پایان نامه ارشد با موضوع دانشگاه تهران

دانلود پایان نامه ارشد

در آخرين سال عمر خود يعني 485ق. نوشته است.159
صفحات آغازين كتاب- احتمالاً به دليل آشفتگي و مغشوش بودن نسخه اصلي- در همه نسخه ها كم يا زياد دچار پريشاني است. كلمات و عبارات ناخوانا و اختلاف نسخه ها در اين بخش بيشتر از ساير بخشهاي كتاب ديده مي شود. شايد همين ويژگي، استفاده از نكات آموزنده و تاريخي اين كتاب ارزشمند را دشوار ساخته و علاوه بر آن به دليل آنكه در كتابخانه هاي مختلف با نامهاي متفاوت ضبط شده و نيز به دليل مغلوط بودن نسخه چاپ سنگي و نيز انتساب آن به فرد مجعول و ناشناسي چون عبدالوهاب امامي باعث شده است كسي تاكنون به تصحيح و چاپ منقّح آن رغبت نكند و مطالب آن نقد نشود.
شناخت كتابشناسان از مؤلّف كتاب بسيار محدود است بلکه مي توان گفت از نام مؤلف كتاب اطلاعي در دست نيست. اغلب آنها به ذكر انتساب كتاب به خواجه بسنده كرده اند. بعضي از فهرست نگاران از اسم هايي چون عبدالوهاب امامي و قدپي طوسي به عنوان مؤلف كتاب ياد كرده اند كه البته با دلايلي كه نگارنده ارائه مي دهد، نمي تواند هيچ كدام از آنها درست باشد.
نگارنده پس از تحقيق بسيار از طريق شواهد متني نيز نام مهدي اليه، كه خوشبختانه توسط مؤلف به گونه اي كامل معرفي شده است، و نسخة مهدي بياني كه تاريخ كتابت نسخه را 763ق نشان داده است، به حدود سالهاي تأليف كتاب دست يافت. در نهايت با نقلي كه عقيلي از اين كتاب همراه با ذكر نام مؤلف نموده بود بالاخره نام وي كشف گرديد. آن گونه كه عقيلي در نيمة سدة نهم در آثار الوزراء نوشته است گردآورندة وصاياي خواجه در سدة هشتم فردي فاضل و نويسنده به نام مولانا عبدالوهاب العدني بوده است. عقيلي از وي به افضل المتأخرين ياد كرده و دستور الوزاره را يكي از مصنّفات او به حساب آورده است.
از ديباچه و مقدمه و نيز چينش مطالب كتاب نيز معلوم مي شود كه العدني بايد فردي دانشمند و آشناي به امور سياسي و ديواني عصر خود باشد. دربارة نحوة گردآوري و تدوين وصاياي خواجه وي در ديباچه کتاب چنين آورده است: “… آن سخنها بعضي در کتب به مطالعه اين ضعيف رسيده و بعضي از آبا و اجداد خود که منتسب به آن دودمان بودند شنيده و اين نصايح مع لوازمها در يک مقدّمه و دو فصل ممهّد مي گرداند.” اما اينكه چه مقدار از كتاب سماعي و چه بخشهايي مكتوب بوده است به پژوهشي مستقل و مفصل نياز دارد. در يك اظهار نظر شتابزده شايد بتوان گفت كه ممكن است مقدمه کتاب از شنيده هاي مؤلف فراهم آمده باشد(مطالب شنيدني) و فصول دوگانه كتاب نقلي از نوشته هاي خواجه(مطالب خواندني) باشد.
در اهميت كتاب همين بس كه مخاطرات وزارت و راههاي پيشگيري از ابتلا يا برون رفت از بحران هاي آن توسط کسي بيان يا نقل شده است که به عنوان برجسته ترين وزير و يکي از شايسته ترين مردان سياسي در طول تاريخ ايران و بلكه جهان شناخته مي شود. و كتابهاي تاريخي روايتگر انديشه ها و حكايت هاي شگرف و خيره كننده اين خواجه بزرگ است. بنابراين دستورالوزاره علاوه بر آنكه به خاطر زيبايي و سلاست متن آن براي همه علاقه مندان به زبان و ادب فارسي خواندني است، در عين حال براي اهل سياست و ديپلماسي فايده بيشتري در بر دارد. نيز مي تواند به عنوان يكي از منابع تاريخي براي شناخت دوره غزنويان و سلجوقيان خصوصاً دوره نخستين آن كه دوره اوج اقتدار و عظمت اين امپراطوري و ابرقدرت مطلق جهاني است مورد استفاده قرار گيرد.
خواجه تجربه كم نظير خود را با دو پيشينه: يكي از پادشاهان و وزيران ايراني قبل از اسلام و ديگري خلفاء و سلاطين پس از اسلام در هم مي آميزد و با چاشني آيات قرآن كريم، روايات و حكايات خواندني به فرزندش كه در واقع نماينده همه كساني است كه مي خواهند پست وزارت را با همه مخاطراتش بپذيرند، درس مردم داري و تقواي سياسي مي دهد و محتواي پرنغز را با نثري موجز و روان با استادي هر چه تمام تر بيان مي كند.
