پایان نامه ارشد با موضوع ساختار شهر، اقتصاد کشاورزی، بافت تاریخی شهر، دانشگاه تهران

دانلود پایان نامه ارشد

چنین دستور می‌دهد: «و بدان‌جا آب‌ها فراز تازان در آب‌راهه‌هایی به درازای یک هاسر5» (دوستخواه، 1382: 670). بسیاری از پژوهشگران و اندیشه‌وران، بودِ آب و میزان آن را در شکل‌گیری شهرها و تمدن‌های گوناگون، دارای جایگاهی ویژه و درخور می‌دانند.
چیزهای فراوانی درباره‌ی پیشینه و پیدایشِ شکل و ساختار شهر و سکونتگاه‌های انسانی و چگونگی و دوره‌های گوناگون این دو، تا کنون از سوی بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان نوشته و پرداخت شده است و دسته‌بندی‌های گوناگونی را برای آن برشمرده‌اند که شاید بتوان آن‌ها را در یک نگاه گسترده، در چهار دسته‌ی فراگیر گرد آورد:
1- اقتصاد کشاورزی و آب‌یاری یا نگریه‌‌ی بوم‌شناسیک6،
2- گسترش بده‌بستان‌های بازرگانی یا نگریه‌‌ی رشد بازار،
3- پیدایش ساختمان‌های یادمانی و با بهره‌ی همگانی یا نگریه‌‌ی دین‌بنیاد،
4- پیدایی سازمان‌های سیاسی، اجتماعی، نظامی و دفاعی (مهکویی، 1391: 17-18)؛ (سِیدسجادی، 1390: 113-121)؛ (راپوپورت، 1389: 414).
برخی هم ساختاریابی زیستگاهِ ساخته شده و سامان‌دهی به آن را برآیند برهم‌کنشِ چهار چیز می‌دانند:
1- فضا،
2- مفهوم،
3- ارتباط،
4- زمان.
شاید بتوان این چهار چیز را بیانی فراگیرتر از آن چهارتای پیش‌گفته دانست. در این دیدگاه، زیستگاهِ ساخته شده را می‌توان گروهی از پیوندهای میان این چهار چیز دانست (میان عنصرها با دیگر عنصرها، میان عنصرها با مردم و میان مردم با دیگر مردمان). به گونه‌ای دیگر باید گفت که زیستگاهِ ساخته شده، برآیند سامان، الگو و ساختی ویژه یا نهادی اجتماعی است و یک‌بارگی و در پی یک پیش‌آمد نیست (راپوپورت، 1389: 421)؛ (سلطان‌زادِه، 1367: 1).
برخی دیگر نیز از پایه، داشتن یک نگریه‌‌ی فراگیر درباره‌ی ریشه و آغازگاه شهر را باور ندارند و شهر را فرایندی ویژه و انباشتی پیشینه‌ای می‌دانند که ساختار ویژه و کنونی خود را در زنجیره‌ای از روی‌دادهای کوچک و بزرگ، پیشینی، فرهنگی، بومی و بوم‌شناختی، اقتصادی و اجتماعی یافته است (لینچ، 1387: 435).
شهرهای خاورزمین و ایران نیز از آن چه در بالا آمد، جدا نیست و بایسته است که نگاهی دوباره به پیشینه و ساختار ویژه‌ی آن‌ها انداخت و هر کدام را با تیزبینی وارسید.
