پایان نامه ارشد با موضوع سطح تحصیلات، خارج از خانه، یادگیری اجتماعی، رضایت زناشویی

دانلود پایان نامه ارشد

آن بود كه رابطة معناداري بين ميزان تحصيلات و موفقيت در زندگي همسران وجود دارد.
در بررسي عوامل مؤثر در تحكيم خانواده و رضايت‌مندي زناشويي كه توسط آقامحمديان، پايان، مطبوع و روستايي، انجام گرفت، عامل تحصيلي در كنار عواملي چون عقيدتي، اخلاقي، اقتصادي و جنسي، رابطة معناداري با استحكام زندگي زناشويي نشان دادند.در هر حال، تحصيلات زوجين و همساني يا كم‌بودن اختلاف سطح تحصيلي آنها، مي‌تواند به ‌ايجاد توافق ميان زن و شوهر كمك كند.
گرین30 (1995) ،با توجه به اطلاعات به دست آمده درمورد رضامندی زناشویی با استفاده از پرسش نامه رضایت زناشویی از بین 50 زوج آمریکایی ، آفریقایی مقیم ایالت ایرلند نشان داد که رابطه کافی بین میزان رضایت زوج های آفریقایی ، امریکایی و سن ، تحصیلات و درآمد وجو دارد. تحقیقات دامنه دار نشان می دهد که مدارج تحصیلی در خوشبختی خانوادگی بسیار موثر می باشد ، زیرا مقدار تحصیل معمولاً مربوط است به مقام اجتماعی شخص ، مشکل دیگری که نشات گرفته از اختلاف سطح تکمیلاتی و طبقاتی بین زن و شوهر است ، عدم درک صحیح طرفین از یک دیگر می باشد و دیدگاه فرد تحصیل کرده ممکن است نسبت به شرایط اطراف خود خیلی واقع بینانه تر باشد تا همسر خود ، زیرا که او مسلماً آگاهی بیشتر نسبت به مسایل اطراف خود دارد ولی همسرش اگر همیار و هم سطح او نباشد ، طرز تفکری کاملاً متفاوت نسبت به مسایل مختلف خواهد داشت و بر همان اساس واکنش آن ها نسبت به این مسایل هم متفاوت است (شاملو،1376)، با افزایش سطح تحصیلات و آگاهی و دانش افراد ، نحوه مقابله آن ها با مشکلات به طور گسترده ای متفاوت خواهد شد و عملکرد بهتر خواهد شد. اما گاهی اوقات اختلاف سطح تحصیلات در بین دو زوج ممکن است موجب اختلاف درمدارج تحصیلی ، تفاوت هایی در نحوه تفکر ، ارزش ها و حتی علایق این افراد به وجود آید. از طرفی دیگر ، بالا تر بودن تحصیلات زن از شوهر از بالاتر بودن سطح تحصیلات مرد از همسرش مشکلات بیشتر را می تواند در بر داشته باشد. این عامل دو دلیل می تواند داشته باشد : اول ، این که به دلایل تاریخی و فرهنگی میزان دسترسی مردان به آموزش و علم درطول تاریخ بشر راحت تر بوده در نتیجه ، این تفکر را که تحصیلات مردان در ازدواج از زنان بالاتر باشد ، لااقل تا دهه های اخیر یک امر عادی محسوب می شد. دلیل دوم ، این است که اختلاف تحصیلات زیاد در زوجین ، ایجاد حقارت می کند ، مخصوصاً در مردان که به دلایل تاریخ دراز و طولانی پدرسالاری ، تحمل پذیرش فرد برتر در خانواده را ندارند . شاملو (1376) ، در این خصوص اشاره می کند که اختلاف تحصیلات موجب احساس حقارت و آزردگی خصوصاً درمردان با تحصیلات پایین درمقابل زن تحصیل کرده می شود (گودرزی،1378 ) ، بنابراین تناسب در طبقه اجتماعی و فرهنگی بدین معنی است که دختر و پسر قبل از ازدواج باید از لحاظ مسایل اجتماعی و هم چنین مسایل فرهنگی نظیر سطح تحصیلات تقریباً در یک سطح باشند ، روان شناسان معتقدند که ازدواج افراد از طبقات مختلف ممکن است منجر به نارضایتی زوجین از زندگی زناشویی گردد( میلانی فر ، 1379).
