پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، عوامل حیاتی، عوامل حیاتی موفقیت، مزیت رقابتی

دانلود پایان نامه ارشد

کشورهایی) که‌ شرکت‌ در آن‌ فعالیت‌ می‌کند.
عوامل موقتی: یعنی‌ زمینه‌هایی‌ از فعالیت‌ شرکت‌ که‌ به ‌طور عادی‌ به‌ آنها توجه‌ نمی‌شود، در حالی که برخی از این امور در یک زمان خاص برای سازمان اهمیت ویژه ای دارند.
موقعیت صنعت: هر صنعت به لحاظ جغرافیایی و امکاناتی که دارد میتواند بر سازمانهای موجود در آن صنعت اثر بگذارد.
3. تامپسون و استریکلند141 نیز در کتابشان که عوامل کلیدی موفقیت را به هفت گروه مرتبط ساخته اند: تکنولوژی، تولید، توزیع، بازاریابی، مهارت، توانایی سازمانی و سایر موارد (استراتژی که در هیچ طبقه ای جای نگرفته اند. ) و برای هریک از عوامل شاخصهایی را تعریف کرده اند. (تامپسون و استریکلند، 1999)
به گفته آنها عوامل حیاتی موفقیت یک صنعت، بیشترین اثر را در توانایی موفق شدن اعضای صنعت در بازار، استراتژی ویژه، شهرت محصول، منابع، شایستگیها، تواناییهای رقابتی، نتایج کسب وکار دارد و تفاوت میان سود و زیان را را مشخص میسازد. عوامل حیاتی موفقیت آنچه هر سازمان باید در انجام آن شایسته باشد و یا به منظور دستیابی به موفقیت تمرکز داشته باشد را در نظر میگیرد.
پاسخ به این سه سؤال به شناسایی عوامل حیاتی موفقیت دریک صنعت کمک میکند؟
بر چه اساسی مشتریان از میان مارکهای تجاری مختلف، انتخاب خودشان را انجام میدهند؟
فروشندگان چه اقداماتی باید انجام بدهندکه به لحاظ رقابتی موفق باشند و به چه منابع و تواناییهای رقابتی نیازمند هستند؟
فروشندگان برای رسیدن به مزیت رقابتی پایدار نیازمند کسب چه چیزهایی هستند؟
آنها معتقدندکه مشخص کردن عوامل حیاتی موفقیت در هر صنعت در درجه اولویت قراردارد. و این عوامل باید به اطلاع مدیران برسد، چراکه مدیر باید بداندکه کدام عوامل برای موفقیت رقابتی مهمتر و کدام عوامل از اهمیت کمتری برخوردار است. همچنین مدیران باید از منابع متغیر اطلاع داشته باشند. عدم شناسایی عوامل که برای موفقیت رقابتی بلند مدت سازمان حیاتی هستند، باعث ایجاد خطر در مسیر استراتژی سازمان میگردد. لذا سازمان با شناخت عوامل حیاتی موفقیت میتواند به مزیت رقابتی پایدار از طریق تدوین استراژیهایش برمبنای این عوامل و ایجاد قدرت تمایز نسبت به رقبا بر اساس یک یا اکثر عوامل حیاتی موفقیت دست پیدا کند.
به عبارت دیگر سازمان زمانی میتواند به موقعیت مناسب در بازار دسترسی پیدا کند که نیروهایش را در جهت بهبود یک یا چند از این عوامل بکار گیرد.
در واقع عوامل حیاتی موفقیت نشان دهندهی فرصتهای طلایی مزیت رقابتی است و شرکتهایی که در تعداد خاصی از این عوامل تمرکز میکنند از یک موقعیت قوی در بازار برخوردار خواهند شد.
