پایان نامه ارشد با موضوع رشد اقتصادی، رشد جمعیت، امید به زندگی، تولید ناخالص داخلی

دانلود پایان نامه ارشد

الگوی کنترل ارادی جمعیت. طرفداران این تئوری معتقدند که صنعتی شدن و گرایش به تکنولوژی جدید موجب کاهش رشد جمعیت و باروری میگردد.
به طور کلی میتوان گفت انتقال جمعیت دورهای از رشد شتابان جمعیت است که یک کشوری که برخوردار از یک نرخ مرگ و میر و زاد و ولد بالاست، به سمت سطوح پایینی در هر دوی آنها در حال حرکت است.
نمودار(2-2): الگوی نظری انتقال جمعیت
همانطور که در نمودار فوق مشاهده میشود، قبل از شروع انتقال جمعیتی، نرخ تولد و نرخ مرگ و میر هر دو در سطح بالایی قرار دارند و بنابراین شکاف بین این دو نرخ ناچیز است. به عبارت دیگر نوعی تعادل طبیعی بین نرخ زاد و ولد و نرخ مرگ و میر وجود داشته و در نتیجه نرخ رشد جمعیت ناچیز میباشد. با شروع انتقال (گذار) جمعیتی، نرخ مرگ و میر به دلیل پیشرفت در امکانات پزشکی و بهداشتی و ریشهکن شدن بسیاری از بیماریها و نیز بهبود استانداردهای زندگی، کاهش اساسی پیدا کرده، اما میزان باروری همچنان در سطح بالایی قرار داشته (به دلیل انعطاف ناپذیری هنجارها، ارزشها و گرایشات به باروری و برخی عقاید مذهبی)و در نتیجه نرخ رشد جمعیت به شدت افزایش خواهد یافت. با گذشت زمان، میزان مرگ و میر به روند نزولی خود ادامه داده، اما میزان زاد و ولد نیز به تدریج رو به کاهش میگذارد (به دلیل افزایش سطح سواد، تغییر تدریجی گرایشات و افزایش هزینههای آموزشی فرزندان در جوامع صنعتی) و بنابراین به تدریج از میزان نرخ رشد جمعیت کاسته میشود. سرانجام گذار جمعیتی به این صورت تکمیل میگردد که میزان زاد و ولد و مرگ و میر تا حد ممکن کاهش پیدا کرده و به یکدیگر نزدیک میشوند و بنابراین دوباره نوعی تعادل ( اما اینبار نوعی تعادل ارادی) بین نرخهای تولد و فوت به وجود آمده و در نتیجه رشد جمعیت تا حد زیادی کاهش مییابد (سرولاتی و ساندی20، 2011). همچنین بلاکر به نظریه فوق مورد دیگری افزود که بیانگر این بود که بعد از مرحله گذار، باروری کاهش و مرگ و میر به خاطر پیری جمعیت افزایش مییابد و رشد جمعیت منفی میشود (حسینی 1390).
2-4-2- تئوری ارتدکسی21 : طرفداران این نظریه معتقدند که روند جمعیت شناختی نشانگر روند اقتصادی و توسعه ملی است. به عبارتی دیگر این گروه رشد سریع جمعیت را علت عقب افتادگی میدانند.این تئوری که به نام تئوری ارتدکسی معروف میباشد، کاهش باروری و پایین آوردن رشد جمعیت را زیربنای لازم برای رشد اقتصادی و اجتماعی یک جامعه تلقی میکند.
