان می دهد، توجه به گیرنده و دریافت کنندهی فضیلت است. به گونه ای که گاه بدون در نظر داشتن موازنهی اجتماعی، احسان و بخشش حساب نشده ای انجام می شود که گرچه فضیلتی برای فاعل آن محسوب می شود اما به لحاظ اجتماعی به تباهی عمومی و خرابی مسائل اجتماعی منجر می شود. صدقه، اوقاف، نذورات و بخشش های حساب نشده همچون سیلی جامعه را ویران و روحیهی افراد را خراب و تنبل و به لحاظ اخلاقی فاسد می سازد که بالتبع آسیب های اجتماعی را به دنبال خواهد داشت. لذا به جهت برتری اجتماعی عدالت بر اخلاق، میان فرد عادل و انسان عدالتخواه تمایز گذارده می شود. کما اینکه حضرت علی( ضمن عادل بودن، عدالت خواه نیز بودند و جان مقدس خود را نیز در همین راه فدا نمودند. عدل فردی و اخلاقی به قتل انسان نمی انجامد بلکه احترام و محبت را نیز به دنبال خواهد داشت؛ اما همین که به عرصه اجتماعی می رسد برای فرد خطر ساز خواهد شد. اسلام نیز زمانی رو به توسعه و پیشرفت گام برداشت که از صورت یک آیین اخلاقی صرف خارج شد و به یک انقلاب اجتماعی مبدل گشت.
از دیگر تاثیرات عدالت بر اخلاق این است که عدالت به نوعی ضامن رعایت اخلاق است. زیرا فرد عادل هم به حدود خویش آگاه است و هم به حقوق دیگران و از این رو سعی در حفظ حدود و حقوق خویش و عدم تجاوز به حقوق دیگران نیز خواهد کرد. لذا می توان گفت در اندیشهی امیر مومنان( ، اصلی که می تواند تعادل اجتماع را حفظ کرده و همه را راضی نگه داشته و عامل احترام حقوق باشد و به پیکر جامعه سلامت و به روح آن آرامش را هدیه نماید، عدالت است.

1-5-3. عدالت در علم فقه و حقوق
ضمن اینکه تفکیک معنای عدالت در این حوزه با معنای آن در حوزهی اخلاق کمی دشوار است، اختلاف نظر فقها نیز در تبیین مفهوم عدالت مشکل معنا را دوچندان می‌‌کند. برخی از ایشان، “عدل و عدالت” را ملکه و هیئتی نفسانی برای رعایت تقوا و انجام وظایف شرعی می‌‌دانند و برخی در بیان آن به اجتناب از گناهان کبیره و عدم اصرار بر صغیره تعبیر نموده‌‌اند.95 فارق از این اختلاف نظر می‌توان گفت به طور کلی عدالت در این حوزه به ملکهی نفسانی محدود نبوده و حول معنای انسان عادل می‌پردازد. در حقیقت در این حوزه، بررسی رفتارهای انسان مبتنی بر وصف یا ملکهی عدالت مورد توجه است. به عنوان نمونه به تعبیری از حضرت امام خمینی (ره) ذیل بحث شرط عدالت امام جماعت اشاره می‌‌شود:
عدالت حالتی نفسانی است که انسان را به ملازمت تقوا و پرهیزکاری بر می‌‌انگیزد و از ارتکاب گناهان کبیره و بلکه صغیره باز می‌‌دارد. همچنین انسان را از انجام اعمال و رفتاری که مردم آن را نشانه‌‌ی بی‌قیدی و عدم تعهد به دین می‌‌دانند باز می‌‌دارد.96
در نتیجه می‌‌توان گفت عدالت در این حوزه به عنوان معیاری اساسی برای تشخیص افراد عادل شمرده شده و به منش و خصلت عادلانهی اشخاص می‌‌پردازد. لذا هماهنگی روح میانه‌‌رو و قانون‌‌مدار انسان عادل با هنجارها و موازین اجتماعی و دینی سبب حسن شهرت و کسب مقبولیت در جامعه می‌‌گردد که در مسائل حقوقی و فقهی بسیار مورد توجه است. در این‌‌باره اشاره به روایتی از حضــرت امیر( حائز اهمیت است. امـام علی( در مورد ویژگی‌‌های شـخص عادل می‌‌فرمایند:
«محبوب‌‌ترین بندگان نزد خدا، کسی است که خداوند وی را در برابر نفسش یاری کرده است… چنین کسی از معادل الهی و از معادن دین خدا و اوتاد زمین است. خویشتن را به عدالت ملزم کرده و نخستین گام عادل بودن او، دور کردن هوی و هوس از خویش بوده است.»97
در تعریف عدالت [به حمل اولی ذاتی] فارغ از اینکه مصادیق آن کداماند، نخست باید سرشت مفهوم عدالت را بررسی نمود. عدالت یک مفهوم ارزشی98 و دارای بار مثبت و تأکید کنندهی موضوع خود است که گاهی دارای معنای عام و گاهی نیز شامل معنایی خاص می‌‌شود. عدالت به عنوان یک مفهوم ارزشی مثبت و عام برای ارزش گذاری، شامل موارد زیر است:
• ارزش‌‌گذاری کاری که تنها مربوط به انجام دهندهی آن (فاعل آن)‌ است.
