پایان نامه ارشد با موضوع رهبري، نمايد، توانايي

دانلود پایان نامه ارشد

صورت فرد خود را قبل از اين که مدير يا رهبر آن گروه بداند يک عضو آن مجموعه مي شناسد
و گرايش ها و تمايلات آن ها را درک مي نمايد ( رضائيان ،1383: 222).
3- رهبر بايد به عنوان “بيشترين ما ” درک شود :
رهبر يک گروه علاوه بر اينکه بايد عضوي از گروه محسوب گردد لازم است در گروه نقش بارز و محوري داشته و شخصيت او انعکاس جامعي از معيار ها و ارزش هاي گروه باشد(رضائيان، 1383: 228) .
4- رهبر بايد به عنوان” بهترين ما” شناخته شود :
“بيشترين ما بودن ” براي انجام نقش رهبري لازم است اما کافي نيست مدير يا رهبر بايد از نظر معنوي نيز به عنوان يک متخصص فوق العاده برتر درک شده باشد و سيماي يک شبه ي پدر را در گروه داشته باشد به عبارت ديگر او بايد بهترين ما باشد تا بتواند نقش هماهنگي را بهتر از هر کس ايفا نمايد در غير اين صورت هدف هاي گروه با بيشترين کارايي تحقق پيدا نخواهد کرد (کافي، 1385: 491).
2-1-5-انواع رهبري
در فرهنگ هاي مختلف ، بر اساس مباني و ديدگاه هاي مختلف ، تقسيم بندي هاي متفاوتي براي پيشوايان و رهبران وجود دارد که در اينجا به دوازده گروه از آن ها اشاره مي شود :
2-1-5-1-رهبران اجتماعي :
برون گرا ، خودنما ، گستاخ و نترس هستند . همواره در ميان مردم ظاهر شده و داراي تواناييهاي گسترده در ارائه کارها هستند . ظاهر آراسته ، قدرت بيان و اندام متناسب مي تواند نقش موثري در موفقيت آنان داشته باشد (استانلي47، ترجمه مير سپاسي ،1383: 44).
2-1-5-2-رهبران افکار (انديشه سالاران ) و فيلسوفان :
مخترعان و مکتشفان هستند که از طريق نفوذ در انديشه ها ممکن است بر گروهي انبوه از مردم جهان حکومت کنند و هدايت افکار عمومي را بر عهده بگيرند . اينان مديراني درون گرا و ژرف انديش هستند(زارعي ، 1382: 23).
2-1-5-3-رهبران اداري :
اداره سازمان هاي دولتي و صنعتي را بر عهده دارند و بايد داراي قابليت تشکيلاتي باشند . اعتقاد بر اين است که اينان بايد از ويژگي هاي رهبران اجتماعي و انديشه سالاران برخوردار باشند (طوسي،1388: 67).
2-1-5-4-رهبران مستقيم :
به طور مستقيم با مردم سر و کار دارند و نه با اشياء ، اينان بايد از قدرت بيان و نفوذ کلام برخوردار باشند (فيدلر48،ترجمه شوريني ، 1384: 55)
2-1-5-5-رهبران غير مستقيم :
بيشتر ، خالق تغييرات و باني تحولات اجتماعي و اقتصادي هستند که با نبوغ و قدرت خلاقانه خود زندگي و رفاه عمومي را متحول مي کنند (ماکسول49 ، ترجمه کياوند ، 1388: 144).
2-1-5-6-رهبران هواخواه :
با تکيه بر نقاط ضعف و يا قوت مردم در آنان نفوذ مي کنند (زارعي، ????: ??) .

?-1-5-7-رهبران سياسي :
شبيه رهبران هوا خواه هستند که به هواداري از شخص و يا آرمان خاصي در اين نقش ظاهر مي شوند (رابينز ، ترجمه اعرابي ، 1389: 254).
