پایان نامه ارشد با موضوع شناخت درمانی، شناخت درمانی بک، زندگی روزانه، روان شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

1376ص191).
شناخت درمانی روشی عالی برای درمان مشکلات روحی از نوع افسردگی ، اضطراب ، دلهره ، فوبیا ، خشم ، احساس گناه و احساس حقارت است. شناخت درمانی برای رفع انواع مسائلی که در جریان زندگی روزانه خود با آن روبرو هستیم مفید و مناسب است. از جمله این ها می توان به مسائل روابط شخصی ، مورد تایید قرار نگرفتن ، انتقاد ، تنبلی و پشت گوش انداختن و ترس از شکست اشاره کرد. در این موارد شناخت در مانی بی نیاز به دارو به شدت مؤثر واقع می شود (برنز،971990ص53).

1- روش ها و فنون شناخت درمانی :
روش ها و فنون شناخت درمانی متعددند. اما به رغم تنوع زیاد این روش ها ، مهمترین ویژگی همه آنها بازسازی شناختی است. بازسازی شناختی به مجموعه روش ها و فنونی گفته می شود که هدف همه آنها کمک به مدد جویان در تغییر الگوهای فکری غلط است. دیگر ویژگی مشترک روش های مختلف شناختی درمانی تأکید آنها بر رفتار کلامی و تصورات ذهنی مددجویان در رابطه با خودشان و جهان پیرامونشان است. در این قسمت مهمترین روش های شناخت درمانی که عبارتند از : درمان منطقی- هیجانی الیس ، شناخت درمانی یک روش آموزش دستور دادن به خود مایکن بام روش حل مسئله و روش توقف فکر و لپی مورد بررسی قرار می گیرند.
الف – درمان منطقی – هیجانی الیس :
روش البرت الیس بر این فرض مبتنی است که بین آنچه ما به خودمان می گوییم و نحوه احساس هایمان رابطه نزدیکی وجود دارد. به سخن دیگر ، بنا به اعتقاد الیس ، غالب مشکلات هیجانی افراد و رفتارهای وابسته به آن هیجان ها از بیانات غیر منطقی آنان با خود ، به هنگام رویارویی با رویداد هایی که مطابق میلشان رخ نمی کنند ، ریشه می گیرد. کسانی که در برخورد با رویدادهای مخالف میلشان نامعقول و غیرمنطقی عمل می کنند هر چیز کوچک را یک مصیبت می نامند و غالباً به خود می گویند که اتفاقات در حدی ناگوارند که تحمل شان غیرممکن است. الیس علاوه بر عنوان کردن این مطلب که واکنش های هیجانی فرد ناشی از احکام درونی شده اند ، فرض را بر این می گذارد که پاسخ هیجانی ناسازگارانه فرد بازتاب نامگذاری های نا مشخص و خودکار او بر یک موقعیت است. بنابراین ، با آنکه ممکن است واکنش هیجانی فرد با نامی که او بر یک موقعیت می گذارد مناسبت داشته باشد ، ولی احتمال دارد که خود بر چسب از اساس غیر دقیق باشد. مثلاً ممکن است فرد در موقعیتی که به نادرستی بر آن نام خطرناک گذاشته است مضطرب شود. در چنین مواردی این نام است که متناسب نیست و نه خود واکنش (گلدفرید و دیویسون 1976ص169).
الیس در روش درمانی خود به مددجو کمک می کند تا اندیشه های غیر منطقی را شناسایی نماید و به جای آنها اندیشه های منطقی تر و سازنده تری قرار دهد. روش درمان منطقی – هیجانی الیس طی مراحل زیر انجام می گیرد :
الف) متقاعد کردن مددجو نسبت به اصول فلسفی درمان منطقی- هیجانی از راه ترغیب کلامی.
ب) شناسایی اندیشه های غیرمنطقی توسط خود مددجو و با کمک باز خورد فراهم شده از سوی درمانگر.
