پایان نامه ارشد با موضوع دانش پژوه، سلطان محمد

دانلود پایان نامه ارشد

شرح را محقق ارجمند جناب آقاي مهدي مهريزي تحت عنوان شرح حديث حقيقت155 / علاّمه حسن بن يوسف بن مطهّر حلّى (726ق( در ميراث حديثي شيعه منتشر کرده است.
جمال الدين حسن، فقيه بزرگ شيعه و از مفاخر علما در اصول، کلام، حديث، تفسير، منطق، فلسفه، ادبيات عرب، رياضي، رجال و در تمام اين علوم صاحب تاليفات است. حدود يکصد کتاب از آثار او شناسايي شده که بعضي مانند تذکرة الفقهاء کافي است که نبوغ او را نشان دهد. علامه کتب زيادي دارد که غالب آنها در زمان هاي بعد، از طرف فقهاء شرح داده شده است.
علامه حلي در 29 رمضان سال 648 هـ.ق، در شهر حله در حله سيفيه (محلي بين کربلا و نجف) به دنيا آمد. از همان کودکي در محضر پدر، علوم تفسير، حديث و صرف و نحو را ياد گرفت، آنگاه در خدمت دايي خود “نجم الدين حلي” معروف به محقق حلي به تحصيل علم پرداخت. او آنقدر هوش و استعداد سرشار و حديث در کار و علاقه به تعليم علوم مختلف نزد اساتيد بزرگ از خود نشان داد که خيلي زود تمام مدارج علمي را طي کرد و آنطور که نقل کرده اند: هنوز به سن بلوغ نرسيده بود که به درجه اجتهاد رسيد و در جواني به تاليفات پرداخت. در سن 26 سالگي به نگارش فقه و اصول مشغول شد بطوري که آثارش امروزه جزء مهمترين کتب شيعه و مورد استفاده دانشمندان است. علامه حلي يکي از پرکارترين و موفق ترين فقهاي نامدار شيعه از نظر تاليف به شمار مي آيد. طبق شمارشي که از تاليفات او به عمل آورده اند با تقسيم به روزهاي عمر او، به هزار سطر در هر روز عمر او رسيده است. آنچه که باعث شد شهرت علامه، بيشتر شود، فتوائي بود که اين دانشمند درباره بطلان طلاقي که الجايتو (سلطان محمد خدابنده، از پادشاهان مغول) همسر محبوبش را داده بود،
خصوصيت ويژه علامه اين است که اين فقيه بزرگ را نقطه اوج در “عدم تعصب” ذکر کرده اند. زيرا معتقد بود که: تعصب داشتن گذشتگان، تنها و تنها مشکلات را بيشتر و پيچيده تر کرده است.
“حافظ ابروي شافعي” درباره علامه حلي مي گويد که ايشان به هيچ وجه در مباحث، تعصب نداشت. “ابن حجر” او را به رهبر و مصنف شيعي تعبير مي کند و مي گويد که آيتي از آيات الهي در هوش و ذکاوت اوست. “صفدي” علامه را دانشمندي شيعي ميداند که در حال پياده و سوار، تصنيف مي کرد. “سيد بحرالعلوم”، در وصف او مي نويسد: که علامه از بني آدم است که خداوند از هر خرمني، بهره اي به او عطا کرده است جلال الدين محمد بلخي بهائي مي نويسد: او آيت خداوند در ميان عالميان بوده است. علامه حلي، بعد از عمري تلاش پيوسته علمي و مذهبي، در شب شنبه 21 محرم سال 726 هـ.ق، در سن 78 سالگي در شهر حله، از دنيا رحلت کرد. پيکر مطهرش را به نجف اشرف منتقل کرده و در حجره سمت راست حرم اميرالمومنين علي عليه السلام در ايوان طلا، مدفون است. 156
انتساب رساله “شرح حديث حقيقت” به علامه حلي
