پایان نامه ارشد با موضوع سوگیری، عقل گرایی، روابط اجتماعی، عقلانیت ارزشی

دانلود پایان نامه ارشد

این امر را رشدی در عقلانیت عملی یا سودمند، در تمامی ابعاد زندگی اجتماعی دید، که تسلطی پیشرفته را به وجود آورده و بر فرد، طبیعت و جامعه نظارت دارد. فردگرایی عملی، توجیه ابزار برای دستیابی به اهداف مشخص و روشن است. این امر در عملی هدفمند و سودمند که از لحاظ تکنیکی مناسب ترین ابزار برای رسیدن به اهداف مشخص است، مطالعه شده و به صورت اصولی دنبال می شود. این شاخصی ست که اعمال، تاثیر و موفقیت ارزیابی می شود. نمونه ی عالی عمل عقلانی برای «وبر» عمل اقتصادی بود، که در رابطه با ترجیحات به صورت هشیارانه انتخاب شده و در اصطلاحات حاشیه ای درک شده است: هنر پیشگان (یافعالین) سازگارشده ی اقتصادی آنهایی هستند که بر طبق خط مشی (مشخص) عمل می کنند، و از تکنیک های مناسب برای رسیدن به اهدافشان استفاده می کنند. اهداف داخل در اعمال منطقی به دلخواه هستند، اما اگر آنها آگاهانه و در ارتباط با میزان ارزش بخصوصی انتخاب شوند، ممکن است که آنها به عنوان اهدافی مورد توجه قرار گیرند. با این حال، خود ارزشها به طور غیر قابل نزولی دلخواهانه و بدون هرگونه ساختار نهایی هستند. یک سنت و قبول غیر فکورانه ارزشها فاقد هرگونه صلاحیت اعلام شده و هر نقشی را به عنوان مبانی ارزشها و دانش انکار کرده است، قضاوت های ارزشی، به طور عقلانی تعمداتی را به صورت غیر قابل توجیه نگریسته است. که تمامی انسانها تلاش می کنند تا به یک جهان به طور ذاتی بی معنی، معنا بدهند. آنها «خدایان جنگجو» هستند که انسانها باید بدون هرگونه راهنمایی از میان عقاید ساختاری، ریاست و اقتدار سنتی، و عالیرتبگان یکی را، انتخاب نمایند. .(مايکل ايج لسناف: 1385: 27)
بنابراین، منطق گرایی شامل حذف (یکی از) گفتمان عمومی ازتعصب عهد غیر فکورانه و (یا) در نتیجه اعمال کمتر شکل گرفته توسط احساسات یا سنت شود.
“وبر” بر اهمیت بخصوص شاخص مذهبی در راه اندازی این منطق گرایی جهانی سریع، تاکید می نماید. در حالی که بسیاری از پیش شرطهای عرفی برای عمل اقتصادی و عمل صورت منطقی سیاسی، درجایی دیگر توسعه یافته بود، این امر تنها در شمال غربی اروپا بود که این خیزش بسیار سریع اتفاق افتاد و یک عصر جدید و مدرن را معرفی نمود. بخش هایی از پروتستان وکالوانیست که در زمان، اصلاحات برخاستند با نظر یورژوازی هم خو بودند، و این امر در جوامع مذهبی آنها بود که نظریه جدید خنثی شد. نظریه ی کالوانیست از رستگاری وتقدیر و فلسفه ی جبری در یک تشویش درونی در ذهن جمعی طرفداران آن به وجود آمد و هواداران این مکتب را برای بیان یک فرمول اخلاقی – اجتماعی در مورد روال زندگی تشویق نمودو که این فرمول نظریه ی اخلاقی و در شغل هایی که برای آنها مهیا بود بیشتر درامور، بانک، تجارت، و کارخانه داری (یا تولید) کالوانیست هابه موفقیت کاری دست یافتند. او چنین استدلال کرد که این امر به یک قرابت انتخابی داخلی بین مبانی اخلاقی اجتماعی کالوینیست و ۰نظریاتی که می تواند موفقیت شغلی عملی را تضمین کند، اشاره می کند. او بخصوص تاکید کرد که روح سرمایه داری جدید می توانست در میان تجارکالوینیتس در پروتستان اروپایی در قرون ۱۷ و ۱۸ گسترش یابد. موفقیت تجاری پروتستان ها منجر به فشارهای رقابتی شد که دیگران را مجبور ساخت تا تجارتهای آنان را در همین حالت دنبال کنند. «مرتون» چنین گفت که روح علم جدید سرچشمه های مشابهی داشت و نیز تشویق پروتستان از سوال منطقی در مورد هدف خداوند و عنصر جهان که او به وجود آورد، او همچنین گسترش علم سکولاری را که سرانجام تمامی مقدسات مذهبی را بدون ارزش می نماید، تشویق نمود.