هواداران نگریه‌ی «خشکی‌ها» در دانشِ باستان‌شناسی، آب را کانونِ وابستگی جان‌داران و استواری این پیوند می‌دانند (ملک‌شهمیرزادی، 1373: 109). ویل دورانت، باران را از بایسته‌ها برای برپایی تمدن می‌خواند و آب را بیش از نورِ آفتاب، در پیدایش زندگی و پیش‌رفت آن کارگر می‌داند (دورانت، 1380: 3)؛ چنان‌چه جای پیدایی نخستین تمدن‌ها را در کناره‌ی رودها و دریاچه‌های بزرگ و نزدیک آن‌ها می‌دانند و آب و آب‌یاری و آب‌رسانی را هم راستا با بازرگانی، افزایش جمعیت و بارآوری کشاورزی و غیره، از مایه‌ها و انگیزه‌های زایش و گسترش شهرها می‌خوانند. واژگانی چون جامعه، تمدن و فرهنگ‌های آب‌سالار7 و مانند آن، برآمده‌ای از همین نیاز است (سِیدسجادی، 1390: 54 و 69)؛ (دورانت، 1380: 131-133)؛ (ویتفوگل، 1391: 18)؛ (علمداری، 1387: 209). کم‌بود آب در پهنه‌های بزرگی از کره‌ی خاکی، مایه‌ی پیدایش نوآوری‌های بسیاری در زمینه‌ی سامانه‌های آب‌رسانی، آب‌یاری و انبار کردن آن شده است. شاید نخستین انگیزه‌ی این کارها، کشاورزی و گسترش آن باشد، با این همه نباید فراموش کرد که گسترش کشاورزی و یک‌جانشینی، پیوندی ناگسستنی با یک‌دیگر دارند و رشد هر کدام، گسترش دیگری را در نزدیکی آن در پی خواهد داشت. گسترش هر کدام از این دو، خود به خود به نیاز بیش‌تر به آب می‌انجامد. هر چه این رشد فزونی می‌گیرد، فراآوری آب و بخش کردن آن پیچیده‌تر می‌شود (منزوی، 1377: 1-2).
این وابستگی به آب، در شهرها و روستاهای پهنه‌های خشک و نیمه‌خشک، هر چه بیش‌تر بایستگی خود را به نمایش می‌گذارد و پیچیدگی فرا رو را بیش‌تر نمایان می‌سازد. کم‌بود آب، افزایش شمار مردم، گشترش کشاورزی و رشد روستاها و شهرها، به نوآوری در زمینه‌ی دست‌یابی و دست‌رسی به آب خواهد انجامید و سامانه‌های پیچیده‌ای را در پیوند با آب و پخشایش آن سامان می‌بخشد.
بیش‌تر شهرها و روستاهای ایران -جدا از شهرهای کناره‌ی دریای مازندران و برخی دیگر- از دسته‌ی بالا جدا نخواهند بود. ایران سرزمین کم‌آبی و خشک‌سالی است (منزوی، 1377: 2)؛ (لمتون، 1377: 32-33). از همین رو به مالکیت آب نیز با گذشت زمان رسیده که این خود نیز چیزهایی را –چه نیکو و چه بد- در پی داشته و در سامان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران رخ نموده است (مجیدزاده، 1389: 60-61)؛ (سِیدسجادی، 1390: 52-53)؛ (ویتفوگل، 1391: 93 و 244)؛ (ولی، 1380: 70)؛ (کاتوزیان، 1386: 63).
در سنگینی و درخوری پدیده‌ی آب همین بس که به واژه‌نامه‌ها و فرهنگ‌نامه‌های گوناگون زبان پارسی یا هم‌خانواده‌های آن نگاهی انداخته شود. ده‌ها واژه‌ی یک بخشی و چند بخشی یا زبان‌زد و غیره، درباره‌ی آب و برگرفته از آب می‌یابیم (اَنوری، 1386: 1-40)؛ (شکوری؛ کاپرانف؛ هاشم؛ معصومی، 1385: 1-15)؛ (دِهخُدا، 1390: 1-15)؛ (شاملو؛ سرکیسیان، 1385: 6-189)؛ (نَجفی، 1387: 1-17).
واژه‌ی آبادی و پسوند آباد، خود گویای جایگاه آب در پی‌ریزی و پیدایی شهرها و روستاها در ایران و پیرامون آن است؛ چنان که می‌گویند: «آب، آبادی است» (شاملو؛ سرکیسیان، 1385: 187-188)؛ (لطفی، 1386: 21)؛ (عباسی، 1387: 21). واژگان «آبادان» و «بیابان» هم گزارشی از سرزمین‌های دارای آب و بدون آب و جایگاه آب در رشد و گسترش روستاها و شهرها است (علمداری، 1387: 86-87). داریوش هخامنشی در سنگ‌نبشته‌ی خود، سرزمین شاهنشاهی خویش را به دور از دروغ و خشک‌سالی، آرزو می‌کند (مرادی غیاث‌آبادی، 1380: 208) که این خود نشان از چالشی بنیادین در آن سرزمین است (علمداری، 1387: 86) تا جایی که آب و آب‌یاری و کارهای هم‌پیوند با آن از کارهای بایسته‌ی فرمان‌روایان و نشان دادگستری و امنیت به شمار می‌رفته و دیوان (آب و کاست‌افزود) و سامانِ خود را می‌خواسته و «سرمیراب»، «میراب»، «آب‌یار» و مانند این‌ها با همه‌ی کارویژه‌های‌شان برآمده از این نیاز است8 (لَمتون، 1386: 174-176)؛ (لمتون، 1377: 400-404)؛ (ولی، 1380: 71)؛ (محمدی ملایری، 1375: 107-120).
