پایان نامه ارشد با موضوع سرمایه روانشناختی، تاب آوری، رفتار سازمانی، خودکارآمدی

دانلود پایان نامه ارشد

مثل سپاسگذاری، عفو و گذشت، هوش عاطفی و نیز ظرفیت های مرتبه بالاتری مثل معنویت و شجاعت هستند که هنوز معیارهای مشمول در نظر گرفته نشده اند. همانطوری که قبلاً بحث شد این طبقه بندی از رفتار سازمانی مثبت دیگری را هم در بر می گیرد به جای اینکه یک طبقه بندی بسته ای باشد (لوتانز و یوسف و دیگران ، 2007 ؛11) .
در نهایت تحقیقات اولیه در مورد سرمایه روانشناختی نشان از ارتباط مثبت آن با عملکرد و رضایت در دو نمونه از کارخانه های با فناوری نوین و کارکنان خدماتی دارد (لوتانز و یوسف و دیگران، 2007؛11). بیشتر تحقیقات میان فرهنگی سرمایه روانشناختی در چین انجام شده است. علاوه بر این بیشتر تحقیقات در مورد اجزای خودکارآمدی در آسیای جنوبی و مرکزی و در مورد اجزای امید در افریقا و کشورهای جنوب غربی آسیا و شمال شرق افریقا انجام گرفته است. همچنین مفاهیم ضمنی سرمایه روانشناختی با جمعیت های با ملیت های متفاوت مانند مدیران مهاجر سازمان های تجاری تجزیه و تحلیل شده است (یوسف و لوتانز، 2004؛ 144). لوتانز و ژوزف ابعاد سرمایه روانشناختی را در شکل زیر خلاصه کردند و اظهار داشتند که هر کدام از این حالات در هر سازمانی به طور منحصر به فردی سنجش می شود، توسعه می یابد و روی عملکرد سازمانی تأثیر می گذارد. این گفته آنها اشاره به غیرقابل تقلیدی بودن، بالقوه بودن و مزیت رقابتی پایدار داشتن این حالات را دارد. همچنین بیان کردند که بعدهای دیگری در آینده به سرمایه روانشناختی اضافه خواهد شد که این خود ارزش این نظریه را به عنوان ابزاری برای تحقیق و سنجش ارزش سازمانی بیانگر است (لوتانز و یوسف، 2004؛ 144).

شکل 1-2 ابعاد سرمایه روانشناختی (Luthans & Youssef, 2004)

