پایان نامه ارشد با موضوع سبک شناختی، سبک تفکر، سبک های یادگیری، رفتار سازمانی

دانلود پایان نامه ارشد

:
تکنیک دوم که با نام کلاه قرمز نام گذاری شده است ، بر این تاکید می نماید که شما با گذاشتن این کلاه تلاش کنید تا واکنش افرادی که از استدلال های شما آگاهی ندارند را درک نمائید.
3. کلاه سیاه :
تکنیک سوم ، تکنیک کلاه مشکی می باشد که بیانگر توجه به نکات مثبت و منفی بودن در پدیده ها را دارا می باشدو از افراد می خواهد که چگونه یک عمل ممکن است به سر انجامی نرسد و چه نقاط ضعفی در اجرا ممکن است داشته باشد.
4. کلاه زرد :
تکنیک چهارم مربوط به تکنیک کلاه زرد می گردد . این تکنیک نوعی مثبت نگری را به افراد ارائه می دهد که بتواند ادامه مسیری را که طی نموده است را ادامه دهد.
5. کلاه سبز :
تکنیک پنجم مربوط به تکنیک کلاه سبز می باشد که بیان گر این موضوع می باشد که برای برخی از مسائل به ناچار بایستی خلاقیت به کار برد که آن را راه خلاقانه ای برای مسائل نام برد .
6. کلاه آبی :
تکنیک کلاه آبی به عنوان آخرین تکنیک نام برده می شود که بیانگر کنترل فرایندها می باشد به صورتی که اگر در هر لحظه با وضعیتی جدید در جلسات روبه رو شوید ، می توانید نوع دیگری از تکنیک های کلاهی را به کار ببرید(د بونو49 ، 2000).

2-1-6-2-سبک تفکر برامسون
طبق نظر برامسون(2004) ، پنج نوع سبک تفکر برای شناخت انواع آن و جلوگیری از مشکلات وجود دارد.
1) سنتز نگر50
طبق نظر برامسون ، افرادی که تفکر سنتز نگر دارند، جهان را به صورت معکوس درک می نمایند.این به این معنی است که وقتی شما صحبت از سیاه بودن می نمائید ، آنان فکر می کنند که شما منظورتان سیاه بودن نیست بلکه با برداشت اشتباه ، فکر می کنند که سفید بودن درست است و یا هرگاه سخن از بزرگ به میان آید ، آنان فکر می کنند که منظور شما کوچک بوده است.برای ایجاد ارتباط با افرادی که چنین سبک تفکری دارا هستند ، برامسون پیشنهاداتی ارائه داده است که بایستی به صورت درست به گمانه زنی های آنان گوش داده شود و نبایست به اظهارات طبیعی آنان واکنش و مخالفت نشان داد.
2) ایده آل نگر51
افراد ایده آل نگر ، افرادی می باشند که به اهداف بزرگ و نیز استانداردهای عالی را معتقد می باشند.برای ایجاد ارتباط با این دسته افراد برامسون پیشنهاد می نماید که باید مشخص کنیم که با این اهداف به چه چیزی می توانیم برسیم و بر اساس آن ملاک عمل ما با این افراد مشخص می شود.
3) عمل نگر 52
افراد عمل نگر ، افرادی منعطف و مدبر هستند و تمایل دارند تا با استفاده از یک برنامه ی فوری در کوتاه ترین زمان جهان را تغییر دهند. برای برقراری ارتباط با این افراد، بایستی بر اهداف کوتاه مدت و با در نظر گرفتن به منابع در دسترس تمرکز گردد تا بتوان همانند این افراد جهان را نگاه نمود.
4) تحلیل نگر53
این افراد به دقت به بررسی جزئیات می پردازند و سعی می کنند که بهترین تصمیم را از طریق بررسی دقیق اتخاذ نمایند. این افراد به جمع آوری اطلاعات ، تجزیه و تحلیل آن و نیز طبقه بندی نمودن آن علاقه زیادی دارند.این افراد از بررسی این اطلاعات طبقه بندی شده ، مسائل پیش روی خود را حل می نمایند. برای ایجاد ارتباط با این دسته افراد ، بایستی همانند آنان با تفکری بر اساس برنامه های عقلایی و منطقی مواجهه شد.
