پایان نامه ارشد با موضوع دوران باستان، استان فارس، نفوذپذیری

دانلود پایان نامه ارشد

عرض 29 درجه، 7 دقیقه و 36 ثانیه‌ی شمالی و بر روی یک مخروط‌اَفکَنه و در یک فروافتادگی (با سوی خاوری-باختری) میان‌کوهی در 72 کیلومتری شمالِ‌باختری فسا، در 175 کیلومتری خاور شیراز، 36 کیلومتری جنوب‌باختری نی‌ریز و جنوب دریاچه‌ی بختگان جای گرفته است. بلندای مرکزِ شهر از سطحِ دریا 1740 متر و بیش‌ترین بلندا در کوه‌های جنوبی استهبان، نزدیک به 2900 متر از سطح دریا است (منصوری، 1389: 309)؛ (کیانی، 1376: 7)؛ (انوشه، 1380: 124).
نقشه‌ی 3-1: جای‌گیری استهبان
ماخذ: (پرداراز، 1391)
نگاره‌ی 3-1: استهبان از دید باختری
در این نگاره به خوبی جای‌گیری استهبان در فروافتادگی میان کوه‌ها و در دشتی کم‌پهنا دیده می‌شود. (ماخذ نگاره: Goggle Earth)
بر پایه‌ی آمارهای سازمان هواشناسی، میانگینِ بلندمدتِ بارشِ سالانه در شهرِ استهبان برابر 308 میلیمتر و کمینه و بیشینه‌ی مطلقِ دما، 8- و 41 درجه سانتیگراد بوده است. این ایستار در بلندی‌های پیرامونی، به علت بارش‌های بیش‌تر و دمای کم‌تر دیگرگون است. این سازمان هم‌چنین، استهبان را بر پایه‌ی روش‌های زیر، از دید اقلیمی، دسته‌بندی کرده است: 1- روش آمبرژه: ناحیه‌ی نیمه‌خشک، 2- روش دکتر کریمی: ناحیه‌ی نیمه‌مرطوب با تابستان گرم و زمستان نسبتا سرد، 3- روش سلیانینوف: ناحیه‌ی خشک، 4- روش دمارتن: ناحیه‌ی نیمه‌خشک، 5- روش بلور: ناحیه‌ی نیمه‌خشک (اداره‌ی کل هواشناسی استان فارس، 1393).
آب‌شناسی
بر پایه‌ی آماربرداری انجام شده، استهبان دارای 80 منبع آب زیرزمینی است که در برگیرنده‌ی 67 چاه، 11 چشمه و 2 کاریز است. 56 منبع زیرزمینی با آب‌دهی سالیانه‌ی 6/16270023 مترمکعب در دشت و 42 منبع زیرزمینی با آب‌دهی سالیانه‌ی 8/8162200 مترمکعب در بلندی‌ها جای دارند. باید یادآور شد که استهبان، هیچ منبع آب روزمینی ندارد (پارس مختصات جنوب، 1391: 2، 11 و 25).
زمین‌شناسی
استهبان در زون ساحتاری زاگرس چین‌خورده جای گرفته است. ساختار زمین‌شناسی منطقه از بالا به پایین، لایه‌های آهکی سازند آسماری و آهکی-دولومیتی سازند جهرم و تناوب لایه‌های آهک و مارن سازند ساچون است. در بخش‌های بالای کوهستان و روکش کوه به صورت صخره‌های آهکی آسماری و جهرم دیده می‌شود که گسترده‌ترین رخنمون را دارد و در بخش‌های درونی کوه به علت فرسایش، لایه‌های آهکی ویران شده و بخشی از نهشت‌های آن در کوه انباشته و در برخی جای‌ها نیز، سازند ساچون رخ‌نمون یافته است. آن چه از نهشت‌ها برجای مانده نیز، در فروافتادگی استهبان آمده و یک مخروط‌افکنه را پدید آورده است. آب‌رُفت‌های عهد حاضر، جوان‌ترین سازند منطقه‌ی استهبان است (همان: 8)؛ (ابوالقاسمی؛ میرزایی محمودآبادی؛ گرگیج؛ 1390: 1)؛ (Valeh; Alavi Tehrani, 1985)؛ (سبزه‌ای، 1996)؛ (عندلیبی؛ یوسفی، 1381)؛ (Sperl; Trckova, 2008: 44). لایه‌های آهکی که دارای درزها و شکافت‌های بایسته، همراه شکست‌های تکتونیکی باشند، جای درخوری برای گرد آمدن آب هستند. لایه‌ی آهکی چنان‌چه در پایین به یک لایه با نفوذپذیری کم یا نزدیک به کم (مانند مارن) برسد (Sperl; Trckova, 2008: 44) و اگر شیب، به اندازه باشد یا گسل پیدا شود، به برآمدن آب در روی زمین خواهد انجامید (نژند، 1353). هم‌چنین نهشت‌های انباشته شده توانایی نگه‌داری آب را دارند و پایه‌ی‌ آهکی کوه که با نهشت‌ها پوشیده شده است، می‌تواند سفره‌ی درون نهشت‌ها را از زیر تغذیه کند (هنرمندابراهيمي؛ ترحمي؛ چهلگردي‌ساماني؛ حرفه‌دوست؛ محبوبي‌تبار 1392: 73). از همین روی، چندین چشمه در کوه‌های جنوبی استهبان پدید آمده است که برای بهره‌گیری به‌تر از آن‌ها، برخی را به کاریز دگرگون کرده‌اند.
