پایان نامه ارشد با موضوع دوره صفوی، دوره صفویه، تشخیص بیماری

دانلود پایان نامه ارشد

خوبی گرفتهاست. عمده‌ترین محصولات باغی سیب، هلو و شلیل است. خیار از صیفیجات خوبی است که در این منطقه کشت میشود.
روستای جابان در یک منطقه کوهستانی و در دامنههای جنوبی کوههای البرز قرار دارد. دارای آب و هوایی از نوع سرد و خشک کوهستانی با تابستانهای معتدل و ملایم و زمستانهای بسیار سرد میباشد. میزان بارش در این روستا بهعلت کوهستانی بودن و قرار گرفتن در دامنه جنوبی البرز نسبتاَ بالاست. چگونگی وزش باد با موقعیت جغرافیایی و چهره کلی عوارض و پستی و بلندیها در ارتباط تنگاتنگ میباشد. جریان هوای شمال و شمالغربی که از مهرماه شروع و تا اواسط بهار ادامه دارد، موجب ریزش باران و حاکمیت هوای سرد در منطقه میگردد و جریان هوای گرم و خشک که از اواسط بهار شروع و تا اواخر تابستان ادامه پیدا میکند از ناحیه کویری ایران به منطقه جریان دارد. البته وجود کوههای گنبدیشکل و باغهای بزرگ و سرسبز تاحد زیادی از گرمای آن میکاهد. وجود درههای بزرگ و کوچک و جریان نسیم کوه به دره، دره به کوه، در طی روز و شب احساس میشود.
آب آشامیدنی روستای جابان توسط چشمه(بیشتر در بخش شمالی روستا) و چاه(بیشتر در بخش جنوبی روستا) تأمین میشود. آب چشمه بهوسیله لولهکشی به منبع آب روستا منتقل شده و پساز ذخیره در منبعی با ظرفیت 100000 مترمکعب، از طریق شبکههای لولهکشی به واحدهای مسکونی میرسد. تأسیسات مربوطبه آب شرب روستا تحت پوشش سازمان آب و فاضلاب روستایی است. این روستا با تنگنای آب شرب بهویژه در فصل تابستان روبهرو است. آب اراضی کشاورزی روستا از طریق آب چاهها تأمین میشود. رودخانه جابان که از زرینکوه سرچشمه گرفته از کنار آبادی گذشته و به رودخانه گرمسار میریزد.
«کرمانج نام گروه بزرگی از کردها است که بهگویش کرمانجی سخن می‌گویند. کرمانج‌ها در جنوب خاوری ترکیه، نوار مرزی ایران و ترکیه و شمال خراسان و در نواحی مختلف ایران از جمله شمال خراسان و نواحی‌ای از سیستان و در ناحیه دماوند(تهران)، بهویژه روستاهای سربندان، جابان و سرخده ساکن هستند.
كرمانج، كوتاهشده كرد kurd است و ديگر مان mân، كه همان مانناي mânnây است، يكياز قبايل ماد بودهاند كه در سدهنهم پيشاز زايش در زاگرس فرمانروايي كردهاند و در هنگام تشكيل فرمانروايي ماد به مادها پيوستهاند».(صفیزاده،37:1388)
‌«كرمانج ظاهراً به برخي قبايل كردستان جنوب اطلاق ميشود، آنهم نه در مقام مترادفي براي عشيرت، بلكه بهعنوان يك برچسب قومي. ساير قبايل را بهطور ساده كرد ميخوانند. در كردستان شمال نيز لفظ كرمانج اغلب در دومعني متفاوت بهكار ميرود؛
– برچسبي قومي است كه در اشاره به تمام كردهايي كه بهلهجه كرمانجي شمال سخن ميگويند بهكار ميرود.
– در مفهومي محدودتر در اشاره به رعاياي كشاورز و دهقانان غيرقبيلهاي ميباشد.