سپس، روح منطق گرایی و تکنیک از طریق علم، تجارت، و سیاست منتشر و پراکنده شد که یک منطق گرایی گسترده در زندگی اجتماعی را ممکن می سازد. روح سکولار منطق گرایی، از فحوای اولیه ی مذهبی آن نشات گرفته و به صو ت گسترده ای پراکنده شده با افسون زدایی ازجهان مذهب، خرافات، و افسانه ای که تمامی شخصیت در برگیرنده و قانع کننده ی آنها را از دست داد،. همانطوری که توجیهات سنتی برای عمل، قدرتشان را با زوال ایمان و عقیده از دست می دهند علوم نیز غیر سنتی می شوند.
سپس، عبور از یک جامعه ی سنتی به سوی یک جامعه ی مدرن می تواند به عنوان فرآیندی از منطق گرایی درک شود، که معیارهای ارزش سازگاری مردم با هم دیگر که میزانی از عقل گرایی رسمی را نشان می دهد، تعریف می نماید. جوهره ی این تغییر توسط پالکوت پارسونز توصیف شده بود، که از متغیرهای الگویی که او از مطالعات «وبر» و «تونیس» به دست می آورد. استفاده می کند. این متغیرهای الگویی، ابعادی همراه با الگوی ارزش و منطقی رسمی هستند که می توانند اندازه گیری شوند. آنها به تنگناهای انتخابی رجوع می کنند که با افراد همراه با اعمال آنها رویه رو می شود. و فرهنگ آنها راه حلی را ارائه می دهد. اثرهای وابسته عام گرایی و جزء گرایی باعث آشکار شدن موقعیت می شود و (همچنین)، معیارهای بی طرفی ، خاص گرایی و کل گرایی .
تغییر از معیارهای وابسته به معیارهای موفقیت شامل جنبشی دور از طبقه بندی دیگران برحسب شرایط فردیشان می شود. هر شرکت کننده در یک رابطه ی اجتماعی منطقی (شده) دیگران را بدین وسیله که آنها برای دستیابی به اهدافشان چگونه موثر یا موفق هستند، تعریف می نماید. آنها بر این پایه که آنها حقیقتاً چه چیزی به دست آورده و یا چه چیزی ممکن است در آینده اعمالشان به دست می آورند، قضاوت می شوند. توجه با اهمیت این نیست که چه کسی عمل می کند، بلکه این است که آنها چطور در بافت ها (یا زمینه های) عملیشان انجام وظیفه می کنند. تغییر از تاثیر به سوی خنثی بودن، اصلاحی در محتوای عاطفی روابط اجتماعی می باشد. روابط اجتماعی موثر تحریک کننده بود و از لحاظ عاطفی جا افتاده می باشد، که اجازه به ارضاء فوری نیازها و آروزهای او می دهد. به عبارت دیگر، در روابط اجتماعی به صورت موثر، خنثی، سازگاری شناختی منظم و غیر فردی پذیرفته شده و یک برآوردی حساب شده و بلند مدت رابرای رضایت خاطر را ممکن می سازد. هنگام تغییر از تاثیر به سوی بی طرف بودن، احساس و عاطفه کمتر چشمگیر شده و عمل می کند و همچنین نتایج آنها کاملاً در اصطلاحات عمل گرای قضاوت می شود.هنگامیکه سوگیری عام گرایانه است است، ویژگی هر فرد همچون منافع همگان است . در یک رابطه ی اجتماعی خاص گرایانه ، نیز به عبارت دیگر، کانون تنها بر یک زاویه دیگری می باشد. سوگیریها توقعات و منافع را محدود کرده تا ابعاد محدود دیگری را محدودتر نمایند:
