پایان نامه ارشد با موضوع ساختار شهر، ساختارگرایی، کارشناسی ارشد، روش پژوهش

دانلود پایان نامه ارشد

1382
کتاب
9
The City Shaped: Urban Patterns and Meanings Through History
Spiro Kostof
1999
کتاب
10
To Scale: One Hundred Urban Plans
Eric J. Jenkins
2008
کتاب
11
Urban Spatial Structure
Alex Anas; Richard Amott; Kenneth A. Small
1997
کتاب
12
«نقش مادي‌ها در شكل‌گيري ساختار فضايي شهر اصفهان»
حميد ماجدي و فرشته احمدي
1387
مقاله
13
«نقش آب در شكل‌دهي فرم كالبدي در محلات تاريخي اقليم گرم و خشك (نمونه‌ی موردي محله‌ی جلفاي اصفهان)»
ارمغان احمدي و هومن فروغمند اعرابي
1391
مقاله
14
«بازشناسي تاثير آب بر شكل‌گيري شهرهاي كهن به منظور دست‌يابي به راه‌كارهاي توسعه‌ی شهري پايدار (نمونه‌ی موردي: ميبد و اصفهان)»
سيده مهسا عبداله‌زاده
1390
مقاله
15
«شبکه‌های سنتی آب‌رسانی و نقش آن در مورفولوژی شهر میبد»
سعید جانب‌اللهی
1366
مقاله
16
“The Morphogenesis of Iranian Cities”
Michael E. Bonine
1979
مقاله
17
“Historic water-cycle infrastructure and its influence on urban form in London”
T.H. Teh
2009
مقاله
18
تحلیل ساختار فضایی و کالبدی شهر بوشهر به منظور ارایه‌ی راه‌بردهايي براي توسعه‌ی آينده
داریوش مظفری
1385
پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد شهرسازی
19
تحليل نقش قنات در حيات تاريخي يزد از دوره‌ی ايلخانان تا دوران پهلوي اول 674-1320 ش. / 1295-1941 م.
زهره چراغی
1388
رساله‌ی دکترای تاریخ
20
تبيين و تحليل توسعه‌ی کالبدي شهر اردکان
حسن رضاپور
1390
پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد جغرافیا
(ماخذ: نگارنده)
پیش‌انگاشت‌های پژوهش
1- به دید می‌آید که سامانه‌ی سنتی پخشایش آب در ساختاریابی شهر استهبان، بازتابی سرراست داشته است،
2- به دید می‌آید که محله‌بندی و سامانه‌ی راه‌ها در شهر کهن استهبان، نسبتی سرراست با سامانه‌ی سنتی پخشایش آب دارد.
روش پژوهش
از آن جا که این پژوهش در پی بررسی ساختار خودبسنده و ویژه‌ی یک شهر (استهبان)، آن هم در پیوند با سامانه‌ی سنتی پخشایش آب آن است، می‌بایست از روشی بهره برد که بتوان با آن شهر استهبان، ساختار و سامانه‌ی سنتی پخشایش آب آن را در پیوند با هم و در جایگاه پدیداری ویژه و خودبسنده بررسید.
روش این پژوهش «پديدارشناسي توصیفی9» است و برگرفته از روش توصيفي-استقرايي؛ «خلق يك توصيف جامع از پديده‌ی تجربه‌شده براي دست‌يابي به درك ساختار ذاتي آن». پديدارشناسي «عبارت است از مطالعه‌ی پديده‌ها از هر نوع و توصيف آن‌ها با در نظر گرفتن نحوه‌ی بروز تجلي آن‌ها، قبل از هر گونه ارزش‌گذاري، تاويل و يا قضاوت ارزشي» «دو ويژگي مهم هر نوع پديده‌اي آن است كه: اولا پديده‌ها داراي ماهيت‌اند، و ماهيت، ويژگي ضروري و ثابت پديده مي‌باشد … ثانيا پديده‌ها شهودي هستند: يعني ماهيت پديدارها را نه از طريق انتزاع كه از طريق شهود به دست مي‌آوريم. گزاره‌ي شهودي، گزاره‌اي است خود اعتباربخش، يعني گزاره‌اي كه براي احراز درستي آن هيچ مدركي قوي‌تر از خودش نتوانيد ارایه بدهيد». «تحقيقي توصيفي است كه نه صرفا بر شواهد تجربي متكي است و نه بر استدلال‌هاي منطقي، بلكه بر ساختار تجربه توجه مي‌كند و اصولي را سازمان‌دهي مي‌كند كه به جهان زندگي، شكل و معني مي‌دهد. چنين تحقيقي در صدد روشن كردن ماهيت اين ساختارها، همان گونه كه در آگاهي ظاهر مي‌شوند، است؛ به عبارتي در صدد قابل رويت كردن امر ديدني است» (امامی سیگارودی؛ دهقان نيري؛ رهنورد؛ نوري سعيد، 1391). «پدیدارشناسی می‏کوشد از اصالت تحویل یا فروکاهش مفرط پرهیز کند و در صدد آن است که تنوع، پیچیدگی و غنای تجربه را بیان کند. مخالفت با فروکاهش مفرط ما را از قید سبق ذهن‏های غیرانتقادی که مانع آگهی از خصوصیت و تنوع پدیدارها است، آزاد می‏کند و به ما اجازه می‏دهد که تجربه‏ی بی‏واسطه را وسیع‏تر و عمیق‏تر کنیم و در نتیجه توصیف‏های دقیق‏تر از این تجربه را ممکن می‏سازد» (ربانی گلپایگانی، 1381).
هم‌چنین فرآيند بررسي سنجشگرانه‌ی سندها و بازمانده‌های گذشته، روش تاريخي خوانده مي‌شود. روش تاريخي تا اندازه‌ای مانند روش ميداني است زيرا بیش‌تر، فراخواست هر دو جدا کردن موضوعي کوچک يا آزمون پیش‌انگاشت نيست (بیکر، 1377: 326).
پس در این پژوهش ناگزیر از بررسی پیشینه‌ی استهبان و ساختار آن بر پایه‌ی نوشتارها و سندها و برداشت به روش میدانی و پیمایشی، برای سنجش، برهم‌نهادن و فراآوری داده‌ها هستیم تا در پایان به ترسیم ساختار شهر استهبان بر پایه‌ی یافته‌های پژوهش و سامانه‌ی سنتی پخشایش آب برسیم.