مخروط‌افکنه
که به آن بادبزن آب‌رُفتی نیز می‌گویند، نهشت‌های مخروطی یا ته‌نشست‌های بادبزنی‌شکل هستند که در کناره‌ی کوهستان‌ها و بیش‌تر در جای رسیدن دره به دشت -جایی که از شیب کاسته می‌شود و در پی آن کاهشِ سرعت آب، نهشت‌گذاری را به دنبال دارد- به وسیله‌ی رودخانه‌ها پدید می‌آیند. هر اندازه از کوهستان به سوی دشت می‌رویم، از ستبرای آن کاسته و بر گستره‌ی آن افزوده می‌شود. نوک و سرِ مخروط‌افکنه به سوی بالادستِ آب‌راهه و تهِ آن در پایین‌دست است. نهشت‌های مخروط‌افکنه در نزدیک نوک آن، بیش‌تر از تکه‌های سنگِ درشت‌دانه و بزرگ پدید آمده است و کم‌کم به سوی ته آن، دانه‌های شن، ماسه، مارن و رس را در برمی‌گیرد. بادبزن آب‌رُفتی اگر چه در هر جایی می‌تواند نمود پیدا کند، با این همه بیش‌تر در مناطق خشک و نیمه‌خشک پدید می‌آید؛ زیرا خشک شدن و سیلابی شدن پی‌درپی رودخانه‌های کوهستان، شرایط خوبی برای پدیداری آن فراهم می‌سازد. نهشت‌های مخروط‌افکنه‌ای جایگاهِ گرد آمدن آب‌های زیرزمینی است. هم‌چنین خوراکِ بیش‌تر گنجینه‌های آبِ زیرزمینی درون نهشتی، از آب‌هایی است که به درونِ نهشت‌های مخروط‌افکنه‌ای می‌آیند و یک جابه‌جایی کوچک در نوکِ مخروط، دگرگونی در جای‌گیری کانال‌های رساننده‌ی آب و نهشت در پایین مخروط را در پی خواهد داشت (Harvey; Mather; Stokes, 2005)؛ (ویکی‌پدیا)؛ (نامور، 1385)؛ (Committee on Alluvial Fan Flooding; Water Science and Technology Board; Commission on Geosciences; Environment, and Resour; National Research Council, 1996).
نگاره‌ی 3-2: مخروط‌افکنه و رودخانه‌های خاوری و باختری استهبان84
در این نگاره، بخش جنوبی و پیوندگاه شهر استهبان با دهانه‌ی میان کوه‌های جنوبی، نیز مسیل‌های خاوری و باختری و در میان این دو، بادبزن آب‌رفتی استهبان را می‌بینیم. ماخذ نگاره: (سازمان نقشه‌برداری، 1368).
سر یا نوکِ مخروط‌افکنه در جنوبِ استهبان و به سوی کوه تودج است و بادبزن آن به سوی شمال گسترده شده است. از آن جا که استهبان بخشی از حوضه‌ی آب‌ریزِ دریاچه‌ی بختگان به شمار می‌رود، پس، آب‌هایی که از کوه‌های دور و بر به استهبان سرازیر می‌شوند، چنان‌چه در نقشه‌ی 3-3 دیده می‌شود از سوی باختری استهبان به دشتِ خیر می‌روند و در پایان به دریاچه‌ی بختگان می‌ریزند (خط‌های آبی روی نقشه، راه و سوی زاستاری آب‌ها را نشان می‌دهند).
