پایان نامه ارشد با موضوع زنجيره، تعمير، مدير، اعطاکننده

دانلود پایان نامه ارشد

همراه خود نياورده که به او بدهد و پيش راوي حواس پرتي خود را دليل اين اتفاق مي داند و از او عذرخواهي مي کند. اما در پايان داستان راوي با او تماس مي گيرد و از او مي خواهد که گلدان ها را برايش پس بفرستد و او مي گويد که پسر معتادش گلدان ها را بي خبر از او دزديده و فروخته است. راوي اين حرف را باور مي کند ولي بعد مي فهمد که اين قضيه کلا حقه اي بوده که دوستش به او زده و در واقع از همان اول قصد او اين بوده که شي قيمتي و گرانبهايي را به اين بهانه از راوي بگيرد و ديگر هم به او پس ندهد.
در اين قسمت از داستان دوست راوي عهده دار نقش کنشگر فاعل است و هدف او هم به دست آوردن گلدان هاي نقره است اگرچه خود او پيش راوي اين طور وانمود مي کند که هدفش هديه دادن گلدان ها به اوست. راوي هم در اين قسمت، اگرچه ناخواسته ولي ياري رسان به فاعل است. علاوه بر اين راوي اعطاکننده هم هست و دوستش نيز دريافت کننده است.
ورود راوي و همسرش به رستوران هم يک قسمت ديگر از اين داستان است. در اين قسمت راوي و همسرش فاعل هستند و هدف آن ها خوردن شام مناسب در رستوران است. بي کيفيت بودن غذاي رستوران و نبودن غذاي دلخواه در آن جا را مي توان به عنوان عامل بازدارنده در اين قسمت دانست.
پيشخدمت اعطاکننده و راوي و همسرش دريافت کننده هستند.

فاعل
راوي/رئيس انجمن ادبي

هدف
برگزاري آبرومندانه ي مراسم تجليل از راوي
بازدارنده
مسئولين برگزاري مراسم
ياري رسان

____
اعطاکننده
روساي انجمن ها/راوي
دريافت کننده
راوي/دوست راوي

ب) زنجيره هاي روايي
هر سه زنجيره ي روايي مطرح شده در الگوي گرماس در اين داستان قابل مشاهده هستند.
-زنجيره ي ميثاقي: قرار برگزاري مراسم تجليل از سوي انجمن ادبي، چاپ کارت دعوت و درج تاريخ و ساعت مراسم در روزنامه، درخواست راوي از دوستان اديب و شاعرش براي شرکت در مراسم، قول مساعد عده اي از دوستان براي شرکت در مراسم، قرار گذاشتن راوي با عده اي از دوستانش براي اينکه خودش آن ها را به مجلس ببرد و برگرداند، قرار گذاشتن بين راوي و دوستش در مورد اهداي گلدان هاي نقره، قرار شروع مراسم در ساعت پنج و اتمام آن در ساعت نه(و عملي نشدن اين قرار) قرار گذاشتن بين راوي و همسرش براي صرف شام در بيرون از خانه، زنجيره هاي ميثاقي اين روايت را تشکيل مي دهند که مسلما هر يک از اين اتفاقات در روند شکل گيري داستان تأثيرگذار بوده است.
-زنجيره ي اجرايي: برگزاري مراسم تجليل،حضور افراد در مراسم، سخنراني و شعرخواني اشخاص مختلف، اهداي دسته گل و کتاب به راوي، صرف غذا در رستوران، شکستن شيشه ي اتومبيل راوي و تعمير آن توسط راوي هم زنجيره هاي اجرايي اين روايت به شمار مي روند.
-زنجيره ي انفصالي: رفتن راوي و همسرش به در خانه ي افراد مختلف و بردن آن ها به مکان برگزاري مراسم، رفت و آمد سخنرانان پشت تريبون، رفتن راوي روي سِن و برگشتن به سر جايش، برگرداندن افراد به منازلشان توسط راوي، ورود و خروج راوي و همسرش به رستوران، برگشتن راوي و همسرش به خانه، بردن اتومبيل به تعميرگاه زنجيره هاي انفصالي اين داستان محسوب مي شوند.

2-صرفه با بي کتابي است.610
اين داستان هم نقل خاطره اي واقعي است و در اصل به معضل کمبود کتاب و امکانات ديگر در کتابخانه ها مي پردازد که با زباني طنزآميز بيان شده است.
راوي داستان به مناسبتي به کتاب تاريخ فرشته و اطلاعاتي درباره ي همايون شاه احتياج پيدا مي کند و براي يافتن کتاب به چند کتابخانه ي عمومي مراجعه مي کند، و براي استفاده از کتاب دچار مشکلات و موانعي مثل عدام ارائه ي کتب خطي، برنامه ي زماني نامناسب کتابخانه هاي عمومي و عدم رعايت مقررات کتابخانه از سوي کتاب داران، مي شود، و نهايتاً هم به خاطر همين مشکلات و موانع نمي تواند آن چنان که انتظار داشته از مطالب کتاب بهره ببرد. در پايان هم داستان را به شکل طنزآميزي به پايان مي رساند.
-خلاصه مدت چهار ساعت که من سرم توي تاريخ فرشته بود، از زندگي همايون شاه چيزي سر در نياوردم…. در عوض آن خانم کتاب دار را خيلي خوب شناختم. فهميدم که شوهر و دو تا بچه دارد. شوهرش آش شلغم را خيلي دوست دارد ولي از طاس کباب بدش مي آيد…… رخت هاي خود را هم در طشت مي شويند چون ماشين رخت شويي آن ها خراب شده، خرابي آن هم تقصير کلفت است. بقال سر کوچه هم ديگر به آن ها نسيه نمي دهد.