گام‌های پژوهش
این پژوهش بر پایه‌ی زنجیره‌ی زیر به انجام خواهد رسید:
1- فراهم کردن پیش‌نهادیه‌ی پژوهش،
2- بررسی پایه‌های نگریک پژوهش که در برگیرنده‌ی بخش‌های زیر است:
2-1- تعریف‌ها و مفهوم‌ها،
2-2- بررسی نگریه‌ها و دیدگاه‌های اندیشمندان و پژوهشگران،
2-3- پیشینه و چگونگی پیوند آب و شهر،
2-4- بررسی نمونه‌ها در شهرسازی ایران و جهان،
2-5- گونه‌بندی
3- بررسی شهر استهبان،
3-1- شناخت جغرافیای شهر استهبان،
3-2- بررسی پیشینه‌ی شهر استهبان،
3-3- بررسی نام‌واژه‌ی استهبان،
3-4- بررسی سامانه‌ی سنتی پخشایش آب شهر استهبان،
3-5- بررسی ساختار شهر استهبان با دید به سامانه‌ی سنتی پخشایش آب،
3-6- بررسی دوره‌های گوناگون رشد و گسترش شهر استهبان،
4- ارزیابی و برآیند داده‌ها،
5- ترسیم ساختار شهر استهبان بر پایه‌ی سامانه‌ی سنتی پخشایش آب،
6- به دست دادن معیارهایی برای بازتعریف ساختار کنونی شهر استهبان،
7- بازتعریف ساختار کنونی شهر استهبان با دید به یافته‌های پژوهش.

