پایان نامه ارشد با موضوع صفات خداوند، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

والدین، ستایش پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام) و دیگر مومنان مانند: صحابه و تابعین و… ، وستایش فرشتگان، همگی با مفهوم ستایش رابطه “is property of” دارد چرا که این مضامین لزوماً بخشی از مفهوم ستایش نیستند بلکه با ستایش رابطهای وابستگی دارند.
رابطه دیگری که در این شبکه مشخص شده است ارتباط مضمون ستایش خداوند و مفاهیم ستایش صفات ذات و ستایش صفات فعل و تقدیس است. رابطه این مفاهیم با مضمون ستایش خداوند “is property of” معرفی شده است، چرا که مشخصه و ویژگی مفاهیم ستایش صفات ذات و فعل و تقدیس؛ ستایش خداوند است. به عبارت دیگر این مفاهیم بخشی از ستایش خداوند را تشکیل نمیدهند بلکه هر کدام از این مفاهیم ویژگی وشاخصه آنها ستایش خداوند است.
مضمون سپاسگزاری و اعتراف به شأن خداوند با مضمون ستایش خداوند ارتباطی متقابل دارد به عبارت دیگر هنگامی که ما خداوند را ستایش میکنیم به نوعی او را سپاس نیز گفتهایم و به شأن او اعتراف کردهایم، در واقع تنها تفاوت اعتراف به شأن خداوند و ستایش او در این است که در اعتراف به شأن خداوند، ما خداوند را مسقیماً مورد خطاب قرار میدهیم و به کارها و صفات وی اقرار میکنیم اما در ستایش، ما خداوند را به واسطه صفات و کمالاتش میستاییم بدون آنکه او را «تو» خطاب کنیم. این ارتباط متقابل با is associated with مشخص شده است.

جدول
مضمون اصلی
مضمون فرعی 1
مضمون فرعی 2
آدرس
تعداد فرازها
ستایش
ستایش خداوند
صفات ذات
7:2، 48:3، 7:6، 14:6، 20:25، 32:11، 22:10، 46:25، 52:1، 27:9، 49:14، 54:2، 28:10، 31:18، 47:9، 48:3
16

صفات فعل
6:9، 7:3 ،7:10، 10:3، 10:5، 12:3، 12:9، 2و1 :13، 13:25، 4-1 :16، 16:26، 21:6، 21:1، 24:8، 28:10، 29:4، 5و4 :31، 37:10، 37:5، 32:32، 32:20، 3-1 :32، 31:10، 45:9، 7-4: 45، 4-2 :43، 40:5، 38:3، 47:1،2، 46:22، 8-4: 47، 47:12، 46:20، 46:19، 7-4 :46، 45:54، 45:47، 48:8، 48:4، 48:2، 47:75، 51:7، 48:13، 48:28، 50:6.7، 54:1، 54:3، 48:3، 11:1، 10:1، 48:6،
68

یا رب العالمین
48:12، 53:7، 26:4، 12:16، 14:16، 17:16، 47:133، 41:4
8

یا ارحم الراحمین
32:35، 49:17، 54:8، 47:65، 8:10، 20:12
6

درخواست همراه با ستایش صفات خداوند
48:1، 48:4، 13:20، 13:11، 22:4، 27:1 ،25:12، 25:11 ،27:9 ،31:17، 31:21 ، 14:6، 20:25، 22:4، 33:1،
11

کیفیت ستایش
28-25: 1،
3

ستایش فرشتگان
9-1: 3، 23-11: 3
23

ستایش پیامبر و آلش و دیگر مومنان
ستایش پیامبر و اهل بیت
24:4، 6:22، 23ـ10 :2
97

ستایش پیروان و اصحاب و دیگر مومنان
6:22، 13:24، 16:25، 32:34، 32:35، 34:5، 31:30، 45:56، 47:50، 47:60، 23-3: 2، 47:64، 48:3، 24:4،
33