-تحليل داستان
الف) کنشگران
راوي داستان در اين روايت در نقش کنشگر فاعل ظاهر شده است و هدف او هم دسترسي به کتاب تاريخ فرشته و کسب اطلاعاتي درباره ي زندگي همايون شاه است.
عواملي مثل نبودن کتاب در چند کتابخانه، مناسب نبودن ساعت کاري کتابخانه اي که کتاب در آن جا موجود بوده است، دير به کتابخانه رسيدن به خاطر نبودن محل مناسب براي پارک اتومبيل راوي و عدم رعايت سکوت از طرف کتابدار در آخرين کتابخانه اي که راوي به آن جا رجوع کرده است به عنوان کنشگر بازدارنده يا مخالف مانع از رسيدن فاعل به هدفش شده اند. يکي از دوستان راوي که آدرس کتابخانه ي آخر را به او مي دهد نقش کنشگر ياري رسان را عهده دار است.
دو کنشگر اعطاکننده و دريافت کننده در اين روايت حضور ندارند.

فاعل
راوي
هدف
دسترسي به کتاب تاريخ فرشته وکسب اطلاعاتي در باره ي همايونشاه
بازدارنده
عوامل محيطي/کتابدارها
ياري رسان
دوست راوي
اعطاکننده
___
دريافت کننده
___

ب) زنجيره هاي روايي
ـ زنجيره ي اجرايي: تلفن زدن راوي به چند کتابخانه و پرس و جو درباره ي کتاب مورد نظرش، مطالعه ي کتاب و يافتن فصل مربوط به همايون شاه، صحبت کردن خانم کتابدار با تلفن و گوش دادن راوي به صحبت هاي کتابدار زنجيره هاي اجرايي روايت را تشکيل داه اند.
-زنجيره ي ميثاقي: اعلام ساعت کار مشخص کتابخانه ها از سوي مسئولين، پيشنهاد به امانت بردن کتاب در ازاي پرداخت مقداري پول از سوي راوي و نپذيرفتن مسئول کتابخانه، جريمه شدن راوي به خاطر پارک کردن اتومبيل در محل پارک ممنوع و نصب تابلوهايي که روي آنها عبارت”سکوت” نوشته شده بوده در کتابخانه ي آخري و عدم رعايت سکوت از جانب کتابدار زنجيره هاي ميثاقي اين داستان محسوب مي شوند.
-زنجيره ي انفصالي: مراجعه ي حضوري راوي به چند کتابخانه، برگشتن از کتابخانه، رفتن پيش يکي از دوستان و رفتن به آخرين کتابخانه هم زنجيره هاي انفصالي داستان را تشکيل داده اند.

3-دوش گرفتن با لباس611
راوي داستان در اوائل فصل پاييز تصميم مي گيرد که اسفالت پشت بام منزلش را تعمير کند و به موسسه اي که عهده دار انجام تعميرات بوده مراجعه مي کند و پس از صرف هزينه ي نسبتاً زيادي اين کار را انجام مي دهد، اما موسسه ي مذکور کار خود را به درستي انجام نمي دهد و او مجدداً درخواست فرستادن تعميرکار از آن موسسه مي کند اما اين بار هم تعميرکار، کارش را با بي دقتي و سرهم بندي انجام مي دهد به طوري که در اثر بارش باران چند روز بعد سقف خانه ي راوي نم برداشته و چکه مي کند و اين چکه کردن در تمام فصل باراني ادامه پيدا مي کند.
-در ايام عيد ابر گوهر بار به عنوان عيدي گوهرهاي آبدار بر سرما مي ريخت. پيش ظرف کرايه بدهي محل رفتم که مقداري ظرف از او کرايه کنم. صاحب مغازه گفت: انشاءالله مبارک است. براي عروسي مي خواهيد. گفتم: مبارک غلام شماست. براي عزاداري مي خواهم. حقيقتش اين است که مي خواهم اين ظرف ها را زير آب چکه بگذارم. چون ظرف هاي منزل خودمان کفاف همه جا را نمي دهد. بالاخره فرش را جمع کرديم و کف اتاق ها را با پياله و جام و باديه و کاسه و لگن و ديگ و طشت و طاس فرش کرديم….. هر روز کار من تلفن زدن به مدير آن موسسه و کار مدير آن موسسه هم تملق گفتن از من بود……. نمردم و اين را هم ديدم که مجبور باشم زير سقف با چتر راه بروم يا با لباس دوش بگيرم