سيد محسن عاملى در “أعيان الشيعه” اين رساله را از علاّمه حلّى دانسته است . 157شيخ آقا بزرگ تهرانى در “الذريعه” آن را از علاّمه حلّى مى داند و آنجا كه كتاب “كلمات المحقّقين” را معرّفى كرده ، مى گويد : رسالة شرح كلمات الخمس للحلّى أيضا 158
و آقا بزرگ در جاى ديگرى از “الذريعه” ، نخست آن را منسوب به علامه حلّى مى داند ؛ ولى در آخر سخن در آن ترديد کرده مى نويسد :
والظاهر بل المقطوع به كذب النسبة كما يتضح ذلك لكل من له معرفة بكلمات العلاّمة وطريقته ، لا سيّما وان فهرس مؤلفاته موجود و مضبوط و ليس فيه أثر لهذا الكتاب فلعلّه للمولى جلال الدوانى لأنّه يحيل اليه في رسالة “خلق الأعمال” معبّرا عنه ب “شرح الكلمات الخمس” لأمير المؤمنين عليه السلام .159
به نظر مى رسد : استشهاد به سخن دوانى براى نسبت دادن رساله به وى پذيرفته نيست ؛ زيرا وى اهل تحقيق را به “الكلمات الخمس” ارجاع مى دهد ، نه “شرح الكلمات الخمس” . وى در پايان رساله “خلق الأفعال” نوشته است : …: ولا أجد من الوقت المساعدة للخوض فيه فانّه بحر عميق ويكفى في تحقيق هذه المرتبة الكلمات الخمس المأثورة عن أمير المؤمنين ويعسوب الموحدين على بن أبيطالب عليه السلام في جواب كميل بن زياد ، صاحب سرّه وقابل جوده وبرّه.160
از سوى ديگر ، در هيچ يك از مصادر ، اين رساله، به محقّقِ دوانى نسبت داده نشده است . مرحوم علامه سيد عزيز طباطبايى نيز در “مكتبة العلاّمة الحلّى”، نخست آن را منسوب به علاّمه معرّفى مى كند و مى نويسد : شرح حديث الحقيقة ، طبع منسوبا إلى العلاّمة الحلّي في مجموعة “كلمات المحقّقين” سنة 1315 161 ولى در تعليقات پايان كتاب ، ترديدى در اين نسبت روا داشته است و مى نويسد : لم ينسبه أحد إلى العلاّمة الحلّى وطبع منسوبا له من دون ذكر مصدرٍ يعتمد عليه في هذه النسبة162
همچنين در مقدمه “قواعد الأحكام” كه از سوى انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم تحقيق و نشر يافته ، اين رساله از آنِ علاّمه حلّى قلمداد شده است. 163
مآخذ و نسخه ها و شيوه تحقيق
اين شرح در مجموعه اى به نام “كلمات المحقّقين” در سال 1315ق ، به چاپ رسيده است164. بجز آن ، پنج نسخه خطّى نيز از آن تاكنون شناسايى شده است :
الف) كتابخانه مركزى دانشگاه تهران ، شماره 1/1036 (فهرست ، ج3 ، ص460).
ب) كتابخانه دانشكده حقوق دانشگاه تهران ، 30 د (فهرست ، ص373).
ج) كتابخانه مجلس ، شماره 32/4900 (فهرست ، ج14 ، ص67).
د) كتابخانه مجلس ، شماره 40/1805 (فهرست ، ج9 ، ص345)
ه) كتابخانه مجلس، شماره 3/6112 (فهرست، ج 19، ص 99)
محقق ارجمند جناب آقاي مهريزي در اين تحقيق ، چاپ سنگىِ رساله را ، متنْ قرار داده و با سه نسخه ديگر ، يعنى نسخه كتابخانه مركزى دانشگاه تهران و كتابخانه دانشكده حقوق دانشگاه تهران و كتابخانه مجلس مقابله کرده است. از نسخه كتابخانه مركزى ، با رمز “الف” و از نسخه كتابخانه دانشكده حقوق ، با رمز “ب” و از نسخه كتابخانه مجلس با رمز “ج” ياد کرده است .
