پایان نامه ارشد با موضوع سبک رهبری، سیر تکاملی، انسان گرایی، سبک های رهبری

دانلود پایان نامه ارشد

ع بروز آن مورد بررسی قرار می گیرد. در نهایت تحقیقات داخلی و خارجی انجام شده در این زمینه و چارچوب نظری تحقیق در این فصل آورده شده است.

2-2. رهبری خدمتگزار

1-2-2. تعریف رهبری
قدمت واژه رهبری بنابر تحقیقات انجام شده به سال 1300 سال قبل از میلاد مسیح برمی گردد و سابقه ای دیرینه دارد. رهبری عنوانی با کاربرد جهانی است و در نشریات و ادبیات علمی و تحقیقی مطالب زیادی در مورد آن آمده است. به رغم فراوانی نوشته ها درباره آن هنوز هم محققان و نویسندگان مردم را به یک کوشش جدی برای فهم آن دعوت می کنند. رهبری قاعده و بنیان بسیار با ارزش و پیچیده ای است.
واژه رهبری بیشتر شبیه واژه های آزادی، عشق و صلح است. هرچند هر یک از انسان ها به طور ادراکی می دانند که می تواند تعاریف مختلفی برای مردم داشته باشد. به محض این که هر کسی شروع به تعریف رهبری می کند بلافاصله در می یابد که رهبری تعاریف مختلفی دارد(افجه،1385؛415). در طول سالیان دراز، رهبری در شکل های مختلف تعریف و خلاصه شده است. تعاریفی که از رهبری ارائه شده است به تعداد کسانی است که درصدد ارائه تعریفی از آن بر آمده اند.
علی رغم تعاریف گوناگون و کثیری که از رهبران ارائه شده است؛ در تعریف رهبری می توان روی چند نقطه مشترک بین همه تکیه کرد:
الف. رهبری یک فرایند است.
ب. رهبری با تغییر آمیخته است.
پ. رهبری در داخل یک گروه اتفاق می افتد.
ت. رهبری هدفمند است.
بر اساس این اجزا رهبری عبارتست از : “اثری که یک فرد بر یک گروه از افراد برای دستیابی به یک هدف مشترک عمومی ایجاد می کند”. تعریف رهبری به عنوان یک فرایند بدین معناست که موضوع ویژگی های شخصی یا شخصیتی نیست که در رهبران وجود دارد و بر پیروان اثر می گذارد؛ بلکه مذاکرات و مراودات اتفاقی که بین رهبر و پیرو می گذرد باعث این تغییر و تأثیر در پیروان است. فرایند رهبری اقتضا می کند که رهبر هم تآثیر گذار بر پیروان و هم تأثیر پذیر از پیروان باشد. رهبری شامل تأثیر و تغییر است و این بدین معناست که چگونه رهبران بر پیروان اثر می گذارند. تأثیر شرط حتمی رهبری است. رهبری در گروه اتفاق می افتد. رهبری شامل تأثیر گذاردن و تغییر دادن گروهی از افراد که دارای هدف عمومی مشترک هستند می شود. رهبری هنر اداره کردن خود و دیگران است. رهبری شامل توجه به هدف هاست. این بدین معناست که رهبری ملزم به هدایت گروه و جمعی به سمت هدف و نقطه پایان وظیفه و کاری است که پیش بینی شده است. رهبران انرژی خود را با افرادی که با هم مأمور پیمودن راه و رسیدن به هدف هستند منتقل می کنند . بنابراین رهبری زمانی موضوع و محتوا پیدا می کند که افراد درصدد و در تلاش حرکت کردن برای رسیدن به هدفی هستند. هم رهبران و هم پیروان با هم در مراحل رهبری شریک هستند. رهبران به پیروان نیاز دارند و پیروان به رهبران (افجه، 1385؛417).
در این قسمت مجموعه ای از تعاریف مراجع مختلف از رهبری گردآوری شده است که به اختصار به آن ها اشاره می گردد:
– رهبری به عنوان عامل، توان یا نیروی بالفعل یا بالقوه ای است که مدیران و رهبران از طریق اعمال نفوذ و همراه با ایجاد اطمینان در پیروان خود برای تحقق اهداف و آرمان های مورد نظر، اعم از سازمانی و گروهی از آن استفاده می کنند. سبک رهبری نیز به عنوان الگویی رفتاری است که بیانگر صفات و خصوصیات رفتاری رهبران می باشد (رضاییان، 1380؛103).