با همه وسعت و عظمت دستورالوزاره و فوايدي كه در خواندن آن هست هنوز هيچ چاپ منقّحي از آن فراهم نشده است. توضيحات كتابشناسي خصوصاً در كتابخانه هاي ايران درباره اين اثر كم است غالباً به ذكر اطلاعات نسخه شناسي اكتفا كرده اند گرچه بيشتر فهرست نگاراني هم كه متعرّض كتابشناسي شده اند به تقليد از يكديگر مطالب يكساني را درباره دستورالوزاره آورده اند.
جستجوي نسخه هاي مختلف دستورالوزاره در اغلب كتابخانه هاي مطرح ايران و جهان -آن هم با اسامي و املاهاي مختلف- و سپس كنار هم قرار دادن و دسته بندي آنها با ترتيب زماني و مكاني مشخص و مقايسه آنها با نسخه اساس، اطلاعات اوليه ولي گسترده و طبقه بندي شده اي را در اختيار نگارنده قرار داد تا به مدد همين اطلاعات نسخه شناسي بتواند به بررسي اصالت كتاب و سير كتابت آن بپردازد و موقعيت قرار گرفتن دستورالوزاره را از لحاظ جغرافيايي و تاريخي مشخص كند و امكان بررسي هاي ميان رشته اي را فراهم سازد.
2-2. نام ها و عناوين
نام ها و عناوين كتاب دستورالوزاره -كه تاكنون شناسايي شده است- به همراه دست كم يكي از منابعي كه آن نام را ذکر کرده، به اين قرار است:
1. آداب وزارت(مرعشي نجفي، ش15795)
2. اخلاق محمودي(ملي، ش????? و ???? و ?????)
3. انسان كامل(مرعشي نجفي، ش15795)
4. پندنامه خواجه= پندنامه(دانشگاه، ش7907 ؛ اخلاقيات، ص520)
5. ترجمه نصايح نظام الملك= جام گيتي نما(ملّي تبريز، ش197 ؛ فرهنگ كتابهاي فارسي، ص192)
6. دستور الوزاره(مسجد اعظم، ش 473 ؛ دانشگاه آذر لاهور، ش484)
7. دستور وزارت(سپهسالار، ش2947)
8. دستورالوزراء= دستورالوزرا=دستور الوزراآ(ملي ش 10571؛ دانشگاه ش7907)
9. ذكر نصايح خواجه نظام الملك(دانشگاه كاليفرنيا)
10. رساله خواجه نظام الملك طوسي(شاهچراغ، ش 646)
11. سياستنامه! (آستان قدس، ش 25/9311 و 26236)
12. مجمع الوصايا(دولت سلجوقيان، ص31)
13. مواعظ و نصايح(آستان، ش26236)
14. نصائح نظام الملك لابنه(سرکيس بغداد، ش302)
15. نصائح نظام الملك لابنه(سركيس بغداد، ش302)
16. نصايح الملوك(آستان قدس، ش26236 ؛ نشريه دانشگاه، ج7، ش1092)
17. نصايح الوزراء(ملي، ش15349)
18. نصايح خواجه نظام الملك(مركز احياء ميراث اسلامي، ش191 و 1199 و 2/3203)
19. نصايح نظام الملك(تاشكند، بنياد خاور شناسي، ش2308 ؛ بنگال، ايوانف، ش1381)
20. نصايح( دانشگاه تهران، ج6، ش1/149؛ ريو انگلستان، ش446 و 859)
21. وصايا(مسجد اعظم، ش473؛ آستان قدس متعدد از جمله ش292)
22. وصاياي خواجه نظام الملك(لنينگراد، گوركي، چاپي، ش116؛ مرآت العلوم، هند، ش4/328)
23. وصاياي نظام الملك(نشريه دانشگاه، 29/600 ؛ مجلس شورا، متعدد از جمله ش3243)
24. وصايه(اخلاقيات، ص520)
25. وصيت نامه نظام الملك(مجلس شورا، ش9339)
26. هذا كتاب وصايا(موزه بريتانيا، چاپي، ش268)
بدين ترتيب ملاحظه مي شود كه نگارنده براي يافتن نسخه هاي بيشتر مجبور بوده است در هركدام از كتابخانه هايي كه نسخه هاي خطي دارند دست كم 20 بار براي 20 عنوان به جستجو بپردازد160 و اين غير از جستجو براي ديگر آثار خواجه بوده است.
