پایان نامه ارشد با موضوع ساختار شهر، ساختار شهری، مدیریت شهری، ساختار کالبدی

دانلود پایان نامه ارشد

وضوح بیش‌تری از اجزا و پیوندها می‌رسیم. با این همه، چیزهایی را در این برگشت از دست می‌دهیم. در پیکربندی، دیگر سوگیری، زاویه و پهنا نداریم و در سازمان، شمار واقعی و چیدمان راه‌ها در سامانه را وانهاده‌ایم و به یک گونه یا لایه بسنده کرده‌ایم. در ترکیب‌بندی با ساختار و سامانه روبه‌رو هستیم و تنه بزرگ‌ترین قطر و توان عمل‌کرد شریانی را دارد. در پیکر‌بندی تنها سامانه را داریم که در آن تنه، بیش‌ترین پیوند و تداوم را دارد. در سازمان، با لایه و گونه روبه‌رو هستیم، یک عنصر مرکزی که هر کس به آن پیوند می‌خورد.
ساختار درختی گونه‌ای از ساختارهای شهری و الگویی از سامانه‌ی راه‌ها است که پیچدگی، گونه‌گونی و ناهم‌سانی، به‌هم‌پیوستگی، پیوندها و زنجیره‌ی رده‌ها از ویژگی‌های آن است. ساختاری که در پی دست‌یابی به یک الگو برای همه‌ی شهرها و همه‌ی سامانه‌ها و تارنماها نیست (Marshall, 2005: 159-177).
اندکی از پیشینه و چگونگی بودِ آب در شهر
چرایی و چگونگی پیدایش نخستین شهرها، چالشی است همیشگی در میان شهرشناسان که زمینه‌ی گسترش نگریه‌های گوناگونی در این باره شده است. در این میان نگریه‌ی آب و سکونتگاه‌ها، هم‌چنین نگریه‌ی آب‌سالار، بسیار شناخته شده هستند و دانشمندان بسیاری بر درستی این نگریه‌ها، دستِ‌کم در بخش‌های گسترده‌ای از جهان هم‌دل هستند. بر پایه‌ی این نگریه‌ها، عامل‌های زاستاری48 و بیش از همه آب در پدیداری و گسترش شهرها بازتاب داشته‌اند. بررسی تمدن‌های نخستین، مانندِ مصر و سومر در کنار آب‌راه‌های بزرگی چون نیل، دجله و فرات، ما را به درستی این نگریه‌ها می‌رساند. برخی ایستار49 هر تمدنی را از دید پیش‌رفت با زیرساخت‌های هم‌پیوند با آب می‌سنجند و بدون آب بسیاری از دگرگونی‌های زندگی آدمی و حتی انقلاب صنعتی را هم شدنی نمی‌دانند (پاپلی یزدی؛ رجبی سناجردی، 1382: 69)؛ (علمداری، 1387: 78-79).
نگریه‌ی آب‌سالار ویتفوگل نیز مانند نگریه‌ی آب و سکونتگاه‌ها، به بازخوانی بوم‌شناسیک پیدایش شهرها می‌پردازد. در این نگرش، شهرها بر پایه‌ی فزونی فراورده‌های کشاورزی -در جاهایی که دست‌رسی به آب، هوا و خاکِ درخور برای کشاورزی هست- پدید می‌آیند. بر پایه‌ی این نگریه، آب‌یاری زمین‌های کشاورزی به افزایش شمار مردم در جاهای پیش‌گفته، می‌انجامد و پیدایش شهرها را در پی دارد برخی از هوادارانِ نگریه‌ی آب‌سالار باورمندند که در پیدایش شهرها، گذر از کشتِ بارانی به سامانه‌ی آب‌یاری، با رشد فزاینده‌ی مردم، تمرکزگرایی، پیدایش ساختمان‌های یادمانی و با بهره‌ی همگانی و قشربندی‌های اجتماعی همراه بوده و این گونه، شهرها پدیدار شده‌اند (شکویی، 1391: 142).
به دیگر سخن، در بررسی جایگاه آب، دو روی‌کرد گوناگون روایی دارد؛ روی‌کرد نخست که آب را در جایگاه یک نیاز زیستی می‌داند و روی‌کرد دوم که را آب یک عاملِ فرهنگی که شیوه‌های ویژه‌ای از زندگی و تمدن را پدید آورده است (کرسون، 1343: 112).
