پایان نامه ارشد با موضوع سلطان محمد، خواجه نظام الملک، سلسله مراتب، دانشگاهها

دانلود پایان نامه ارشد

انقلاب معرّفي مي كند. در دستور الوزاره اصفهاني آمده است چون “الب ارسلان به سلطنت بنشست و نظام الملك به وزارت، جهان آرام گرفت و خزينه بر لشكر بپرداخت و رعايا را به كلّي بنواخت و به رأي رزين نظام آن انديشه خوب به انتظام پيوست.”10
بالاخره نظام الملك كه در سال 408 ه. ق. در قريه طوس خراسان به دنيا آمده بود؛ در سال 485 ه. ق. در حوالي كرمانشاه به دست يكي از فدائيان اسماعيليه از پاي درآمد و در اصفهان به خاك سپرده شد.
اهميّت او در تاريخ ايران بدان حد است كه بعد از او تاكنون هرگاه خواسته اند مراتب كفايت و مقام والاي علمي كسي از بزرگان دولتي و ديواني و خصوصاً وزيران ايراني را نشان دهند معمولاً او را با نظام الملك سنجيده اند. به عنوان مثال:
اصفهاني در مدح يکي از وزرا نوشته است: نظام الملك ثاني ركن دين آن / كه بر چرخ وزارت اوست اختر11
و دکتر شعباني در بيان اهميّت اميركبير آورده است: “شايد تاريخ ايران پس از رحلت خواجه نظام الملك طوسي مردي به چنين كمال و شايستگي كمتر به خود ديده بود.”12
نظر به شهرت خواجه، القاب و عناويني از او در کتابهاي تاريخي آمده است. در ادامه به ذكر اين القاب و دليل احتمالي براي نامگذاري هر لقب اشاره مي شود:
* وزير کبير؛ از آنجا که در دستگاه سلجوقيان به بزرگي او وزيري يافت نشده بود.
* خواجه بزرگ؛ به جهت آنكه آموزگار ملکشاه در زمان وليعهدي او بوده است.
* تاج‌الحضرتين؛ به خاطر آنكه وزارت دو پادشاه را بر عهده داشته است.
* قوام‌الدين؛ لقبي مذهبي که فقيهان زمان بدو داده بودند.
* نظام‌الملک؛ لقبي که بيشتر مردم او را به آن مي‌خواندند و پس از وي در دوره‌هاي پسين تاريخ بسياري از وزيران معتمد شاهان در ايران و هند با اين لقب خوانده مي‌شدند.
* اتابک؛ لقبي که ملکشاه پس از پادشاهي بدو داده بود.
* رضي ‌اميرالمومنين؛ لقبي که خليفه المقتدي بامرالله در سال ???ق. بدو داده بود.

1-2. خدمات فرهنگي- اجتماعي
خواجه بزرگ در طي عمر نسبتاً طولاني خويش، براي اعتلاي سطح دانش، ارتقاء فرهنگ و بهبود زندگي در سرزمين پهناور ايران، خدمات برجسته اي انجام داد: تأسيس مدارس نظاميه که از آنها به عنوان اولين مدارس به سبک جديد و سرمشق دانشگاههاي اروپا ياد مي شود،13 پرورش ده ها دانشمند شهير در اين مدارس، پشتيباني سخاوتمندانه از عارفان و عالمان ديني و دانشمندان علوم مختلف، اصلاح تقويم ايراني و اختراع تقويم جلالي با دستياري جمعي از علماي بزرگ رياضي،14 اعتبار بخشيدن به جايگاه وزارت، ارائه مشاوره و اتخاذ تدابير عالمانه براي اداره مملكت و مکتوب کردن تجارب گرانبهاي خود در زمينه آداب کشور داري و سياست از جمله خدمات اوست.
نظام الملك مسجد جامع اصفهان را تعمير كلى كرد و بزرگ ترين گنبد آجرى را روى آن ساخت. رباط و كاروانسراهاى زياد، مدارس، بيمارستان ها، خانقاه ها و مساجد بسيارى را بنا كرد. تشكيلات ديوانى خواجه نظام الملك در اصفهان به جاى دربار ملك شاه سلجوقى ملجاء افراد بى شمارى بود كه به دادخواهى، طلب شغل و يا مساعدت هايى جهت تأسيس مدرسه و خانقاه به دستگاه وزارت او مراجعه مى كردند.15
پس از فرزندان و احفاد، ماندگارترين خدمت ارزشمند خواجه نيز همچون ديگر مشاهير علم و ادب، ميراث مکتوب اوست که براي نسل هاي بعد، به يادگار باقي مانده است.