ستایش ماه مبارک رمضان
42-22: 45، 44:3
22

ستایش والدین
24:10
1
سپاسگزاری
2:1،2، 2:26، 1:4، 1:7، 1:8، 1:10، 23-17: 1، 6و5 :6، 6:8، 7:1، 12:7، 13:16، 15:1، 5-3 :15، 16:21، 16:32، 1:18، 45:45، 34:1، 35:1، 39:14، 39:7 ،6و5 :42، 45:10، 45:14، 45:43، 46:21، 32:26، 32:28، 32:21، 32:23، 32:24، 36:6، 13-11: 37، 37:15، 4-1: 42، 42:8، 3-1: 44، 5و4 :44، 45:12، 21-18: 45، 45:44، 49-32: 47، 47:60، 47:75، 47:66، 12و11 :49، 49:6، 49:1، 49:8، 50:1، 4-1: 51، 51:6، 51:11،12
95
تسبیح
12:7، 13:17، 16:25، 28:12 ،37:10، 31ـ22: 47،43:3، 5-2: 52،
18
تقدیس
39:14،1:7، 49:8 ،28:10،28:12، 47:5، 32:5 ،47:10،11، 46:3
10
تنزیه
28:12،1:2، 10-3: 13، 14:1، 14:2، 8-4: 32 ، 1و2: 46 ، 12-8 :46 ، 48:9، 7-1: 31، 37:16، 48:15، 48:9
36
2-9. مضمون نهم: تضرع و انابه
از خوف و خشیت خدا گریستن و با زاری و تضرع رو به او کردن و سر بر آستان او ساییدن از آداب و آیینهای بندگی است و افزون بر پیامدهای نیکویی که دارد از زمینههای استجابت دعا نیز است.105 در عدة الداعی آمده است که گریه کردن مهمترین آداب دعا و بالاترین حالات آن است زیرا اولاً گریه دلالت بر رقّت قلب دارد و رقّت قلب موجب استجابت دعا است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: هرگاه بدنت لرزید و چشمت گریست و قلبت ترسید پس بگیر، بگیر که حاجتت نزدیک و به تو توجهی شده است، دوم گریه بیانگر انقطاع انسان از دیگران و نهایت خشوع نسبت به خداوند است، سوم در گریه ویژگیها و ثوابهایی است که در دیگر طاعات یافت نمیشود، چهار گریه موافق با اوامر حق تعالی و سفارشهایی است که به پیامبرانش کرده، در آنجا که فرموده است: ای عیسی از چشمانت اشک و از دلت خوف و خشیت به من ببخش.106
نمونههایی از تضرع و زاری
• پس بر زارى ما به درگاهت رحم كن.‏107(10:5)
• پس اينك، خداى من، اين منم به درگاه گرامى تو همچون فرمانبردار خوار ايستاده، و با شرمندگيام مانند محتاج عيالمند، از تو درخواست مينمايم.‏108(12:4)
• بلكه ميگويم: گفتار بنده خواري كه به خود ستم كرده و حرمت پروردگارش را رعايت ننموده.‏109(12:7)
• در حاليكه براى تو فروتنى كرده و خم گشته، و سر به زير افكنده و كج شده، و ترس پاهايش را به لرزه انداخته، و بسيارى اشك گونههايش را غرق نموده، تو را ميخواند.110(12:9)
• اى خداى من، روان شدن اشكم را از ترست، و نگرانى دلم را از بيم عظمتت، و لرزيدن اندامم را از شكوه و بزرگيت ميبينى.111(16:19)
• همه اينها از شرمندگى از تو است براى بد رفتاريم، و از اين رو صداى تضرّع و زاريم به درگاهت گرفته، و زبان راز و نياز با تو كُند گرديده است.‏112(16:20)
• اى خداى من اگر در پيشگاه تو بگريم تا پلكهاى چشمانم بيافتد، و به آواز بلند بنالم تا صدايم قطع گردد، و در برابر تو بايستم تا پاهايم ورم كند، و براى تو ركوع كنم تا استخوان پشتم از جا كنده شود، و تو را سجده نمايم (پيشانى به خاك نَهَم) تا اينكه سياهى (يا كاسه) چشمهايم پنهان شود (به گودى رود) و همه عمر خاك زمين بخورم و تا پايان زندگى آب خاكسترآلود بياشامم، و در بين اينها به ذكر تو گويا باشم تا زبانم كند شود، سپس از شرمندگى از تو چشم به اطراف آسمان نياندازم.(2) (16:30)