افزون بر رودخانه‌های فصلی، آبِ همیشگی چشمه‌کاریزهای کوه‌های جنوبی استهبان را بر روی محور (خط‌الراس) مخروط‌افکنه روان کرده‌اند تا به سوی شهر سرازیر شود.
نقشه‌ی 3-2: سوی باختری آب‌های روان استهبان
خط‌های آبی روی نقشه، راه و سوی زاستاری آب‌ها در استهبان به سوی باختر و دریاچه‌ی بختگان را نشان می‌دهند. (ماخذ: نگارنده)
با بهره‌گیری از نقشه‌های 1:25000 سازمان نقشه‌برداری در تارنمای سازمان، نقشه‌ی بلندی‌های دوروبرِ استهبان فراهم شد تا سوی زاستاری برای روان شدن آب، همانندسازی شود. به دیگر سخن، با دید به پستی و بلندی‌ها، آب به گونه‌ی زاستاری، از چه راهی می‌گذرد. این نقشه در سامانه‌ی GIS رقومی شد و پس از کارهای مورد نیاز روی مدل رقومی ارتفاع، سامانه‌ی آب بر روی آن همانندسازی شد که نقشه‌ی زیر به دست آمد.
نقشه‌ی 3-3: استهبان و رهنمونی آب بر محور مخروط‌افکنه
راهِ آب را روی محور (خط‌الراس) مخروط‌افکنه جای داده (نشانگر سرخ بلند) و آب را عمودِ بر منحنی تراز (خط‌های سبز) برآورده‌اند. سپس در آب‌بخش آن را دو شاخه کرده‌اند که با شیب درخور، از یال‌های دو سوی مخروط‌افکنه سرازیر می‌شود (نشانگرهای سرخ خاوری و باختری) و پس از آن جوی‌های دیگری برای آب‌رسانی جدا شده است (خط‌های بنفش). (ماخذ: نگارنده)
همان گونه که در نقشه‌ی 3-3 می‌بینیم و چون استهبان بخشی از حوضه‌ی آب‌ریز دریاچه بختگان است، آب چشمه‌کاریزهای استهبان، باید راهی دیگر می‌گرفته است (خط آبی)؛ چراکه همواره آب (با در دید داشتن بازدارنده‌ها) نزدیک‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه را در پیش می‌گیرد تا به آب‌ریز برسد. پس همه‌ی روان‌آب سطحی شهر استهبان بایستی از سوی باختری بیرون برود و به دریاچه‌ی بختگان برسد؛ چنان‌چه در نقشه همانندسازی‌شده هم دیده می‌شود و راه روان‌آب‌ها نخست با رودخانه‌ی «پیرمراد»85 (خط آبی پهن و راست) و سپس با رودخانه‌ی «فتح‌آباد»86 (خط آبی بسیار کم‌رنگ و بریده) بر روی هم می‌افتند.
با این همه مردم برای بهره‌ی بهینه از آب، سوی آن را دگرگون کرده تا در گستره‌ی بیش‌تری برای بهره‌برداری گسترش پیدا کند (نقشه‌ی 3-3). به دیگر سخن، اگر محور (خط‌الراس) مخروط‌افکنه را در دید داشته باشیم، راهِ آب را روی آن جای داده (نشانگر سرخ بلند) و آب را عمودِ بر منحنی تراز (خط‌های سبز) برآورده‌اند. سپس در آب‌بخش آن را دو شاخه کرده‌اند که با شیب درخور، از یال‌های دو سوی مخروط‌افکنه سرازیر می‌شود (نشانگرهای سرخ خاوری و باختری) و پس از آن جوی‌های دیگری برای آب‌رسانی جدا شده است (خط‌های بنفش).