نگاره‌ی 2-3: رود نیل و زندگی آدمیان در کنار و بر روی آن
نورهای پیرامونی نیل در شب، آن را شریانی زندگی‌بخش می‌نمایاند. این رود بلند، سرچشمه‌ی گونه‌های گوناگونی از زندگی و سکونت شده است؛ از یک زندگی نخستینی و ساده بر توده‌های شناور در تالاب‌های جلگه‌ی نیل در سودان تا شهری هم‌چون قاهره. (ماخذ نگاره: اینترنت؛ en.wikipedia.org؛ izismile.com)
پیوند ناگزیر یا خودخواسته و اندیشیده‌ی آب و شهر
درباره‌ی چگونگی پیوند آب و شهر و خواستِ آدمی در گزینش آن، می‌توان به جایگاه پیش‌رفت فن‌آوری در میان جامعه‌های انسانی پرداخت؛ چرا که برای نمونه، دست‌رسی به آب یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های بی‌شمار زندگی گروهی در جاهای خشک ایران -که با کم‌آبی یا بی‌آبی دست به گریبان است- بوده و هست و زندگی اجتماعی با محوریت آب پدیداری یافته است. در گذشته‌های دور، نیاکان ما از راه‌های گوناگون برای آن چاره‌اندیشی کرده‌اند و از نمونه‌های آشکار این تلاش‌ها، کندن کاریز و ساخت آب‌انبارها (فرهنگ آب‌انبارسازی در محله‌های شهری و در کنار راه‌های کاروان‌رو) است. هم‌چنین در شکل‌پذیری بافت‌های شهر، عامل‌های زاستاری، بزرگ‌ترین بازتاب را داشته‌اند و بافت شهرهای تاریخی ایران نشان‌دهنده‌ی تلاش سرسختانه‌ی مردم در برابر دشواری‌های آب‌هوایی و ایستار بوم‌شناسیکِ ویژه و دست‌رسی به آب است (لطفی؛ مسجدی، 1392: 17)؛ (تَوسلی، 1391: 103)؛ (علمداری، 1387: 79)؛ (شاطریان، 1388: 302 و 326).
با این همه، امروزه طراحی سامانه‌ی آب‌های روزمینی در شهرها، پیوند بسیار نزدیکی با طرح‌ریزی شهری دارد و بیش‌تر بخشی از آن به شمار می‌رود (طاهري بهبهاني؛ بزرگ‌زاده‌، 1375: 305) و در بررسی‌ها و پژوهش‌های پایه‌ای حوزه‌ها و شهرها، اقتصاد شهری، طراحی شهری و غیره، همواره آب از جایگاهی بسیار بایسته برخوردار است؛ زیرا آب بنیاد رشد و گسترش است و از آن برای آرامش‌بخشی و زیباسازی زندگی شهری بهره برده می‌شود و سامانه‌ی آب‌رسانی بایسته‌ترین زیرساخت شهری به شمار می‌رود. بدون آب، نه تنها پدیداری آبادی، در جایگاه اوجی از زندگی آدمیان با هم، شدنی نبود؛ هم‌چنین زندگی هر کس به تنهایی نیز پایداری نداشت (بهزادفر، 1391: مقدمه، 2، 10، 17 و 18).
هر چند امروزه با بهره‌گیری از فن‌آوری‌های نوین می‌توان آب را از دوردست‌ها، به نزدیکا آورد و نیز آب‌های زیرزمینی را از ژرفاهای بسیار به بالا کشید و بایستگی جایابی شهرها در کنار سرچشمه‌های آبی که به آسانی در دست‌رس باشد، کاهش یافته است، با این همه، آب هم چنان در رشد و گسترش شهرها، جایگاهی بایسته و کارا دارد؛ چنان‌چه امروزه نیز کم‌بود آب در رشد و گسترش شهرهای کناره‌ی دریاهای جنوبی و فلات درونی ایران، یک تنگنا به شمار می‌رود و شهرهای شمالی در برابر این ایستار جای می‌گیرند (شاه‌حسینی؛ رهنمایی، 1389: 49).
از این همه، چنین به دست می‌آید که آدمی و در پی آن شهرها، در گامِ نخست، نیاز و پیوندی زیستی و بوم‌شناسیک به آب دارند و از بایسته‌های زندگی، یکی هم آب است که آدمی ناگزیر از خواست و اندیشیدن به آب است. با این همه مرز و اندازه‌ی این نیاز و پیوند، به چیزهای فراوانی مانندِ توانِ فن‌آورانه و فرهنگ بستگی دارد.
