پایان نامه ارشد با موضوع سلامت روان، سبک مقابله، سلامت روانی، عوامل شخصی

دانلود پایان نامه ارشد

دارند، بنابراین تمایل بیشتري براي برخوردهاي جنسی ناشناس با شرکاي جنسی زن دارند. در حالی که زنان به طور معمول در روابط جنسی، ارزش عاطفی و دلبستگی بیشتري را در رابطه مد نظر قرار می دهند، این ممکن است نیاز تکاملی زن به منظور مطمئن بودن نسبت به تعهد مرد و تمایل داشتن در به اشتراك گذاشتن خود و منابعش، قبل از داشتن رابطه جنسی با او قلمداد گردد (زنگل، ادلند و ساکارین273، 2013)
عوامل شخصیتی و شناختی نقش عمده ای را در بسیاری از زمینه های زندگی ایفا میکند (باس،2007) . درمانگران و نیز عموم مردم، عوامل شخصیتی را یکی از عوامل سببی اهتمام افراد به خیانت می دانند (باس274 و شکلفرد275، 1997).
باس و شکلفرد (1997) ارتباط نیرومند و مستقیمی بین شخصیت و احتمال ارتکاب به خیانت یافتند. آنها عامل وظیفه شناسی را با ثبات ترین عامل پیش بینی کننده خیانت معرفی کرده اند. افرادی که در مقیاس وظیفه شناسی نمره کمتری را به دست می آورند، به احتمال بیشتری مرتکب خیانت می شوند، این یافته حاکی از آن است که این افراد تمایل دارند کمتر سازماندهی شده و قابل اعتماد باشند (ایگان276 و آنگوس277، 2004)
فردی که وظیفه شناس و وجدان گراست، احتمال بیشتری وجود دارد که علیرغم تعارضات در رابطه بماند و در برابر وسوسه های محیط مقاومت کند؛ در نتیجه این افراد به احتمال کمتری خیانت می کنند (ساتارات، پاپ و شاکلفرد278، 2008)
هلموت و مک نالتی279 (2008) به این نتیجه رسیدند که عدم بازداری و تجربه پذیری در مقابل تجربیات متفاوت، با خیانت در روابط ارتباط دارند. البته تحقیقات دیگری نیز نتایجی عکس این مطلب را مطرح نمودند، برای نمونه، شاور و برنان (1992) طی بررسی های خود دریافتند که گشودگی کمتر، منجر به رضایت کمتر و در نتیجه تعهد کمتر در روابط صمیمانه می شوند.
کسانی که در مقیاس برونگرایی نمره بالاتری کسب کردند، بیشتر مرتکب خیانت می شدند؛ این یافته حاکی از آن است که آنها اجتماعی تر و فعالتر هستند و از طریق خیانت تحریک و تهییج بیشتری می یابند که از کسل شدن و افسردگی جلوگیری می کند (پلوسو280،2007). برونگرایی همچنین نیازمند سرمایه گذاری کمتری در رابطه است. از آنجا که افراد برونگرا بدنبال تحریک و هیجان هستند، کمتر متعهد می شوند که در نهایت منجر به خیانت می شود (دریگوتاس281 و همکاران،1999).
رویز282، سید283، مولریو284 و بالتری285 ( 2007 )، در پژوهش خود دریافتند که حساسیت به تنبیه که از ویژگیهای نظام بازداری رفتاری است و همچنین خود کارآمدی به طور متعامل در افزایش فشار خون سیستولیک و ضربان قلب نقش مهمی دارند. در این میان حساسیت به تنبیه نقش میانجی داشت، یعنی زمانیکه حساسیت به تنبیه بالا بود، رابطه بین خودکارآمدی و شاخص های قلبی- عروقی منفی بود.
پژوهش دیگری نشان داده است که فعالیت نظام بازداری رفتاری با اضطراب، نوروزگرایی و عاطفه منفی و نظام فعال ساز رفتاری با برونگردی و عاطفه مثبت، همبستگی دارد (جرم286 و همکاران، 1999).