5) واقع نگر54
این افراد به سرعت کار می کنند و نیز واقعیت را چیزی می نامند که بتوان آن را حس ، لمس و صدا نمود و نیز بتوان آن را دید.در واقع بایستی به وضوح به بودن پدیده ها پی برد و نه اینکه بودن این پدیده ها را از طریق برهان استدلال نمود. اگر افراد با رئیسی که تفکر واقع نگر در امور دارد، همانند فردی که تفکرتحلیل گرایانه در امور دارد ، برخورد نمایند، در واقع به رئیس خود توجه ننموده اند. یکی از دلایل مهم این اتفاق این است که روسا فکر می نمایند که شما همانند آنان فکر خواهید کرد و به این خاطر است که از نگاه روسا ، کارمند به دید یک متخصص ظاهر می شود ، ولی اگر این یکسانی تفکر از نظر رئیس دیده نشود ، کارمند همانند یک فردی در سطح عادی دیده می شود و باعث بروز مشکلات با یکدیگر می گردد(هاریسون و برامسون55 ، 2004) .
2-1-6-2-1-چگونگی استفاده از پنج سبک
بایستی زمانی را برای رئیس خود و یا فردی که می خواهید با آن ارتباط برقرار نماید در نظر بگیرید تا بتوانید یک و یا دو سبکی را که فرد در تفکر خود به طور غالب استفاده می نماید را شناسایی نمود. بایستی در ذهن خود این موضوع را در نظر داشت که بیشتر افراد به یک و یا دو سبک تفکر تسلط دارند ولی 15% افراد جامعه به تمام پنج سبک تسلط دارند. این گروه اندک که به تمامی سبک های تفکر تسلط دارند ، کمتر با روسای خود به مشکل برخورد می کنند . بنابراین هر چه میزان، افراد به سبک های مختلف تسلط بیشتری داشته باشند و نیز بیاموزند که چگونه می توانند بهترین سبک را انتخاب نمایند، با مشکلات کمتری در ارتباط با افراد مختلف مواجه می گردند (هاریسون و برامسون، 2004) .

2-1-7-سبک های شناختی56 به عنوان سبک های تفکر57
تئوری های موقعیتی ، بر رفتار و یادگیری به عنوان تعامل محیط و جامعه تاکید می کنند. نظریه پردازان ، در تشخیص تئوری سنتی شناخت با تئوری های موقعیتی دچار سردرگمی می گردند.سبک شناختی به عنوان یکی از موضوعات رفتار سازمانی به میزانی زیادی توسط دانشمندان مختلفی از جمله آلیسون و هیز58 (1996)، هیز و آلیسون(1994)، کیرتون و مک کارتی59(1988)، سادلر- اسمیز و بادگر60 (1998) مورد توجه قرار گرفته است .از پیشگامان این مبحث می توان به هیز و آلیسون(1994) نام برد و در طول سالها توسط سایر محققان مورد استفاده قرار گرفته است و دستخوش تغییراتی نسبت به شکل اولیه آن شده است. محققان از سبک شناختی به عنوان موضوعی محوری در مطالعاتی از قبیل رفتار تصمیم گیری ، اداره تعارضات، توسعه استراتژی و فرایندهای گروهی استفاده کرده اند (لئونارد61؛ اسکول62 و کوالسکی63 ،1999). رابطه سبک شناختی با موضوعات زیادی از قبیل شخصیت (کیرتون و دسیانتیس64، 1986) ، انگیزش (مارتینسن و همکاران65،1994) ، جو سازمانی (کیرتون و مک کارتی با همکاران66 ، 1988) ، خلاقیت ( آلسباتی و دیویس67، 1989) و حل مشکل (هامر اسچمیدت68، 1988) بررسی شده است.
