پایان نامه ارشد با موضوع دانشگاه تهران، شناخت علم، اندرزنامه

دانلود پایان نامه ارشد

موضوعي نوشته شده كه خواجه در آن تجربه و مهارت دارد و شايد كسي بهتر از او از عهدة انجام آن برنمي آمد. البته بديهي است كه دستور الوزاره به تخصص و تجربه خواجه بسي نزديكتر است.
هر دو در شمار اندرزنامه ها جا مي گيرد ليكن سيرالملوك از نوع نصيحت الملوك و دستورالوزاره از نوع ولدنامه. مخاطب سيرالملوك سلطان است و مخاطب دستورالوزاره وزير. در سيرالملوك امور مربوط به اطرافيان سلطان از منظر سلطان بيان شده و در دستورالوزاره امور مربوط به اطرافيان از منظر وزير.
مقدمه هر دو كتاب بعد از خواجه توسط كس ديگري نوشته شده است. هر دو پس از نگارش و حتي تا مدتي پس از مرگ خواجه مخفي بوده است با اين تفاوت كه سير الملوك مدتي پس از مرگ خواجه و احتمالاً رفع معذوريت و سانسور به بازار استنساخ راه مي يابد ولي دستور الوزاره همچنان در خفا باقي مي ماند تا حدود دويست سال بعد.
در هر دو اصالت نسبت كتاب به خواجه مورد بحث قرار گرفته است. از جمله دلايلي كه براي عدم اصالت سير الملوك گفته شده نقل بعضي حكايات به ضمير سوم شخص است و اتفاقاً اين ابهام در بعضي حكايات دستور الوزاره نيز مشاهده مي شود.
همان گونه كه سير الملوك خواجه سالها مخفى نگه داشته شده و عرضه‏ آن به ديگران سالها پس از مرگ او صورت گرفته و در طى اين مدت، در اختيار فردى بوده كه ماهيت و امانت وى چندان مشخص نيست. و ممكن است فصول 40 تا 50 را او به كتاب افزوده باشد. اين ترديد جدي درباره عدم اصالت سير الملوك يا دست كم درخصوص بخشهايي از آن، سخن كساني است كه سالها در ادبيات فارسي و زندگي خواجه به تحقيق پرداخته اند. به هرحال آنچه مسلم است اصل سياستنامه را خواجه براي استنساخ به محمد مغربي سپرده ولي اينكه آيا نسخه استنساخ به امضاي او رسيده است يا دست كم نسخه دستنويس خواجه فعلاً موجود است يا آنكه آيا كسي از متقدمين يا متأخرين آن را ديده است، پرسشهايي بي پاسخ است. تمايز آشكار و حتي تضاد بين بخش اول سير الملوك(فصول 1 تا 39) و بخش دوم(فصول 40 تا 50) آن براي كساني مولّد سؤال بوده است. مثل آقاى سيد جواد طباطبائى در كتاب خواجه نظام الملك،310 براي بعضي مسلّم شده كه تغييرات و اضافاتي در آن راه يافته مثل مرحوم مينوي311 و براي بعضي هم يقين آور است كه بخش دوم الحاقي و از خواجه نيست مثل آقاي على ابوالحسنى كه در اين زمينه با ارائه دلايلي بخش دوم را ساخته فردي متعصّب و دشمن شيعه مي داند نه نظام الملك كه به نوشته عبد الجليل قزوينى، نسبت ‏به پيروان ديگر مذاهب(از جمله شيعه) منصف312 و مشفق313 بود.314 ابو الحسني قراينى از منابع كهن آورده است كه نشان مى‏دهد كتاب سياستنامه تا حدود يك قرن و نيم پس از خواجه يعنى تا حدود نيمه قرن هفتم، فاقد مندرجات ضد شيعي -يعني بخش آخر- بوده است.315 به نظر مي رسد در هر دو اثر خواجه كاستيها و افزايشهايي وارد شده است كه مهمترين افزايشها در سير الملوك مربوط به صفحات انتهايي و در دستورالوزاره مربوط به صفحات ابتدايي است.
