پایان نامه ارشد با موضوع دوره قاجار، دیوارنگاره، دوره صفوی

دانلود پایان نامه ارشد

زیادی از نقاشیهای بانوان سرکردگان زمان وجود داشت (همان.37).
مضامین شهوانی : از موضوعات دیگر نقاشی این دوره که مهم هم بوده،نمایش صحنههای شهوانی است.رابینسن معتقد است که از این صحنهها در مقایسه با هند و ژاپن،آثار اندکی در دست است و احتمالاً دلیل آن جان سالم به در بردن اندکی از آنهاست.ویلز7 پزشک انگلیسی که در خدمت اداره تلگراف بود این قضیه را با کلمات زیبایی وصف میکند که اقتباس از آثار نامطمئن اروپایی برای آنها مایه هلاک است و در اجرای پیکرههای عریان که بدان بسیار علاقهمند هستند اصلاً موفقیت ندارند.نقاش ایرانی در کشیدن چهرههای زیبا و رنگ بندی عالی بسیار چیره دست است.تنکونی8 افسر فرانسوی که در خدمت ایران بود مینویسد که نقاشان چهرههای اشخاصی را نقاشی میکنند که آرایه کشورشان بودند اما آنها اساساً خود را با سوژههای مبتذل و نظامی سرگرم میکنند.اوزالی مینویسد مقوله دیگری از نقاشیهای نگارگری وجود دارد که در آنها گروهی از پیکرهها و سبک طراحی عمومی و مهارت قابل ملاحضه و خلاقیت به کار میرود ولی موضوعات آنها چنان اهانتآمیز است که چشمان نگرنده باحیا را آزار میدهد (همان.41).
مضامین مذهبی : با اینکه کشیدن انسان در اسلام مذموم و تحریم شده بود ولی نقاشان در پرداختن به موضوعات مذهبی کوشا بودند.تصاویر مضامین مذهبی فقط محدود به نگارههای نسخ خطی نبود بلکه تصاویر شمایلی خریداران زیادی داشتند و حتی به صورت چاپی در اختیار مردم قرار می گرفتند.دو ویلمورن مینویسد:تصاویر قدیمی را روی مقوا برای فروش عرضه میکردند و این تصاویر شامل موضوعات مذهبی نظیر کربلا ،ستایش مومنان و رستاخیز بود.آنچه در این تصاویر برای من قابل توجه بود هاله سفید دور سر پیکرهها و نور صورت آنها بود که همچون حجابی آنها را فرو پوشانده بود.فروشندگان به من میگفتند که این پیکرهها تصاویر ائمه اسلام است که نقاش حق کشیدن صورت آنها را ندارد.آنها میگفتند نگاه کنید کسی آنها را اشتباه نمیگیرد چون اسامی آنها روی نور صورتشان نوشته شده است.من روی نور صورت آنها فقط حرف عربی را میدیدم که به صورت طلایی نوشته شده بود.اما به هنگام بازنمایی جوانی قهرمانان مذهبی یعنی پیش از مأموریت الهیشان هاله صورت و دور سر آنها را حذف میکردند.یکی از مضامین رایج تصویر دو تن از علمای دوره صفوی،میرداماد و شیخ بهایی بود.یکی دیگر از موضوعات متداول این دوره تصویر حضرت مریم در حال نشسته بود که این تصاویر از اروپا به ایران میآمد.اما نکته قابل توجه در این تصویرها این بود که تصویر مریم عذرا را ایرانی کرده بودند،این تصویر بیشتر حالت تزیینی یافته و رنگها متفاوت شده بود و تشخیص سرمشق اصلی از روی آنها بسیار دشوار مینمود.سایر هنرهای عامیانه همچون نقاشیهای قهوهخانه،موضوعات مشابه محصولات هنری متعال را به نمایش میگذاشتند.صحنههای قهرمانی شاهنامه فردوسی بیشترین تصاویر بومهای نقاشی حماسی را به خود اختصاص میداد.افزون بر این داستانهای رمانتیک بر پایه انجیل و قرآن و داستانهای حماسی دیگر نظیر داستان یوسف و زولیخا نقاشی میشد اما تعداد آنها زیاد نبود.موضوعات مذهبی بخصوص روایات شیعی از واقعه کربلا بخش عمده این محصولات هنری را تشکیل میداد.واقعه کربلا شکل هنری خاصی به خود گرفته بود و نقال آن را روایت میکرد.استفاده جدید مذهبی از نقاشی،کشیدن تصاویری از شخصیتهای برجسته سیاسی به یادبود مرگ آنها بود،این تصاویر نگرندگان را در فضایی از حال و هوای مذهبی فرو میبرد چون این نوع بازنماییها بیشتر در اطراف یک آرامگاه و یا خود آرامگاه صورت میگرفت (همان.43).