2-4-3- تئوری رویزیونیسم22 : طرفداران این نظریه، رشد جمعیت را عامل بیاثر در رشد اقتصادی واجتماعی میدانند و معتقدند که سرعت رشد جمعیت نمیتواند مانعی در راه رسیدن به اهداف توسعه اقتصادی و اجتماعی باشد. این نظریه طرفداران کمتری نسبت به نظریات قبلی دارد و بیشتر کشورهای توسعهیافته مورد توجه میباشد. علت این امر کاملاً روشن است، زیرا در کشورهای مزبور میزان رشد جمعیت به میزانی تقلیل یافته است که نزدیک به صفر یا پایینتر بوده که میتوان در برنامهریزیهای اقتصادی و توسعه از آن صرفنظر نمود. لازم به ذکر است که رویزیونیسم دشمن طبقه کارگر و همدست امپریالیسم است.
2-4-4- تئوری سینرگسم23 : در این نظریه اعتقاد بر ان است که باید عامل رشد جمعیت را در برنامهریزیهای توسعه اقتصادی و اجتماعی در نظر گرفت. به عبارت سادهتر طرفداران این مکتب عقیده دارند که اگر تقلیل رشد جمعیت همزمان با اجرای برنامههای توسعه اقتصادی و اجتماعی نباشد نمیتوان انتظار داشت که نتایج مطلوب عاید گردد. آنها معتقدند که تقلیل رشد جمعیت هنگامی اثر مثبت دارد و کیفیت زندگی مردم رو بهبود میگذارد که همره آن یک برنامه جامع رشد اقتصادی و اجتماعی را به اجرا درآورد. پیروان این عقیده معتقدند که دانستن یک برنامه برای رشد اقتصادی و اجتماعی بدون توأم کردن آن با کنترل نرخ جمعیت، نمیتوان در زمان مطلوب به هدفهای مورد نظر رسید. در این مکتب اعتقاد بر آن میباشد که اجرای توأم برنامههای کنترل رشد جمعیت و توسعه اقتصادی اثرات تقویت کننده و سریعتری برای رسیدن به اهداف مورد نظر دارند.
2-5- امید به زندگی و رشد اقتصادی
اهمیت بهبود سلامت به عنوان یک هدف مهم اجتماعی از یک طرف و نیل به رشد اقتصادی بالا به عنوان هدف عمده تمامی دولتها از طرفی دیگر، موجب شده تبیین ارتباط نظری و تجربی بین امید به زندگی، به عنوان مهم ترین شاخص نشان دهنده سطح سلامت، و رشد اقتصادی در بین محققین از اهمیت ویژهای برخوردار باشد. لورنزن و همکاران24 (2008) با استفاده از مفهوم تغییرات برونزا در نرخ مرگ و میر استدلال کردند که بهبود در امید به زندگی منجر به تسریع رشد اقتصادی میشود. افزایش امید به زندگی میتواند از طریق بهبود وضعیت سلامت کارگران، توان تولیدی منابع موجود در کشور را افزایش دهد و با افزایش سرمایه گذاریهای بلندمدت روی سرمایه انسانی موجب رشد تولید سرانه در یک کشور شود. ماسون25 (1998) بیان میکند که افراد با طول عمر زیاد مجبور به پسانداز برای دوران پیری خود بوده که این امر با تشویق سرمایهگذاری و سرمایه انسانی موجب رشد اقتصادی بالاتر میگردد. از طرف دیگر، گالور و ویل26 (2000) استدلال میکنند که امید به زندگی بیشتر ممکن است منجر به افزایش جمعیت شود که خود در حضور اثرات مالتوسی و تراکم جمعیت، موجب پایین آمدن درآمد سرانه میشود. در تمامی کشورهایی که متحمل گذار جمعیت شدهاند، افزایش امید به زندگی در نهایت با رشد جمعیت منفی همراه بوده است. تئوری سرمایه انسانی پیش بینی میکند که امید به زندگی بالاتر انگیزه سرمایهگذاری در کسب مهارت را ترغیب کند و چون سرمایه انسانی یک عامل اصلی تعیین کننده در رشد اقتصادی است، سرمایه انسانی کانال اصلی اثر گذاری امید به زندگی بر رشد اقتصادی است (استر27 و همکاران، 2012).