• ارزش‌‌گذاری برای کاری که در رابطه با انسان و خداست.
• ارزش‌‌گذاری برای اموری که در روابط اجتماعی انسان‌‌ها با یکدیگر به وجود می‌‌آید.
در این استعمال، عدالت با درستکاری و تقوا مترادف بوده و منشأ رویکرد فقــهاء به تعبیر از عدالت می‌‌باشد که عبارت است از:
الف) صفتی راسخ در نفس که فرد دارای آن صفــت کارهای درست را انجام داده و از تمامی امور نادرست پرهیز می‌‌نماید.
ب) ترک گناهان کبیره. به طور کلی عدالت یعنی درست و الزامی؛ و فرد عادل کسی است که تمامی کارهای درست و الزامی را انجام داده و امور نادرست و ضروری الترک را رها می‌‌کند؛ یعنی رعایت کنندهی تمامی تکالیف الزامی.
اما عدالت به عنوان یک مفهوم ارزشی مثبت خاص (به حمل اولی ذاتی) عناصری را در خود جای می‌‌دهد که روی هم رفته فعل یا وضعیت خاصی را ارزش‌‌گذاری می‌‌نماید و بر آن حمل می‌‌شود. اما عدالت [به حمل شایع صناعی] با در نظر گرفتن مصادیق آن عبارت است از:
• خودداری از تعرض به جان، مال و آبروی افراد جامعه و حفاظت از آن‌‌ها (عدالت صیانتی)
• مجازات متناسب با جرم مجرم (عدالت کیفری)
• توزیع سودها و منافع زندگی اجتماعی بر حسب لیاقت‌‌ها، نیازهای اساسی و توازن افراد جامعه (عدالت توزیعی)

1-5-4. عدالت اجتماعی،سیاسی
این محور، حوزه‌‌ی دیگری از شکل‌‌گیری “عدالت” است. موضوع عدالت در این حوزه، تحقق آن به عنوان عالی‌‌ترین ارزش در اجتماع است. منظور از عدالت اجتماعی آن است که در جامعه و در بین حاکمان و مردمان، طوری رفتار شود که افراد به آنچه مستحق آن هستند، برسند؛ حقوق ایشان ایفاء و از بروز ظلم بر ایشان جلوگیری شود. توزیع مساوی امکانات و موقعیت‌‌ها در بین افراد جامعه (توزیع عادلانه) و عدم طبقه‌‌بندی ایشان در بهره‌‌برداری از امکانات عمومی، از مسائل دیگر عدالت اجتماعی است. برخی عدالت توزیعی یا قضایی [اصطلاحی] را نیز، ذیل مباحث این حوزه می‌‌شمارند و از آن بحث می‌‌کنند. به هر حال می‌‌توان گفت عدالت اجتماعی گسترده‌‌ترینِ ساحت‌‌های عدالت است؛ که قلمروهای متفاوتی دارد و از روابط و مناسبات و حقوق و حدود سخن می‌‌گوید.