تاريخ كتابت قديمي ترين نسخه سير الملوك به سال 673ق. يعني زمان تحرير نسخه‏ نخجوانى مي رسد و نام سلسلة رُوّات يا كُتّابى كه اين كتاب را طي دو سده و پس از چند نسل به اين سال انتقال داده‏اند كاملاً شناخته شده نيست. تاريخ كتابت قديمي ترين نسخه دستور الوزاره نيز به سال 763ق. يعني زمان تحرير نسخه بياني مي رسد. شگفت انگيز است قرابت اعداد 673 و 763 !
ب. تفاوت هاي سيرالملوك و دستورالوزاره
مسلم است كه در متن كتاب سير الملوك اشتباهات تاريخي مختلف كه اهل فن آن را حاكي از ضعف اطلاعات تاريخي مؤلف مي دانند وجود دارد.316 البته بعضي هم ناشي از دخل و تصرف كاتب يا كاتبان دانسته اند.317 اما اين اشتباهات را در دستور الوزاره نمي توان يافت يا به ندرت مي توان يافت.
تعصّب شديد نسبت به يك مذهب خاص و خروج از حد انصاف در نقد و برخورد با مخالفين دولت و توهين و تخطئه مذاهب ديگر خصوصاً شيعه و اسماعيليه آن گونه كه در سير الملوك مشاهده مي شود318 در دستور الوزاره -جز نسبت به حسن صبّاح آن هم در ضمن يك تسويه حساب شخصي319- وجود ندارد. و اين در حالي است كه در بيان شرح حال خواجه اشاره اي در كمال احترام به حضرت فاطمه زهرا(س) نيز شده است.320 جالب اين است كه بخشهاي انتهايي سير الملوك در ضديت با تشيع را به فرد ديگري -احتمالاً محمد مغربي يا يكي ديگر از ناسخان- نسبت مي دهند. بخشهاي ابتدائي دستور الوزاره در عشق به اهل بيت(ع) نيز نوشته اولين ناسخ دستور الوزاره است.
قديمي ترين نسخة سير الملوك مربوط به 694ق(اگر چه خالي از شك نيست) در كتابخانه ملي پاريس و قديمي ترين نسخة دستور الوزاره مربوط به 763ق. در كتابخانة مرحوم مهدي بياني.
نسخه هاي دستور الوزاره نسبت به نسخه هاي سير الملوك كاملتر و صحيح تر است. خصوصاً در بين نسخ گروه اول برعكس سير الملوك آشفتگي و اختلافات نسخ كمتري مشاهده مي شود.
سير الملوك گلچيني است از قطعات گوناگون كوتاه و بلند كه از منابع مختلف جمع آوري شده است و آنچه زاده فكر مؤلف است فقط قسمت اندكي از كتاب را تشكيل مي دهد اما در دستور الوزاره مطالب نظري خواجه بيشتر به نظر مي رسد.
برعكس سير الملوك كه از تاريخ اجتماعي و وضع زندگي در ايران روزگار خود اطلاع چنداني به دست نمي دهد در دستور الوزاره اين گونه اطلاعات بيشتر به چشم مي خورد. به عبارتي در دستور الوزاره حكايتهاي شخصي خواجه بيشتر از حكايات پيشينيان و ديگران است.