یادگیری
نظریه یادگیری مجموعه ای از فنون و روش ها را در اختیار قرار می دهد که می تواند در رویارویی با رفتارهای متقابل مرضی میان اعضای خانواده بسیار مفید و کارآمد باشند. این نظریه ، در مرحله ی کنونی رشد خود ، به بهترین نحو به مسایل مربوط به زوج می پردازد ، بنابراین می تواند در درمان مشکلات زناشویی بسیار مفید باشد.یاکوبسون و مارگولین (1979) ، نیز کاربرد این نظریه را در خانواده درمانی به نحو گسترده ای مورد بررسی قرارداده اند(موسوی ، 1382 ) ،اکثر تحقیقاتی که سعی می کنند رفتارهای تعاملی زوج های خوشبخت را از زوج های غیر خوشبخت و آشفته متمایز کنند دیدگاه یادگیری اجتماعی زا اتخاذ کرده اند . اگر چه نظریه یادگیری اجتماعی تعداد زیادی از دیدگاه های شناختی و رفتاری را لحاظ می کند , اما نقش اصلی آن در درک ازدواج , این نتیجه گیری است که رضایت زناشویی نشان دهنده سطح مطلوب و مثبت (پاداش ) رفتار زوج ها ، نه رفتار تنبیهی آن ها است (کوقلین، 2002).
اشتغال زنان
اشتغال زن از جمله عواملي است كه بر جريان حيات خانواده تاثير مي گذارد و گرايش زن بسوي اشتغال بيش از همه عوامل بر ديگر خانواده اثر مي نهد و روابط زن و شوهر و فرزندان را دگرگون مي سازد.
ماري روژه و پل هانري شوبارولو(1989 ) ، در كتابشان تحت عنوان زن در جامعه ، قصد خود را از اين نظر پنهان نداشته مي پرسند : حقيقت اين است كه آزادي زن از اين نظر امري اجتناب ناپذيراست و موجبات بروز دگرگونيهايي را در تمامي روابط اجتماعي و نظام هاي ارزشي و به طور كلي تعاد اجتماعي فراهم مي آورد. ولي از همه مهمتر اين است كه در پس تصوير زن ، تصوير زوجين ديده مي شود و هماهنگي و وفاق زوجين به صورت يك احتياج اساسي جلوه مي كند ، اين وفاق مدتها به تعادل نقشهاي سنتي وابسته بود كه خود به پايگاههاي متفاوت و شرايط خاص هر جنس بستگي داشت (آتش پور ، 1373 ).
آنچه مسلم است اين است كه كار زن در خارج از خانه به تسهيل در امر ازدواج منتهي گرديده است. و موقعيت هاي گزينش همسر را متنوع تر و وسيع تر ساخته است.ولي بعد ديگر اشتغال زن كه اهميتي بسيار دارد ، تاثير آن بر فرزندان است.شايد بتوان گفت نخستين تاثير اشتغال مادر بر خانواده در رشد عاطفي فرزندان است. اما در يك به برسي جامع و فراگير كه توسط هافمن ، (1987 ) ، در اين زمينه به عمل آمد ، نشان داد كه هيچ تفاوت معناداري بين اين دو متغير وجود ندارد.هر چند مادران شاغل وقت كمتري را بافرزندان خود مي گذارنند ، اما در پيوند و وابستگي مادر و كودك درمقايسه با مادران غير شاغل تفاوتي مشاهده نمي شود.مادران شاغل كه داراي فرزندان مدرسه رو هستند ، احتمالاً استقلال بيشتري به فرزندان خود مي دهند و اين كودكان ، احتمالاً بيشتر داراي نگرش مبني بر عدم تفاوت بين دو جنس دختر و پسر هستند. علاوه بر آن ، دختران زنان شاغل ، زنان را شايسته و كارآمد مي بينند و مادران خويش را الگوي بزرگسالي خود مي دانند. تاكيد مادر شاغل بر استقلال ممكن است به ضرر فرزندان پسر تمام شود. مثلاً مادران كارگر ممكن است به ضرر فرزندان پسر تمام شود.مثلاًمادران كارگر ممكن است نقش و جايگاه پدر را نزد فرزندان كم رنگ كنند (شهابي ، 1372 ).