محققان مدیریت در تحقیقات خود به این موضوع دست پیدا کرده اند که افراد با سبک های شناختی گوناگون، سازمان های مختلفی( کیلمان69 و میتروف70، 1976) و ادارات مختلفی (ویلیامز71 ؛ آرمسترانگ72 و مالکوم73، 1985) را ترجیح می دهند.
کیرتون و مک کارتی(1988) این را بیان داشته اند که سبک شناختی به عنوان یک متغیر تاثیر گذار در عملکرد سازمانی می باشد. آنان بیان داشته اند که این ابزار برای کسانی که می خواهند تیم موثری را تشکیل دهند ، از طریق تشخیص جو شناختی مناسب ،کارکرد مفیدی را دارا می باشد. چالشی که حاصل می گردد باعث ایجاد تعادل مناسبی در تیم می گردد و باعث تعادل سریع تر بین اعضای یک تیم با سبک های شناختی گوناگون می شود. سبک شناختی اساس تعیین رفتار سازمانی و فردی می باشد که خودشان را در فعالیت های کاری در یک محیط کار در قالب یک سیستم سازمانی و فرایند ها نمایش می دهد(سادلر74 و بادگر75 ،1998). به عبارت دیگر دانستن سبک های شناختی کارکنان این موضوع را نشان می دهد که آنها در کاری که دوست دارند به کار گمارده بشوند تا در آن کار بتوانند موفق شوند. این موضوع می تواند این را ثابت کند که چرا افراد با یک توانایی ، دانش و مهارت ، در سازمان به طور مختلفی کار می کنند.

2-1-7-1-تعاریف محققان از سبک های شناختی
بعضی از نویسندگان از قبیل هانی و مومفورد76(1982) ، کولب77 (1976) و اشمک78 (1988) از عبارت سبک شناختی79 به عنوان سبک های یادگیری یاد می کنند، بعضی دیگر از نویسندگان از قبیل آلینسون و هیرز80(1996) ، ریدینگ و چیما81 (1991) از همان واژه سبک شناختی یاد کرده و در تحقیقات خود استفاده می کنند ، برخی دیگر از نویسندگان از قبیل الثابت و دیویز82(1989) ، گریگورنکو و استرنبرگ83(1995) ، لئونارد و استراوس84(1997) از واژه سبک شناختی به عنوان سبک های تفکر85 نام می برند ، و یا افرادی همانند استرنبرگ86(1988) به اسم شیوه های فکر کردن87 نام می برند. در این تحقیق بر اساس بررسی ادبیات سبک شناختی ، از آن معادل سبک های تفکر88 یاد می شود (واندرهایدن89، 2004، 6).
طبق نظر ریدینگ و چیما (1991) تفاوت اصلی که بین سبک های شناختی و سبک های یادگیری ، در تعداد ابعاد خلاصه می شود: سبک های شناختی به صورت یک دو قطبی هستند در حالی که سبک های یادگیری دارای ابعادی متفاوت تر می باشد. ویتکین90 ، مور91 ، گودنوک92 و کاکس93 (1977) سبک های شناختی را تفاوت افراد در روش ادراک ، فکر ، حل مسئله، یادگیری و ارتباط با دیگران می دانند. تنانت94 (1988) سبک های شناختی را به عنوان ویژگی های افراد و رویکرد های ثابت در سازماندهی و پردازش اطلاعات می داند.