4. درباره تصحيح کتاب دستور الوزاره
4-1. شيوه تصحيح
براي تصحيح کتاب دستورالوزاره از شيوه بينابين استفاده شد. به نظر مايل هروي “اين شيوه نقد و تصحيح متون، هرچند که از يکسو دشواريهاي تصحيح بر مبناي نسخه اساس را دارد و از ديگر سو ناهمواريهاي ناشي از تصحيح التقاطي را وليکن در تصحيح نگارشهاي فارسي شيوه اي است مطلوب و مقبول و مجرب؛ زيرا آثاري که بر پايه اين روش تصحيح شده اند به قياس با آثاري که به شيوه التقاطي و يا بر مبناي نسخه اساس تصحيح شده اند پخته تر و استوارتر مي نمايند.”321 جهانبخش نيز معتقد است: “اين نوع شيوه تصحيح هم قوت اجتهاد شيوه التقاطي و هم احتياط و خصوصاً دقت در نسخه شناسي تصحيح بر مبناي نسخه اساس، و هم باريک بيني فراوان براي شناخت و کاربري روش بينابين را طلب مي کند.”322
در شيوه بينابين يافتن نسخه ممتاز که بتواند مبناي تصحيح قرار گيرد غير ممکن است اما يکي از نسخه ها بر ساير نسخ رجحان دارد و نمي توان آن را همپايه ديگر نسخه ها به شمار آورد از اين رو آن نسخه را”اساس نسبي” قرار مي دهند و متن را بر اساس آن تصحيح مي کنند هر چند ضبط اين نسخه را به طور مطلق مبناي کار قرار نمي دهند. يعني به رغم تصحيح بر مبناي نسخه اساس، در تصحيح بينابين هرگاه مصحح براشتباه بودن کلمه يا عباراتي در نسخه اساس يقين نمايد مي تواند بر اساس شناخت موضوع و زبان و ديگر مختصات اثر ضبط يكي ديگر از نسخه ها را با ذكر دليل ترجيح اختيار كند و ضبط مغلوط نسخه اساس را از متن بيرون برد و در پانويس ذكر نمايد.323
از نسخه هاي متعدد دستوالوزاره هيچ يك را نمي توان نسخه ممتاز مؤلف به حساب آورد چرا كه از يك سو نام مؤلف و تاريخ تأليف اثر نامعلوم است و از سوي ديگر قديمي ترين نسخه موجود متعلق به قرن دهم است درحالي كه نسخه ديگري از قرن هشتم شناسايي شده ولي متأسفانه تاكنون به دست نيامده است. اين نسخه متعلق به مرحوم دكتر مهدي بياني بوده و ايشان شخصاً در نشريه دانشگاه تهران به معرفي آن پرداخته اند که شرح آن در ادامه مي آيد. تلاش نگارنده براي يافتن اين نسخه از طريق كتابخانه هاي ملي و مجلس كه بخشي ازكتب خطي بياني توسط خودش به آن دو جا اهداء شده بود به جائي نرسيد از سرنوشت بقيّه اين كتابها نيز كه در دست ورّاث بوده با وجود پي جوي از طريق خانواده ايشان تا زمان بازنويسي اين پژوهش اطلاعي به دست نيامده است. بديهي است هر زمان امکان دسترسي به اين نسخه فراهم شود مي توان به مقابله و احياناً تصحيح مجدد اقدام کرد ليكن منتظر ماندن و معطّل كردن تصحيح به خاطر يافتن نسخه اقدم كاري ناصواب است و البته تأخير در اينگونه كارها مولّد مشكلاتي است. خواجه فرمايد “كه آفت هاست در تأخير و طالب را زيان دارد”
با توجه به اينکه دسترسي به نسخه موثق و نزديک به زمان تأليف مثل نسخه مهدي بياني(با تاريخ کتابت 763) عملاً ميسّر نگرديد، نسخه بادليان به ش1426 و تاريخ کتابت 949ق که نسبت به ساير نسخ از نظر قدمت، صحّت و اصالت برتر و ارحج تشخيص داده شد به عنوان “نسخه اساس نسبي” قرار گرفت و براي انتخاب نسخه هاي بدل از بين ساير نسخ، تمامي نسخه هاي در دسترس، با معيارهاي قدمت، صحت و اصالت بررسيده و ارزش گذاري آنها بر اساس همين سه عنصر انجام شد. علاوه بر آن، استقلال نسخه نيز مورد عنايت قرار گرفت بدين صورت كه اولاً اولويت به نسخه اي داده شد كه وابستگي نزديك با نسخه ديگر نداشته باشد و ثانياً براي نسخه هاي هم خانواده(دو يا چند نسخه كه به مادر نسخه اي واحد وابسته اند) يك نماينده برگزيده شد. در عين حال در نسخه هاي هم خانواده، از نسخه نسل بعد يا پسين كه مي توانسته است در تصحيح، اصلاح تصحيفات و بدخوانيهاي نسخه نسل قبل يا پيشين كمك كند استفاده شده است.