1-3. فرزندان
نظام الملك از همسر اول خود صاحب دو فرزند پسر شد و در سال 457 ه. ق. با يكي از شاهزادگان گرجي ازدواج كرد و از او نيز فرزنداني پيدا كرد. نام يازده تن از فرزندان خواجه به اين قرار است: 1. فخرالملك مظفر 2. جمال الملك 3. ضياء الملك 4. سعدالملك 5. شمس الملك 6. عمادالملك 7. عزالملك 8. عبدالرحيم 9. ابوالبركات 10. علي 11. صفيه خاتون16
نظام الملك در زمان حيات خويش، فرزندان خود را به حكومت شهرهاى بزرگ ايران گماشت. مهمترين آنان عبارت بودند از: شمس الملك عثمان بن نظام الملك والى مرو و جمال الدين منصوربن نظام الملك حاكم بلخ.17
پس از نظام الملك فرزندانش راه او را در وزارت ادامه دادند. ضياءالملك احمدبن نظام الملك وزير محمدبن ملك شاه و خليفه المسترشد و سه فرزند ديگرش فخرالملك بن نظام الملك، كه وصاياي خواجه در دستورالوزاره خطاب به اوست، عزالملك حسين بن نظام الملك و مؤيدالملك عبيدالله بن نظام الملك به وزارت بركيارق رسيدند. فخرالملك علاوه بر وزارت بركيارق به وزارت تتش و سلطان سنجر هم رسيد.18 اولاد فخرالملك كه نوادگان خواجه نظام الملك بودند، وزارت را در خاندان خود حفظ كردند و از بين آنان مى توان از صدرالدين19 و ناصرالدين طاهر،20 وزراى سنجر سلجوقى، نام برد.
مؤيّد الملك ابوبكربن نظام الملك، در سال 494 ق. به اشاره بركيارق كشته شد. جنازه اش به اصفهان منتقل و در مقبره خواجه مدفون گرديد. از اولاد و اعقاب بسيار خواجه كه عموماً به وزارت رسيده و احتمالاً پس از فوت، در مقبره پدر مدفون شده اند: ضياء الدين الملك احمد، فخرالملك حسن، شمس الملك عثمان، عزّالملك و صدرالدين محمد بن حسن را مي توان نام برد.21 شمس الملك وزير محمود بن محمد عماد الملك وزير ملك بوري برس بن آلب ارسلان قوام الدين حسن بن نصيرالدين وزير سليمان شاه و سلطان محمود.22
كتابهاي تاريخ بيهق23 و الأنساب24 اطّلاعات بيشتري در خصوص فرزندان خواجه ارائه مي دهند.
آن گونه كه از كتاب حاضر25 و تا حدي از ساير منابع كهن معلوم مي شود دست كم تا دوازده نسل از نظام الملك از طريق فخرالملك، در كار وزارت و ديوانسالاري بوده اند. چه اين كتاب نيز كه توسط يكي از نوادگان خواجه ترتيب يافته است به يكي از احفاد او در نسل دوازدهم، در اولين روز وزارت، اهداء شده است.26