ماهیت منابع روانشناختی مثبت سازنده سرمایه روانشناختی به گونه ای است که تمایز قایل شدن بین آن ها همیشه شفاف نیست. مثلاً امید گاهی اوقات با خوش بینی اشتباه گرفته می شود. با بیان تعاریف به کار گرفته در مدل و بیان ارزش خاص هر یک از این منابع می توانیم تحقیقات سازمانی و تئوری سازی را بهبود بخشیم (لوتانز و یوسف، 2004؛ 145). همانطور که گفته شد معیارهای مثبت رفتار سازمانی مثبت گرا مبتنی بر تئوری، سنجش پذیر، توسعه پذیر و مرتبط با عملکرد هستند سرمایه روانشناختی هم یک سازه ی مرکزی108 متشکل از این معیارها است که هم افزایی را بین آن ها ایجاد کرده و مانند هر یک از معیارهایش، یک حالت قابل توسعه و سنجش پذیر در نظر گرفته می شود. دو نکته با توجه به گفته بالا درباره سرمایه روانشناختی آشکار می شود اول سرمایه روانشناختی به عنوان یک حالت قابل توسعه و سنجش پذیر و دوم اینکه سرمایه روانشناختی به عنوان یک سازه ی مرکزی. در نکته اول سرمایه روانشناختی مانند منابع و ظرفیت های تشکیل دهنده اش، به جای اینکه یک ویژگی و خصیصه ثابت و ایستا باشد یک حالت قابل توسعه و سنجش پذیر و مبتنی بر تئوری در نظر گرفته می شود. پایه و شالوده اصلی آن، تئوری شناخت اجتماعی بندورا است که تعامل دوجانبه بین افراد، محیط و رفتارهای گذشته برقرار می کند. در بیان نکته دوم باید گفت سرمایه روانشناختی سازه ای چند بعدی است که از هم افزایی 4 حالت خودکارآمدی، امید، تاب آوری و خوش بینی بوجود آمده است. برای بیان اعتبار سازه و توضیح نظری سرمایه روانشناختی دو نکته مهم را باید در نظر گرفت (لوتانز، یوسف و دیگران، 2007؛11).
اول همگرایی و مجزا بودن سرمایه روانشناختی از ظرفیت های سازنده اش است. معیارهای مثبت دیگری مثل بینش، جسارت، هوش عاطفی برای رفتار سازمانی مثبت تشخیص داده اند اما تا به امروز چهار سازه خودکارآمدی، امید، تاب آوری و خوش بینی مناسب ترین ظرفیت ها برای سرمایه روانشناختی شناخته شده اند (همان منبع). سازه های مثبت گرای دیگری در ادبیات مثبت گرایی ممکن است ارزش نهایی داشته باشد اما تأثیر آن ها لزوماً بر عملکرد قابل ارزیابی نیست و یا ممکن است نسبتاً ایستا و ثابت باشند و هنوز ابزار اندازه گیری معتبر برای آن ها به وجود نیامده باشد. به بیان مشابه سرمایه روانشناختی با دیگر سازه های مثبت نقطه مشترکی دارد. برای مثال سازه ی خودارزیابی مرکزی که قبلاً به آن اشاره شد یک سازه مثبتی همانند سرمایه روانشناختی است اما با این تفاوت که آن دارای منابعی است که نسبتاً ایستا و ثابت می باشند. خودارزیابی مرکزی، خودارزیابی های ناخودآگاهی109 هستند که ارزیابی های افراد را از خودشان، دیگران و جهان پیرامون تحت تأثیر قرار می دهد (جاج و بونو110، 2001؛543). اما شواهد نشان می دهد که بین اجزای خودارزیابی مرکزی و سرمایه روانشناختی شباهت هایی وجود دارد (مثل خودکارآمدی تعمیم یافته با خودکارآمدی، مرکزیت کنترل با سبک تبیینی خوش بینی و ثبات عاطفی با تاب آوری). اما با این وجود تحقیقات از تمایز اعتبار بین این دو