در نتیجه استفاده از یک یا چند عوامل کلیدی موفقیت در صنعت به عنوان زیربنای تلاش و استراتژی سازمان برای کسب مزیت رقابتی پایدار از طریق برتر بودن دریک عامل خاص، یک رویکرد مثمر ثمر خواهد بود. (تامپسون و استریکلند، 1999، ص 96)
تمام مدلهایی که در فوق به آنها اشاره شده است در جهت شناسایی عوامل حیاتی موفقیت قابل استفاده میباشند، اما میزان اثربخشی هریک از آنها بسته به نوع صنعت و ویژگیهای آن متفاوت میباشد. در این پژوهش ما از مدل تامپسون و استریکلند استفاده کرده ایم، از آنجا که این مدل از زوایای متعددی صنعت را مورد بررسی قرار میدهد نسبت به سایر مدلها کاملتر بوده و پوشش مناسبتری را برای کار پژوهشی ما در بردارد و از طرفی دیگر این مدل از زوایایی به شناسایی عوامل حیاتی میپردازد که از سوی صنعت روانکارها داری اهمیت ویژه ای میباشد. این مدل عوامل موفقیت هر صنعتی را به 7 گروه مجزا طبقه بندی نموده است. این عوامل در نمایشگر 9-2 به تفصیل نمایش داده شده است.

تامپسون متعقد است که در هر صنعت این عوامل بیشتر از 4 تا 5 عامل نیست و از این عوامل یکی – دو عامل از همه مهمتر است. (تامپسون و استریکلند، 2003)
8-2 روانکارها و تعاریف آن
همه روانكارها از روغن پايه شروع مي شود، سه نوع روغن پايه وجود دارد: سنتزي، معدني و گياهي.
در يك تعريف ساده، روانكاري، روشي است براي جلوگيري از اصطكاك و سايش سطوح متحركي كه روي يكديگر قرار میگیرند. کار اصلي روانكاري، كاهش ميزان اصطكاك بين سطوح متحرك و ثابت است كه توسط روانكارها (انواع روغن، گريس و…) امكان پذير مي شود.
بيشتر مردم بر اين باور هستند كه روانكار براي لغزنده كردن سطوح استفاده مي شود حال آنكه اين عمل، ابتدايي ترين وظيفه روانكار مي باشد. يك روانكار مناسب چندين مزيت را به همراه دارد، علاوه بر كاهش اصطكاك، باعث كاهش ميزان سايش، كاهش دماي كاركرد، كاهش خوردگي سطح فلزات و كمك به خارج كردن آلايندهها از سيستم مي نمايد. روانكارها داراي خواص زيادي هستند كه بتوانند نيازهاي عملياتي شما را برطرف سازند. براي مثال مواد شيميايي مختلفي به ماشين اضافه مي كنند تا در دماهاي بالا كار كنند. همچنين مي توان از روانكاري استفاده كرد كه از سطوح ماشين در فشارهاي بالا محافظت كند. با تجزيه و تحليل ماشين مي توان روانكاري را كه مناسب جهت عملكرد ماشين باشد مشخص كرد.
9-2 تصمیمگیری چند معیاره و فرایند تحلیل شبکهای
انسان در زندگی روزمره خود تصمیمات بسیاری میگیرد. این تصمیمات از مسائل شخصی و فردی تا مسائل بزرگ و کلان را شامل میشود. در اکثر مسائل تصمیم سازی عموماً اهداف و عوامل متعددی مطرح است و فرد تصمیم ساز سعی میکند که بین چندین گزینهی موجود (محدودیا نامحدود) بهترین گزینه را انتخاب کند. (قدسی پور، 1382)
تصمیمگیری در دنیای پیچیده امروز به چالشی برای مدیران و سازمانها تبدیل شده است. تعداد شاخصهای تصمیم گیری، تنوع معیارهای کمی و کیفی و لزوم در نظر گرفتن همزمان آنها، اهمیت اثرات و پیامدهای تصمیم و عواملی نظیر آن بر پیچیدگی تصمیمها میافزاید. از این رو بالاخص در دو دهه اخیر، روشهای ریاضی و دانش کامپیوتر در حل مسائل تصمیمگیری به یاری آنان شتافته و تکنیکها و فنون تصمیمگیری چند معیاره و سیستمهای پشتیبان تصمیمگیری را ایجاد نموده است.