فخرالملك
در ديباچه دستورالوزاره آمده است:” امّا اين ضعيف از جميع هدايا و تُحَف هيچ چيزي مساوي آن نصايح ندانست كه صاحب نظام الملك جهت اعزّ و ارشد اولاد خود فخر الملك نوشته … و آن سخنها بعضي در کتب به مطالعه اين ضعيف رسيده و بعضي از آبا و اجداد خود که منتسب به آن دودمان بودند شنيده و اين نصايح مع لوازمها در يک مقدّمه و دو فصل ممهّد مي گرداند.”27 مؤلف سپس در انتهاي مقدمه بيان مي کند: “روزي که نظام الملک محزوم شد که وقت انتقال و حين ارتحال نزديک رسيده، خواجه فخرالدّين فخرالملک را که اعزّ اولاد بود طلب فرمود و وراي ابوّت و بنوّت بل به رسم وصيّت و طريق نصيحت در هر باب او را ارشاد نمود.”28
امّا اين فخرالملك، که وصاياي خواجه در کتاب دستورالوزاره به او نوشته شده است کيست؟
آنچه از مطالعه منابع تاريخي به دست مي آيد نشان مي دهد که او شايسته ترين فرزند نظام الملك و در كمالات شبيه ترين فرزندانش به اوست. مؤلّف آثارالوزراء درباره اش نوشته است:
“وزير با تدبير و دانا بود و در مراسم دين داري و احياي مراسم خير و تربيت علما و تقويت ضعفا سرآمد اقران خود گشت و در ابتداي حال، وزارت سلطان بركيارق يافت. چون در سنه ثمان و تسعين و اربعمائه سلطان بر كيارق وفات يافت؛ سلطان محمدبن ملكشاه وزارت برقرار بدو تفويض نمود. و بعد از سلطان محمد وزارت سلطان سنجربن ملكشاه را تقلّد نمود و در زمان سلطنت سلطان سنجر ملاحده مخاذيل فدائيان را به قتل او فرستادند تا به كارد آن ملاعين هلاك گشت و از او آثار پسنديده يادگار ماند.”29 عقيلي در ادامه اين مطلب براي تبيين فضائل او به 19 بيت از سروده مولانا آذري با مطلع “فخر سنجر كه بود فخرالملك”30 و مكتوبي آموزنده از امام محمد غزالي به فخرالملك31 استناد كرده است.
مؤيد ثابتي در كتاب اسناد و نامه هاي تاريخي قبل از نقل نصيحت نامه نظام الملك به فخرالملك، درباره او نوشته است: “در عهد سلطان الب ارسلان سنه 463 چون سلطنت فارس به سلطان معزالدين ملكشاه مفوض شد وزارتش بر نظام الدين ابوالفتح فخرالملك پسر نظام الملك مقرر گشت و اين فخرالملك در قانون وزرات و آئين جهانداري منظور انام و مشهور ايام بود. چنانكه حكيم انوري در مدح او گفته:
اي آنكه درت قبله آفاق آمد وي آنكه كفت كفيل ارزاق آمد
مقصود جهان تو بودي ارچه به ظهور اول حسن علي اسحاق آمد”32
فخرالملك در حدود سال 488 وزير بركيارق و در سال 490 وزير سلطان سنجر شد و در روز عاشورا سنه 500 به دست يكي از فدائيان صبّاح مقتول شد و سلطان سنجر قاتل را بكشت.33
ابوالحسن علي بن زيد بيهقي(د. 565) در تاريخ بيهق ذكر كرده است كه او به ياد مي آورد كه در كودكي خبر كشته شدن فخر الملك، فرزند و جانشين نظام الملك را كه در سال 500ق روي داده، شنيده بوده است:”قتل فخر الملك در عاشورا بود سنه خمسمائه و من آن [را] ياد دارم و در عهد كودكي در دبيرستان معلم بودم به نيشابور”.34
مرحوم محمد قزويني در حواشي تاريخ جهان گشاي جويني درباره نظام الدين فخرالملك ابوالفتح المظفر بن نظام الملك نوشته است كه او در سند 487 به وزارت تتش بن الب ارسلان رسيد و در سال بعد پس از قتل تتش به وزارت بركيارق منصوب شد و در حدود 490 به وزارت سلطان سنجر در خراسان نايل آمد و مدّت ده سال تا آخر عمر خود در آن شغل بماند و در سنه 500 در نيشابور به دست باطنيان كشته شد.35
و درباره ابونصر احمدبن نظام الملك نوشته است: “او نيز مانند پدرش ملقّب به نظام الملك بود(تاريخ السلجوقيه لقب او را ضياء الملك مي نويسد) و از سنه 504-500 به وزارت سلطان محمدبن ملك شاه و از سنه 517-516 به وزارت خليفه المسترشد بالله منتصب بود و در سنه 544 در بغداد وفات نمود و كارد خوردن او به دست باطنيه در سنه 503 بود در جامع بغداد.36