2-10) تجزیه و تحلیل آثار نقاشی در دوره قاجار
هنرمندان قاجار مشترکاً با این ایده تلفیقی در جست و جوی زبان نوآیینی بودند و در واقع به این امر مهم یعنی تفاوت دو ایده در دو هنر شرقی و غربی پی نبرده و از این رو در آثارشان و در ارائه دچار تناقص شدند.در هنر مسیحی اصولاً تخیل در خودآگاه شکل میگیرد و به شکل عقلانی هم به نمایش گذاشته میشود.ولی در هنر شرق به واسطه وابستگی به شعر،تخیل در ناخودآگاه شکل می گیرد و تمام اشکال تابع یک نظام ساختاریاند و کاملاً هم حسی ارائه میشود،در نتیجه هنرشرق در عمیقترین مفهوم خود هنری تجدیدی است و با نفی ماده کلیه عناصر و اشکال جمعیت خود را از دست میدهند و در فضایی با موقعیت دو بعدی قرار میگیرند و تنها مفهوم اشکال و فرمها و در مجموع ترکیببندی صوری را به وجود میآورند.
اما نقاشان قاجار این خصوصیت هنر شرقی یعنی قدسیبودن آن را نادیده گرفته و در آثارشان تقدس غربی و مفهومش را در نقاشی از هنر غربی به عاریت گرفته و جایگزین کردهاند که متأثر از جهان بیرونی و ناسوتی است.به همین دلیل معنویت و شهود از هنر نقاشی دوره قاجار حذف میشود و اثر هنری با حذف صورتهای مثالی به طبیعتگرایی و اصالت ناسوت روی میآورد.ترکیببندی متمرکز و متقارن از ویژگیهای نقاشی قاجاریست.از نقاشیهایی با موضوع پیکرنگاری،خطوط مورب و منحنی پیکره انسانی در مقابل خطوط معمارگونه عمودی و افقی قرار میگیرد.مجموع تمام خطوط در تقابل با هم آفریننده تضاد و در عین حال زیبایی هستند،این امر در کل تصویر که سطح و خط فضا را پرکرده است همراه با ارزشهای بصری هنرشرقی به زیباترین شکل به وحدت میرسند.ترکیببندی و آرایش آثار دوره قاجار،تأثیرپذیری از هنر نقاشی اروپایی را آشکار میکند.برای نمونه گلدانهای شیشهای (روسیه)،طرح البسه زنانه (فرانسه)،بشقابها (انگلیس) و مهمتر از همه ژست فتحعلیشاه در نحوه ایستادن با عصای شاهی،کاملاً تقلید از کشورهای غربی است.علم پرسپکتیو نمودی انسانی،به ویژه ایتالیایی دارد و نقش و نگار اغلب پارچهها در نقاشیها از نمونههای قرن 18 فرانسه است (جلالی جعفری.1382.57).