به این پرسش از سویی دیگر نیز باید نگریست و آن هم، این که آیا شهرها و مردمانی نیستند که از بودِ فراوانِ آب در رنج و فشار باشند؟ به دیگر سخن، آبِ فراوان، برای ایشان -اگر چه در بخش‌هایی- تنگناهایی پدید آورده باشد؟ نمونه‌ای روشن برای پاسخ به این پرسش، تراز بالای آب‌های زیزمینی در خاور و جنوب‌خاوری دشت شیراز تا جایی که در برخی از جای‌ها، تراز ایست‌آبی از روی خاک نیز بالاتر آمده و سختی‌ها و تنگناهای پیش‌بینی‌ناشده‌ای را برای مردم و مدیریت شهری پدید آورده است (صمیمی؛ جویافر؛ خلیفه‌سلطانی، 1383)؛ (پارهاس و همکاران، 1381). پس فراوانی آب هم، چالشی ناگزیر می‌تواند باشد؛ اگر چه بتوان برای آن چاره‌ای اندیشد یا از آن بهره‌ای نیز گرفت.

نمونه‌ها و گونه‌بندی بازتاب آب بر ساختار شهر
ایران
بودِ آب در شهرها، بازتاب گوناگونی داشته است؛ از بازتاب بر مرزهای شهر، بر استخوان‌بندی، محله‌بندی، گذربندی و ریختارِ شهر تا در جایگاه زمینه‌ی شهر. آب در برخی از شهرهای کهن و نیز کوهستانی ایران، الگویی برای پدیداری سامانه‌ی اصلی دست‌رسی و تارنمای راه‌های پیوند‌دهنده بوده است (پاپلی یزدی؛ رجبی سناجردی، 1382: 69)؛ (سلطان‌زاده، 1372: 54).
آب در جایابی شهرها جایگاهی بسیار بایسته دارد. سکونتگاه‌ها در جای‌هایی پدید می‌آیند و رشد می‌کنند که به آب رودخانه‌ها یا آب‌های زیرزمینی یا اندوخته‌های آبی (مانندِ پشتِ بندها و آب‌انبارها) دست‌رسی داشته باشند. به دیگر سخن، شهرها، بیش‌تر در دشت‌های پای‌کوهی که رودخانه‌های همیشگی در آن‌ها روان است و به آب‌های زیرزمینی دست‌رسی دارد پدید آمده‌اند (شاه‌حسینی؛ رهنمایی، 1389: 48). آب‌های رودخانه‌های بزرگ در ساختاریابی و رشد شهرهای بزرگ با مردمان پرشمار جایگاهی بنیادین داشته و دارند. در گذشته این وابستگی به سرچشمه‌های آبی در ایران، نه تنها از روی نیاز شهرنشینان به آب آشامیدنی که بیش‌تر برای کشاورزی بوده و آب‌رسانی با سرنوشت آن‌ها گره خورده بوده است (کاتوزیان، 1386: 63)؛ (پاپلی یزدی؛ رجبی سناجردی، 1382: 68)؛ (اسپونر، 1386: 407)؛ (لمتون، 1377: سی‌وسه-سی‌وچهار)؛ (لَمتون، 1386: 173)؛ (سلطان‌زادِه، 1367: 201) و شاید بتوان گفت که: «در فلات ایران احتمال دارد شهرها از یک پایگاه کشاورزی وابسته به آب‌یاری رودخانه‌ای سرچشمه گرفته باشند» (اسپونر، 1386: 409).
شهر اصفهان، نمونه‌ی آشکاری از رشد و گسترش شهر بر پایه‌ی آبِ فراوان و رودخانه است و همین بالادستی آن را در برابر یزد -با آن همه دیرینگی و مایه- در دگرگونی به پایتخت در پی داشته (هولود، 1385: 49). «اسپونر50» در پژوهش خویش درباره‌ی شهر و رود در ایران چنین می‌نویسد: «بدون تردید، وجود زاینده‌رود به ما نمی‌گوید که چرا اصفهان به یکی از مهم‌ترین شهرها در تاریخ آسیای جنوب‌غربی تبدیل شد، اما اصفهان بدون یک چنین ذخیره‌ی آبی، آن‌چنان که توسعه یافت نمی‌توانست توسعه پیدا کند». وی پیوند میان رودخانه و پیدایی شهرها را تا جایی پیش می‌برد که بیش‌تر شهرهای کهن ایران در پیش از دوران کاریز را برآمده در کنار رودها می‌داند؛ اگر چه نمونه‌های در برابر این دیدگاه، چون کرمان را هم می‌آورد (اسپونر، 1386: 407 و 430).