نمودار 1-1: فرآیند انجام پژوهش
(ماخذ: نگارنده)
روش و ابزار گردآوري داده‌ها
برای گردآوری داده‌هایی که در این پژوهش به آن‌ها نیاز است از روش‌های زیر بهره گرفته می‌شود:
1- روش کتاب‌خانه‌ای و اسنادی: برای سامان‌دهی و فراهم‌آوری بخش پایه‌های نگریک، پیشینه‌ی پژوهش و گردآوری داده‌هایی که در این پژوهش به آن‌ها نیاز است و بررسی سندها و مدرک‌های هم‌پیوند با شهر استهبان و نقشه‌ها و عکس‌های دوره‌های گوناگون و تاریخی شهر،
2- روش پیمایشی و میدانی: برای گردآوری و پرداخت داده‌های گردآمده در پیوند با ویژگی‌های شهر استهبان.
روش ارزیابی و برآیندیابی داده‌ها
پس از شناخت شهر استهبان و فراآوری داده‌هایی که در این پژوهش به آن‌ها نیاز است، به ارزیابی داده‌های پژوهش به روش استقرایی پرداخته خواهد شد.
روش پژوهش کیفی نمایانگر یک شیوه‌ی ارزیابی استقرایی است (از جز به کل رسیدن). این شیوه‌ی ارزیابی در برابر روش‌های پژوهش کمی که بر پایه‌ی اندیشه‌ی قیاسی و یا فرایند گذار از نگریه‌ای ویژه به مشاهده‌هایی ویژه انجام می‌گیرد، است. روش استقرایی با مشاهده‌ی عینی مشخصی آغاز می‌شود و فراخواست آن شناسایی چارچوب‌ها است. روش استقرایی در بر گیرنده‌ی زنجیره‌ی گردآوری، تلخيص و ارزیابی و برآیندیابی داده‌ها و در پایان فراآوری دست‌آورد است.

