پایان نامه ارشد با موضوع زنجيره، -زنجيره، مالکين، تخليه

دانلود پایان نامه ارشد

در ادامه ي داستان که در خانه ي راوي اتفاق مي افتد در ابتدا افراد خانواده ي راوي فاعل هستند و هدف آن ها هم اين است که راوي را مجبور کنند تا گوسفندي را قرباني کند. با موافقت راوي، مجدداً راوي نقش فاعل را مي پذيرد و هدف او هم قرباني کردن و تقسيم صحيح و عادلانه ي گوشت بين افراد و نيازمندان واقعي است. اما افراد خانواده ي راوي با اهميت ندادن به صحبت هاي او به عنوان کنشگر بازدارنده وارد داستان شده و هر يک به نحوي مانع از تقسيم گوشت طبق نظر راوي مي شوند. در اين قسمت اهالي خانه اعطاکننده و افرادي مثل آرايشگر و پزشک محله و اقوام و دوستان دريافت کننده هستند. ضمناً مي توان گفت که خود راوي هم اعطاکننده و افراد خانواده اش دريافت کننده هستند.

فاعل
راوي
هدف
عبور از خيابان/شکايت از مسئولين ساختن بنا/توزيع گوشت قرباني ميان افراد نيازمند
بازدارنده
سقوط زنبيل پر از گچ/ کسبه ي اطراف/خانواده ي راوي
ياري رسان
کسبه
اعطاکننده
راوي/خانواده ي راوي
دريافت کننده
خانواده ي راوي/دوستان وآشنايان

ب) زنجيره هاي روايي
-زنجيره ي اجرايي: سقوط زنبيل از بالاي ساختمان، وحشت زده شدن راوي و ديگر عابرين پياده، نوشتن متن شکايت نامه توسط راوي، منصرف شدن عابرين و کسبه از امضاي شکايت نامه، تعريف کردن ماجرا براي افراد خانه توسط راوي، خريدن گوسفند توسط راوي، کشتن گوسفند و تقسيم گوشت بين افراد توسط افراد خانواده ي راوي زنجيره هاي اجرايي اين داستان هستند.
-زنجيره ميثاقي: تصميم افراد به تنظيم شکايت نامه و قول دادن به راوي در مورد امضاء کردن و شهادت دادن در مورد قضيه، بهانه هاي مختلف افراد براي امضاء نکردن شکايت نامه، مخالفت راوي با قرباني کردن گوسفند و راضي شدنش به شرط تقسيم صحيح گوشت قرباني، دريافت دستمزد و همچنين پوست و روده ي گوسفند توسط قصاب طبق قرار قبلي اش با افراد خانه ي راوي زنجيره هاي ميثاقي داستان را شکل دادهاند.
-زنجيره ي انفصالي: آمدن افراد و رهگذران مختلف پيش راوي در اثر شنيدن صدا، رفتن و پراکنده شدن افراد از کنار راوي، رفتن راوي به خانه، رفتن راوي به محل کار و برگشتنش به خانه، رفتن و برگشتن قصاب به خانه ي راوي، ورود و خروج گوسفند در داستان زنجيره هاي انفصالي روايت محسوب مي شوند.
7-سال به سال دريغ از پارسال615
راوي اصلي داستان که پس از هفت سال به خاطر ايجاد مشکلي در کارش به سراغ يکي از دوستان قديمي خود مي رود و به خاطر نداشتن نشاني جديدش او را به سختي پيدا مي کند وقتي که درباره ي زمان تغيير نشاني منزل از دوستش سؤال مي کند دوست او با ذکر ماجراي خود علت را براي او شرح مي دهد.
دوست راوي اصلي که در واقع راوي دوم داستان است هشت سال قبل آپارتماني در خيابان وزرا کرايه کرده و در آن جا زندگي مي کرده است اما کم کم که خيابان وزرا به عنوان منطقه ي بالاي شهر محسوب شده صاحبخانه هم از او مي خواهد که يا کرايه ي خانه را بالا ببرد يا خانه را تخليه کند و براي اينکه او را مجبور به تخليه ي خانه کند برايش مزاحمت هاي مختلفي ايجاد مي کند تا اين که نهايتاً راوي شکست خورده و خانه را تخليه مي کند اما به خاطر بالا بودن کرايه ي خانه هاي بالاي شهر در جايي قدري پايين تر از مکان قبلي اش خانه اي کرايه مي کند اما در اين جا هم مالک خانه بعد از مدتي خواستار کرايه ي بالاتر از قبل، از او مي شود و باز هم او مجبور به تخليهي خانه و رفتن به محلات پايين تر مي شود و به همين نحو هر سال مکان زندگي خود را قدري پايين تر مي برد چون مالکين خانه ها هر کدام با ترفندي او را مجبور به تخليه ي خانه مي کنند. در نهايت او به مؤلف(راوي اصلي) چنين مي گويد:
– اين دفعه که اين جا را تخليه کنم ناچارم که باز پايين تر بروم. چه کنم؟ اگر درآمدم بالا نيامده که در بالاي شهر بمانم خودم پايين مي روم که با نرخ هاي پايين بسازم. لابد اگر از اين جا هم بلندم کنند اين دفعه بايد در شهر ري خانه بگيرم که ضمناً در جوار حضرت عبدالعظيم دعاگو باشم. اگر از آن جام هم دکم کردند به قم خواهم رفت و بقيهي عمر را در آستانه ي حرم حضرت معصومه معتکف خواهم شد که آخر عمر اگر خواستم استخواني سبک کنم راه را نزديک کرده باشم….
-تحليل داستان
الف) کنشگران
در اين داستان دوست راوي اصلي که داستان زندگي اش را براي او شرح مي دهد و در واقع رواي فرعي يا دوم ماجراست نقش فاعل را بر عهده دارد و هدف او هم اجاره ي خانه با مبلغ مورد نظرش است. در قسمت هاي ديگر داستان مالکين هر يک از خانه ها هم نقش بازدارنده را دارند که مانع از رسيدن راوي به هدفش مي شوند و هم نقش فاعل را بر عهده دارند و هدفشان هم اين است که راوي را مجبور به تخليه ي خانه بکنند.
در هر يک از اين قسمت ها هم افراد يا عواملي نقش کنشگر ياري رسان را بر عهده مي گيرند و باعث مي شوند که مالکين به هدف خود برسند. سوءاستفاده ي مالک از اشتراک مستأجر و خودش در استفاده از آب لوله کشي شده و قطع لوله ي اصلي آب از سوي مالک، آزار و اذيت سگ صاحبخانه نسبت به راوي و اعضاي خانواده اش، تهديد شدن رواي از سوي مالک و زير فشار گذاشتن راوي از طريق رئيس اداره ي محل کارش(به خاطر خويشاوندي او با مالک) را مي توان از جمله ي عواملي نام برد که براي رسيدن مالکين به اهدافشان نقش کنشگر ياري رسان را دارند ولي نسبت به راوي و هدف او که اقامت طولاني مدت در هر يک از خانه ها بوده عامل بازدارنده و مخالف محسوب مي شوند.
دو کنشگر اعطاکننده و دريافت کننده در اين روايت حضور ندارند.
فاعل
مستاجر(دوست مولف)/مالکين
هدف
اقامت طولاني مدت در منزل کرايه اي/اجبار مستاجر به تخليه ي خانه
بازدارنده
مالکين/-
ياري رسان
-/دوستان مالکين
اعطاکننده
____
دريافت کننده
____