-تحليل داستان
الف) کنشگران
در اين داستان در اصل راوي داستان نقش کنشگر فاعل را دارد و هدف او هم پيشگيري از خراب شدن اسفالت پشت بام خانه اش و نهايتاً جلوگيري از چکه کردن سقف در فصل باراني است. در مقاطع مختلف داستان فاعل ديگري هم وارد داستان مي شود که مدير موسسه ي تعمير منزل و تعميرکار فرستاده شده از سوي موسسه به منزل راوي هستند و هدف هم تعمير اسفالت پشت بام خانه ي راوي است. خود راوي هم در مقاطعي از داستان اهداف ديگري را دنبال مي کند، مثل برقراري تماس با موسسه ي مذکور و يافتن مدير و تعميرکار. همچنين در بخش هاي پاياني داستان هدف راوي تهيه ي ظروف خاصي براي گذاشتن زير سقف خانه اش و جلوگيري از چکه ي آب بر روي فرش ها و لوازم خانه است.
مدير موسسه ي تعمير منزل، تعميرکار، همسر و فرزند راوي و شخصي که مغازه ي کرايه ي ظرف دارد به عنوان کنشگران ياري رسان در بخش هاي مختلف داستان حضور دارند.
بي دقتي تعميرکار و مرغوب نبودن مصالح استفاده شده در تعمير نيز نقش مخالف و بازدارنده را بر عهده گرفته و مانع از اين مي شوند که راوي بتواند به هدف اصلي اش در اين روايت برسد.
همسايه ي راوي و شخص کرايه دهنده ي ظروف اعطاکننده و راوي دريافت کننده هستند.
از طرف ديگر رواي اعطاکننده و مدير موسسه و تعميرکار دريافت کننده هستند.

فاعل
راوي
هدف
تعمير پشت بام منزل
بازدارنده
رئيس موسسه ي تعمير منزل
ياري رسان
____
اعطاکننده
همسايه ي راوي/ راوي
دريافت کننده
راوي/رييس موسسه

ب) زنجيره هاي روايي
-زنجيره ي ميثاقي: تصميم راوي براي اينکه قبل از فصل باران فکري براي تعمير پشت بام خانه اش کند، کارهايي که مدير موسسه ادعاي انجام آن ها را داشت و بر روي کارتي چاپ کرده بود، فرستادن صورت حساب هزينه هاي تعمير براي راوي از موسسه، تضمين مدير موسسه درباره ي دوام چهارساله ي اسفالت و تحقق نيافتن اين تضمين، وعده هاي مکرر مدير موسسه در مورد فرستادن مجدد تعميرکار و اصلاح اشتباهات قبلي و عدم انجام اين وعده ها از سوي موسسه ي تعمير منزل را مي توان زنجيره هاي ميثاقي داستان به حساب آورد که ديگر حوادث و اتفاقات داستان نيز بر پايه ي اين زنجيره ها شکل گرفته است.
-زنجيره ي اجرايي: معرفي موسسه به راوي از سوي دوستانش، چاپلوسي مدير موسسه در مقابل راوي، انجام تعميرات لازم بر روي پشت بام، چکه کردن سقف بعد از تعمير، انجام مجدد تعميرات؛ جمع کردن فرش و لوازم از اتاق ها و قرار دادن ظروف زير محل چکه ي آب، کرايه ي ظروف از مغازه و تماس هاي پي در پي راوي با مدير موسسه زنجيره هاي اجرايي اين داستان محسوب مي شوند.
-زنجيره ي انفصالي: رفتن راوي به موسسه، حضور تعميرکاران در منزل راوي، رفتن و برگشتن چند تعميرکار به منزل راوي، رفت و آمدهاي پي در پي راوي به پشت بام و طبقه ي پايين براي تهيه ي لوازم مورد نياز تعميرکار، رفتن راوي به خانه ي همسايه براي گرفتن آچار، رفتن راوي به مغازه ي کرايه ي ظروف و مراجعات فراوان راوي به موسسه ي تعمير منزل، زنجيره هاي انفصالي اين روايت هستند.
4-ابلهي شاخ و دم ندارد612
در اين داستان که هدف اصلي راوي از نقل آن انتقاد از نحوه ي کار اداره ي برق و عدم سرويس دهي مطلوب از جانب اين اداره بوده است، وي به تعريف خاطراتي در اين مورد مي پردازد، همچنين به نحوه ي کار تعميرکاران وسايل برقي هم پرداخته و مواردي را نقل مي کند.
راوي در يک روز گرم تابستان هنگامي که خسته و عرق کرده وارد خانه مي شود و مي خواهد کولر را روشن کند متوجه خاموشي برق مي شود چند ساعتي که مي گذرد به اداره ي برق محل تلفن کرده و جريان را عنوان مي کند اما مسئول اداره ي برق نه تنها جواب درستي به راوي نمي دهد بلکه متلکي هم به او مي گويد که باعث عصبانيت بيشتر او مي شود.
روز بعد راوي متوجه خرابي ماشين لباس شويي شده و به دنبال تعميرکار مي رود اما هر يک از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع عوامل بازدارنده Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع عوامل بازدارنده