– در تعریف دیگری با تاکید بر روابط بین افراد، رهبری نفوذ بر مرئوسان از طریق برقراری ارتباط با آنان در تحقق اهداف سازمان بیان گردیده است.
-رهبری نفوذ در مردم است به منظور همراه کردن آن ها برای رسیدن به یک مقصود مشترک (کونتز و آدانل، 1958؛435).
– رهبری به عنوان یک فرآیند، به معنی استفاده از نفوذ بدون زور برای هدایت و هماهنگی فعالیت های اعضای یک گروه در جهت تحقق اهداف و به عنوان یک صفت مجموعه ای از ویژگی هاست که به کسانی که چنین نفوذی را با موفقیت به کار می برند نسبت داده می شود.
– رهبری کار تأثیر گذاری در مردم است برای وادار کردن آن ها به کوشش دلخواه به سوی هدف های گروهی (تری،1960؛493).
– رهبری نوعی فرآیند نفوذی است که به وسیله آن کردار یک فرد باعث تغییر رفتار و نظرات دیگران می شود که این نفوذ باید مشروعیت داشته باشد و این تغییر همسو با اهداف فرد پدید آید (دکوتیس و همکاران، 1979؛11).
– رهبری یکی از وظایف مدیر است که فرآیند تأثیرگذاری و هدایت فعالیت های مربوط به کار اعضای گروه ها را بر عهده دارد.
– رهبری فراگرد نفوذ اجتماعی است که در آن رهبر مشارکت داوطلبانه کارکنان را در تلاش برای کسب هدف های سازمانی طلب می کند. در اینجا واژه «داوطلبانه» واژه ای عملیاتی است. رهبران برای ترغیب مشارکت داوطلبانه کارکنان هر گونه اختیار و قدرتی را که دارند با ویژگی های شخصی خود و مهارت های اجتماعی تکمیل می کنند.
رهبری عبارتست از توانایی در اعمال نفوذ بر گروه و سوق دادن آن به هدف های مورد نظر. منبع این قدرت یا اعمال نفوذ جنبه رسمی دارد، همانند تکیه زدن بر مسند مدیریت. در یک سازمان از آن جا که مقام مدیریت جنبه رسمی دارد و اختیارات به صورت رسمی به وی داده می شود امکان دارد یک نفر در نتیجه گرفتن یک پست در یک سازمان نقش رهبری بپذیرد، ولی بحث در این است که همه رهبران مدیر نیستند و همچنین همه مدیران هم رهبر نیستند. از آن جا که سازمان حق و حقوق خاصی به مدیر می دهد این نمی تواند بدان معنی باشد یا تضمین نماید که وی بتواند سازمان را به صورتی اثربخش هدایت و رهبری کند. رهبری غیر سازمانی یا غیر ارادی (یعنی فرد قدرت اعمال نفوذی را که بدست می آورد از منابع خارج از ساختار رسمی سازمان است) می تواند از قدرت یا اعمال نفوذ رسمی اهمیت بیشتری داشته باشد. به بیان دیگر رهبر می تواند از درون گروه به وجود آید همانند رهبری که به صورت رسمی منسوب می گردد.
مروری بر تعاریف ارائه شده توسط نویسندگان روشن می کند که بسیاری از نویسندگان مدیریت بر این مساله توافق دارند که رهبری عبارتست از: فرایند نفوذ در فعالیت های فرد یا گروه به منظور کوشش برای رسیدن به هدفی در موقعیتی مشخص. از این تعریف رهبری به این نکته می رسیم که فرایند رهبری تابعی از متغییرهای رهبر، پیرو و موقعیت است L = f(L,f,s). رهبری یعنی رسیدن به اهداف با کمک و به وسیله دیگران (هرسی و بلانچارد20، 1969؛171).
در نهایت در یک تعریف ساده و کلی می توان عنوان نمود که «رهبری اعمال نفوذ در افکار و رفتار و تصمیمات دیگران است به گونه ای که با میل و رغبت طبق انتظار عمل می کنند» (موسی خانی و محمدنیا، 1385؛47).