ب) زنجيره هاي روايي
-زنجيره ي انفصالي: پررنگ ترين زنجيره ي روايي که در اين داستان وجود دارد و در واقع اساس شکل گيري داستان هم محسوب مي شود زنجيره ي انفصالي است که شامل ورود و خروج هاي متعدد و پي در پي راوي به محلات و خانه هاي مختلف است.
-زنجيره ي ميثاقي: همچنين زنجيره ي ميثاقي که در اين داستان شامل تعيين نرخ هاي متفاوت کرايه از سوي مالکين و انعقاد و بر هم زدن قرارداد از سوي مالکين و راوي مي شود، در اين روايت نقش تأثيرگذاري در نحوه ي شکل گيري ديگر حوادث روايت دارد.
-زنجيره ي اجرايي: سکونت راوي در خانه هاي مختلف، نحوه ي برخورد مالکين با راوي و روش هاي مختلف آن ها براي مجبور کردن راوي به تخليه ي خانه ها، جستجوي راوي براي پيدا کردن خانه ي مناسب با درآمدش زنجيره هاي اجرايي داستان محسوب مي شوند.
8-سرنوشت مرد دوزنه616
راوي داستان تصميم مي گيرد که در عيد نوروز به يکي از شهرستان ها مسافرت کند تا ضمن ديدن مکان هاي تاريخي و تفريحي آن شهر با استفاده از امکانات خاص شهري در ايام نوروز استراحتي هم بکند، اما برخلاف تعاريف يکي از دوستانش که در واقع محرک اصلي او براي انجام اين مسافرت بوده با مشکلات و کمبودهاي زيادي مثل نبود مکان مناسب براي اقامت، کمبود مواد غذايي و شلوغي بيش از حد شهر رو به رو مي شود و فوراً به تهران بر مي گردد و مي بيند اتفاقاً اوضاع اين شهر بسيار بهتر از ديگر ايام سال است. به سراغ دوستش مي رود و مي بيند که اوهم به مسافرت نرفته و از او مي پرسد که تو چرا با وجود آن همه تعريفي که از شهرستان هاي مختلف در روزنامه ها کرده اي، خودت به مسافرت نرفته اي و دوستش بعد از تعريف يک حکايت به او اين طور پاسخ مي گويد:
…. حالا حکايت من است. من هم آن مقاله ها را مي نوشتم و هي نعنا داغش را زياد مي کردم که دهن اين و آن آب بيفتد و هي بروند و تهران را خلوت کنند تا ما لااقل در طي دو هفته ي عيد در اين شهر نفس راحتي بکشيم وگرنه آدم که در شهر آبا و اجدادي و خانه و زندگي خود چندان راحت نيست چطور ممکن است در شهرهاي غريب آن هم با وضع نامساعدي که شلوغي عيد پيش مي آورد راحت زندگي کند؟
-تحليل داستان
الف) کنشگران
در اين داستان شاهد دو کنشگر فاعل هستيم. يک دوست راوي که هدفش تعريف و تمجيد از شهرستان هاي مختلف و ترغيب مردم به مسافرت به آن شهرستان ها و در نتيجه خلوت شدن شهر تهران بوده است. در اين قسمت افراد مختلف و ساکنين شهر تهران در واقع با مسافرت خود به جاهاي ديگر، غير مستقيم نقش کنشگر ياري رسان را ايفا کرده اند. همچنين راوي داستان هم فاعل است و هدف او مسافرت به يکي از شهرستان ها و استفاده از محسنات ذکر شده در مقاله ي دوستش درباره ي آن شهرستان است. دوست راوي(نويسنده ي مقاله) به نوعي هم محرک او براي انجام مسافرت است و هم نقش ياري رسان را بر عهده دارد. و عوامل مختلفي مثل ازدحام بيش از حد جمعيت در آن شهرستان و کمبود امکانات مختلف مثل محل استراحت و مواد غذايي هم بازدارنده محسوب مي شوند.
دوست راوي در اين داستان اعطاکننده و خانواده اش دريافت کننده محسوب مي شوند
فاعل
دوست راوي/راوي
هدف
ترغيب مردم به مسافرت در نوروز/سپري کردن تعطيلات در شهرستان
بازدارنده
-/شلوغي شهرستان و نبود امکانات
ياري رسان
ساکنين شهر تهران/دوست شهرستاني راوي
اعطاکننده
دوست راوي
دريافت کننده
خانواده ي دوست راوي