پ) مبارزه با اندیشه ها و الگوهای غیر منطقی مددجو و ارائه یک تفسیر منطقی از رویداد های ناراحت کننده.
ت) مرور شناختی مسائل با هدف جانشین کردن تفسیر های غیر منطقی با خود گفتن های منطقی.
ث) دادن تکالیف رفتاری به مددجو ، برای ایجاد واکنش های منطقی و قرار دادن آنها به جای فرض های غیرمنطقی و دردسر زای قبلی (سیف 1374ص426 به نقل از شکوهی ، 1385).
ب – نظریه شناخت درمانی بک :
در مدل شناختی بک ، نظر بر آن است که تجربه در افراد ، به تشکیل فرض ها و یا طرحواره هایی درباره خویشتن و جهان می انجامد و این فرض ها یا طرحواره ها ، خود ، در سازمان بندی ادراک و در کنترل و ارزیابی رفتار ، مورد استفاده قرار می گیرند. توانایی پیش بینی تجربه های فردی و معنی بخشیدن به آنها امری سودمند و در واقع ضروری برای کارکرد بهنجار است. اما برخی از فرض ها انعطاف پذیر ، افراطی و مقاوم در برابر تغییرند و در نتیجه ((ناکار آمد)) یا نابارور هستند. این فرض ها به مسائلی مربوط می شوند درباره این که مثلاً مردم برای پیدا کردن احساس خوشبختی چه کار بکنند (مانند این فرض که ((اگر کسی افکار خوبی درباره من نداشته باشد ، من نمی توانم احساس خوشبختی بکنم)) و این که برای به وجود آوردن احساس ارزشمندی در خویشتن ، چه کار باید بکنند و چگونه باید باشند (مانند این فرض که ((هر کاری را که بر عهده می گیرم ، باید خوب انجام دهم)). وقتی فرض های نا کار آمد فعال شدند ، ((افکار خود – آینده منفی)) را بر می انگیزد. از این نظر به این افکار ((منفی)) می گوییم چون با هیجان های ناخوشایند مربوط هستند و از این نظر به آنها ((خود-آیند)) می گوییم چون خود به خود به ذهن افراد می آیند و برخاسته از هیچ گونه فرایند استدلال آگاهانه ای نیستند. این افکار ، ممکن است تفسیرهایی از تجارب جاری باشند یا پیش بینی ها یی درباره رویدادهای آینده و یا یادآوری چیزهایی که در گذشته اتفاق افتاده اند (هاوتون و همکاران 1989ص226 ترجمه قاسم زاده).
روش شناخت درمانی بک بطور عمده برای درمان افسردگی ابداع شده است. اما بک روش خود را با مشکلات روان شناختی متعدد ، از جمله نوروزهای اضطرابی ، هیستری ، اختلالات وسواسی ، اختلالات روان – تنی ، و فوبی ها بکار گرفته است.