2-2-2. مسیر تکاملی نظریه های رهبری:

جدول 1-2 مسیر تکاملی نظریه های رهبری
نظریه های رهبری
توضیح
مکاتب رهبری
ویژگی های شخصیت دیویس: او چهار خصوصیت عمده را برای رهبران ذکر نموده است: هوش، بلوغ اجتماعی، توفیق طلبی و انسان گرایی.
این مکتب مبتنی براین است که رهبران افراد خاصی هشتند که در ابتدای امر رهبر متولد می شوند و دارای خصوصیات ذاتی هستند که از آن ها رهبرانی موفق می سازد. اما بعد از سال ها مطالعه اجتماعی بر روی صفات مشترک حاصل نگردید.
مکتب صفات شخصی (انسان بزرگ، جنبه ذاتی رهبری)
استاگدیل: او پنج خصوصیت جسمانی ، چهار ویژگی مربوط به هوش و توانایی، شانزده خصوصیت شخصیتی، شش ویژگی مربوط به کار و نه ویژگی اجتماعی را برای رهبران ذکر نمود.

مان: او شش خصوصیت را برای رهبران ذکر نمود: هوش، مردانگی، اعتدال، تسلط، برونگرایی و محافظه کاری.

پاتریک و لاک: آن ها نیز شش ویژگی مهم را برای رهبران تعریف نموده اند: تحرک، تمایل به رهبری، درستکاری، اعتماد به نفس، توانایی و آگاهی، دانایی.

مطالعات آیوا (رونالد لیپیت، رالف وایت و کرت لوین): در این مطالعات سه سبک رهبری استبدادی، مشارکتی و تفویضی مورد آزمون قرار گرفت.
مکتب رفتاری به جای پرداختن به صفات شخصیتی رهبران، رفتارها و اعمال آنان را مورد بررسی قرار می دهد. ایده ی اصلی مکتب رفتاری این است که با شناسایی رفتارهایی که موجب موفقیت رهبران می شود و آموزش آن ها به افرد، بتوان رهبران موفقی را تربیت کرد.
مکتب رفتاری (جبنه اکتسابی رهبری)
مطالعات اوهایو (مورفی): هدف از این مطالعات شناسایی ابعاد مستقل رفتار رهبری بود. آن ها ابعاد رفتار رهبری را به دو بعد عمده ساخت دهی (وظیفه گرایی) و رعایت حال دیگران (انسان گرایی) تقسیم کردند.

مطالعات هاروارد: آن ها رهبران را همانند مطالعات اوهایو به دو گروه رهبران وظیفه ای و رهبران اجتماعی- احساسی تفکیک نمودند اما بیان کردند که این دو بعد قابل جمع در یک فرد نیست.

مطالعات میشیگان (ویکتور و روم) : این مطالعات دو بعد از رفتار رهبران را مورد توجه قرار دادند که عبارتند از رهبران تولید گرا و رهبران کارمندگرا.

مطالعات پویایی شناسی گروهی (دروین کارترایت و آلوین زاندر) : این مطالعات در خصوص سبک های رهبری مدعی هستند هدف های گروهی و سازمان در یکی از مقوله های 1- رسیدن به هدف های خاص گروه و 2- نگهداری و تقویت گروه جای می گیرند.