سازه حمایت می کند (لوتانز، آولیو و دیگران، 2007؛ 26). در بیان نکته دوم باید بگوییم که تمایزات و نقاط مشترکی بین سرمایه روانشناختی و چهار بعد تشکیل دهنده اش طی پژوهش هایی بیان شده است. به بیان دیگر علی رغم تشابهات و اشتراکات مفهومی آشکاری که بین امید، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی وجود دارد، هر یک از این سازه های مثبت به طور مفهومی و تجربی برای داشتن اعتبار سازه تجزیه و تحلیل و شرح داده شده اند (همان منبع). برای مثال کارآمدی و امید در انگیزش و انرژی درونی شده یا انتظارات مثبت از موفقیت در توانایی های شخصی مشترک اند. کارمندان امیدوار و خودکارآمد هر دو اهداف چالشی برای خود ایجاد می کنند و سرسختانه برای رسیدن به موفقیت تلاش می کنند. اما مسیر رسیدن به اهداف111 یک جزء منحصر به فرد در امید است. گرایشات یک فرد امیدوار به توسعه برنامه های پشتیبان، اقتضایی و جایگزین برای تحقق اهداف مشابه منجر می شود به طوری که اسنایدر برای جایزالخطا بودن بیمه ها اشاره می کند که به موجب آن مردم در دستیابی به هدفشان همچنان امیدوار می مانند زیرا همواره یک مسیر جایگزینی برای پیگیری هدف وجود خواهد داشت. افراد امیدواری هرگز در مسیری که وارد شدند خارج نمی شوند و امیدواری خود را تا موفقیت نهایی حفظ می کنند. بنابراین امید یک جزء اضافه تری به نام مسیر دستیابی به اهداف دارد تا انگیزش، انرژی و پشتکار را در یک فرد کارآمد، درونی کند. همچنین خوش بینی ممکن است ماهیتاً بسیار عمومی و به منزله یک انتظار کلی مثبت از موفقیت به نظر برسد در حالی که امید و کارآمدی که در انتظارات مثبت، درونی شده اند و به تلاش ها و انگیزه های شخصی نسبت داده می شوند، یک سبک خوش بینی ممکن است از افراد دیگر یا عوامل موقعیتی به عنوان مرجع استفاده کند به ویژه هنگامی که حوادث منفی رخ دهد.
به همین ترتیب، اگر چه خودکار آمدی، امید و تاب آوری تمایل دارند که فعال باشند اما تاب آوری بیشتر به عنوان یک حالت واکنشی برای پاسخگویی به موانع بیان می شود. ولی با این وجود اشتراکات بین خودکارآمدی، امید، خوش بینی با تاب آوری وجود دارد. خودکارآمدی و تاب آوری دارای جزئی هستند که باعث می شود پایداری فرد را در رویارویی با موانع افزایش دهد. یعنی فرد خودکارآمد و تاب آور هنگام مواجه با موانع به تلاش خود ادامه می دهد (آوی، لوتانز و یوسف، 2010؛ 433).
امید و تاب آوری هم در برخی جهات با هم نقطه اشتراکی دارند. تاب آوری متشکل از فرآیندهای انطباقی است برای اینکه مکانیزم هایی را توسط افراد تاب آوری توسعه بدهد تا به طور موثر دارایی هایشان (مثل شناخت ها، مهارت ها و ویژگی های مثبت) را بکارگیرند و عوامل خطر را (مثل نقاط ضعف، ناکارایی ها و عوامل منفی دیگر که تأثیر بالقوه در گسترش موانع دارند) کاهش .
تاب آوری هنگامی نمود پیدا می کند که فرد در برابر عوامل خطر بوجود آمده از سرمایه های خود استفاده کند و بتواند موانع را پشت سر بگذارد و به حالت اولیه خود بازگردد.
تفاوت های اجزای سرمایه روانشناختی:

جدول 3-2 ویژگی های مولفه های رفتار سازمانی مثبت گر
ویژگی ها و نتایج
جهت حرکت
مولفه ها
آمادگی برای چالش ها و افزایش اشتیاق در جهت بیشتر کردن تلاش برای دست یابی به اهداف ( شاید به دلیل نتایجی که از کار انتظار می رود.)
تمرکز از حال به آینده
اعتماد به نفس/ خودکارآمدی
ایجاد اراده جهت رسیدن به اهداف ( با کمک انگیزش) و هدایت به سمت برنامه ریزی استراتژیک و عکس العمل برای رسیدن به اهداف.
تمرکز بر آینده
امید
تمایز بین تاثیرات منفی و ناخواسته و انتظارات آینده، و افزایش تاثیرات مثبت و اتفاقات خواسته.
تمرکز بر آینده
خوش بینی
بازیابی از اتفاقات نامطلوب و استرس زا گذشته و حال.
تمرکز از گذشته به حال
تاب آوری

(لیام اف پیج و رس دانهو، 2004)

11-3-2. منشا پیدایش سرمایه روانشناختی؛ رویکرد آسیب شناسی روانی در رفتار سازمانی
رویکرد سنتی به رفتار سازمانی بیشتر گرایش به آسیب شناسی روانی داشت که این خود زمینه ای برای ظهور پدیده های منفی می شد چون تمام توجهات روی رفتارهای بدکاری بود و به گفته کامرون علت آن ابزارهای اندازه گیری ناکارآمد می بود. او تمایل داشت تا چارچوب مثبتی را با علوم روز و مدرن درآمیزد تا تأثیری که متغیرهای منفی روی سازمان ها دارند را بیشتر آشکار کند (لوتانز و همکاران، 2007؛12)
اخیراً گرایش به سمت چارچوب پژوهشی مثبت شناسایی شده است و واضح است که این گرایشات با رشته های گسترده ی روانشناسی مرتبط است. همانطور که بیان شد یکی از این گرایشات روانشناسی مثبت است که موضوع آن محیط کاری جدید و مثبت بود. آن بیشتر روی ساختن نقاط مثبت تمرکز داشت تا اینکه بر سوء عملکرد رفتاری و آسیب شناسی روانی متمرکز باشد (سلیگمن و میهالی، 2000؛9).
12-3-2. ارزش سرمایه روانشناختی برای سازمان ها
تحقیقات زیادی از تمایل پژوهش ها به مثبت گرایی حمایت می کنند و بیان می کنند که روانشناسان دانش کمی در خصوص تجربیات ذهنی ارزشمند که موجب پیامدهای مطلوب و سلامت روانشناختی و تمرکز بسیار بر حالات اثربخش، به ویژه لذت، امید، علاقه و عشق می شود، دارند. رایت اشاره می کند که، تأکید روی جنبه های منفی سرشت انسان ها دلیلی است بر اینکه چرا بیشتر تحقیقات کاربردی روانشناسی ارتباط کمی با پژوهش های سازمانی دارد (رایت و کوئیک112، 2009؛ 153).
ارزش روانشناسی مثبت در سازمان ها و دانش سازمانی در کار لوتانز بیشتر مشهود می شود. با بنای طرح شده توسط سلیگمن، لوتانز تئوری رفتار سازمانی مثبت را مطرح کرد که فراتر از سبک های رایج خود یاری اشاعه یافته برای مدیران عملیاتی حرکت می کرد و به طور نظری راه حل های واقعی برای مشکلات جهان واقعی ارائه می داد. بنابراین رفتار سازمانی مثبت به عنوان مطالعه و کاربرد نقاط قوت منابع انسانی با گرایشات مثبت و ظرفیت های روانشناختی که توسعه پذیر و قابل اندازه گیری باشند و به طور اثربخش برای بهبود عملکرد، مدیریت شوند تعریف شد (لوتانز، 2002؛697). ماهیت سنجش پذیری و قابل مدیریت این ظرفیت ها برای توسعه تحقیقات مرتبط بسیار مهم است. بواسطه تمرکز روی این عوامل که می توانست بدین گونه تحت تأثیر واقع شوند، رفتار سازمانی مثبت یک فرمان آشکاری برای توسعه ابزارهایی که بطور مستقیم نیازهای شاغلین را پاسخ می داد، ارائه می دهد.
شاید چارچوب تحقیقاتی مثبت و رفتار سازمانی مثبت در این حقیقت نهفته است که این رویکرد ماهیتاً مولد است. این رویکرد از دنبال کردن ریشه های رفتارهای بد کاری اجتناب می کند و به ریشه رفتارهای برتر کاری نظر دارد و به دنبال ایجاد نقاط قوت متمایز بعنوان یک دارایی پایدار است. تئوری وسعت- ساخت فریدریکسون این موضوع را بهتر بیان می کند. این تئوری اظهار می دارد که، تجربیات مثبت افراد، ظرفیت آن ها را برای انجام فعالیت های موثر توسعه می بخشد و منابع شخصی شان را می سازند. تئوری وسعت – ساخت بیان می کند که مشابه منابع دیگر، منابع رواشناختی مثبت هم نیازمند سرمایه گذاری و توسعه است تا تمام پتانسیل خود را آزاد سازد.

4-2. خلاقیت:
1-4-2. تعاریف خلاقیت
خلاقیت از ویژگی های اساسی و سازنده انسان به شمار می آید که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع خودکارآمدی، رفتار سازمانی، روانشناسی، خودانگیختگی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع خلاقیت کارکنان، سبک شناختی، انگیزش درونی، حل مسائل سازمانی