اعمال به طور سودمندی مشخص می شود. سوگیریهای مشخص به صورت درون نگرانه ای در مطابقت با اهمیت انحصاری ای که آنها برای شرکت کنندگان دارند، جهت دار می شوند. به عبارت دیگر، سوگیریهای جهانی، مردم را در رابطه با چیزی که آنها با دیگران شریک می شوند قضاوت می کند و مردم با ویژگی های عمومی مورد توجه هستند، همچون اعضای یک کلاس یاطبقه . اختلاف بین همسازی های مدرن و سنتی، اختلاف مشابه به وجود آمده توسط «تونیس» بین گزل شفت و گمین شافت می باشد.و همچنین اختلاف میان « جامعه » و « جماعت» مورگان. منطق گرایی تغییری را همراه با یک یا چند متغیر الگویی به وجود می آورد، همراه با تغییرات یک بعد که تغییر را همراه با دیگران تقویت و تشویق می کند.
در جوامع مدرن، بخش های عمومی کشور و بازار توسط سوگیریهای منطقی شده تحت تسلط هستند، که حتی منظم تر و سازماندهی تر شده در اطراف استانداردهای رسمی و فردی می شود. احساس و عاطفه تنها عناصر دست دوم در این حیطه ها هستند و به طور در حال افزایشی تحت انقیاد کنترل منطقی می آیند. ترتیب اعمال تحت تاثیر سوگیریهای غیر منطقی کوچک شده و تا حد زیادی به مناطق فردی و دوستان نزدیک و مهربان و خانواده محدود می شود حتی در اینجا نیز با این احوال، آنها موضوعی برای نظم و تدبیر می شود وبه عنوان افرادی که در رابطه با تاثیرات محاسبه شده هستند. این تاثیرات را با دیگران به وجود می آورند. بیان هم زمان عاطفه حتی در روابط نزدیک تر نیز انکار و سرکوب شده تر می شود.(حسين، بشيريه،99:1377)
منطق گرایی معیارهای ارزش نیز، مرکز مدرنیزه کردن است. این فرآیندی است که سازمانهای اجتماعی اساسی به سوی یک منطق گرایی رسمی تر و همراه با معیارهایی که آنها با آن کار می کنند، منتقل می شوند، این امر بر ابعاد اساسی بخصوصی از زندگی اجتماعی که به عنوان سازمانهای اصلی مدرنیته دیده می شوند، متمرکز هستند. اینها سازمانهای ملی کشور و اقتصاد سرمایه دارای هستند، که همراه با ارتباط و آموزش به صورت بسیار نزدیک همبند هستند.
نگاهی به مفهوم عقلانیت در اندیشه ماکس وبر
در شناخت وبر متاسفانه اشتباهی صورت گرفته است. بدین معنا که خیلی جاها اشاره می کنند به وبر به عنوان متفکری که طرفدار عقلانیت و خردگرایی است.
اما وبر به هیچ عنوان جزو متفکرانی که اصالت برای عقل گرایی به معنای خاصش قائل باشد، نیست. ما نمی توانیم وبر را به عنوان منادی عقل گرایی درحیات سیاسی- اجتماعی معرفی بکنیم.وبر اصالت را به چیزی در مقابل عقلانیت نمی دهد، بلکه از دو جهت با آن برخورد می کند. یکی به عنوان موضوعی در جامعه شناسی که می کوشد شیوه عمل انسان ها و شکل گیری روابط و نهادهای اجتماعی را تحلیل کند. از این نقطه نظر عقلانیت را دو دسته می کند؛ عقلانیت ارزشی و عقلانیت هدفمند.