• پس بر بسيارى زارى و سختى فقر و بى‏چيزى و بدى جايگاهم رحم فرما.113(16:32)
• بار خدايا مرا چنان قرار ده که…، و هنگام درويشى (با ذلّت و خوارى) به درگاه تو زارى كنم، و مرا چون بيچاره شوم به يارى خواستن از غير خود و چون فقير گردم به فروتنى براى درخواست از غير خويش و چون بترسم به زارى كردن پيش غير خود آزمايش (يا گمراه) مفرما كه به آن سبب سزاوار خوارى و باز داشتن (از رحمت) و روى گردانيدن (كيفر) تو شوم.‏114(20:12)
• زيرا من بنده بى چيز، فروتن، ناتوان، بد حال، كوچك، خوار، نيازمندِ ترسان و زينهار خواهِ تو هستم.‏115(21:7)
2-11. مضمون یازدهم: اعتراض
اعتراض به فعل خداوند است حال آنکه شکایت از هر کس یا چیزی ممکن است باشد. با این وجود مخاطب هر دو خداوند است. مانند این دو فراز که به فعل خداوند برای قرار دادن دشمن (شیطان) اعتراض می‌کند. اعتراض در زبان دعا هرگز به معنای انکار خدا نیست بلکه بر عکسف به معنای ایمان غلیظ و عمیق شخص است. به بیان دیگر شخص با اعتراض خود، ایمان خویش را آشکار میسازد و نشان میدهد جایی که از همه ناامید است باز هم ایمان به خدای یگانه وجود دارد.
به بیان دیگر اعتراض هم به عشق خدا اذعان میکند و قدردان است و هم نسبت به آن تمنا میکند و مشتاق است. این اذعان به عشق خداوند برای این است که اصل حیات هدیه خدا است که در اصل خیر است و تمنای عشق خدا برای این است که هر چه نگاه میکند عشق کمی را از سوی خدا دریافت میکند. او همه چیز را تحت کنترل خدا میپندارد و همین مساله باعث میشود که به او اعتراض کند.116
نمونههایی از اعتراض به فعل خداوند:
• كيست مرا ايمن نمايد در هنگامي كه تو مرا ترساندهاى، و كيست مرا يارى كند در حالي كه تو مرا تنها گذاردهاى، و كيست مرا توانائى دهد در حالي كه تو مرا ناتوان ساخته‏اى؟117(21:2)
• براى ما دشمنى قرار دادى كه با ما مكر ميكند، او را درباره ما تسلّط و توانائى دادى بر آنچه (جميع اعضاء) كه ما را بر آن درباره او تسلّط ندادى (براى آنكه) او را در سينههاى ما جا دادى، و در رهگذرهاى خونهاى ما روان گردانيدى ،بى‏خبر نيست (از ما) اگر ما (از او) غافل شويم، و (ما را) از ياد نميرود اگر ما (از او) فراموش كنيم، ما را از كيفر تو ايمن ميسازد (وسوسه ميكند و در دل شخص ميافكند كه فلان گناه را به جا آور كه خداوند آمرزنده و مهربان است) و از غير تو مي ترساند.118(25:6)
• اگر گناه بزرگى قصد كنيم ما را بر آن دلير مينمايد، و اگر كار شايستهاى آهنگ نمائيم ما را از آن باز ميدارد، ما را به خواهشها و گناهان ميطلبد، و شبههها براى ما بر پا ميكند اگر به ما وعده و نويد دهد دروغ ميگويد، و اگر ما را به آرزو سرگرم نمايد خلاف آن ميكند، و اگر مكرش را از ما بر نگردانى‏ گمراهمان ميسازد، و اگر از فساد و تباهكاريش نگاهمان ندارى ما را ميلغزاند.119(25:7)
• كجاست پرده پوشى عظيم تو كجاست عفو بزرگوارانه تو كجاست گشايش نزديك تو كجاست فريادرسى سريع تو.120 ‏(دعای ابوحمزه)
