پایان نامه ارشد با موضوع شورهای اسلامی، امپراتوری روم، کشورهای اسلامی، تغییرات ساختاری

دانلود پایان نامه ارشد

ا برای جبران عقب‌ماندگی، دیرهنگام و توأم با چالش‌های زیادی بوده است. نخستین مسألهای که ذهن ایرانیان را معطوف به عقب‌ماندگی کشور نمود، شکست‌های بزرگ و پی‌درپی در دو جنگ با روسیه و انگلیس بود که طی آن ایران سرزمین‌های شمالی و هرات را از دست داد. برای نخستین بار ایرانیان که در جنگ‌های برابر قبلی گاهی شکست و گاهی پیروزی به دست می‌آوردند، در این جنگ‌ها با نرمافزارهای جدید نظامی، تاکتیک‌های نظامی جدید و سازماندهی خاصی مواجه شدند، در حالی که خود دارای افزارهای قدیمی، تاکتیک‌های منسوخ و عدم سازماندهی بودند. بدین ترتیب، به دنبال آگاهی ایرانیان از ضعف‌های خویش در رویارویی با غربیان و تمدن جدید، در میان بسیاری از اندیشمندان ایران و جهان اسلام، سؤالاتی راجع به علل پیشرفت غرب، چرایی عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی به ویژه ایران و نحوه برون رفت از وضعیت و مشکلات موجود شکل گرفت. این دسته از متفکران در این زمینه پاسخ‌هایی، با هدف نوسازی و اخذ تمدن جدید و هماهنگی با سیرتحولات دنیای مدرن برای رفع عقب‌ماندگی‌ها ارائه نمودند. اما نوگرایی در ایران علی‌رغم اتفاق اکثریت مردم و نخبگان به ضرورت رهایی از عقب‌ماندگی و حل معضلات، با موانع درونی و بیرونی بسیاری مواجه بود که از جمله مهم‌ترین آن‌ها منافع طبقه حاکم و بیگانگان بوده است که با هر گونه تغییر در وضعیت موجود مخالفت نموده و آن را سرکوب می‌نمودند.
در این بخش از نوشتار حاضر برآنیم تا مقولات اساسی در اندیشه‌ی متفکرانی چون عباس‌میرزا، امیرکبیر، ملکمخان و …که در واقع پیامآوران فکر تجدد در ایران بودند را در پاسخ به سؤال چه باید کرد، مورد بحث قرار دهیم. اندیشمندانی که به نحوی با تمدن غرب (خواه در کشورهای غربی  و خواه در سایر کشورهایی که پیش از ایران از تمدن غرب و افکار و اندیشه‌های آن اثر پذیرفته بودند) آشنایی داشتند و در مواجهه با مشکلات و مصائب جامعه ایران و تطبیق آن با جوامع غرب راه چاره را در نشر افکار و اندیشه‌های متفکران غرب و نیز بررسی علل عقب‌ماندگی ایران دانستند.
2-2) نخستین مصلحان ایرانی
2-2-1) عباس میرزا
نوگرایی در ایران، با وجود مقاومت نخبگان محافظه‌کار و قدرت‌طلب و جامعه سنتی ناآگاه از تحولات جدید، برای نخستین بار توسط جمعی از نخبگان ایرانی، درون حکومت آغاز شد که هدفش نه تغییرات ساختاری در ارکان سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بلکه قدرتمند سازی ایران از طریق تجهیز آن به فناوریهای جدید غرب بوده است. این دولتمردان تحت تأثیر تحولات جهانی، تغییراتی نسبتاٌ اساسی را سبب گشتند که حداقل آن بیرون آوردن ایران از رکود و رخوت چند صد سال و به تکاپو واداشتن جامعه بود. هم‌زمان با ایران، کشورهای غیر غربی نیز به شکل‌های گوناگون در معرض هجوم غرب قرار گرفتند. عده‌ای از این کشورها تحت استعمار قرار گرفتند ولی تعدادی دیگر، به اخذ تمدن غرب و اصلاحات اساسی روی آوردند (بهنام، 1375: 5).