2-11) دیوارنگاری در دوره قاجار
دیوارنگاری در دوره قاجار همواره مورد نظر بوده و شاهان قاجاردر کاخهای ایالتی خود نیز از آن استفاده میکردند.این دیوارنگاریها هم حالت تزیینی داشته و هم وسیلهای برای شکوهنمایی بوده است.استاد بهرام یکی از دیوارنگاران معروف دوره قاجار بود او دیوارهای خوابگاه ناصرالدینشاه در کاخ سلطنت آباد را آکنده از صحنههای عاشقانه و تصاویر گل و بته و پرندگان کرده بود.صرفنظر از صحنه های روایی و تاریخی،دیوارنگارهها در خانه شاهزادگان و اعیان و رجال قاجار هم دیوارنگارههایی وجود داشته که از مضمون و موضوع متفاوت بودهاند.در برخی اتاقهای خصوصی کاخها چهره دخترکان زیباروی را نقش میزدند و صحنههای شکار را هم در اقامتگاههای شکاری بیرون شهرها نقاشی می کردند.خانه های اعیان و اشراف در ایالات هم با دیوارنگارهها تزیین میشد.در خانه نصیرالملک در شیراز صورتهای زنان اروپایی در دیوارنگارهها دیدهمیشد،سقفهای چوبی آن به وسیله نقاشی رنگ و روغن از تصاویر زنان اروپایی تزیین یافته بود.نقاشی روی کاشی در دوره قاجار شیوه دیگری از دیوارنگاری بود که نمونههایی از آن را میتوان هنوز در عمارات قاجاری تهران،قزوین،شیراز،مشهد،اصفهان،کرمان و غیره مشاهده کرد.در این دیوارنگاریها مضامین باستان گرایانه بارها تکرار شده و گاهی جنگ ایران و روس بازنمایی شده است یا در سرسرای ورودی کاخ گلستان بر روی کاشیها تصویر ناصرالدینشاه در حال جلوس همراه ملازمانش دیده میشود.در این نوع دیوارنگاریها مجالس بزم و رزم شاهنامه بازنمایی شده و گاهی داستان یوسف و زولیخا با مهارت تمام تصویر گردیده است.در سرسرای ورودی کاخ گلستان یکی از صحنههای عجیب روی دیوار تصویر حضرت عیسی و حواریون اوست که با شیوه کاملاً فرنگی کار شده است.در کاشینگاری مضامین رزمی بیشترین توجه به داستانهای شاهنامه و تاریخ ایرانباستان و نیز دوره قاجار معطوف شده است.موسوی زاده یک مجلس از شاهنامه یعنی سیمرغ و زال با رنگبندی جذاب در حمام قدیمی باغ عفیفآباد شیراز کار کرده است،در اجرای این کاشینگاری تاثیر نگارههای دوره صفوی دیده می شود.سلسله تابلوهای کاشینگاری موسوی زاده در باغ یاد شده از نبرد رستم و اسفندیار،نبرد رستم و سهراب،نبرد فریدون با ضحاک ماردوش،نبرد رستم و اشکبوس،نبرد رستم با اژدها و مجالس دیگر شاهنامه جملگی با شیوهای توانمند و جذاب و پیکرهسازی واقعنما دل و دیده بیننده را میرباید.دوره قاجار از ادوار نوآوری و تکامل شیوههای هنری ایران است،در این دوره رابطهای ظریف بین تجربههای هنری ادوار پیشین و تخیل و تجارب هنری جدید برقرار شده و حاصل آن در آثار جلوه یافت که در این دوره در بیشتر عرصههای هنری ظهور آمده،از جمله این عرصههای هنری دیوارنگاری بود که جلوههای متنوع و مضامین متعدد پیدا کرد.حرکتی که از دوره صفویان شروع شده بود و هنر را به درون لایه های مختلف اجتماع کشانده بود و مردم عادی را نیز با سلایق و ذوق خاص خودشان وارد صحنه هنر کرده بود.در دوران قاجار نمودی چشم گیر یافت و به خصوص در بعضی از دیوارنگارهها از نوع کاشینگاری و گچبری و غیره تجلی پیدا کرد (مجله هنرهای تجسمی.1385).