2-1-5-8-رهبران علمي :
تمام کوشش خود را صرف کشف واقعيت ها مي سازند معمولا رهبري اداري و اجتماعي و سياسي را دوست ندارند و در رشته هاي علمي و مورد علاقه خود به کوشش مي پردازند (رابينز ، ترجمه اعرابي ، 1389: 248).
2-1-5-9-رهبران مردم سالار :
بيشتر جنبه مثبت دارند و کارهايشان بر مبناي مشاوره ، خير خواهي و خواست گروه است و اختيارات به صورت نا متمرکز است(مير سپاسي،1384) .
2-1-5-10-رهبران خود کامه :
بي مشورت با ديگران و بر مبناي تمايلات شخصي و مستبدانه حکومت مي کنند و خود را برتر از ديگران مي انگارند (مرادي ، 1377 ).
2-1-5-11-رهبران پدر سالار :
همواره متوجه سعادت مردم اند و به آنچه که به خير و صلاح ايشان است عمل مي کنند و در غم و شادي هايشان شرکت مي جويند (مير سپاسي ، 1384).
2-1-5-12-رهبران مذهبي :
که به سبب مقام دين خود از مرجعيت برخوردار بوده و در ميان ديگران به احترام سر مي کنند (بيان ، 1382: 122).
2-1-6-وظايف رهبري
رهبران گروه ها و رهبران اجتماعي ، مجموعه اي از وظايف مختلف را به عهده دارند در اقع طبيعي است که وظايف رهبري در ارتباط با نوع گروه يا ساختار آن همچنين مشخصات داخلي و خارجي گروه تفاوت خواهد کرد ، اين وظايف عبارتند از :

1-رهبر به عنوان مجري:
رهبر يک گروه يا سازمان اعم از اينکه خود سياستهاي گروه را تعيين نمايد يا ننمايد مسئوليت هاي بازبيني و اجراي اين سياست ها را به عهده خواهد داشت البته معمولا رهبر سعي مي کند در قالب ظرفيت اجرائي خود انجام کار ها را به اعضاي گروه واگذار نمايد و کمتر شخصاً در فعاليت هاي گروه درگير شود چرا که در غير اين صورت مانع توسعه مسئوليت اعضاي گروه و سازمان مي گردد و خود به صورت يک تنگنا در مي آيد (ال دفت50 ، 1380: 152).
2-رهبر به عنوان برنامه ريز :
تصميم گيري در مورد انتخاب روش ها و وسايل براي نيل به هدف هاي سازمان يکي از وظايف رهبر سازمان است که جزء برنامه ريزي گروه مي باشد البته لازم به ذکر است که اين تصميمات مي تواند مربوط به برنامه ريزي کوتاه مدت يا بلند مدت باشد و طبيعي است که رهبر بيش از ساير اعضاء اطلاعات مربوط به برنامه ريزي را در اختيار داشته باشد (احمدي ، 1386: 220).
3-رهبر به عنوان سياستگذار :
درگير شدن در طراحي هدف ها و سياستگذاري هاي يک گروه يا سازمان و دخالت براي پياده کردن آن ها از وظايف مهم رهبري گروه يا سازمان مي باشد اعم از اينکه اين سياستگذاري مستقيماً توسط خود رهبر صورت گيرد يا از سطوح بالاتر از سازمان ابلاغ شود و يا اينکه از طريق رده هاي پايين سازمان پيشنهاد گردد (چاپمن51 ، ترجمه رمضاني ، 1381 : 24).
4-رهبر به عنوان واسط يا داور :
با توجه به قدرت تشويق و تنبيه که در اختيار رهبري است نقش او به عنوان يک واسطه يا داور در حل تضاد هاي داخلي گروه و افراد از اهميت خاصي برخوردار است پس رهبر مي تواند دسته بندي هاي داخل گروه را تقبل دهد و يا تشديد نمايد و براي قضاوت کردن بين افراد گروه و آشتي دادن آن ها بيش از ديگران توانايي دارد ( رضاييان ، 1383: 230 ).