در چنین شرایطی از اوضاع جهانی، ایران به علت درگیر بودن در جنگ‌های قومی بر سر قدرت و درگیری با همسایگان خود به خصوص عثمانی، چنان در خواب غفلت به سر می‌برد که در جنگی ناگهانی میان قدرت‌های روس و انگلیس و فرانسه و تلاش هر یک برای تقسیم جهان گرفتار آمد. در همین زمان، عباس‌میرزا جهت جلوگیری از تجاوزات روس‌ها به طرف شهر گنجه مأموریت یافت ولی شکست سختی خورد که سرانجام سبب امضای عهدنامه‌ی گلستان در سال1192ش، گردید. جنگ‌های دوم ایران و روس در سال 1205ش، آغاز شد. اگرچه در آغاز جنگ، پیروزی از آن ایرانیان بود، ولی سرانجام به علت تجهیزات جنگی فرسوده و قدیمی، خیانت برخی حکام و عدم حمایت فتحعلی شاه در مرکز، عباس‌میرزا شکست خورده و در 1207ش، معاهده‌ی ترکمنچای را امضا نمود (بامداد،1357: 215).
بدین ترتیب چنین شکست جبران‌ناپذیری که ناشی از نادانی و نفاق و تباهی اخلاق بزرگان ایران بود، آغازگر دوره‌ی جدیدی در ایران شد. پاگذاردن غرب در دوران جدید کاملاٌ تدریجی، طبیعی و از سر آگاهی و همراهی توده‌ی مردم بود، در حالی که چنین آغازی برای ایرانیان، ناگهانی  و در پی شکست  رخ داد. از این رو نوگرایان حکومتی  در درجه‌ی نخست  به منظور حل مشکلات پیش رو که تمامیت ارضی ایران را تهدید می‌نمود، به دستاوردهای عینی غرب بدون درک زمینه‌های ذهنی آن توجه نمودند و چنین دستاوردی در درجه‌ی نخست، متوجه فنون نظامی، و سپس اداری  و صنعتی غرب بود (مجتهدی، 1384: 110).
از این رو ابتدا حس این شکست و ناامیدی به آگاهی از نادانی، نفاق و تباهی تبدیل شد که قبل از همه در ذهن عباس‌میرزا و اطرافیانش و سپس در ذهن مردم ایجاد گردید (طباطبایی،1384: 133)، عباس‌میرزا به عنوان نخستین ایرانی، در گفتگو با فرستاده‌ی ناپلئون، ژوبر، در جست‌وجوی علل بنیادی پیشرفت اروپا بوده و از واپس‌ماندن ایران از کاروان تمدن رنج می‌برد، از عقب‌ماندگی ایران و پیشرفت غربیان سؤال می‌نماید:
“مردم به کارهای من افتخار می‌کنند، ولی چون من، از ضعیفی من بی‌خبرند. چه کرده‌ام که قدر و قیمت جنگجویان مغرب زمین را داشته باشم؟ یا چه شهری را تسخیر کرده‌ام و چه انتقامی توانسته‌ام از تاراج ایالات خود بکشم؟… از شهرت فتوحات قشون فرانسه دانستم که رشادت قشون روسیه در برابر آنان هیچ است، مع‌الوصف تمام قوای مرا یک مشت اروپایی (روسی) سرگرم داشته مانع پیشرفت کار می‌شوند… نمی‌دانم این قدرتی که شما (اروپایی‌ها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن تمتم قوای عقلیه متبحرید و حال آن‌که ما در جهل. شغب غوطه‌ور و بندرت آتیه را در نظر می‌گیریم. مگر جمعیت و حاصل‌خیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از سر شماست؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمی‌کنم اجنبی، حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هوشیار نمایم؟” (حائری، 1367: 308).