باور به آب و پاک شمردن آن که در بیش‌تر جاهای جهان به چشم می‌خورد در برخی از جای‌ها و نیز ایران، سویی پررنگ‌تر، افسانه‌ای و دینی نیز پیدا کرده و کارهای هم‌پیوند با آب (رسانش، پخشایش و انبارش و پاس‌داری آن) از جایگاهی ویژه برخوردار شده و سر از وقف و کارهای عام‌المنفعه در آورده است (عباسی، 1387: 27-34).
برای مهار کردن این دشواری و دست‌یابی به زندگی به‌تر، نوآوری‌ها و چاره‌اندیشی‌های فراوان و گوناگونی بایسته است؛ سازه‌هایی چون چاه، کاریز، بند، آب‌انبار، جوی و غیره که هر کدام از این‌ها خود گونه‌های فراوانی را در جاهای گوناگون بر پایه‌ی نیازها و بایسته‌های زیستی و بومی در بر خواهد گرفت. نمی‌توان نادیده گرفت که زیست‌بوم بر ساخت شهرها و معماری آن‌ها بازتابی گسترده داشته است (علمداری، 1387: 79 و 97)؛ (سیدسجادی، 1389: 258-259).
این پاره‌ها در کنار هم و با هم، سامانه‌های پیچیده و کارآمدی از رسانش، پخشایش و انبارش آب را به نمایش می‌گذارند که در جای جای ایران می‌شود از آن‌ها سراغ گرفت و به چشم دید. این سامانه‌ها در جایگاه خود بر ساختار شهرها، به شیوه‌های گوناگون بازتاب خواهند داشت. بسیاری از این سامانه‌ها، ساختار برخی از شهرها را تا اندازه‌ی بسیاری درگیر خود کرده و به آن، سو و کالبد بخشیده و شاید الگویی برای رشد پس از آن بوده‌اند؛ چنان‌چه در شهرهایی چون «یزد»، «مهریز»، «میبد»، «اصفهان»، «دزفول» و «شوشتر» می‌توان دید. امروزه، بسیاری از این سامانه‌ها از دست رفته یا بخش بزرگی از آن‌ها ویران یا ناکارآمد رها شده است؛ بدون آن که شناخت یا آگاهی درخوری از آن‌ها در دست باشد. نادیده انگاشتن این سامانه‌ها، نابودی بافت و بخش‌های کهن شهرها را در پی داشته است و روز به روز آن‌ها را از پیشینه و هویت خود دورتر می‌سازد. بیش‌تر و بیش‌تر و شاید همه‌ی این سامانه‌ها، بر پایه‌ی بایسته‌های بومی و زیستی شهرها و پهنه‌ی خویش سازمان یافته و پی‌ریزی شده‌اند (سلطان‌زادِه، 1367: 7-9)؛ (حبیبی، 1386: 65-66)؛ (شیعه، 1390: 3-4)؛ (بهزادفر، 1391: 51-61) و جدای از انگاره‌هایی که آدمی را از دست‌اندازی بیش از اندازه در پیرامون خویش، در دورانِ پیشانوین، دور نگاه می‌داشته (احمدی دیسفانی؛ علی‌آبادی، 1390)، توانِ فن‌آوری آن دوران نیز چندان میدانی به این کار نمی‌داده است.
بر پایه‌ی آن چه در بالا آمد، می‌توان با شناخت و شناساندن این سامانه‌ها و ویژگی‌ها و کارکردها و کاربردهای آن در برنامه‌ریزی و طراحی شهری، هر چه بیش‌تر به رشد پایدار و آینده‌نگر نزدیک شد و به احیا و مرمت بافت‌های کهن دست یازید و سرزندگی اجتماعی را به آن‌ها بازگردانید (سلطان‌زادِه، 1367: 9).