شبکه مدیریت (رابرت بلیک و جین موتون) : این نظریه نشان می دهد که سبک رهبری تک بعدی نیست و با توجه به نسبی بودن توجه مدیر به کار و یا کارکنان سبک رهبری را مطرح می سازد. 1- سبک نامحسوس 2- سبک باشگاهی 3- سبک استبدادی 4- سبک انسانی و سازمانی 5- سبک تیمی.

چهار سبک رهبری (رنسیس لیکرت) : او با توجه به تحقیقات میشیگان در یک زنجیره روش های متداول را از سبک یک تا چهار (آمرانه، دلسوزانه، مشاوره ای و مشارکتی) نام گذاری نمود.

نظریه پیوستاری (تانن بام و وارن اشمیت) : آن ها معتقد بودند که مدیر باید قبل از انتخاب سبک رهبری، سه دسته از عوامل (ویژگی های ذاتی مدیر، ویژگی های زیردستان و ویژگی های موقعیتی) را مورد توجه قرار دهد.
نظریه های این مکتب اصولاً بر یک سبک و شیوه رهبری تأکید نمی کنند بلکه بر اساس شرایط و به اقتضای موقعیت ها شیوه های مناسب و مطلوب رهبری تعیین می شود.
مکتب اقتضایی
نظریه رهبری مبتنی بر موقعیت- سیکل زندگی(پال هرسی و کنث بلانچارد) : این نظریه بر این استوار است که سبک رهبری با میزان رشد و بلوغ زیردستان تغییر می کند.

نظریه انطباق موقعیت با سبک رهبری (فیدلر) : در این نظریه شیوه های رهبری همانند شبکه مدیریت در دو قطب کارمندمداری و وظیفه مداری قرار دارند و سه عامل 1- رابطه رهبر و پیرو 2- ساختار سازمانی و وظایف سازمانی 3- موقعیت قدرت رهبر به عنوان شاخص های موقعیتی قلمداد شده اند.

نظریه مسیر- هدف (رابرت هوس و مارتین ایوانز) : این نظریه بر اساس مدل انگیزشی انتظار بنا شده است و بر این نظر استوار است که رفتار رهبر زمانی برای پیروان قابل قبول و پذیرش است که منبع رضایت و انگیزه برای آنان باشد و در جهت تأمین هدف های آنان را یاری دهد.

نظریه سبک، ساختار و ظرفیت (استینسون و جانسون) : در این نظریه با توجه به عوامل موقعیتی ساختار کار و ظرفیت کارکنان میزان رابطه مداری و یا ضابطه مداری تعیین می شود.

نظریه تعامل رهبر با اعضا (جرجین گرین) : در این نظریه بیان می شود که رهبران بین زیردستان خود فرق قائل هستند و تفکیک افراد از یکدیگر چیزی بیش از یک امر تصادفی است و رهبر ضمن ارتباط منسجم با افرادی خاص گروهی ویژه را تشکیل می دهد.

نظریه هنجاری رهبری (ویکور و روم و فیلیپ یتان) : در این نظریه پنج سبک رهبری از کاملاً آمرانه تا کاملاً مشارکت جویانه، در کنار هفت بعد موقعیتی در دو حوزه کلی 1- نحوه تأثیر مسائل و مشکلات در کیفیت و مقبولیت یک تصمیم و 2- نحوه تأثیر مسائل و مشکلات در میزان همکاری زیردستان مطرح می شود و در نهایت با پاسخگویی به سوالات مطرح با توجه به ابعاد موقعیتی بهترین تصمیم جهت انتخاب شیوه رهبری اتخاذ می شود.

نظریه اثربخشی رهبری (ویلیام ردین) : این نظریه با افزودن بعد سوم به شبکه مدیریت یعنی اثربخشی بیان می کند که هر چهار شیوه بر حسب موقعیت می توانند اثربخش یا بی اثر باشند.

نظریه رهبر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع خدمات بیمه، صنعت بیمه، کارکنان بانک، خدمات بیمه ای Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع روانشناسی، روانشناسی مثبت گرا، رهبری خدمتگزار، توانمندسازی