1-4. آثار مکتوب
1-4-1. سيرالملوک يا سياست نامه
سير الملوک نام تنها اثر منتشر شده از خواجه نظام الملک است. اين کتاب، يكي از آثار مهم نثر فارسي در قرن پنجم هجري است كه به فرمان ملكشاه سلجوقي در باب حكمراني و كشورداري نوشته شده است. رواني، شيوايي و ايجاز سخن در اين كتاب چنان است كه اهل ادب آن را يكي از معدود كتابهايي دانسته اند كه براي فراگرفتن دقايق هنر نويسندگي بايد از آن بهره جست.
مجتبي مينوي با وجود اظهار تأسّف از بابت عدم انتشار يك نسخه صحيح و معتمد از سياست نامه – علي رغم اينكه در اروپا و ايران و هندوستان چندين بار به چاپ رسيده است- در عين حال معتقد است: “هر كس مي خواهد فارسي بياموزد اين كتاب از جمله آنهائي است كه حتماً بايد بخواند.”37
دكتر ذبيح الله صفا نيز سياست نامه را از جمله بهترين آثار ادبي فارسي شمرده و نوشته است:”اين كتاب در سلاست انشاء و جزالت عبارت و روشني مطالب و تنوع موضوع در ميان كتب فارسي كم نظير است”38
مؤلف كتاب مشهور اخلاقيات نوشته است: “سيرالملوک اثر نامدار يک وزير بي نظير و نيز نوشته نخستين اتابک شناخته شده تاريخ است. به عبارت ديگر اين اثر دستورالعمل مکتوب يک تجربه سياسي در عالي ترين سطح سلسله مراتب حکومت و در عين حال مجموعه تعليماتي براي آموزش يک شاه جوان است.”39
سيرالملوک يكي از شگرفترين آثار فرهنگ و ادب ايراني و مبيّن نبوغ خواجه طوس است. سيرالملوک روزنه اي است که محقّقان عصر جديد توانسته اند با کمک آن با طرز تفکرات، اعتقادات و نظريات خواجه بزرگ آشنا شوند و به ياري محتواي اين کتاب، اطلاعات خود را نسبت به تاريخ رويدادها و رجال قرن پنجم هجري افزايش دهند.
سيرالملوك اوّل بار توسط دانشمند فرانسوي، شارل شفر در سال 1891م. تصحيح و منتشر شد.40 وي عنوان سياست نامه را براي اين کتاب انتخاب کرد و با وجود آنکه بعد از او بارها توسط محققين ايراني و خارجي مورد تصحيح و چاپ مجدّد قرار گرفت باز هم به همين نام شهرت يافت.41 هرچند اشتباهات تاريخي، غلط هاي نحوي و سهوهاي انشائي اين کتاب، اصالت نسبت آن را به نظام الملک با ترديدهايي مواجه کرده است.42 اما اهميّت نقش خواجه در تاريخ ايران از يک سو و حقايقي که خود کتاب به دست مي دهد از سوي ديگر، باعث شده است که اين اثر منسوب به خواجه در کمتر از يک قرن، بارها توسط دانشمندان ايراني و غير ايراني تحقيق، تصحيح، بازنويسي و چاپ شود. پر واضح است كه اقبال عمومي در عالم نشر غالباً به آثاري تعلّق مي گير

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع خواجه نظام الملک، سلطان محمد، خاورشناسان Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع خواجه نظام الملک، گسترش زبان، دانش پژوه