فروید معتقد بود افسردگی بازگشت خشم به سوی خود اوست. ولی داده های جمع آوری شده از جانب بک این نظریه را مورد حمایت قرار نداد. بک دریافت مشکل اساسی در افسردگی چگونگی پردازش اطلاعات از جانب فرد است. او بر اساس این پژوهش نظر خود را در مورد افسردگی و درمان آن ارائه داد. شناخت درمانی یکی از رویکردهای مورد استفاده در فرایند مشاوره و روان درمانی است. این روش فعال ، کوتاه مدت (در حدود 16-12 جلسه) متمرکز بر زمان حال ، مستقیم و مشکل مدار است. از این نظر شباهت بسیاری به رفتار درمانی عقلانی – عاطفی الیس دارد. اما تفاوت آن در نظریه شخصیت و رفتارهای غیر انطباقی است. همچنین روش های کار با مراجع نیز در این دو رویکرد متفاوت است. در نظریه شناختی این فرضیه که نگرش و باورهای غیر منطقی موجب ایجاد مشکلات در فرد می شوند ، رد شده است (هادی1376). به نظر پیروان این نظریه اختلال های روانی از طریق اصلاح باورها و نگرش های فرد درمان نمی شوند ، بلکه در فرایند درمان ، مراجع و مشاور می بایست به طور مشترک در صدد یافتن شناخت “بد کار کردی” فرایندهای شناختی برآیند و با اصلاح آن ، مشکلات مراجع را برطرف کنند. به نظر هر یک از اختلال های روانشناختی ناشی از محتوای شناختی منحصر به فرد هستند. به عنوان مثال ، محتوای شناختی افراد افسرده با افراد مبتلا به هراس و اختلال هایی چون وسواس فکری – عملی با هم تفاوت دارد. به همین دلیل هر اختلال با رویکردی متفاوت تحت درمان قرار می گیرد (همان منبع). نظریه شناختی بک درباره افسردگی و سایر اختلالات هیجانی حاکی از این است که افراد افسرده و افراد دارای سایر اختلالات هیجانی به افکار غلط و غیر منطقی می پردازند و این علت اصلی مشکلات آنان است بک انواع خطاهای نظام دار در استدلال (تحریف های شناختی) را چنین شرح داده است.
استنباط دلبخواهی : نتیجه گیری غلط بر اساس شواهد ناکافی استنباط دل بخواهی نامیده می شود. برای مثال ، ممکن است مشاوری پس از مواجه شدن با یک مشکل خاص در مورد مراجعان خود چنین استنباط کند که مشاور لایقی نیست.
انتزاع انتخابی : عبارت است از تاکید بر جنبه های کم اهمیت یک موضوع یا موقعیت ، و نادیده گرفتن جنبه های مهم آن مانند بر انگیخته شدن حسادت فرد از اینکه همسرش با جنس مخالف خود صحبت کند.
تعمیم افراطی : یعنی انتزاع قواعد کلی بر اساس شواهد اندک و کاربرد آن در موقعیت های دیگر.
بزرگ نمایی و کوچک نمایی رویدادها و وقایع : یعنی فرد رویدادهای بد را برای خود بزرگ و رویدادهای خوب را برای خود کوچک جلوه می دهد.
شخصی سازی امور : یعنی فرد بدون وجود هیچگونه شواهد مسئولیت رویدادهای بد را به گردن بگیرد.
تفکر دو مقوله ای : یعنی فرد دو تفکر متفاوت و انعطاف ناپذیر در مورد موقعیت و یا افرادی خاص دارد (خدایاری فرد،1381).
تفکر همه یا هیچ : نوع تفکر همه یا هیچ پایه و اساس کمال گرایی است. ترس مبتلایان به این بیماری از وجود عیب و نقص در هر کاری باعث میشود که خود را فردی نالایق و پاکباخته به حساب می آورند (مکتبی ، 1373).
مهمترین مرحله در روش درمانی بک کمک به مراجع برای شناخت افکار غلط و تصورات ناسازگارانه مولد مشکل اوست. پس از تشخیص افکار یا تصورات غلط ، چندین روش برای اصلاح آنها و رفع مشکل درمانجو بکار بسته می شود. یکی از فنون درمانی وارسی واقعیت یا فرضیه آزمایی است. در این فن درمانی به مدد جو کمک می شود تا باورها یا افکار ناراحت کننده خود را فرضیه هایی تصور کند و آنها را بطور آزمایشی بیازماید. فرض بک این است که در اکثر موارد درمان جویان متوجه خواهند شد که افکارشان غلط بوده است و پس از اصلاح این افکار غلط مشکلاتشان برطرف خواهد شد. در روش شناخت درمانی مدد جویان درمانی بک مراحل زیر به کار می یرند
الف- آنها می آموزند که افکار نادرست و تحریف شده را شناسایی کنند.