«یکی از مقاطع حساس در تاریخ ایران عصر صفوی، حركت اكراد است. خراسان عصر صفویه در معرض تهاجمات بیگانگان بوده و تهاجمات ازبكها و تراكمه همواره موجبات ناامنی درنواحی مرزی خراسان را فراهم میساخت. بنابراین سیاست تقویت مرزهای شمال خراسان در دوره شاهان صفویه، بهخصوص شاهعباس به مرحله اجرا درآمد.
این مطالب براساس منابع و مآخذ عصر صفویه، تواریخ محلی و نوشتههای سیاحان و ایرانشناسان بهدست آمدهاست. كردهای خراسان یكی از ایلات بزرگ چشمگزك češmgazak میباشند كه در قفقاز و آذربایجان ساکن بودهاند و در عصر صفویه ابتدا بهنواحی شرق پایتخت تا تهران و ورامین و دامنه رشته کوههای دماوند و البرز و سپس به نوار مرزی بجنورد، شیروان، قوچان و درگز كوچ نمودند و همچون دیواری آهنین بین پایتخت و ازبکان قرار گرفتند. عدهای از سران این قوم در دوره صفویه و افشاریه و قاجار جزء صاحبمنصبان نظامی بودند كه نقش اساسی در تاریخ خراسان داشتند.
تاریخ این قوم چندان مشخص نیست، مهمترین عامل در این ارتباط، عدم انسجام منابع و پراكندگی اسناد میباشد. بطوركلی كردهای خراسان بهواسطه موقعیت خاصی كه داشتند، چندان به تشكیلات اداری توجه نمیكردند و تدوین تاریخ این قوم بهخصوص با گزارشات پراكنده منابع دوره صفویه مشكل میباشد. بعد از اینكه پای مستشرقین به ایران باز شد، عدهای از جهانگردان از شمال خراسان عبور كردهاند. در نوشتههایشان مختصر بهنحوه آمدن كرمانجها به خراسان مطالبی را نوشتهاند كه اساس كار این گروه اطلاعات محلی بود كه از حكمرانان بهدست میآوردند. اینكه اكراد از چه تاریخی به خراسان قدم گذاشتهاند چندان مشخص و روشن نیست. تغییر سکونتگاههای کردهای کرمانج از خراسان به روستاهای مورد نظر در این پژوهش طی سه مرحله و در سه دوره پادشاهی صورت گرفتهاست؛ اولین مرحله در قرن هجدهم و در دوره افشاریه، زمان نادرشاه افشار، دوم در دوره زندیه زمان فتحعلیشاه و سوم در دوره قاجاریه زمان پادشاهی  آغامحمدخان قاجار بودهاست».(طبیبی،168:1366)

لهجه کرمانجی زبان کردی در کشورهای ترکیه، سوریه، شمالغربی ایران(استان ارومیه)، شمالشرقی ایران(شمال خراسان)، شمال و شمالغربی کردستان عراق، کشور ارمنستان(اطراف ایروان)، کشور گرجستان، کشور آذربایجان، مناطقی از استان مازندران، مناطقی از استان گیلان، اطراف ورامین و فیروزکوه، و همچنین تهران و کرج تکلم میشود.
در خراسان شهرهای قوچان، شیروان، اسفراین، بجنورد، کلات، لایین، باجگیران، آشخانه، چناران، فاروج، سملقان، درگز و درونگر، رادکان، بخشهایی از نیشابور و سبزوار و جوین و تقریبأ حدود ۱۵% مردم ساکن مشهد بهلهجه کرمانجی تکلم میکنند.
كردهاي خراسان بيشتر در شمال خراسان سكونت دارند، از راز و جرگلان ‌بجنورد تا آنسوتر از كلات نادر در طول مرز جغرافيايي با كشور تركمنستان و ازاين سو، تا نيشابور، سبزوار، مشهد و چناران پراكندهاند.