مدلهای کلاسیک پژوهش در عملیات مانند برنامهریزی خطی، برنامهریزی عدد صحیح، برنامهریزی غیر خطی و مانند آن مدلهای تصمیمگیری هستند که بهینه سازی را فقط براساسیک معیار به انجام میرسانند. لذا این مدلها در زمره مدلهای تک هدفه طبقه بندی میگردند. هدف انتخاب شده این گونه مدلها عموما نخستین و مهم ترین هدف بوده و سایر اهداف در سایه این هدف به فراموشی سپرده میشود.
تصمیمگیری انتخابیک گزینه از میان گزینههای مختلف است و این انتخاب هنگامی هوشیارانه و حساب شده است که بیش ازیک معیار در گزینش آن به کار گرفته شود. تصمیمگیری با یک معیار فرایندی ساده و یک بعدی میباشد. (قدسی پور، 1382)
1-9-2 تصميم گيري چند معياره142
تصميم گيري چند معياره بر يك فرآيند ارزش دادن به گزينههايي كه بوسيله چند معيار ارزيابي شده اند، دلالت دارد. تصميم گيري چند معياره مي تواند به دو طبقه وسيع تقسيم شود: تصميم گيري چند شاخصه143 و تصميم گيري چند هدفه144. اگر مسئله مورد ارزيابي، يك مجموعه محدود از گزينهها به منظور انتخاب بهترين آنها بر اساس وزنهاي مربوط به ويژگيهاي آن گزينهها باشد، اين مساله يك تصميم گيري چند شاخصه مي باشد، درحالی که تصميم گيري چند هدفه به انتخاب بهترين گزينهها بر مبناي يك سري اهداف كم و بيش ناسازگار سروكار دارد. (فو و مینووا145، 2005) مدلهاي تصميم گيري چند هدفه به منظور طراحي به كار گرفته میشوند، در حالي كه مدلهاي تصميم گيري چند شاخصه به منظور انتخاب گزينه برتر استفاده مي شود. (اصغرپور، 1385)
1-1-9-2 انواع تصیم گیری چند شاخصه
الف- مدل غیرجبرانی146: این مدل شامل روش‌هایی است‌که مبادله در بین شاخص‌ها مجاز نیست؛ بدین معنا که نقطه ضعف موجود در یک شاخص با مزیت موجود در شاخص دیگر جبران نمی‌شود. بنابراین در این روش‌ها هر شاخص به تنهایی مطرح بوده و مقایسه‌ها بر‌اساس شاخص به شاخص صورت می‌پذیرد.
ب- مدل جبرانی147: این مدل شامل روش‌هایی است که امکان مبادله میان شاخص‌ها وجود دارد، به عبارت دیگر تغییری در یک شاخص میتواند با تغییر در شاخصی دیگر تعدیل شود و یا کاهش یک شاخص در صورتی‌که سبب افزایش شاخص دیگر شود، قابل پذیرش خواهد بود. (فولادگر، 1386).
به طور کلی اگر اجازه دهیم ضعفیک شاخص در تصمیمگیری ها توسط شاخص های دیگر جبران شود، تکنیک مورد نظر جبرانی میباشد. از تکنیکهای جبرانی میتوان به فرایند تحلیل سلسله مراتبی و شبکهای اشاره کرد که فرايند تحليل سلسله مراتبي (AHP)148 اجزاي يك سيستم را به صورت يك سلسله مراتب سازماندهي میکند به طوري كه هر عنصر سلسله مراتبي به عنصر سطح بالاتر خود مي تواند وابسته باشد و به صورت خطي اين وابستگي تا بالاترين سطح مي تواند ادامه داشته باشد. (کورتایلا و پزونن149، 2000) استفاده از این روش بسیاری از مسائل را به دلیل وابستگی (درونی/ بیرونی)، تاثیرات بین و درون خوشهها (معیارها، گزینهها) نمیتواند مرتفع کند. 150ANP روشی بسیار مناسب برای حل این نوع از مشکلات است. در حقیقت ANP با استفاده از شبکه نیاز به تعیین سطوح به صورت سلسله مراتب ندارد.