عقلانیت هدفمند عمدتا با به کارگیری بهترین ابزار ممکن که در اختیار فرد قرار دارد به دنبال کسب اهداف معین است. وبر معتقد است این نوع عقلانیت، در فرهنگ غرب، غالب شده و عقلانیت ارزشی کم رنگ شده است. اما در مورد این دو نوع عقلانیت، موضع گیری جانبدارانه نمی کند. بنابراین نمی توانیم وبر را به عنوان متفکر منادی عقلانیت و خردگرایی بشناسیم.
بعد دوم بحث، عقلانیت در فلسفه اجتماعی وبر است. یعنی وبر با یک دید تاریخی سعی می کند ماهیت حیات اجتماعی مدرن را تجزیه وتحلیل بکند و در این چارچوب است که متوجه می شود نوعی عقلایی شدن به معنای همان عقلانیت ابزاری در طول تاریخ بخصوص در عصر مدرن سمت و سوی حرکت جامعه بشری را از خودش متاثر کرده، بخصوص در غرب که عقلانیت به این شکل توانسته است در قالب نهادهایی مثل دولت مدرن (در چارچوب بوروکراسی مطرح می شود)، اقتصاد سرمایه داری و در شکل گیری حقوق جدید به وجود آید.
در مذهب هم عقلانیت حاکم می شود که در واقع حالت های غیرقابل توجیه و فهم انسانی از دین زدوده می شود و صرفا ابعادی که به تعبیر این روزها حیرت زدایی است درمیان می آید. وبر در این بخش از تحلیل خود، موضع گیری خاص خود را دارد، برخلاف آن بعد جامعه شناسی. به این معنا که وبر معتقد است فرآیند عقلایی شدن برای انسان سرنوشت یا وضعیت بهتری را به ارمغان نیاورده، بخصوص با توجه به جهت گیری ای که آن فرآیند عقلایی شدن به دنبال خودش داشته است. جمله ای در رساله «علم به مثابه یک حرفه» دارد که در مجموعه ای تحت عنوان «دانشمند و سیاستمدار» نوشته و چاپ شده است.
این جمله معروف می گوید؛ «ذهن گرایی و خردگرایی فزآینده، هرگز به معنای وجود یک آگاهی فزآینده عام از شرایط زندگی نیست، بلکه بدین معناست که ما می توانیم از طریق فرضیه ها و پیش بینی ها بر هر چیز سلطه پیدا بکنیم.» برعکس آنچه که بعضا و مکرر از وبر یاد می شود این است که او انتقادی جدی به شکل های مختلف «سلطه » دارد.(منوچهر صبوري ، 122:1381)
البته این واژه حاکی از حالت آقایی کردن است که در فارسی می شود «سیادت». اما به هر تقدیر بحث وبر، انواع ساختارهای حکومت و سیادت است.
آن جایی که وبر راجع به انواع مشروعیت یا انواع سیادت صحبت می کند همه تلاشش این است که نشان دهد انواع حکومت سنتی پاتریمونیال یا پدرشاهی و پدرسالاری ـ بوروکراتیک ـ و کاریزمایی برچه نوع پذیرش درونی در بین اعضای یک جامعه مبتنی است. اصلا بحث سلطه نیست و اتفاقا جالب هم اینجاست. تئوری مشروعیت سیاسی وبر ظرافتش در همین جاست که می گوید در موارد خاصی است که مردم صرفا به خاطر زور پیروی می کنند. اگر از سنت پیروی می کنند، سنت ها را یا پذیرفته اند یا عادت کرده اند و با آنها زندگی می کنند و پذیرش آن برایشان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع جهان خارج، به رسمیت شناسی، اجتناب ناپذیری، نهادینه شدن Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع نظام سرمایه داری، بوروکراسی، بوروکراتیک، جامعه شناسی