1-7 تعریف مفاهیم
بیماری؛ «به هر گونه اختلال در کارکرد طبیعی بدن، بیماری گفته میشود».(کوهن،173:1378)
به گفته ابنسینا، «روند دانش طب به اینصورت است که هر حالتی از بدن پایداری ودگرگونی آن حتماً دارای علتی است. بیماری حالتی غیرطبیعی است که در تن آدمی جای میگیرد و بدونشک واکنش به آسیبی است که از واکنش اولیه غیرطبیعی به چشم میخورد».(برومند و علوینیا،26:1387)
ابنخلدون در کتاب خود بهنام «مقدمه فیالتاریخ» میگوید: پزشکی فنی است که به بدن انسان از نظر تندرستی و بیماری مینگرد و صاحب این فن میکوشد تا سلامت انسان را حفظ کند و بیماری را با دارو و غذا از بین ببرد و بیمار را بهبود بخشد و این کار، پس از مشخص شدن مرضی که به یکی از اعضای بدن راه مییابد و همچنین پس از مشخص شدن عواملی که باعث بروز بیماری میشود، انجام میگیرد و داروهایی که برای هریک از بیماریها موثر است تعیین میشود. صاحب این فن، از طبیعت داروها و تاثيرات آن و از علائم بروز بیماری وفرا رسیدن زمان درمان آن بهره میگیرد.
علم طب به دو بخش تقسیم میشود؛ طب نظری و طب عملی.
طب نظری؛ یعنی «دانشی که چگونگی عملکرد در تغییرات بدن انسان و عوامل موثر برآن را که منجر به سلامتی يا بیماری میشوند بررسی کرده و نهایتاً پزشک را به تشخیص بیماری راهنمایی میکند.
طب عملی؛ شامل علم به روشهایی است که برای حفظ سلامتی یا بازگرداندن سلامتی(علم معالجات) بهکار میرود».(ناصری و دیگران،23:1387)
طب سنتی؛ «سنت در فرهنگ فارسی، لغتی است که از زبان تازی گرفته شده و به معنی راه وروش، عادت وخوی، طریقه وقانون ومترادف آن در زبانهای لاتین «ترادیسیون1» است که به معنی انتقال شفاهی و آموزش شفاهی عادات و رسوم و فرهنگ از سلف به خلف، از پدر به پسر، بهصورت غیرنوشته یا عادات ارثی از دهان به دهان است. بهطور خلاصه غرض از طب سنتی طب مردم یا طب تودهای است که بهنام «طب زکاء» و «طبالعجائر» یا «فولک مدیسین»2 خوانده میشود».(دریایی،20:1381)
گیاه دارویی؛ به گیاهی گفته میشود که دارای مواد موثر مشخصی است و در درمان بیماری بهکار میرود و نام آن گیاه در یکی ازمنابع معتبر بینالمللی ذکر شدهاست».(همان،21)
مزاج؛ «فلاسفه وپزشکان طب قدیم معتقدند که چون بشر ازمایع نطفهدار بهوجود آمدهاست به همینعلت عصارهها و طبایع عناصر اصلی تشکیلدهنده بدن هستند».(زیگریست،32:1362)
انسانها دارای مزاجهای متفاوتی هستند قبل از شناخت مزاج و اقسام آن ابتدا تعریف ابنسینا از مزاج آورده میشود؛ ابنسینا مزاج را چنین تعریف میکند:
«مزاج عبارت است از چنان کیفیتی که از واکنش متقابل اجزای ریز مواد متضاد بهوجود میآید. در این واکنش متقابل بخش زیادی از یک یا چند ماده یا بخش زیادی از ماده یا مواد متخالف با هم میآمیزند، بر هم تأ ثیر میگذارند و از این آمیزش کیفیت مشابهی حاصل میشود که آنرا مزاج نامیدهاند».(بوعلیسینا،13:1357)
برومند و علوینیا ابرقویی مزاج را اینگونه تعریف میکنند:
مزاج در لغت بهمعنی آمیختن چیزی با چیز دیگر است، کیفیتی که از آمیختن چیزها به هم
میرسد را نیز مزاج گویند. در طب به سرشت و طبیعت انسان مزاج میگویند چون از ترکیب چهار عنصر اولیه یا چهار رکن حاصل میشود.