در مقام جمع‌‌بندی، بیان جامع‌‌تر از “عدالت” در این حوزه اینگونه است: وصف ضوابط نظام اجتماعی. موضوع این حوزه رفتار افراد با یکدیگر در سطح حاکمان و مردمان میباشد. بیانات حضرت امیر مؤمنان علی( نیز در این‌‌باره دقیق و در خور توجه است که به نمونه‌‌ای از آن اشاره می‌‌گردد:
«الرَّعِيَّةُ لَا يُصْلِحُهَا إِلَّا الْعَدْلُ‏ ، جامعه را چیزی جز اجرای عدالت اصلاح نمی‌‌کند.» 99 و یا در بیان دیگری می‌فرمایند: « الْعَدْلُ‏ يُصْلِحُ‏ الْبَرِيَّة، صَلَاحُ‏ الرَّعِيَّةِ الْعَدْلُ ، عدالت مردمان را اصلاح می‌‌کند و مایهی اصلاح و سامان یافتن شهروندان است.» 100
معنای تعبیر حضرت در « الْعَدْلُ‏ الْإِنْصَافُ‏ »101 نیز مربوط به همین حوزه است. انسان عادل در اعمال و رفتار خود، حق را محور قرار داده و در مسیر اعتدال بدون هیچ انحرافی تعامل نماید.102 این نگاه در عهدنامه حضرت( به مالک اشتر کاملاً مشهود است؛ آنجا که به رعایت انصاف در همه عرصه‌ها تذکر می‌‌دهند و می‌‌فرمایند:
«هوای نفس را در اختیار گیر و نسبت به نفس خود در آنچه بر تو حلال نیست، بخیل باش؛ زیرا بخل به نفس، انصاف از نفس است در آنچه تمایل یا کراهت دارد. »103 سپس انصاف با خدا و مردم را یادآوری می‌‌کنند و می‌‌فرمایند: «أَنْصِفِ‏ اللَّهَ‏ وَ أَنْصِفِ‏ النَّاسَ‏ مِنْ‏ نَفْسِكَ… فَإِنَّكَ‏ إِلَّا تَفْعَلْ‏ تَظْلِمْ ؛ حق خدا و حق مردم را از جانب خود ادا کن … که اگر چنین نکنی ستم خواهی کرد.»104
سرانجام، معنای عدل از دیدگاه حضرت امیر مومنان( را میتوان اینگونه جمعبندی نمود:
آنچه از بررسی و تأمل در بیانات حضرت در این موضوع به دست میآید این است که عدل دقیقاً معنایی مقابل و در تضاد با ظلم دارد؛ چنانکه حضرت در اینباره طی فرمایشات زیر و تعابیری مشابه که در کلام حضرت بسیار دیده میشود اینگونه میفرمایند:
«الْجَوْرُ مُضَادُّ الْعَدْلِ‏.»105
و یا
«أَظْلَمُ‏ النَّاسِ‏ مَنْ‏ سَنَ‏ سُنَنَ‏ الْجَوْرِ وَ مَحَا سُنَنَ الْعَدْلِ.»106
«إِنَ‏ مِنَ‏ الْعَدْلِ‏ أَنْ‏ تُنْصِفَ‏ فِي‏ الْحُكْمِ‏ وَ تَجْتَنِبَ‏ الظُّلْمَ‏.» 107
«مِنْ‏ لَوَازِمِ‏ الْعَدْلِ‏ التَّنَاهِي‏ عَنْ‏ الظُّلْم.» 108
حال از باب تعرف الاشیاء باضدادها در توضیح بیشتر معنای ظلم، همانطور که در معناشناسی آن گذشت، میتوان گفت در حقیقت تعدی به حقوق و اضاعهی آنها ظلم شمرده میشود. همچنین اشاره شد که عدم رعایت حدود طبیعی یا دینی اشــیاء و تجاوز به حقوق ایشان ظلم است.109 محدث بزرگ مرحوم شیخ صدوق (ره) چنین برداشتی از مفهوم ظلم را ارائه کرده اند: «وضع الشیء فی غیر موضعه. »110
در این جا میتوان جهت روشن شدن و تبیین دقیق این مفهوم در اندیشه امام علی( به روایت زیر اشاره کرد:
«لَيْسَ‏ عَلَى‏ الْعَاقِلِ‏ اعْتِرَاضُ‏ الْمَقَادِيرِ إِنَّمَا عَلَيْهِ وَضْعُ الشَّيْ‏ءِ فِي حَقِّهِ‏.»111
همانطور که کاملاً روشن است وضع اشیاء و قرار گرفتن آنها در جایگاه و مواضع خودشان همان رعایت حق آنهاست که تعدی و تجاوز به آنها ظلم شمرده میشود؛ پس دقیقا عدل را میتوان به رعایت حقوق و صیانت از آنها تعبیر نمود. از آنجا که عدل معنایی مقابل ظلم دارد و ظلم نیز به عدم رعایت جایگاه اشیاء و تعدی به حقوق و ضایع نمودن آنها اطلاق میشود؛ در نتیجه عدل نیز به مخالف همین مفاهیم و مقابل با آنها تعبیر میشود که همان رعایت حقوق و جا گذاری اشیاء در مواضع و حدود خودشان است.