فرزنداني كه پدر و مادرشان هر دوشاغلند ، در مقايسه با فرزندان خانواده هاي سنتي ،نسبتا مستقل تر و كاردان تر هستند ، و كمتر براي پذيرفتن نقشهاي جنسي قالبي مستعد مي باشند(نوابي نژاد ، 1378 ).
در نهايت ،اثرهاي اين نوع شيوه زندگي بر سازگاري كودكان ، بستگي زيادي به عواملي چون كيفيت رابطه كودك و والد ، كيفيت مراقبت از كودك و رضايت شخصي و زناشويي والدين دارد.اشتغال زن ، اگر با مراقبت و حساسيت صورت پذيرد ، مي تواند زندگي كل خانواده را غني سازد.اشتغال زن از بعد ديگر ،صورت تيغ دولبه اي دارد كه استقلال بيشتر زن بعد مطلوب آن است و تعدد وظايف وي براي اولين بار و بصورتي بسيار سنگين بعد مكمل آن مي باشد (نوابي نژاد ، 1378 ).
ابعاد اشتغال زن از عواملي منشا مي گيرد كه اين عوامل در كشور فرانسه به طوركلي از اين قرارند:بهبود وضع اقتصادي خانواده (95%درصد ) ، امكان ادامه تحصيل فرزندان (44/66درصد ) و علاقه (40 درصد) بلاد 31( 1943 ) ، معتقد است كه يكي از انگيزه هاي زنان شوهردار براي قبول شغل كه از همه شايعتر است ، ميل شخصي زنان به گريختن از محيط به اصطلاح خسته كننده و كسالت آور خانواده است. زنيكه در طي روز در انجام كارهاي منزل و نگهداري كودكان خسته شده ، به وضع به اصطلاح مطلوب شوهر يا خواهر مجرد خود رشك برده و فكر ميكند كه آنها چقدرخوشبخت هستند كه حرفه اي خارج از خانه دارند.وفكر مي كنند كه تنها راه رهايي از اين وضع ، قبول شغل در خارج از خانه است و فكر ميكند چون درآمد او ، تهيه وسايل مراقبت از كودكان را ميسر مي سازد ، از اين حيث زياني متوجه آنان نخواهد شد(صالحي ،1376).
آلن 32 (1978 ) ،مي نويسد كه در دو دهه گذشته مطالعات بسياري را در خصوص پديده اي جديد تحت عنوان زندگي زناشويي مردان و زنان شاغل انجام داده اند. اين تحقيقات نتايج متفاوتي داشته اند. برخي دريافته اند كه اشتغال زن مي تواند اثرات نامطلوبي بر روابط زناشويي داشته باشد.
برخي ديگر بر عكس ، به اين قضيه دست يافته اند و آن اينكه اشتغال زن باعث استحكام و تقويت زندگي زناشويي مي شود. از جمله اين تحقيقها مي توان به نتايج پژوهشهاي زير كه توسط شباني (1379)،ذكر شده است اشاره كرد:
گوو ،33(1980) ، معتقد است كه زنان متاهل و خانه دار ، بيشتر مستعد ابتلا به بيماريهاي رواني هستند .زيرا آنها نمي توانند نيازهاي رواني خود را ارضا كنند.در انجام وظايف احساس نااميدي نموده و خود را در سطح پايين تر از مردان تصور مي كنند . لذا اشتغال زن مي تواند از اين نظر مفيد باشد.
ياجو 34 (1986 ) ،در تحقيقي تحت عنوان رابطه بين استرس و رضامندي زناشويي در ميان زوجهايي كه هر دوشاغل هستند.نشان دادكه :
الف – ارتباط منفي بين استرس و رضامندي زناشويي وجود دارد.