گمز287، كوپر288 و گمز (2006) در مطالعة خود بر روي دو نظريه آیزنک و گری به اين نتيجه رسيدند كه سيستم بازداري رفتاري همبستگي مثبتي با روان آزرده گرائي و رابطه اي منفي با برونگردي دارد، در حالي كه سيستم فعالساز رفتاري كاملاً برعكس، همبستگي منفي با روان آزرده گرائي و همبستگي مثبت با برونگردي دارد.
پيكرينگ289 و دياز290(1993) در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيدند كه روان گسسته گرائي همبستگي مثبت با سيستم بازداري رفتاري دارد. همچنین آنان دریافتند که روان گسسته گرائي همبستگي مثبت با مؤلفة روي آورد سيستم فعالساز رفتاري و رابطه اي منفي با مؤلفة گريز سيستم جنگ/ گريز دارد. نتيجة اين پژوهش برخلاف ادعاي گري است كه معتقد بود سيستم جنگ/ گريز تنها با روان گسسته گرائی ارتباط دارد. همچنين گري مدعي بود كه برونگردي با سيستم فعالساز رفتاري رابطة مثبت دارد.
دي پو291 (1989) تسهيل سيستم BAS را يكي از پايه هاي ايجاد اختلال هاي دو قطبي دانسته است. پژوهش هاي مختلف نشان داده است كه افراد مبتلا به ADHD، نقايص شديدي در بازداري رفتار و كاركردهاي اجرايي دارند كه در خود تنظيمي نقش مهمي بر عهده دارد.
اسلوباداسكاياز292 (2001) در پژوهش خود، به برتری فعالیت سیستم بازداري رفتاري دختران نسبت به پسران اشاره داشته است.
موریس293 و همکاران (1999)در پژوهش خود دریافتند كه عملكرد نظام فعال ساز رفتاري، رفتار پاداش گرفته را حفظ و تقويت مي كند، بنابراين در افرادي كه اين نظام كارايي كمي دارد، دست يابي به منبع پاداش و لذت و برانگيختگي هيجاني كمتر بوده، اين عاملي براي تحول مشكلات عاطفي در اين افراد مي شود.
یکی از ویژگیهای افرادی که از سبک مقابله کارآمد مساله مدار استفاده می کنند، سطح تنش پایین است پایین بودن سطح تنش هیجانی باعث می شود که فرد در سایه آرامش روانی بهتر بتواند از مهارت های شناختی و پویایی برای مقابله با مشکل استفاده کند و در نتیجه به رضایت بیشتری دست یابد. از طرف دیگر انکار و انفعال دو ویژگی کسانی است که از سبک مقابله ناکارآمد هیجان مداری استفاده می کنند (پیرلین و اسکولر294، 1987).
پاسکار (2003) با بررسی رابطه سلامت روانی و روش های مقابله در بین نوجوانان روستایی و آموزش مهارت های مقابله مساله مدار نشان داد .این برنامه در افزایش سلامت روانی نقش داشته و سلامت روانی این نوجوانان افزایش یافته است ( به نقل از حسینیان، 1385).
محققین ارزیابی شناختی بر این باورند که الگوی ارزیابی شناختی افراد نسبت به موقعیت های تنیدگی زای زندگی براساس ایجاد ویژگی های مختلف شخصیت، پاسخ های هیجانی و منطقی متفاوتی از قبیل خشم، احساس گناه، غرور، طراحی یک نقشه، انجام عمل خاص یا تلاش برای کاهش احساسات ناخوشایند از خود نشان می دهند (پنلی و توماکو295، 2002).

لازاروس (1996) در مطالعه ای روی زوجهای مهاجر دریافت که نشانه های افسردگی ارتباط مثبتی با مقابله رویاروی گری296، خود مهارگری297، گریز- اجتناب298 و مسئولیت پذیری299 دارد.