اسماعیل جرجانی در کتاب ارزشمند «ذخیره خوارزمشاهی» در نحوه ایجاد هریک از مزاجها چنین مینویسد: اگر چهار کیفیت که یکی گرم است و دوم سرد و سوم خشک و چهارم تر، دو کیفیت با یکدیگر برابر آیند و آن دو دیگر بماند یکی قویتر آید و یکی ضعیفتر، مزاج اندر آن در کیفیت که برابر آیند معتدل باشد و بر این دو کیفیت دیگر که یکی قویتر آید و دیگر ضعیفتر مزاج را به این کیفیت قویتر بازخوانند. چنانکه اگر اندر سردی و گرمی معتدل باشند و خشکی، برتری غلبه کند که گویند مزاج خشک است و اگر تری بر خشکی غلبه کند گویند مزاج تر است و اگر چهار کیفیت اندر تری و خشکی معتدل آیند و گرمی و سردی غلبه کند گویند مزاج گرم است.
ابنسینا درکتاب «قانون» در طب در نحوه ایجاد مزاجها چنین مینگارد:
«هرگاه که هیچ دو کیفیتی(سردی، گرمی، خشکی، تری)، با یکدیگر برابر نیاید، لیکن دو کیفیت غالب شود و دو کیفیت مغلوب، چهار مزاج مرکب پدید میآیند: گرم و خشک، سرد و خشک، گرم و تر، سرد و تر. و فزون از این ممکن نیست. مزاجها بهطور کلی به نه مزاج اصلی(ذاتی یا جبلی)، تقسیم میشوند این مزاج میتواند برحسب شرایط محیطی و خاص مثل فصل، سن، جنسیت، مکان زندگی و… تحت تاثیر قرار گرفته و تغییر کند».(ناصری و دیگران،29:1387)
موجودات از چهار عنصر و یا چهار رکن اصلی ساخته شدهاند و انسان نیز بالطبع از ترکیب همین چهار عنصر ایجاد شدهاست. در طب سنتی اعتقاد بر این است که از این چهار عنصر سازنده انسان، هر کدام که غلبه داشته باشد خواه بهطور سرشتی و خواه به علل مختلف از جمله تغذیه، باعث ایجاد مزاج خاصی میگردد.
دکتر محمد قاسمیبرومند و دکتر سیدعلی علوینیا در کتاب «مبانی طب سنتی و عصر اسلامی»، ویژگیهای مزاجهای مختلف را بدینگونه شرح میدهند:
سرد مزاج؛ افراد سرد مزاج، افعال نفسانی(مسائل روانی و رشد و نمو بدنشان) دچار ضعف و نقص میشود. در اصل هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی مشکل دارند. چربی بدنشان زیاد و گوشت بدنشان کم است. پوست آنها سفید و در لمس، بدنشان سرد است. در برابر سردی هوا زود متأثر میشوند احساس درشتی زبان دارند، دچار رخوت در حرف زدن هستند، بهآرامی راه میروند، تحرکشان کم است، در زندگی حالت شک و تردید دارند و ترسو هستند، غذایشان دیر هضم میشود. شماره نبض آنها کمتر است و بهآهستگی غذا میخورند.
گرم مزاج؛ خصوصیات عکس مردم سرد مزاج را دارند. معمولا اینها زکام و نزله کمتری میگیرند. با هوش و زیرک هستند.
مزاج تر؛ مایعات بدن آنها زیاد است. ضعف و بیحالی، جاری شدن آب از بدن مثل اسهال، تهوع، استفراغ، رعشه، تشنج عضلانی، بهت و خیرگی، حالت کوما و … از علائم آنها است.البته درحد بیماری را دیگر مزاج تر نگفته و سوء مزاج تر گویند.
مزاج خشک؛ آب بدن کم میشود. لاغر است، تشنگی، خشکی لب و دهان و گلو و حتی پوست بدن، فرو رفتن چشمها در حدقه، بیخوابی، انقباض عضلات(ضعف بدن).

بقراط حکیم مزاج آدمی را بدین شرح تقسیمبندی نمودهاست:
دموی مزاج؛ دموی مزاجها افرادی پرحرارت، پر تحرک و فوقالعاده فعال میباشند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع گیاهان دارویی، کارکردگرایی، تحلیل اطلاعات Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع ایران باستان، گیاهان دارویی، هخامنشیان