2-1-7-2-مدل دو بعدی سبک شناختی
میلر95 (1987) تحت عنوان نظریه شناختی شهودی ـ تحلیلی تلاشی در جهت یکپارچه سازی و وحدت بخشی به مفاهیم مطرح شده در خصوص سبک شناسی است. این نظریه در سال 1987 مطرح شد. براساس این نظریه مدل پردازش اطلاعات انسان براساس سه فعالیت شناختی اساسی، ادارک یا دریافت، تفکر یا حل مسئله و به خاطر آوری یا حافظه ثابت مستمر و تعامل بین آنها شکل می گیرد. تفاوت ها و شباهت ها در سبک های پردازش بر حسب این سه نوع فعالیت در ابعاد مرتبط با هر یک از این فعالیت های شناختی، به وجود می آید. هر یک از این فعالیت های شناختی اصلی شامل فرایندهایی است و انسان در اجرای هر یک از فرایندهای مذکور می تواند به دو وجه یا دو شیوه یا دو مد عمل نماید( نورشاهی ،1385، 33).
هیز و آلیسون(1994) بر اساس مدل فرایند- اطلاعات تئوری شهودی و تحلیلی سبک شناختی میلر(1987) سعی کرده اند تحقیقات خود را انجام دهند. میلر تمام سبک ها به دو دسته تحلیلی و کل گرایان بر اساس فعالیت های قسمت های سمت چپ و راست مغز، دسته بندی نموده است.این مدل که در جدول شماره(2-1) تفاوت ها و شباهت های بین این دو بعد را نمایان می سازد و این ابعاد را با فعالیت های شناختی ادراک ، تفکر ، حافظه مستمر و ارتباط بین آنان ، مرتبط می سازد . برای شناخت بهتر این جدول ، اصطلاحاتی نیز بایستی مورد توجه قرار گیرد ، بنابراین در ذیل به صورت تفصیلی گذری بر این اصطلاحات می گردد.
• طبق نظر موآتس96 و اسچوماچر97 (1980) و نیز میلر (1987) ، ادراک به معنای فعالیتهای منظم شناخت و توجه مستمر می باشد.
o الگوی شناخت ، فرایند مقایسه ی اطلاعاتی می باشد که در گذشته در حافظه ذخیره شده است. الگوهای شناختی رخ می دهند از طریق :
➢ تحلیل آینده و یا
➢ تطابق آن با حالت اولیه ی آن تحلیل آینده یک نوع فرایند تحلیلی به شمار می آید که از طریق شکسته شدن محرک بر اساس ویژگی های مبنایی مشخصی به قسمت های اصلی آن، شناسایی می گردد. تطابق با حالت اولیه به معنای مقایسات تاریخی محرک با نسخه های ذهنی آن موضوع می باشد.
o طبق نظر ماتلین98 (1983) و میلر(1987) توجه کردن به معنای تمرکز داشتن بر فعالیت های ذهنی است که بر روی جنبه خاصی از محرک و یا رویداد واقع می شود.
➢ عمدی99 بودن هر حرکت نیز حاصل ساختارهای فرا ذهنی هر فردی می باشد که هر ورودی در اثر آن تبدیل به یک حالت هوشیارانه می شود.
➢ کلمه اتوماتیک100 مربوط به سطح فراتر و نوعی پیش آگاهی می باشد.
➢ وابستگی و غیر وابستگی های زمینه ای یک عبارت درونی می باشد که در اثر توجه کردن حاصل می شود.
فکر کردن فرایندی است که در طی آن اطلاعات ذخیره می گردد و نیز اطلاعات و محرک به منظور متناسب شدن با برنامه های رسیدن به اهداف تغییر شکل داده و دستخوش تغییراتی می گردد. این فرایند شامل فعالیت هایی از قبیل طبقه بندی استدلال قیاسی و قضاوتی می باشد.
• طبقه بندی101 ما را به فراگیری تصویری از دسته بندی102 رهنمود می نماید. طبق نظر کاگان و کوگان(1970) و میلر (1987) ، این فرایند یادگیری شامل :
• فرمول بندی کردن
• آزمایش فرضیات
• ایجاد تفاوت در تصور افراد از دسته

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع سبک تفکر، خود انتقادی، پیش دبستانی، قانونگذاری Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع جو سازمانی، سبک تفکر، بازیابی اطلاعات، سبک شناختی