علامه حلّي در پايان شرح حديث به چهار نكته اشاره مي‌كند كه حائز اهميت است:
1. به نظر ايشان آخرين مرتبه سير و سلوك كه در حديث شريف آمده است و پس از آن ديگر مرتبه‌اي قابل تصور نيست، “مرتبه وصول” است كه خود داراي سه مرتبه بدايه، وسط و نهايه است. مرتبه نهايي از وصول براي وجود مبارك حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم است و مرتبه مياني و وسط براي وجود مبارک علي عليه السلام است چون نايب آن حضرت است و مرتبه بدايت و آغازين وصول براي مريدان و ارادتمندان آن حضرت است، كه براساس شريعت و طريقيت به پيروي و در تبعيت آن حضرت عليه السلام اند. علامه حلّي تأكيد مي‌كند اين مرتبه سوم كه مرتبه‌اي عالي است براي امت محمد صلي الله عليه و آله و سلم قرار داده شده است و به همين خاطر از امت پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله و سلم خير امت ياد شده است165 و به همين خاطر است كه همه انبياء آرزو مي‌كردند كه از امت محمد صلي الله عليه و آله و سلم باشند. چون به نور نبوت اين مرتبه كمالي مشاهده كرده بودند. و لذا خاتم انبياء صلي الله عليه و آله و سلم فرمود ” عُلَمَاءُ أُمَّتِي كَأَنْبِيَاءِ بَنِي إِسْرَائِيلَ “166
2. به نظر علامه حلي تطابق آنچه در اين شرح آمده: مقصود از علماي امت كه بخاطر وصول به اين مرتبه افضل از انبياء بني اسرائيل اند تنها عالم بر فقه و احكام شريعت بودن نيست بلكه افزون بر آن معرفت به اسرار طريقت و حقايق باطني و يقين لازم است. از نظر علامه حلي يقين به 5 مرحله قابل تقسيم است.
يک. يقيني كه بوسيله تقليد محض و تصديق قول و گفتار رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم حاصل مي‌شود.
دو. يقيني كه بعد از مرحله تقليد و بوسيله علم و برهان عقلي حاصل مي‌شود.
سه. يقيني كه بواسطه مشاهده نصيب سالك مي‌شود.
چهار. يقيني كه بواسطه قرب نصيب مي‌شود و
پنج. يقيني كه بواسطه وصول حاصل مي‌شود و سپس با مثالي اين 5 مرتبه از يقين را توضيح و تبيين مي‌كند.
3. نكته سوّمي كه علامه حلي متذكر مي‌شود اين است كه مي‌نويسد: در شرح حديث حقيقت مأذون و مجاز به پرده‌برداري بيش از اين نبوده است و لذا فقط با الهام خداوند متعال و نه با هيچ گونه تامل و تدبري به ذره‌اي در مقابل كوه و قطره از درياي معرفت و اسرار طريقيت و حقيقت اشاره كرده است علامه حلي مي‌نويسد: و ما قلت في شرح هذه الكلمات الجامعه جميع الكمالات و اصول الطريقه و الحقية ـ ذرة من جبل البيان و قطرة من بحر العرفان. و ما كنت مأذوناً بان اصول الصلام فيها، لاّن افشاء اسرار الربوبية كفر…… فهذه المعاني اوردت علي البال بالهام الملك المتعال من غير رؤية و تامّل و تفكر و تدبر في المجلسين.167

شرح حديث حقيقت168/ ابن همام شيرازى
يکي از شروح منتشر شده حديث حقيقت، شرح ابن همام شيرازي ق (9 و 10) است که به همت محقق ارجمند جناب آقاي سيد محمد مهدي عمادي حايري در ميراث حديثي شيعه منتشر شده است.
محقق محترم شرح حديث حقيقت ابن همام شيرازي در مقدمه تحقيقشان آورده اند که حديث حقيقت بخاطر محتواي عالي اش از ديرباز، عالمان عارف و عارفان صافى و صيرفيان بازار معانى را به سوى خود كشانيده است. چنانکه ملاحظه خواهد شد ابن همام از شيعيان دوازده امامي و آگاه به حديث، تفسير، کلام، ادب فارسي و عربي است.