نگاره‌ی 2-4: جایگاه درخور زاینده‌رود برای رشد اصفهان در زمینه‌های گوناگون
ماخذ: (نوربختیار، 1380)
آب، افزون بر چگونگی جایابی شهرها در ساختاریابی آن‌ها نیز بازتاب داشته است. پدیداری ساخت و بافت‌های شهری بر پایه‌ی آب و راه‌های دست‌رسی به آن و هم‌سو با رودخانه‌ها، نهرها یا جوی‌های آب و بازتاب پُررنگ آب بر ساختار شهرها را نمی‌توان نادیده گرفت؛ مانندِ اصفهان دوره‌ی صفوی که سامانه‌ی آب‌رساني، خود دست‌مايه‌ی طراحي شهري اصفهان، با محله‌های نو در آن دوره بوده است و مادی‌ها پیوندی درخور با بافت و سازمان شهر داشته‌اند. محله‌های تازه‌تر، مانندِ «خواجو»، «صالح‌آباد» و «چرخاب» در دو سوی زاینده‌رود و مادی‌های آن در درازا گسترده شده‌اند. محله‌ی جلفا نیز بر پایه‌ی ویژگی‌های بوم‌شناختی و به ویژه آب، جایابی شده و ساختار یافته که این خود در بازتعریف ساختار شهری اصفهان در دوره‌ی صفوی، جایگاهی بنیادین دارد. جلفا در کناره‌ی زاینده‌رود و در جایی که چندین مادی از آن می‌گذشته، جایابی شده است. نخستین چیزی که برای خانه‌گزینی در جلفا در دید داشته‌اند، هم‌کناری با مادی‌ها بوده است و از همین روی، مادی‌ها، هم گذرها و بخش‌های جلفا را پدید آورده و هم به آن بافتی انداموار بخشیده‌اند. به دیگر سخن، رشد و گسترش جلفا، بر پایه‌ی آب و ناپیوسته بوده و آرایش آن برگرفته از آرایش آب و مادی‌ها در آن جا است (سُلطان‌زادِه، 1372: 54)؛ (اهری؛ حبیبی، 1380: 261)؛ (احمدي؛ فروغمند اعرابي، 1391)؛ (درهومانيان، 1379: 26)؛ (ماجدي؛ احمدي، 1387).
پس مادی‌ها افزون بر بازتابی کلی که بر ساختار کالبدی شهر داشته‌، در سامانه‌ی راه‌ها نیز به روشنی بازتاب داشته‌اند. هم‌سو با مادی‌ها، برخی کوچه‌ها نیز پدید آمده‌اند و خانه‌ها در کنار آن‌ها جای گرفته‌اند. آن‌ها به دو گونه بر کالبد اصفهان بازتاب داشته‌اند: نخست به گونه‌ای طراحی شده و از پیش‌اندیشیده، مانند «چهارباغ» و دیگر بازتابی که بر بافت انداموار اصفهان داشته و به گونه‌ای مارپیچ از شهر گذشته و سبزراه‌هایی را در کنار خود پدید آورده‌اند؛ مانند مادی «نیاصرم» و «فرشادی». مادی‌ها اگر چه برای کشاورزی پدید آمدند، ولی کم‌کم در شهرها نیز جایگاهی بایسته یافتند تا جایی که «شیخ بهایی» با بهره از آن‌ها، سامانه‌ی شطرنجی «نجف‌آباد» را پی ریخته است (اهری؛ حبیبی، 1380: 261، 263 و 274-275)؛ (ماجدي؛ احمدي، 1387)؛ (بهزادفر، 1391: 59).
نقشه‌ی 2-1: گام‌های رشد جلفا
رشد و گسترش جلفا، بر پایه‌ی آب و ناپیوسته بوده و آرایش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع شهرهای تاریخی، بخش مسکونی، ناسازگاری، فضاهای عمومی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع هنرهای زیبا، شهر تاریخی، سوگیری