نقشه‌ی 3-4: سوی جنوبی-شمالی شیب در استهبان
(ماخذ: نگارنده)
نمودار 3-1: پروفیل بلندا به متر، هم‌سو با شیب نقشه‌ی 3-5
(ماخذ: نگارنده)
نمودار 3-2: پروفیل درصدِ شیب، هم‌سو با شیب نقشه‌ی 3-5
(ماخذ: نگارنده)
بررسی پیشینه و نام‌واژه‌ی استهبان
پیشینه بر پایه‌ی نوشته‌های دوره‌ی اسلامی تا پیش از دوره‌ی پهلوی
کهن‌ترین نوشته‌ای که در آن می‌توان از استهبان سراغ گرفت، «ممالک و مسالک» «اصطخری» در سده‌ی چهارم مه87. (318-321) است. «اصطهبانان» یا «اصطهبانات» را از شهرهای «داراب‌جرد» برمی‌شمرد که منبر دارد و از شهرهای سردسیر پارس است (اصطخری، 1373: 96 و 123). هم‌چنین در نوشتار «اشکال‌العالم» نوشته‌ی «جیهانی» (سده‌ی سوم و چهارم) و در نقشه‌ای با نام «صورت فارس» از «اصطهبانات» نام برده شده است (شعاريان‌ستاری، 1377: 217)؛ (انوری؛ فریدی‌مجید؛ حبیبی، 1390: 200).
«ابن‌حوقل» در سده‌ی چهارم مه. (367) در سفرنامه‌ی خود در ذکر نواحی ولایت داراب‌جرد، اصطهبانات را شهری دارای منبر و سردسیر می‌خواند (اِبن‌حوقل، 1366: 37-38 و 55)؛ (ابن‌حوقل، 1992: 238 و 252). نویسنده‌ی ناشناخته‌ی «حدودالعالم» در سال 372 مه. چنین می‌نویسد: «ایج، اسطهبانات، خیار، ماشکانات، شهرک‌هایی‌اند به بَراکوه نهاده، کم مردم و با کِشت و بَرز و بسیار نعمت» (ستوده، 1363: 135). «مقدسی» نیز در سده‌ی چهارم مه. (375) در «احسن‌التقاسیم فی معرفه الاقالیم» چنین می‌نویسد: «اصبهانات»، شهری است به فارس با روستاهای بزرگ (المقدسی، 1906: 26 و 423).
«ابن بلخی» در سده‌ی ششم مه. در «فارس‌نامه»‌ی خود می‌گوید که: «اصطهبان شهرکی است پُردرخت و از هر نوع میوه‌ها باشد و آبِ روان دارد و قلعه‌ای است آن‌جا سخت محکم» (اِبن‌بلخی، 1385: 131) و سپس از دژی سخت در آن نزدیکی سخن به میان می‌آورد که در جنگ سلجوقیان با شبان‌کاریان، اتابک چاولی آن را ویران کرده که دوباره آبادان شده است (اِبن‌بلخی، 1385: 157)
نقشه‌ی 3-5: صورت فارس از جیهانی
ماخذ: (انوری؛ فریدی‌مجید؛ حبیبی، 1390)
در مجمع‌الانساب، بر جای مانده از 743 مه. در گفتن از روی‌دادی از اصطهبانان یاد می‌کند (شبانکاره‌ای، 1363: 159). هم‌چنین می‌نویسد: «و در آن زمان شبان‌کاره محقر ولایتی بود. شهر و پادشاه‌خانه، ولایت جوشناباد بود و چهار قلعه‌ی محکم داشت که هرگز از دست شبان‌کارگان نرفته بود. یکی قلعه‌ی اصطهبانان و یکی قلعه‌ی اصطهیار و یکی قلعه‌ی رمبته و یکی قلعه‌ی جوشناباد [گشناباد] و آن همه شوکت شبان‌کارگان از برای استواری این چهار قلعه بود …» (همان: 153).
در «هفت اقلیم»، نوشته شده در 1002 مه. از «استهبانات» و مومیایی ارزشمند آن و یافتن آن در دوران «فریدون» سخن به میان آمده است (رازي، 1389: 171). «مستوفی بافقی» در «مختصرِ مفید» در پایانه‌ی سده‌ی یازده مه. می‌نویسد: «اصطهبان قصبه‌ای است مشحون به بساتین و انهار و کثرت اشجار و عمارات بسیار». نیز از پادزهر ارزشمند آن و چگونگی یافتن آن در دوران باستان سخن می‌گوید (مستوفی بافقی، 1390: 307). هم‌چنین از اصطهبانان سخن می‌گوید (همان: 320). «مرعشی صفوی» در «مجمع‌التواریخ» (دهه‌های آغازین سده‌ی سیزده مه.) از سرداران و لشکری از اصطهبنات و دیگر شهرهای فارس در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع ساختار شهر، بخش مرکزی شهر، استان فارس، مورفولوژی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع اعتمادالسلطنه، محمود افغان