استریکلند300و همکاران (2007) در بررسی رابطه شخصیت، مقابله و بیماری دریافت که ریختهای رفتاری مقابله ای از یک سو با ابعاد اساسی شخصیت ( مثل روان آزرده گرایی، روان گسسته گرایی و ذهن باز در مقابل ذهن بسته ) همبستگی مشخص دارند، و از دیگر سو با شکایتهای گوناگون بیماریهای روان تنی همبسته هستند.
لی – بگلی301 و همکاران (2005)، در تحقیق خود به عنوان” ارتباط بین پنج عامل بزرگ شخصیت و
مقابله با استرس” گزارش کردند که افراد برون گرا بیشتر از راهبرد مقابله ای مساله مدار مانند جستجوی
حمایت اجتماعی، تفکر مثبت و ارزیابی مجدد مثبت استفاده می کنند، در حالیکه افراد روان رنجور خو در رویارویی با موقیت های استرس زا از راهبرد های منفعلانه مانند دوری گزینی، تفکر آرزومندانه و شیوه مبتنی بر ستیزه جویی استفاده می کنند.
بویر302 و همکاران (2005) در تحقیقی تحت عنوان رابطه بین شخصیت، راهبرد های مقابله ای و بهزیستی ذهنی در 230 نفر از بیماران مبتلا به سرطان سینه انجام دادند و نشان دادند که بین راهبرد های مقابله ای مساله مدار( ارزیابی مجدد مثبت و حمایت مذهبی) که از راهبرد های مقابله کارآمد هستند با بهزیستی ذهنی رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین ویژگی شخصیتی روان رنجورخویی با بهزیستی ذهنی رابطه منفی معناداری وجود دارد.
همپل303 (2007) در پژوهش خود نشان داد که دختران از روش های کنار آمدن هیجان مدار بیشتر استفاده می کنند و راهبرد مقابله ای ناسازگارانه مثل برون ریزی عاطفی، نشخوار های ذهنی و اجتناب و کناره گیری را نسبت به پسران بیشتر به کار می برند.
فرانسیس و دوگاس304 (2004) بین فراشناخت و شخصیت ارتباط معناداری به دست آوردند. سلبای و جفری305 (2008) معتقدند بدکارکردی شناختی و تخریب عوامل مربوط به شناخت با ایجاد اختلالهای شخصیت مرتبط می باشد..
تحقيق اسپادا306 و همکاران (2007) نشان داد كه افراد الكلي يا افرادي كه داراي مشكلاتي در ارتباط با نوشيدن الكل هستند به طور معناداري نمرات پايين تري در ابعاد فراشناخت نسبت به افراد عادي اجتماع كسب مي كنند.
ولز و پاپاجوریو307 (1998) در پژوهشی که انجام دادند دریافتند که میان توانش شناختی و علائم وسواس فکری- عملی ارتباط مثبت و معنا دار وجود دارد.
نتایج پژوهش ولز، کارت رایت و هاتن308 (2004) نشان می دهد، بیمارانی که دارای اختلال اضطراب تعمیم یافته و اختلال وسواس فکری- عملی هستند در مقایسه با افراد غیر بیمار از نظر توانش شناختی در سطحی پایین تر قرار دارند.
لوبان309 (2002) در پژوهشی گزارش داد که باورهای فراشناختی در بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی به ویژه اختلال اضطراب فراگیر، اختلال پانیک، اختلال وسواس فکری- عملی و اختلال استرس پس از ضربه مختل تر است.
بررسی ها بیانگر رابطه میان ابعاد فراشناختی و انواع گسترده ای از اختلال های روانی، به ویژه اختلال های هیجانی از جمله خود بیمار انگاری310 (بومن311 و میجر312، 1999)، اختلال استرس پس از سانحه313 (ریوسیس314 و ولز، 2006)، آمادگی برای توهم های شنوایی (موریسون315، ولز و نوتارد، 2006)، هراس اجتماعی316 (ولز، 2000) و اشتغال ذهنی317 (ولز،1994) هستند.