ب) زنجيره هاي روايي
-زنجيره ي اجرايي: نوشتن مقاله و تعريف از شهرستان هاي مختلف توسط دوست راوي، مسافرت راوي به شهرستان، نبودن امکانات در شهرستان، خلوت و خوش آب و هوا بودن تهران و ماندن دوست راوي در تهران و نرفتن او به مسافرت زنجيره هاي اجرايي اين داستان هستند.
-زنجيره ي انفصالي: رفتن راوي به مسافرت و برگشتنش به تهران، رفت و آمدهاي راوي و خانواده اش در شهرستان و رفتن راوي پيش دوستش زنجيره هاي انفصالي روايت محسوب مي شوند.
-زنجيره ي ميثاقي: تصميم راوي براي رفتن به مسافرت و انتخاب شهرستان با تکيه بر مقاله ي دوستش، مغايرت کامل اوضاع واقعي شهرستان با تعريفات دوست راوي، پيش بيني دوست شهرستاني راوي در مورد اوضاع نامساعد و کمبود مواد غذايي و درست درآمدن اين پيش بيني و هدف دوست راوي از نوشتن مقالات زنجيره هاي ميثاقي داستان هستند.
9-فصل شمع و چراغ نفتي617
راوي داستان که از طرف دوستانش براي شرکت در مهماني خاصي دعوت شده است به آنها پاسخ رد مي دهد و در وجود خود احساس غرور مي کند که با عزم و اراده توانسته است کارهاي ادبي و مطالعه را بر تفريحات ديگر ترجيح دهد و در حالي که به سخنان بزرگان درباره ي اراده و عزم راسخ فکر مي کند در حال برگشتن به خانه است که ناگهان برق خيابان و خانه ها قطع مي شود. راوي براي رسيدن به خانه ي خود به خاطر تاريکي راه با مشکلاتي مثل گير کردن پايش به چاله و افتادن به زمين و پاگذاشتن روي دم يک سگ رو به رو مي شود و هنگامي که به خانه مي رسد عليرغم قطع برق تصميم مي گيرد که به نوشتن بپردازد اما به خاطر نبودن شمع تصميم مي گيرد که به سر خيابان رفته و شمع بخرد اما با وجود رفتن به چند مغازه ي مختلف موفق به تهيه ي شمع نمي شود و با عصبانيت به خانه بر مي گردد، يکي از دوستانش با او تماس گرفته و مجدداً او را به شرکت در مجلس عيش و نوش خودشان دعوت مي کند و او هم براي رفع عصبانيت ناشي از خاموشي برق اين بار اين دعوت را مي پذيرد.
-….. بي معطلي دعوتش را پذيرفتم و رفتم چون به قدري عصباني بودم که ديگر اگر برق هم روشن مي شد فکرم کار نمي کرد و نمي توانستم چيزي بنويسم. دو ساعت بعد در حالي که تلو تلو خوران به خانه مي آمدم به يادم افتاد که امشب قسمتم همان عيش و نوشي بود که از اول رفقا پيشنهاد مي کردند و زير بار نرفتم، آخر هم همان قسمتم شد. در اين جا کارها به نصيب و قسمت است نه به عزم و اراده…
آنچه نصيب است نه كم مي دهند گرنستاني به ستم مي دهند
-تحليل داستان
الف) کنشگران
در اين روايت راوي نقش کنشگر فاعل را بر عهده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع عوامل بازدارنده Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع توسل به زور