2-6- مروری بر مطالعات انجام شده
مطالعاتی در داخل و خارج از کشور در زمینه تأثیر باروری بر رفاه اقتصادی صورت گرفته است. در این بخش ابتدا به تعدادی از مطالعات خارجی صورت گرفته در تأثیر باروری بر رفاه اقتصادی پرداخته میشود، سپس به تعدادی از مطالعات داخلی صورت گرفته در زمینه تأثیر باروری بر رفاه اقتصادی اشاره میگردد.
2-6-1- مطالعات خارجی
دوریک و برندر28 (1994) با استفاده از تجزیه و تحلیل پانلی به بررسی تأثیر نرخ زاد و ولد بر تولید ناخالص داخلی سرانه در 107 کشور جهان طی دوره زمانی 1985-1960 پرداختند. نتایج حاکی از این است که نرخ زاد و ولد تأثیر مثبت بر تولید ناخالص داخلی سرانه دارد.
داوسون و تیفن29 (1998) با استفاده از تجزیه و تحلیل رابطه علیت و همجمعی، رابطه بین جمعیت و تولید ناخالص داخلی برای کشور هند را طی دوره زمانی 1993-1950 مورد بررسی قرار دادند. نتایج این تحقیق نشان میدهد که در بلندمدت هیچ ارتباط خطی و روند مشترکی بین این دو متغیر وجود ندارد.
دارات و الیوسف30 (1999) ارتباط بلندمدت بین نرخ زاد و ولد و تولید ناخالص داخلی سرانه را در 20 کشور در حال توسعه در بین سالهای 1996-1950 با استفاده از روش علیت گرنجر مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داده است که هر چقدر کشورها در مراحل اولیه توسعهیافتگی قرار داشته باشند، افزایش جمعیت در آنها منجر به فقر بیشتر میشود. ولی در مراحل بالاتر توسعهیافتگی افزایش جمعیت منجر به رفاه اقتصادی میشود.
آهیتوو31 (2001) با استفاده از دادههای پانل و مدل اثرات ثابت ، فعل و انفعالات میان باروری و توسعه اقتصادی را برای کشورهای توسعهیافته و توسعهنیافته در بازه زمانی 1989-1960 مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که یک درصد کاهش در رشد جمعیت، تولید ناخالص داخلی سرانه را بیش از سه درصد افزایش میدهد.
ژانگ و ژانگ32 (2005) یک مدل ساده را جهت بررسی رشد اقتصادی طراحی کردند که در آن رشد اقتصادی تحت تأثیر امید به زندگی، مدت زمان تحصیل، مصرف در دورههای زندگی و تعداد فرزند قرار داشته است. نتایج مطالعه پانلی آنها در 76 کشور تحت بررسی نشان داد که افزایش امید به زندگی اثر مثبت و معنیداری بر نرخ پسانداز، ثبت نام در مدارس متوسطه، رشد اقتصادی و نسبت سرمایه گذاری به تولید ناخالص داخلی دارد.
آسیم اغلو و جانسون33 (2007) در مطالعهای اثر کاهش باروری در رشد اقتصادی را طی دوره زمانی 2000-1940 با استفاده از روش حداقل مربعات سه مرحلهای درکشورهای جنوب صحرای آفریقا بررسی کردند. آنها نشان دادند که کاهش سطح باروری اثر معنیداری بر رشد اقتصادی ندارد.

بيلال سواس34 (2008) ارتباط بین تولید ناخالص داخلی سرانه و جمعیت را در کشورهای آسیای مرکزی طی سالهای 2007-1989 مورد بررسي قرار داده است. وی در این تحقیق تولید ناخالص داخلی سرانه را به عنوان متغیر وابسته و جمعیت را به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته است. روش تخمین مدل خود توضیح با وقفههای توزیعی میباشد. همچنین برای تعیین رابطه همجمعی بین متغیرها از آزمون همانباشتگی یوهانسن استفاده شده است. وی از مطالعه خود به این نتیجه رسید که ارتباط مثبت و قوی بین متغیرها وجود دارد.