اشاره شد که يكى از كسانى كه نام او را در فهارس، به عنوان شارح حديثِ حقيقت مى بينيم، ابن همام شيرازى شيعى است كه اين حديث را به رشته نظم كشيده است. از ابن همام، در مآخذ، ذكرى نرفته است و از آثار او تنها همين نسخه كه مبناى تصحيح و تحقيق محققان قرار گرفته، شناسانده شده كه در واقع، كلّيات آثار اوست.169 اثرى نيز از او تا كنون منتشر نشده است.
مطابق كاوشي که جناب آقاي عمادي در نسخه خطّى مذكور، به انجام رسانده است اين اطلاعات درباره ابن همام گزارش شده است:
ابن همام، شيعه اى است دوازده امامى و پاكْ اعتقاد، و نسبت تشيع امامي از مثنوى هاى او به خوبى بر مى آيد.
او اهل شيراز است و در مثنوى “تحفه الملوك” گويد:
بشنو اى پادشاه با احسان حال شيراز از من حيران هست در شهر ما مُدام جنان خاصه در موسم زمستان، آن
وى عالمى است آگاه به حديث، تفسير، كلام و ادب فارسى و عربى، و دانايى است واقف به اسرار و حقايق عرفانى.
نخستين چيزى كه در اوّلين نگاه به مثنوى هاى او رُخ مى نمايد، دلبستگى او به مطالب و رموز عرفانى است؛ بويژه در اوّلين مثنوى از كلّيات او، حكاياتى فراوان درباره عرفا و متصوّفه آمده است. در مثنوى هايش اكثراً متأثّر از مثنوى مولوى است و آنها را بر همان وزن سروده و سبك شعرى و بيان او، شباهتى تام به مثنوى معنوى دارد.
ابن همام، از سلسله صوفيان “نوربخشيه” است و به سال 849ق، در گيلان، سيّد محمّد نوربخش170 را ديده و از او ارشاد پذيرفته است.
از تاريخ ولادت و در گذشت او اطّلاعى به دست نيامد، جز اين كه مى دانيم كه پيش از سال هاى 849ق ـ كه سال ملاقات با سيّد محمّد نوربخش است ـ و 904ق ـ كه سال به پايان بردن آخرين اثر وى به نام روضة القلوب است ـ در قيد حيات اين جهانى بوده است. 171
روش تصحيح و تحقيق
چنانچه اشاره شد و مطابق آنچه که جناب آقاي عمادي حائري، محقق و مصحح رساله ابن همام نوشته اند از شرح و نظم “حديث حقيقت” اثر ابن همام ، تنها يك نسخه شناسايى شده كه به شماره 2/2654 در فهرست نسخ خطّى كتاب خانه مركزى دانشگاه تهران از آن ياد شده است. البته مرحوم محمدتقى دانش پژوه172 ، در فهرست كتاب خانه دانشگاه تهران (به علّت افتادگى برگ هاى نسخه) آن را رساله اى جداگانه پنداشته است؛173 درحالي که شرح “حديث حقيقت”، در واقع جزئى است از مثنوى بلندى كه در آغاز كلّيات ابن همام آمده است و به علّت افتادگى برگ هاى آغازين نسخه، پس از مقدّمه و تقريباً در ابتداى كتاب ، جاى گرفته است. كلّيات ابن همام، به خطّ نستعليقى نه چندان خوش، نگاشته شده و بنابر گفته مرحوم دانش پژوه، متعلّق به سده دهم هجرى است . در متن و هامش آن نوشته شده و آغاز و انجام آن، افتاده است.
. 174 نسخه مذكور، از آغاز و انجام افتادگى دارد و صفحات باقى مانده آن، در حدود ششصد صفحه است. از آن جا كه نسخه اى ديگر از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع نهج البلاغه Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع دانش پژوه، فصوص الحکم، قضا و قدر