به هرحال پس از بررسي و ارزشيابي، صورتي از كتاب كه پرداخته مؤلف است به دست آمد و پس از بررسي و ارزشيابي ساير نسخ، نسخه هاي معتبر شناسايي و بازشناخته شد. هدف نگارنده از رديابي، شناسايي و ليست كردن همه نسخه هاي دستورالوزاره اين بود كه به”نسخه اصل” دست يابد. ليكن با توجه به كثرت نسخ و نبود اطلاعات نسخه شناسي عملاً دسترسي به نسخه اصل ميسر نگرديد. البته نمي توان- دست كم در اين مرحله- ادعا كرد “نسخه اصل” در ميان نسخه هاي شناسايي شده موجود نمي باشد چه اينكه تاريخ كتابت بعضي از نسخ در فهارس نيامده و دستيابي نگارنده نيز تاكنون بدانها ميسر نشده است بنابراين شناخت نسخ هفتادگانه، در بعضي از موارد محدود به شناخت توصيفي است حال آنكه به لحاظ اتقان و شناخت علمي نسخ معتبر بايد هر سه مرحلة نسخه شناسي طي شود به عبارتي بايد علاوه بر شناخت توصيفي نسخه ها زمينه شناخت تاريخي و تطبيقي نيز فراهم شود كه با توجه به موانع ناشي از كثرت و گستردگي دامنه توزيع نسخ، نگارنده تاكنون نتوانسته است به تمامي آنها دست يابد. به عنوان مثال نسخه مخطوطات بغداد كه هر چند در فهرست كتابخانه، تاريخ 1034ق. براي آن ذكر شده ولي تعليقي بودن نوع خط، احتمال قدمت بيشتر را ايجاد كرده است همان گونه كه نادرستي تاريخ كتابت 949ق. براي نسخه ب تنها پس از رؤيت معلوم گشت. از اين گذشته، بعضي از نسخه ها فاقد ترقيمه كاتب و يا ترقيمه كاتب فاقد تاريخ كتابت است و بايستي از طريق قراين كاغذشناسي، خطشناسي، اسلوب نگارش كاتب، مهرها و … تاريخ تقريبي كتابت آنها را دريافت.
به هرحال نگارنده پس از طي مراحل نسخه جويي و نسخه يابي يعني رجوع به فهارس و سپس مراجعه به كتابخانه ها براي رؤيت نسخه هايي كه امكان دست يابي بدانها ولو در محل هاي نگهداري شان فراهم است‌‌[البته با مشكلاتي عديده] به تورق نسخه ها و ثبت ويژگي هاي مشترك و متفرق آنها از قبيل گونه زباني و اسلوب كتابت كاتبان پرداخت و سپس با كمك اطلاعات كتابشناسي و شناخت مؤلف(احوال و آرا، اصطلاحات خاص و نگارش هاي ديگر مؤلف ساخت زباني و سبك نويسندگي) آنها را رده بندي و گروه بندي كرد.
نسخه هاي معتبر را از نسخه هاي نامعتبر و نسخي كه از روي يك نسخه واحد استنساخ شده بود و متضمن نكته تازه اي نبود جدا نمود و پس از بررسي و ارزشيابي نهايي، به صورتي از كتاب كه پرداخته مؤلف است دست يافت و سپس در مقايسه با اين صورت، 17 نسخه برتر را كه اغلب متعلق به گروه اول بود براي تصحيح برگزيد و تصوير يا فايل آنها را – به هر قيمتي از متملكانش خريداري نمود و تصحيح را بر مبناي مقابله نسخ 15 گانه برگزار كرد.
با توجه به آنكه انتخاب نسخه اي کاملاً برتر ميسر نبود عملاً استفاده از روش تصحيح بر مبناي نسخه اساس غير ممکن مي نمود. از طرفي در بين همه نسخه هاي رؤيت شده نسخه الف از نظر ضبط منطقي كلام و چگونگي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع اندرزنامه، خواجه نظام الملک، قابوس نامه، آداب و رسوم Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع نسخة، بسيار، حکايت، علمي