در دارالسلطنه‌ی تبریز عباس‌میرزا همراه با میرزا عیسی، قائم مقام خود، پس از شکست از روسیه، روند نوسازی را آغاز کردند و بدین طریق پایه اصلاحات جدید را ریختند. فرایندی که با این دو آغاز ولی پس از مدتی با فوت عباس‌میرزا، )1212ش( ومیرزاعیسی )1202ش (و با کشته شدن میرزا ابوالقاسم، پسر میرزا عیسی که ابتدا پس از پدر، قائم مقام عباس‌میرزا و سپس قائم مقام محمد شاه گردید، مدتی متوقف شد. این سه آغازگر دورانی بودند که ایران را از دوره قدیمش جدا ساخت و کشور را وارد مهلکه‌ای گرداند که به علت عدم همراهی حاکمان و نارسایی در ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نتوانست جان سالم به در برد (آدمیت، 1372: 162).
ایران در این دوره بدون واسطه با رویکرد امپریالیستی اروپایی روبرو گردید و در اندک زمانی فهمید که آمادگی مقابله با آن‌ها را ندارد، مگر این که به سلاح تمدن جدید مسلح شود. امری که در زمان ولیعهدی عبا‌س‌میرزا و توسط او، به منظور عقب‌ماندگی برای نخستین بار در کشور آغاز گردید. آگوست‌بن‌تان فرستاده ناپلئون در وصف عباس‌میرزا می‌گوید:” عباس‌میرزا بسیار علاقه‌مند است بداند چه عواملی باعث پیشرفت غرب گشته است. او حاضر است هر گونه تأسیسات نظامی و غیر نظامی را که لازم باشد به سبک غرب بنیان‌گذاری کند. به این دلیل خارجی‌ها و بخصوص فرانسویان را با گرمی می‌پذیرد و برای امپراتور احترام خاصی قائل است. او ناپلئون را سرمشق خود قرار داده است و او را یک قهرمان می‌داند”(رهبری به نقل از آگوست‌بن‌تان،1388: 120).
عباس‌میرزا که وارث تاج و تخت و والی آذربایجان بود در نخستین جنگ به این نتیجه پی‌برد که سواره نظام قبیله‌ای به هیچ وجه در مقابل توپ‌خانه محرک روس‌ها کاری از پیش نمی‌برد. بنابراین به تقلید از اصلاح‌گر وقت، سلطان سلیم عثمانی و مطابق برداشت خود از نظام جدید عثمانی به ایجاد نظام جدید در آذربایجان دست زد (کسرایی، 1379: 258).
عمده اقداماتی که توسط عباس‌میرزا برای جبران عقب‌ماندگی و نوسازی کشور به عمل آمد را می‌توان این‌گونه برشمرد:
– ایجاد ارتش منظم با کمک فرانسویان به سرپرستی ژنرال گاردان، متشکل از شش هزار نظامی متحدالشکل، ثابت وملی، بدون وابستگی‌های قبیله‌ای و قومی؛ تا این زمان، ایران از هیچ‌گونه ساختار نظامی واحد، متشکل، منظم و دائمی برخوردار نبوده و تنها در دوران جنگ، نیروهای نظامی به صورت موقت گرد هم جمع می‌آمدندکه پس از پایان آن همگی به کار و زندگی قبلی خود بازمی‌گشتند. این نیروی نظامی موقت از هیچ‌گونه آموزش نظامی برخوردار نبوده  و دارای فرماندهی واحدی نیز در زمان جنگ نبوده است. امری که به شکست آن‌ها در جنگ با ارتش مدرن روسیه و انگلستان انجامید. در مجموع، نیروی نظامی ایران را می‌توان با ساختار قدیمی قبیلهای توصیف نمود. در حالی که اقدام عباس‌میرزا در این زمان، نخستین تلاش برای ایجاد ارتش مدرن بوده است که سرانجام به علت مخالفت قبایل و درباریان که منافع خود را در خطر می‌دیده‌اند، ناکام ماند (رهبری، 1388: 120).