ب- باز خورد و تقویت درمانگر بخش مهمی از این فرآیند است (سیف،1374،ص430 به نقل از شکوهی ،1385).
ج – روش حل مسئله :
واضح است که افراد در برخورد مشکلات ، در هر سطحی از پیچیدگی و اهمیت که باشند با یکدیگر تفاوت های چشمگیری دارند. بسیاری از موارد را که ما از نظر بالینی ((رفتار بهنجار)) – یا ((اختلال هیجانی)) می نامیم ، می توان به تعبیر بهتر ، رفتار غیر مؤثر با پیامدهای منفی آن دانست ، مانند اضطراب و افسردگی و مشکلات ثانویه ای که ایجاد می کند. شیوه حل مسئله می تواند وسیله مفیدی برای مقابله با بسیاری از این مشکلات موقعیتی از کار در آید (گلد فرید و دیویسون 1976ص197). مسئله گشایی روشی است که فرد می تواند در موقع طرح ریزی برای برخورد با چالش های زندگی از آن استفاده کند. مسئله گشایی یک مهارت مقابله ای عملی است. اما از نظر روانشناختی هم مؤثر و مفید است. استفاده از روش های مسئله گشایی موجب اعتماد به نفس در فرد می شود و احساس شایستگی و تسلط را تقویت می نماید. مهارت های موثر مسئله گشایی با سازگاری شخصی خوب ارتباط دارد. پژوهشگران دریافتند که مسئله گشاهای موفق به این واقعیت واقف اند که غلبه بر مشکلات زندگی مستلزم تلاش شخصی است (کلینکه98 1997ص80). قابلیت کاربرد مسئله گشایی در روانپزشکی ، مدد کاری اجتماعی ، پزشکی عمومی و مشاوره طیف وسیعی دارد. به عنوان مثال در کنترل بحران ، کاربرد زیادی دارد. تعریف کاپلان این است که بحران ((موقعی مطرح می شود که شخص درراه هدف های مهم زندگی خود ، با موانعی روبه رو می شود : به این معنی که برای مدتی نمی تواند با استفاده از روش های معمولی مسئله گشایی آن موانع را بر طرف کند. به دنبال آن دوره اختلال فرا می رسد ، دوره آشفتگی که طی آن کوشش های بی حاصل برای حل مسئله نشان داده می شود.))
دامنه مسائلی که می توان در آنها از مسئله گشایی به نحوی کار آمد استفاده کرد شامل موارد زیر می شود : ترس از فقدان (مانند ترس مربوط به از دست دادن رابطه مهم و یا منزلت شخصی ، فقدان واقعی ، کشمکشی که در آن شخص با مسئله انتخاب بزرگی روبه رو می شود. مسائل زناشویی و سایر مسائل ارتباطی ، مشکلات کار ، مشکلات درس خواندن ، مقابله با کسالت ، مشکلات مربوط به مراقبت از کودک و مقابله با معلولیت های ناشی از بیماری جسمی یا روانی (هاوتون و همکاران، 1989،ص220).
مراحل حل مسئله :
تشخیص موقعیت کلی : ازمدت ها قبل دریافته شده است که موقعیت فرد در قبال یک مسئله می تواند در روش پاسخ دادن او اثر فراوانی داشته باشد. موقعیتی که رفتارمستقل در حل مسئله را تشویق می کند. شامل آمایه یا نگرشی در فرد است برای آنکه (1) بپذیرد که موقعیت های مسئله آفرین بخش طبیعی زندگی اند و این امکان را بپذیرد که می تواند بر بسیاری از این موقعیت ها فائق آید ، (2) موقعیت های مسئله آفرین را به محض پیش آمد نشان تشخیص دهد و (3) جلو تمایل به پاسخ دادن به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع پردازش اطلاعات، شناختی – رفتاری، عوامل شناختی، رفتار درمانی شناختی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع افکار خودکار، تحریف های شناختی، تعبیر و تفسیر، ناخودآگاه