2-12) موقعیت طبیعی شیراز
شیراز مرکز استان فارس که درعرض شمالی 29 درجه و 35 دقیقه و طول شرقی 52 درجه و 30 دقیقه و شمال غربی جلگه ای به تقریبی 40 کیلومتر وعرض 15 کیلومتر قرارگرفته که درازای آن درامتداد شرقی غربی قراردارد که مساحتی بالغ بر 220کیلومتر مربع و براساس آخرین آمار حدود1227331 نفر را درخود جای داده است.ازشمال به سپیدان،مرودشت و ارسنجان،از جنوب به جهرم و فیروزآباد،ازشرق به استهبان و فسا و ازغرب به کازرون و ممسنی محدود میشود.ارتفاع شیراز از سطح دریا 1540 متر است.
دشت شیراز درمیان حصار کوهستانی واقع شده درمیانه کوههای شرقی و شمالی آن سه تنگ سعدی،اللهاکبر و منصورآباد واقع شده که تنگاللهاکبر درمبدأ ورودی شهر شیراز از طرف اصفهان واقع شده و ازمعروفیت خاصی برخوردار است.کوههای چهلمقام و رحمت که بین تنگسعدی و تنگ اللهاکبر واقع شده همچنین دروازه قرآن در میان تنگاللهاکبر بنا شده است،کوه باباکوهی در غرب تنگ الله اکبر هم اززمانهای قدیم دارای اعتبار و منزلت خاصی بودهاند.کوه بمو که درشمال تنگاللهاکبر واقع شده و خارج از محدوده جلگه شیراز محسوب میشود منبع و سرچشمه چند قنات و آب است که معروفترین آنها رکنآباد و زنگی است. درشرق نیز کوه مهارلو واقع شده است.دراطراف کوه بمو گونههای زیادی ازجانوران وحشی به ویژه آهو،میش،قوچ،پازن وهمچنین تعداد کمتری پلنگ،کفتار،گرگ،روباه وشغال زندگی میکنند.منطقهای به وسعت 40000 هکتار ازنواحی اطراف کوه بمو درحال حاضر تحت حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست قرارگرفته و پارک ملی بمو درآن تأسیس شده است.ازاواخر زمستان رویش گلهای وحشی ازجمله اشک یا لالهواژگون،پامچال و شقایق چهرهای زیبا به این ناحیه میدهد که درسراسر بهار و تابستان ادامه دارد.به همین خاطر کوه بمو دربهار و تابستان یکی ازتفرجگاههای مردم شیراز محسوب میشود.
درشمال و جنوب شیراز دو رودخانه خشک وجود دارد که سیلابهای کوههای شیراز را به سمت دریاچه مهارلو هدایت میکند.
هوای شیراز بهطور کلی معتدل با زمستانهای ملایم و تابستانهای گرم میباشد.براساس آخرین تقسیمات کشوری این شهرستان دارای هفتنقطه شهری است وعلاوه بر شیراز به عنوان مرکز استان،شهرهای زرقان،خرامه،داریون،سروستان،کوار،لپویی نیز در آن واقع هستند.این شهرستان دارای 6 بخش و 812 آبادی است.
شیراز درمیان شهرهای استان فارس ازآب و هوای معتدلتری برخوردار است و دراصل دربین دو منطقه سردسیر و گرمسیر استان قراردارد.مقدسی درکتاب خود به این نکته اشاره کرده است «اگر از بهبهان و فهلیان و فیروزآباد به سوی داراب خطی بکشیم و ازآنجا به بندرعباس وصل شود قسمت جنوبی این خط که دارای تابستانهای بسیارگرم و زمستانهای ملایم و درآن بارندگی اندک است و هرچه به ساحل خلیج فارس نزدیکتر شویم سوزندهتر میشود و درآن خرما و مرکبات فراوان بهعمل میآید به گرمسیر معروف است،قسمت شمالی این خط که قسمت عمده کوهستانی فارس را دربردارد دارای زمستانهای بسیارسخت و تابستانهای ملایم است،بارندگی دراین منطقه نسبتاً زیادتر است و درارتفاعات برف میبارد و سرچشمه بیشتر رودخانههای فارس ازاین ناحیه است،این قسمت را سردسیر یا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع دوره قاجار، تصویرپردازی، نقش برجسته Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع دوره قاجار، دوره قاجاریه، استان فارس