• كجاست رحمت واسعه تو كجاست عطاهاى نيكوى تو كجاست موهبت‏هاى گواراو مرحمتهاى پر بهاى تو.121 ‏(دعای ابوحمزه)
• كجاست فضل و كرم بى‏حد تو كجاست نعمت بزرگ و احسان هميشگى تو كجاست كرم تو اى خداى كريم.122 ‏(دعای ابوحمزه)
2-12. مضمون دوازدهم: تغزل و عشق‌ورزی
محبّت شجره طیبهای است که ریشه در اعماق وجود آدمی و شاخه در گستره آسمان معنویت دارد و ثمره آن اعمال خیری است که از اعضا و جوارح انسان ظاهر میشود اگر در درون آدمی، محبت واقعی وجود داشته باشد، اولین اثرش جلب رضایت محبوب و تقدیم آن به رضای دیگران است؛ پس طاعت الهی ریشه در محبت و عشق به او دارد.123
نبیّ اکرم از خدا میخواست: که عشق به ذات اقدس خود را برای او از آب گوارا شیرینتر و محبوب‌تر گرداند.124
از سوی دیگر شناخت ما نسبت به خداوند، در دعا و اشتیاق ما تأثیر دارد. خدایی که همواره با نیازمندانی که به سوی او دست نیاز برمیدارند، با مهربانی و عطوفت و بخشندگی برخورد میکند. خدایی که به کرامت و فضل و احسان و مغفرت و چشم پوشی ومحبت و انس گرفتن با بندگان موصوف است.125
نمونههایی از عشقورزی:
• در آن حال گيرم كه بر آتش عذاب تو اى خداى من و سيد و مولاى من و پروردگار من صبورى كنم چگونه بر فراق تو صبر توانم كرد.126 (دعای کمیل)
عشقورزی در قالب سوال:
• من آيا باور كنم كه مرا در آتش مى‏سوزانى با وجود آنكه به توحيد و يكتائيت گرويدم‏127.(دعای کمیل)
• و با آنكه دلم به نور معرفتت روشن گرديد.128 (دعای کمیل)
• و زبانم به ذكرت گويا شد و در باطنم عقد محبت استوار گرديد.129 (دعای کمیل)
• و بعد از آنكه از روى صدق و خضوع و مسكنت به مقام ربوبيتت اعتراف كردم‏.130(دعای کمیل)
• پس، اى خداى من، آيا اعترافم به بدى آنچه كردهام از نزد تو سود ميدهد؟ و آيا اقرار در درگاهت به زشتى آنچه به جا آوردهام از (عذاب) تو مرا رها مينمايد؟ يا در اينجا خشم خود (دورى از رحمتت) را براى من قرار دادهاى؟ يا هنگامى كه دعا كرده تو را ميخوانم دشمنى تو با من همراه بوده؟131(12:6)
• آيا تو، اى خداى من، به هر كه تو را بخواند رحم كنندهاى تا در دعا بكوشم؟ يا هر كه را در پيشگاهت گريه كند آمرزندهاى تا در گريه بشتابم؟ يا هر كه را كه از خوارى در درگاهت روى خود به خاك مالد بخشندهاى؟ يا هر كه را كه با توكّل از فقر و بى چيزى به تو شِكوه كند بىنياز كننده‌اى؟132 (16:15)
• پس در اين هنگام (بدبختى و نااميدى) از جانب تو به كه رو آوريم، و از درگاه تو به كجا رويم؟133 (10:4)
• كيست مرا ايمن نمايد در هنگامي كه تو مرا ترساندهاى، و كيست مرا يارى كند در حالي كه تو مرا تنها گذاردهاى، و كيست مرا توانائى دهد در حالي كه تو مرا ناتوان ساختهاى؟134(21:2)
• پناه نميدهد (كسى ديگرى را) اى خداى من، جز پروردگار، پرورده شدهاى را؛ و ايمن نميسازد مگر غلبه كننده، شكست خوردهاى را؛ و يارى نميكند مگر جوينده، يافتهاى را؟135(21:3)
عشقورزی با بیان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع صحیفه سجادیه Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع ، عزلت، ،