بخشِ دوم
پایه‌ها و چارچوب‌های نگریک

ساخت10 و ساختار‌گرایی11
بر پایه‌ی نگریه‌ها و گفتارهایی که درباره‌ی چیستی ساخت شهر در دست داریم، بیش‌تر نگریه‌پردازان بر این باورند که شهر در جایگاه پدیده‌ای پیچیده، دارای ساخت است. به زبان دیگر، هستومندی سامان‌یافته از عنصرهایی هم‌پیوند که پیوندی پایدار میان عنصرهای آن فرمان‌روا است. هم‌چنین می‌توان ساخت شهر را به دو بخش اصلی12 و غیر اصلی13 بخش کرد. بخش اصلی که استخوان‌بندی شهر را در برمی‌گیرد و پایش، پویش و هویت شهر از آن به دست می‌آید و دیگر بخش‌های شهر که جایگاهی پُرکننده14 دارند و نماینده‌ی دگرگونی، گوناگونی و اختیار هستند (بحرینی، 1390: 36).
ساختارگرايي، در جایگاه يك روش ارزیابی و برآیندیابی، از سوی «فرديناند دو سوسور15» در زبان‌شناسي16 آغاز و گسترش پيدا كرد. «کلود لوی استراوس17» را می‌توان پدر ساختارگرایی با گرایش انسان‌شناسی ساختارگرا18 دانست. این جنبش در معماری و شهرسازی با بهره‌گیری از باورها و گفته‌های چندین معمار و شهرساز آغاز شده و رشد یافته است. این جنبش اندیشگانی، واکنشی به عمل‌کردگرایی19 «جنبش سیام20» است. تلاش ساختارگرایان، برای یافتن سامان در پشت پدیده‌ها را با سامان و آرایشی ساخته و پرداخته از پیش، نمی‌بایست یک‌سان دانست؛ چرا که آفرینشِ دوباره، بازسازی و نوسازمان‌دهی درباره‌ی آن چه که هست، از بایسته‌های این بینش و روش به شمار می‌رود (حمیدی؛ صبری؛ حبیبی؛ سلیمی، 1376: 12).
درباره‌ی ساخت دیدگاه‌های فراوانی در دست است. برخی آن را گروه ساده‌ای از پیوندها و برخی هم سامانه‌ی در هم پیچیده و به هم پیوسته‌ای از پیوندها و میان‌کنشِ همه‌ی عناصر می‌دانند؛ مانندِ زنجیره‌ی عضوهای یک پیکر که در برابر و کنارِ کارکرد جداگانه‌ای که دارند، نیز هستی هر یک وابسته به هستی دیگران است. چندان که از همه‌ی آن‌ها در کنارِ هم چیزی به دست می‌آید که از برآیندِ تک‌تک آن‌ها بسی بیش‌تر و شاید چیزی دیگر است. ساختارگرایی به جای ارزش درونی و جداگانه‌ی هر یک از عناصر، بر شیوه‌ی هم‌نشینی این عناصر چشم دارد (نجَفی، 1373: 19)؛ (عبدی دانشپور، 1390: 304). به دیگر سخن، «هرگاه میان عناصر و اجزای یک مجموعه که کلیت آن مدِ نظر می‌باشد، رابطه‌ای نسبتا ثابت و پابرجا برقرار باشد، به مفهوم ساخت می‌رسیم» (توسلی، 1370: 125).
ژان پیاژه21 نیز، با آوردن واژه‌ی سامانه، به عضوها و پیوندهای میان آن‌ها دید دارد، با این همه بر روی ویژگی دگرگون‌شدگی آن پا می‌فشارد و چنین می‌نویسد: «همه‌ی ساختارهای شناخته‌شده … بدون استثتنا، نظام‌هایی هستند که در آن‌ها دگرگونی‌هایی روی داده است» (سیم، 1388: 16).
شهر نیز از آن چه در بالا آمد جدا نیست و در میان عضوهای گوناگون آن، پیوندی پویا و پایدار را می‌توان بازجُست و با دید به نگریه‌ی سامانه‌ها، شهرها را می‌توان اندامواره‌هایی زنده دانست که رشدِ آن‌ها پدیده‌ای گریزناپذیر خواهد بود و استواری و پایداری آن برآمده از ساختار اصلی22 شهر است. بر پایه‌ی این دیدگاه، عمل‌کرد شهر هم‌چون سامانه‌ای دربرگیرنده از بی‌شمار زیرسامانه‌ها است که در یک‌دیگر بازتاب‌های گوناگون دارند و با هم مجموعه‌ای پیچیده را پدید می‌آورند. چنین است که ساخت کلان یک شهر، روشن‌کننده‌ی آن بخش از سامانه‌ی شهر است که چارچوبی نرمش‌پذیر برای پدید آمدن زیرسامانه‌های گوناگون در بازه‌های زمانی رشد فراهم می‌آورد (پاکدامن، 1372). نرمش‌پذیری و رشد در نگریه‌های ساختارگرایان، در کنار هم، از بایسته‌ترین ویژگی‌ها برای سازمان‌دهی عنصرهای اصلی شهر هستند. این نگریه در پی طراحی و تعیین شکل شهر نیست و باور دارد که با برنامه‌ریزی و طراحی بخش‌های اصلی، دیگر بخش‌ها کم‌کم و در زمان از سوی مردم ساخته و پدیدار می‌شوند (بذرگر، 1382: 56)؛ (بحرینی، 1390: 36).
باید گفت که فراخواستِ کاربردِ واژه‌ی ساخت درباره‌ی هر پدیده‌ای، ترکیب کلی آن است و درباره‌ی شهر نیز چنین است. هم‌نشینِ ساخت کالبدی، ترکیب کلی شهر را در دید دارد که پیوندها و کارکردها را در بر می‌گیرد. ساخت کالبدی شهر از عناصر، فضاها، فعالیت‌ها و دست‌رسی‌ها پدید می‌آید و شیوه‌ی پیوند این اجزا و عناصر با یک‌دیگر و کوششی که برای سازگار کردن خود با کل مجموعه می‌کنند را در دید دارد. هم‌چنین، ساختار اصلی شهر، برآیندِ فرم، فعالیت‌ها و فضاهایی از شهر است که از دیدِ فرمی-عمل‌کردی یا فضایی، دارای ویژگی‌های برجسته هستند. به دیگر سخن، ساختار اصلی نه تنها در برگیرنده‌ی فرم‌ها و کاربری‌های بنیادین شهر است، هم‌چنین فعالیت‌های ویژه و بایسته‌ی شهری نیز در این ساختار جای گرفته است (بَحرینی، 1388: 156)؛ (بذرگر، 1382: 57 و 66).
«آلدو

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع دانشگاه تهران، دانشگاه شیراز، تحلیل ساختار، شهر اصفهان Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع شهرهای تاریخی، بخش مسکونی، ناسازگاری، فضاهای عمومی