ب – سطح كاري و نقش هاي خانواده نشانگر درجات بالاي استرس در ميان زنان است.زن شاغل گاهي اوقات به نيازهاي همسر خود پاسخ داده و رفتارش را تغييراتي مي دهد.چنانچه اين تغييرات بهبود قابل توجهي در وضعيت كلي زناشويي ايجاد نكنند ، نتيجه اغلب مايوس كننده مي گردد و يك حس بي كفايتي در زن پديد مي آيد و سطح رضامندي كاهش مي يابد.
وكيلي (1373) ، معتقد است كه عدم توافق زن و شوهر روي اشتغال زن موجب نارضايتي از زندگي زناشويي مي گردد.چنانچه زن تمايلي به كاركردن نداشته باشد و اجباراً به اشتغال بپردازد و يا اينكه زن ، مايل به فعاليت خارج از منزل باشد و شوهر با اين امر مخالف باشد ، در هر دو صورت اين اختلاف نظر بر روي روابط آنها سايه انداخته و موجب بروز مشكلاتي مي شود و زن را از زندگي زناشويي ناراضي مي گرداند. بطور كلي ،كيفيت زندگي زوجهاي دوشغلي كاملاً بالاست .زيرا كيفيت زندگي ، كاركرد نقش هايي است كه زن يا مرد ايفا مي كند. كيفيت زندگي به دليل وضعيت مالي ناشي از دو درآمد براي زن وشوهر ،بالا و مطلوب است.از نظر زن اشتغال نيازهاي بسياري را برآورده مي سازد. از جمله درگير شدن با كار ، تنوع ، چالش انگيزي و قدرت كه ممكن است در صرف نقش خانه داري با همه اهميت ،ارضاء نشود.در ديد مرد اشتغال زن ومرد هر دو به معناي ايفاي نقش هاي غيرسنتي است.بويژه مراقبت از كودك ، كه به پاسخهاي تربيتي و عشق و محبت نياز دارد. به اين ترتيب مرد براي موفق شدن ، كمتر احساس فشار مي كند.اين شيوه زندگي ، بركيفيت روابط زناشويي نيز اثر مثبت دارد ، زيرا در آن تعادل بيشتري از قدرت تصميم گيري ، در مقايسه با روابط سنتي به چشم مي خورد.
تصميم گيريهاي مشترك ، باعث احترام بيشتر زن و شوهر نسبت به يكديگر مي شود و آنها را به هم نزديكتر مي كند(اردلان ، 1354).
دركل ، رضايت زناشويي در روابط بين زن و مرد شاغل بيش از روابط سنتي است.رضايت زناشويي براي زناني كه با انتخاب خود ، كار مي كنند ، تحصيلات بالاتري دارند ، كارشان نيمه وقت است و از حمايت همسرانشان برخوردارهستند ، بيشتر است.
شوهران زناني از رضايت زناشويي برخوردارند كه از شغل همسران خود راضي باشند و آنان كار نيم وقت داشته باشند .زناني كه از زندگي زناشويي خود راضي نيستند ، ساعات طولاني تري كار ميكنند و دچار فشار و تعارض نقش هستند ( رويدانف، 1985 ).35
در نهايت ، مسايل هويتي براي زوجهاي شاغل مي تواند برجسته و شاخص باشد ، مسايل هويتي ، بيشتر براي زوجهايي مطرح است كه آنها د رخانواده هايي كه زن و مرد شاغلند بزرگ شده اند.نقش هاي جنسيتي و ارزشهايي كه در اوايل زندگي دروني شده اند .ممكن است با نقشهاي غير سنتي زن و شوهر درتعارض باشد. و ابهام در نقش و هويت را بوجود آورد. جاي تعجب بسيار است كه از نظر روابط جنسي نيز زوجهاي شاغل كمتر از زوجهاي سنتي مشكل دارند (اوري كلارك ، 1986 ).36
هال ،37(1979 )، چهارنوع زوج را برحسب درگيري

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع اشتغال زنان، اختلافات زناشویی، اجتماعی و فرهنگی، مهارت حل مسئله Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع سازگاری زناشویی، رضایت زناشویی، همسرگزینی، کیفیت زندگی