از آنجا که دریک صنعت عوامل متعددی بر موفقیت آن صنعت مؤثر است و این عوامل برهم اثرگذار میباشند، دراین رساله از روش فرایند تحلیل شبکهای جهت اولویت بندی عوامل حیاتی موفقیت استفاده شده تا وابستگیهای درونی و وابستگیهای بیرونی در نظرگرفته شود.
2-9-2 روش فرایند تحلیل شبکهای (ANP)
فرايند تحليل شبكه اي يكي از تكنيكهاي تصميم گيري چند معيار ه است و در مجموعه مدلهاي جبراني قرار مي گيرد. اين مدل برمبناي فرايند تحليل سلسله مراتبي 3 طراحي شده است و” شبكه ” را جايگزين” سلسله مراتب” كرده است. (ساعتی، 2005)
اين فرايند، نظريه جديدي است كه در آن ساختار شبكه اي، جانشين ساختار سلسله مراتبي شده است. اين ويژگي سبب مي شود كه به صورت نظاممند، وابستگيها و بازخوردهاي بين معيارها و زيرمعيارها بررسي شود. بر اين اساس لازم است تمام وابستگيهاي بين شاخصها و همچنين جهت آنهاتبيين شود. به طور كلي يك معيار زماني با ديگر معيارها مرتبط مي شود كه دست كم يكي از زير معيارهاي آن بر يك زيرمعيار از ديگر معيارها اثرگذار باشد يا از آن تأثير بپذيرد.(ساعتی، 1999)
در يك سلسله مراتب وابستگيها بايد به صورت خطي ” از بالا به پايين و يا بالعكس” باشد. چنانچه وابستگي دو طرفه باشد يعني وزن معيارها به وزن گزينهها و وزن گزينهها نيز به معيارها وابسته باشد مسئله ديگر از حالت سلسله مراتبي خارج شده و تشكيل يك “شبكه “يا سيستم غير خطي يا سيستم با بازخور را ميدهد. (کُرتایلا و پزونن151، 2000)
برخلاف فرايند تحليل سلسله مراتبي (AHP) كه ارتباط عناصر تشكيل دهنده مدل يكطرفه است، در فرايند تحليل شبكه اي يك عنصر از مدل بر عنصر يا عناصر ديگر و حتي بر خود اثرگذار است و ممكن است از ديگر عناصر نيز تأثير بپذيرد. به عبارت ديگر مسئله از حالت خطي خارج و در قالب غيرخطي يا شبكه اي نمود مییابد. (ساعتی، 2001)
فرایند تحلیل شبکهای هر موضوع و مسئله ای را به مثابه “شبکه” ای از معیارها، زیرمعیارها و گزینهها (همه اینها عناصر7 نامیده میشوند) که بایکدیگر در خوشههایی جمع شده اند، در نظر میگیرد. تمامیعناطر در یک شبکه میتوانند به هر شکل دارای ارتباط بایکدیگر باشند. به عبارت دیگر، دریک شبکه بازخورد و ارتباط متقابل بین و میان خوشهها امکان پذیر است. (مونیکا152 و همکاران، 2008)
از زمان معرفی ANP، از این روش برای برنامهها و تصمیم گیریهای متعددی به کار گرفته شده است به عنوان مثال: استفاده از مدل ANP توسط موموح و زو 153(1998) برای انتخاب واحدهای تولید برق جهت تخصیص قیمت مناسب در صنعت رقابتی برق، سارکیس و مید154 (1998) برای انتخاب استراتژی لجستیک، بیوکیازیک155 (2000) برای یافتن مهمترین عوامل برای آموزش و پرورش مبتنی بر حافظه ارکالتلیگلو156 (2000) برای تعیین سیاستهای تدارکات نظامی. مید و پریسلی157 (2002) برای انتخاب پروژه مبتنی بر پژوهش و توسعه. چانگ و همکاران(2008) در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع عوامل حیاتی، عوامل حیاتی موفقیت، مزیت رقابتی، موفقیت سازمان Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع جامعه آماری، طرح پژوهش، پژوهش کیفی، تحلیل اطلاعات