5-رهبر به عنوان متخصص :
معمولاً فردي که بيشترين دانش و تخصص لازم را در خصوص وسائل مربوط به يک گروه را دارد بعنوان رهبر گروه انتخاب مي گردد چرا که تخصص ، دانش ، نقش يک فرد را بعنوان رهبر حتي در گروه ها و سازمان هاي رسمي پر رنگ مي نمايد و به او اعتبار و وزن مي بخشد و در گروه هاي غير رسمي اين ويژگي بيش از گروه هاي رسمي به انتخاب شخص به عنوان رهبر کمک مي نمايد ( احمدي ، 1386: 232).
6-رهبر به عنوان کنترل کننده روابط داخلي :
با توجه به ميزان اشرافي که رهبر نسبت به جزئيات گروه و روابط گروهي دارد نسبت به کنترل روابط داخلي گروه نقش مهم و سازنده اي را ايفا مي نمايد (چاپمن، ترجمه رمضاني ،1381: 30 ).
7-رهبر به عنوان نماينده خارجي گروه :
در واقع رهبر دروازه بان گروه است چرا که رهبر معمولاً بيشتر از ساير افراد از هدف ها و برنامه هاي گروه آگاه بوده و به نيازها و خواسته هاي آن ها آشنايي دارد همچنين براي نمايندگي يا پاسخگويي گروه در خارج از گروه يا سازمان بيش از افراد گروه صلاحيت خواهد داشت ( ايران نژاد پاريزي ، 1381 : 230 ).
8-رهبر به عنوان مسئول تشويقات و تنبيهات :
قدرت تشويق و تنبيه اعم از اينکه در قالب مسائل مالي ، ترفيع و ارتقاء افراد باشد وسيله اي است که رهبر توسط آن مي تواند کنترل خود را روي گروه يا سازمان اعمال نمايد 0(کافي،1385: 480).
9-رهبر به عنوان جانشين مسئوليت هاي فردي :
گاهي رهبر تصميم مربوط به يک فرد را خود اتخاذ مي نمايد تا فشار ناشي از عواقب آن بعهده او باشد ، افراد نيز متقابلاً گاهي تمايل دارند که در مواردي قدرت تصميم گيري را به مدير يا رهبر واگذار نمايد تا از هر گونه عوارض مربوط به نتايج آن در آرامش باشند بنابراين در اينگونه موارد در حقيقت رهبر مسئوليت فردي اعضاي سازمان را شخصاً عهده دار شده است (رضائيان ،1383: 240).
10-رهبر به عنوان نمونه :
لازم است که رهبر گروه خود نمونه بارز رفتار هايي باشد که از افراد گروه انتظار مي رود . مثلاً يک رهبر مذهبي بايستي در مجامع عمومي مظهر تمام فضائل اخلاقي باشد که ديگران را به آن موعظه مي نمايد و يا يک فرمانده نظامي که مي خواهد سپاه او با شجاعت باشد بايد مظهر شجاعت و جسارت باشد (ايران نژاد پاريزي ، 1381: 225 ).
11-رهبر به عنوان علامت گروه :
همانطور که علائمي نظير لباس متحد الشکل نام ها و حرکات خاص در شناسايي يک گروه يا مجموعه نقش دارد رهبر نيز به عنوان سمبل يا علامتي در شناخت آن گروه نقش پيدا مي کند ، بخصوص موقعي که رهبر براي مدت طولاني در حيات آن مجموعه وجود داشته باشد نهادينه شود ( ايران نژاد پاريزي ، 1381: 232).
12- رهبر به عنوان سپر بلا :
رهبر در صورت لزوم پاسخگوي عوارض ناشي از نتايج کار ديگران مي گردد ، در حقيقت در سطح گروه يا سازمان نيز مي تواند عامل و محلي براي جلوگيري از استيلاي روحيه ، يأس و نا اميدي در شکست هاي گروه باشد و يا تقبل مسئوليت اين شکست ها سپر بلاي افراد سازمان و گروه گردد (رضائيان ، 1383: 65).