کریوکس و همکاران35 (2009) در مطالعه خود به بررسی گذار جمعیتی و اثر امید به زندگی بر رشد اقتصادی سوئیس پرداختند. آنها با استفاده از دادههای موجود، بررسیهایشان را از سال 1750 انجام دادند و این اثرات را تا سال 2050 پیش بینی کردند. نتایج نشان میداد که از ابتدای قرن 19 میلادی تاکنون امید به زندگی اثر مثبتی بر رشد اقتصادی این کشور داشته است.
فوروکا36 (2010) به بررسی ارتباط میان تولید ناخالص داخلی سرانه و نرخ باروری کل در ایالات متحده طی دوره زمانی 2007-1960 پرداخت و به این نتیجه رسید که یک رابطه جی شکل بین آن دو وجود دارد. اگر تولید ناخالص داخلی سرانه بالاتر از حد آستانهای باشد رابطه مثبت بین تولید ناخالص داخلی سرانه و نرخ باروری کل وجود دارد و اگر پایینتر از حد آستانهای باشد ارتباط منفی وجود دارد.
دیرک و همکاران37 (2011) رابطه بلندمدت بین باروری و مرگ و میر و درآمد را با استفاده از تکنیک هم انباشتگی پانل در بازه زمانی 1999-1990 بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که ارتباط منفی میان باروری و درآمد وجود دارد.
حسن و کورای38 (2012) با استفاده از دادههای سالیانه 2009-1960 اثرگذاری امید به زندگی زنان و مردان بر رشد اقتصادی را در 83 کشور مورد آزمون قرار دادند. نتایج این مطالعه نشان داد این اثرگذاری برای زنان و مردان مشابه نبوده به نحوی که امید به زندگی مردان اثر مثبت و امید به زندگی زنان اثر منفی بر رشد اقتصادی دارد.
پرتنر و همکاران39 (2013) در مطالعهای ارتباط میان باروری و رفاه اقتصادی را طی دوره زمانی 2005-1980 با استفاده از داده های پانل و مدل اثرات ثابت برای 118 کشور مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که کاهش باروری باعث کاهش سرعت رشد اقتصادی در کشورهای صنعتی از طریق اثر منفی آن بر عرضه نیروی کار میشود.
کریاکوس و پاپادپولو40 (2013) ارتباط میان جرم و باروری و تأثیر آن بر رشد اقتصادی را با استفاده از روش حداقل مربعات سه مرحلهای طی دوره زمانی 2008-1970 بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که بین جرم و رشد اقتصادی اثر منفی و بین باروری و رشد اقتصادی اثر مثبت وجود دارد.
خلاصه مطالعات تجربی صورت گرفته در خارج از کشور در مورد تأثیر باروری بر رفاه اقتصادی در جدول (2-1) نمایش داده شده است:
جدول (2-1) : خلاصه مطالعات تجربی صورت گرفته در خارج از کشور
نتایج
روش و تکنیک
موضوع و حوزه مطالعاتی
محقق یا محققین
نرخ زاد و ولد تأثیر مثبت بر تولید ناخالص داخلی سرانه دارد.

تجزیه و تحلیل پانلی

تأثیر نرخ زاد و ولد بر تولید ناخالص داخلی سرانه
دوریک و برندر
(1994)
در بلندمدت هیچ ارتباط خطی و روند مشترکی بین این دو متغیر وجود ندارد.

علیت گرنجر
رابطه جمعیت و تولید ناخالص داخلی در هندوستان
داوسون و تیفن
(1998)
در مراحل بالاتر توسعه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع کشورهای منتخب، سازمان کنفرانس اسلامی، تولید ناخالص داخلی، رفاه اقتصادی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع رشد اقتصادی، امید به زندگی، تولید ناخالص داخلی، رگرسیون