– ایجاد کارخانه‌های ساخت تسلیحات مانند توپ، تفنگ و باروت؛ در این زمینه عباس‌میرزا علاوه بر استخدام مستشاران نظامی خارجی، به اعزام جوانان ایرانی مستعد به اروپا جهت یادگیری فنون ساخت تسلیحات نظامی مبادرت ورزید. از جمله این دانشجویان، محمد علی چخماق ساز نام داشت که پس از بازگشت به ایران، صنعت تفنگ‌سازی را نیز با خود به همراه آورد (مینوی، 1369: 432).
– استخدام کارشناسان غربی برای استخراج معادن آهن، سرب و مس؛ در این زمینه، عباس‌میرزا متأثر از اقدام همسایگان خود بوده است که هم سبب ثروتمندی کشور و هم اشتغال شده است. تلاش برای جلب ثروتمندان، دانشمندان و مهاجران اروپایی برای زندگی و سرمایهگذاری درایران. عباس‌میرزا در اقدامی، درخواست خود را از اروپاییان در یکی از روزنامه‌های اروپایی بدین صورت به چاپ رسانید: “هر کس از اهل فرنگ اراده نماید، بیاید در آذربایجان که تبریز پایتخت آن‌جاست سکنی گزیند و اصولاٌ بهتر است اروپاییانی که پی‌درپی به آفریقا و گرجستان و داغستان می‌روند، به ایران بیایند و در ایران زندگی کنند و ایرانیان را با تمدن غرب آشنا نمایند”. او در این زمینه، امنیت مالی و جانی اروپاییان را نیز تضمین نمود (الگار، 1369: 132).
– ایجاد کارخانه‌های پشم، ابریشم، پنبه‌ریسی و نساجی؛ ایران در این زمینه قبل از ورود کالاهای غربی، سابقه‌ای دیرینه داشت که به واسطه استثمار غربیان در حال نابودی بود. عباس‌میرزا برای نجات اقتصاد ایران و ممانعت از بیکاری عده زیادی از ایرانیان که به این کار اشتغال داشته‌اند و به منظور هماهنگی با اقتصاد جهانی، به ایجاد چنین کارخانه‌هایی مبادرت ورزید.
– تدوین مقررات مهندسی- نظامی از طریق ترجمه‌ی متون خارجی؛ تأسیس اداره ترجمه برای ترجمه‌ی کتاب‌های بزرگ و تأثیرگذار تاریخی و علمی. از جمله، عبا‌س‌میرزا دستور داد کتاب‌های “تاریخ پطر کبیر” اثر ولتر و “عظمت و انحطاط امپراتوری روم” اثر ادوارد گیبون ترجمه گردد. تأسیس اولین دفاتر نمایندگی ایران در پاریس و لندن (رهبری، 1388: 122- 121).
با وجود اقدامات بزرگ عباس‌میرزا، مهم‌ترین اقدام وی توجه به علم و دانش است. او برای نخستین‌بار محصلانی را برای کسب دانش جدید  به اروپا اعزام کرد. ابتدا در سال 1190ش، دو نفر و سپس پنج نفر دیگر در سال 1194ش، به انگلستان اعزام شدند تا به فراگیری رشته‌های کاربردی چون علوم نظامی، مهندسی، پزشکی، داروسازی و زبان اروپایی بپردازند. “محصلینی که پس از کسب علم و مراجعت به ایران، کمابیش در نشر افکار و آراء سخنوران مؤثر افتادند… و پس از مشاهده‌ی مزایای تمدن غرب، در مراجعت به ایران صمیمانه می‌کوشیدند به انواع وسایل، مردم ایران را از خواب غفلت بیدار کنند و مردم بی‌خبر را به مزایای حکومت ملی و زیان‌های حکومت فردی و استبدادی واقف گردانند” (راوندی، 1355: 541- 535).
میرزا صالح

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع انقلاب اسلامی، روشنفکران، روشنفکری دینی، بازگشت به خویش Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع دارالفنون، قائم مقام فراهانی، اعتمادالسلطنه، دوران باستان