این برداشت و مفهومشناسی از عدل در اندیشه حضرت امیر( اینگونه کامل میشود که حضرت در معنا و مفهوم فساد و ارتباط معنایی آن با ظلم چنین میفرمایند:
«ظُلْمُ‏ الْعِبَادِ يُفْسِدُ الْمَعَادَ»112 و یا در تعبیر دیگری بیان میکنند: «مَنْ‏ ظَلَمَ‏ أَفْسَدَ أَمْرَهُ‏.»113
که همه آنها و بیاناتی از این دست حاکی از رابطه لزومی بین ظلم و فساد در اندیشه حضرت( است به این بیان که لازمهی ظلم فساد بوده و هرجا فسادی رخ میدهد نتیجه تعدی و تجاوز به حقوق است.
با این بیان روشن است از آنجا که عدل مفهومی مقابل ظلم دارد، پس لازمه عدل نیز در اندیشه حضرت، اصلاح و بسامانی امور خواهد بود که نتیجه رعایت حقوق و عدم فساد در آنهاست. این نتیجهگیری و تقابل معنایی فساد و اصلاح از دیدگاه حضرت ذیل این روایت به روشنی قابل برداشت است:
«مَنْ‏ فَسَدَ مَعَ‏ اللَّهِ‏ لَمْ‏ يَصْلُحْ مَعَ أَحَدٍ و من صلح مَعَ‏ اللَّهِ‏ لَمْ‏ یفسد مَعَ أَحَدٍ.» 114
همانطور که دیده میشود حضرت در بیان یکی از اساسیترین مولفههای رعایت عدالت، ماده فساد و اصلاح را دقیقا در مقابل هم قرار داده و رعایت یا عدم مراعات آن را زمینه فساد و اصلاح میشمارند.
در ادامه و در بیان عدالت در رابطه با خداوند خواهد آمد که رعایت حقوق و مراعات عدالت در این ساحت نقش محوری در رعایت عدالت از جانب انسان در قلمروهای مختلف را خواهد داشت.

فصل دوم
(عدالت در رابطه انسان و خدا)

2-1. مقدمه
پرسش اصلی در فصل حاضر این است که منظور از عدالت ورزی انسان در برابر خداوند متعال چیست؟ اما پیش از یافتن پاسخ بایستی به تشریح دقیق سؤال پرداخت تا بتوان توصیفی دقیق در این باره از دیدگاه امیرمؤمنان ارائه داد.
پرسش مطرح شده در این باب، حاوی دو نکته اصلی است:
1. در بعضی از حوزه‌‌های الهیاتی و از جمله الهیات اسلامی، خداوند واجد صفت عدل شمــرده می‌‌شود. و لذا اولین پرسش فرعی در این مساله چیستی معنی عدل به عنوان یکی از صفات خداوند تعالی است؟

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع معناشناسی، نظام اجتماعی، عدالت اجتماعی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع ظلم و ستم، عدالت اجتماعی، انصاف و عدالت