از همین روی، این پژوهش، به بررسی شهر استهبان در جنوب‌خاوری استان فارس می‌پردازد. شهری کوهستانی و سرسبز، با آب و هوایی نیمه‌خشک و با این همه، بهره‌مند از سامانه‌ای پیچیده و کارآمد در زمینه‌ی پخشایش آب که به دید می‌آید این سامانه‌، جایگاهی بنیادین در ساختاریابی شهر، تا پیش از دوران نوین (خیابان‌کشی‌هایی که از نیمه‌ی نخست سده‌ی کنونی خورشیدی آغاز شد)، داشته است. امروزه و هر چه پیش‌تر می‌رویم، شهر استهبان، بیش‌تر و بیش‌تر از بارزه‌های هویت‌بخش و کهن خود تهی و از ساختار هم‌آهنگ و بایسته‌ی خویش دور می‌شود.
ساختار استهبان پس از آغاز خیابان‌کشی‌ها در نیمه‌ی نخست سده‌ی چهارده خورشیدی تا کنون، دست‌خوش دگرگونی‌های فراوان شده است. ساختار هم‌آهنگ، درون‌گرا، پیوسته، خودبسنده و برآمده از سامانه‌ی سنتی پخشایش آب خود (میدان آب‌بخش، محله‌های چندگانه و ساختارهای هماهنگ هر کدام در پیوند با ساختار کلان‌تر شهر) در شهر کهن را به ساختاری گسسته، ناهمگن و به‌هم‌ریخته در شهر میانی و بیرونی داده است. اگر چه آهنگ این دگرگونی تا دهه‌ی شصت خورشیدی تا اندازه‌ای کند به دید می‌آمد، با این همه از آن زمان تا کنون با آهنگی تند به خودویرانگری پرداخته است و هم‌چنان سرِ باز ایستادن ندارد.
بر پایه‌ی هر آن چه تا کنون آمد، بررسی سامانه‌ی سنتی پخشایش آب در شهر استهبان و جایگاه آن در ساختار و بافت تاریخی شهر و بازتعریف ساختار شهر بر پایه‌ی این سامانه، کاری درخور و شایسته به دید می‌آید.

فراخواست‌های پژوهش
فراخواست کلان این پژوهش را می‌توان بازتعریف ساختار شهر استهبان با تاکید بر نقش سامانه‌ی سنتی پخشایش آب دانست.
فراخواست‌های عملیاتی این پژوهش نیز چنین است:
1- شناخت دوره‌های رشد و گسترش شهر استهبان در بازه‌ی این پژوهش با تاکید بر سامانه‌ی سنتی پخشایش آب،
2- دست‌یابی به معیارهایی برای شناخت و بازتعریف ساختار شهر استهبان با دید به ساختار پیشینی آن،
3- شناخت ویژگی‌های بنیادین و اجزای سامانه‌ی سنتی پخشایش آب در شهر استهبان.
پرسش‌های پژوهش
پرسش‌های این پژوهش چنین است:
1- دوره‌های رشد و گسترش شهر استهبان در بازه‌ی این پژوهش با تاکید بر سامانه‌ی سنتی پخشایش آب چیست؟
2- معیارهای شناخت و بازتعریف ساختار شهر استهبان با دید به ساختار پیشینی آن چیست؟
3- ویژگی‌های بنیادین و اجزای سامانه‌ی سنتی پخشایش آب در شهر استهبان چیست؟
پیشینه‌ی پژوهش
در زمینه‌ی این پژوهش، کارهایی در جاها و به روش‌های گوناگون به انجام رسیده است که در زیر به بررسی برخی از آن‌ها می‌پردازیم:
1- آب‌رسانی شهری: نگارش محمدتقی منزوی (گروه راه و ساختمان دانشکده‌ی فنی)، دانشگاه تهران، 1377. چاپ نخست این پژوهش، به سال 1357 برمی‌گردد. این کتاب در هشت بخش و یک پیش‌گفتار سامان یافته است. دو بخش که در پی می‌آید، پیوندهایی اگر چه اندک، با پژوهش کنونی دارند. نخست پیش‌گفتار آن که درباره‌ی پیشینه‌ی آب‌رسانی د

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع ساختار شهر، بافت فرسوده، روش پژوهش، اهورامزدا Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع دانشگاه تهران، دانشگاه شیراز، تحلیل ساختار، شهر اصفهان