پیشینه پژوهش در داخل کشور
در تحقیقی که به بررسی عوامل شخصیتی زوجین و ارتباط آن با سازگاری زناشویی پرداخته شده بود به نقش همسانی عوامل شخصیتی در سازگاری زناشویی به خصوص دو عامل هیجان خواهی و پرخاشگری که در ارتباط های اجتماعی تاثیر بیشتری دارند، تاکید شده است ( مصاحبی، 1381).
نتایج پژوهشی به منظور بررسی طرحواره های ناسازگارانه اولیه و نوع سبک دلبستگی در زنان دارای خیانت زناشویی، نشان داد که زنان دارای خیانت زناشویی بیشتر سبک دلبستگی اجتنابی دارند ( رفیعی، حاتمی و فروغی، 1390).
در پژوهشی دیگر ( عبدی،عبدالهی مجارشین،باباپور و قوجا زاده، 1388) نظام های فعال ساز و بازداری رفتاری را در افراد دارای روابط جنسی پر خطر (بدون استفاده از کاندوم)، افراد دارای روابط جنسی کم خطر (با استفاده از کاندوم) و گروه افراد عادی مقایسه کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که گروه پر خطر به طور معناداری از نظام فعال ساز قوی نسبت به گروه کم خطر، روانرنجور خویی بالا نسبت به گروه گواه، برونگرایی بالا نسبت به گروه کم خطر و عاطفه مثیت بیشتر نسبت به دو گروه دیگر برخوردارند و گروه کم خطر از عاطفه منفی بالاتر نسبت به گروه گواه برخوردار هستند. گروه کم خطر از روان رنجورخویی بالا نسبت به گروه گواه، برونگرایی پایین نسبت به گروه گواه، عاطفه منفی بالاتر نسبت به گروه گواه و صفت اضطرابی بالا نسبت به گروه گواه برخوردار بودند.
همچنین حسنی، بیگدلی و قوشچیان ( 1386)، فعالیت نظام های مغزی/ رفتاری بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی و افراد بهنجار را بررسی کردند. نتایج پژوهش این محققین نشان داد که افراد مبتلا به وسواس، نظام بازداری قوی تری نسبت به نظام فعال ساز رفتاری در مقایسه با افراد بهنجار دارند.
نتایج پژوهش غضنفری و قدم پور(1387) نشان داد که بین سلامت روانی و راهبردهای مقابله رابطه معناداری وجود دارد. به این ترتیب که هر چه فرد راهبرد مقابله مسئله مدار را بیشتر به کار برد از سلامت روان بالاتری برخوردار است و نشانه های جسمانی، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی و افسردگی کمتری نشان خواهد داد و بالعکس هر چه فرد راهبرد مقابله هیجان مدار را بیشتر به کار برد از سلامت روانی کمتری بهره مند است و آسیب جسمانی، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی و افسردگی بیشتری خواهد داشت.
شکری و همکاران (1388) در پژوهشی تحت عنوان ” روابط بین نوروز گرایی، سبک مقابله، تنش گرهای تحصیلی، واکنش به تنش گرها و بهزیستی ذهنی” نشان دادند که سطوح بالاتر بهزیستی ذهنی از طریق نمرات پایین تر در عامل نوروز گرایی، نمرات بالاتر در سبک مقابله مسأله مدار و بالعکس نمرات پایین تر در سبک مقابله هیجان مدار پیش بینی شد. همچنین نتایج نشان داد که بین عامل نوروز گرایی و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع فراشناختی، باورهای فراشناختی، خود تنظیمی، باورهای فراشناختی مثبت Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع خیانت زناشویی، فراشناختی، راهبردهای مقابله، راهبردهای مقابله ای