13- رهبر به عنوان ايدئولوژيست :
در واقع ايدئولوژي چيزي است که در عمق وجود اعضا نفوذ کرده و در شکل گيري رفتار ، گفتار و ذهنيات افراد نقش مهمي دارد پس گروه را بر عهده دارد زيرا در اين نقش است که رهبر به عنوان منبع اعتقادات ، ارزشها و معيار هاي افراد داخل گروه يا مجموعه متجلي مي گردد (رضائيان ، 1383: 222).
14- رهبر به عنوان شبه پدر :
رهبر مي تواند در بسياري از موارد منبعي براي پاسخ به تمايلات و احساسات پيروان به حساب آيد و پيروان او را همچون پدري که هم تشويق و هم تنبيه او جنبه دلسوزي دارد پنداشته و مسائل و مشکلات خود را با او در ميان بگذارند (مشبکي ،1380: 360).
2-1-7-مهارت هاي رهبري
* مهارت هاي رهبري عبارتند از :
2-1-7-1-دسته اول :
1- مهارت تشخيص توانايي تشخيص مسايل
2- مهارت تطبيق توانايي بررسي و تطبيق مسائل با همديگر
3- مهارت برقراري ارتباط توانايي برقراري ارتباط
( حقيقي و ديگران ، 1384: 126).
2-1-7-2-دسته دوم :
1- ادراکي توانايي هماهنگي ، تحليل موقعيت و تعيين ريشه مسايل
2- انساني توانايي کار با افراد
3- فني توانايي کار با ابزار و شيوه ها
( ايران نژاد پاريزي و گهر ، 1382: 423).

2-1-8- نظريه ها و مکاتب رهبري
مهمترين مکاتب رهبري به 5 دسته کلي تقسيم مي شوند که عبارتند از :
الف) مکاتب صفات شخصي يا خصوصيات فردي
ب) مکاتب رفتاري
ج) مکاتب اقتضايي
د) مکاتب نوين
ه) سبک رهبري دانشي
(گيوريان و ربيعي ، 1390: 81).
2-1-8-1-نظريه هاي خصوصيات فردي يا ويژگي شخصي رهبري
در اين گروه از نظريات براي رهبر خصوصياتي ذاتي ذکر مي گردد و کساني مي توانند نقش رهبري را در سازمان ايفا کنند که داراي خصوصياتي چون اعتماد به نفس ، سخنوري ، هوشمندي ، جذابيت سيما ، چهره و … باشند (پرهيزگار ، 1389: 139 ).
الف ) استاگديل شش نوع خصوصيت را در مورد رهبران ذکر نموده است(استاگديل52،????: ???) :
1- خصوصيات اجتماعي مانند مرتبط اجتماعي و سياسي
2- زمينه هاي فرهنگي مانند تحصيلات و تجربيات
3- شخصيت مانند برون گرايي
4- هوش
5- خصوصيت ظاهري و فيزيکي مانند قد ، سيما و حرکات دست
6- خصوصيات شغلي مانند پشتکار و تلاش و ابداع و ابتکار
ب) ويژگي هاي شخصي رهبر از ديدگاه مان عبارتند از (افجه، 1388: 374) :
1- هوش
2- مردانگي
3- اعتدال
4- تسلط
5- برون گرايي
6- محافظه کاري.
ج) ويژگي هاي شخصي رهبر از ديدگاه کرک پاتريک عبارتند از(افجه، 1388: 387) :
1- تحرک
2- انگيزش
3- درستي
4- اعتماد
5- توانايي
6- آگاهي
7- دانايي
د) ديويس چهار خصوصيت عمده را براي رهبري ذکر کرده است (ديويس53، ترجمه الواني ، ????: 138) :
1- هوش ، تحقيقات انجام شده بر روي رهبران موفق سازماني نشان مي دهد که هوش آنان از ميانگين هوش پيروان و مرئوسانشان بيشتر است .
2- انسانگرايي ، انسانگرايي و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع رفتار کارکنان، مفهوم وجود Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع عملکرد سازمان، سلسله مراتب