اما درباره عنوان اصلي بايد گفت كه هرچند اين كتاب با اسامي متفاوت ضبط شده است ولي دو اسم بيش از همه در فهارس آمده است: دستورالوزاره و وصاياي خواجه نظام الملك. در انجام و ترقيمه نسخه هايي كه از اين كتاب نام برده اند عموماً دستور الوزاره مشاهده مي شود وليكن در منابع كهن چون روضه الصّفا و حبيب السير از عنوان وصاياي نظام الملك استفاده شده است. بنابر اين از بين اسامي 20 گانه كتاب، اين دو عنوان تقريباً مسلّم و محقّق است. مؤلف در هيچ جاي كتابش مستقيماً به اين دو نام اشاره نكرده است. اما در دو مورد مي توان اشاره غير مستقيم او را يافت. اول در صفحات آغازين با اين عبارت: “اين ضعيف از جميع هدايا و تُحَف هيچ چيزي مساوي آن نصايح ندانست كه صاحب نظام الملك جهت اولاد اعزّ خود فخر الملك نوشته و في الحقيقه هر يك از آن در براعت، قانوني شامل و در وزارت، دستوري كامل است و بدان جهت تا امروز در اطراف منتشر و در آفاق مشتهر و بر افواه و السنه ساير و در ازمنه و امکنه داير است.”161 و ديگر در صفحات پاياني با اين عبارت: “بناء مجمع نصايح که در اُولي و اُخري، و دنيا و عُقبي، فوايد و ثمرات از آن توقّع بايد داشت، بدين ارشاد است که التّعظيم لامر الله و الشفقه علي خلق الله”162 پس اشاره هايي به نصايح و دستور وزارت موجود است.
بدين ترتيب به نظر مي رسد عناوين”دستورالوزاره” و “وصاياي خواجه نظام الملك” كه بيشتر نسخه ها نيز به آن اشاره كرده اند سزنده تر باشد. دليل ديگر آنكه قديمي ترين نسخه كتاب نيز با همين عنوان ضبط و معرفي شده است. مهدي بياني، استاد برجسته كتابشناسي و رئيس وقت كتابخانه ملي ايران، اين نسخه را كه تاريخ كتابت آن سال 763ق. و به خط تعليق قديم است در جلد دوم نشريه كتابخانه مركزى دانشگاه تهران درباره نسخه‌هاي خطي در سال 1341ش. با عنوان دستورالوزاره از خواجه نظام الملك معرفي كرده است.163
البته اگر انتخاب نام كتاب در دست مصحح بود و يا آن گونه كه شارل شفر كتاب معروف خواجه يعني سيرالملوک را به ميل خويش سياست نامه نام نهاد، نگارنده نيز چنين اختياري داشت اين کتاب را بر وزن و تعريف سير الملوک(شيوه هاي رفتار پادشاهان)، سير الوزراء(شيوه هاي رفتار وزيران) نام مي نهاد. چون همان گونه که سيرالملوک درباره اخلاق و رفتار پادشاهان بحث مي کند، اين هم درباره اخلاق و رفتار وزيران به بحث مي پردازد ليکن با يک اختلاف اساسي در روش و آن اين که در آنجا چون خطاب به پادشاه و مقام مافوق نوشته شده است طبيعتاً لحني متفاوت با اين يکي که خطاب به فرزند است دارد. در سيرالملوک از …. مي گويد و در دستورالوزاره از مخاطرات و …. .
همچنين نامگذاري كتاب به نصايح نظام الملك در دستور وزارت و قانون براعت با استفاده از اين عبارت به محتواي آن نزديكتر است: “هر يك از آن[نصايح] در براعت قانوني شامل و در وزارت دستوري كامل است.”164

2-3. تبارشناسي
اين كتاب اخلاقي چنان كه مؤلف آن تصريح كرده است ريشهاي مكتوب و منسوب به نظام الملك دارد ليكن اين ريشه يعني اصل كتاب دستور الوزاره احتمالاً مدتي پس از نگارش، مخفي شده است همان گونه كه سير الملوك نيز تا مدتي بعد از قتل خواجه عيان نبوده است. علّت اختفاء آثار خواجه هرچه بوده بر نگارنده معلوم نيست ليكن به نظر مي رسد حتي پس از رفع معذوريت و سانسور فقط سير الملوك به بازار استنساخ راه مي يابد و دستور الوزاره همچنان در خفا باقي مي ماند. شايد دليلش اختصاصي بودن نصايح و حسّاسيت موضوع كتاب و احتمال سوءاستفاده رقيبان پست وزارت بوده است. به هر حال ممكن است اين كتاب چنان منشوري خانوادگي نسل در نسل بين فرزندان و نوادگان خواجه دست به دست شده و چه بسا در سالهاي بعد نسخه هايي نيز از روي آن نگاشته شده باشد. ليكن آنچه از مقدمه معلوم است در زمان تدوين كتاب توسط العدني نسخة كامل كتاب در اختيار او نبوده است. بي مهري ديگران يا حملة مغولان و از بين رفتن كتابخانه ها خصوصاً در خراسان كه محل زندگي احفاد خواجه بوده است هر يك ممكن است دليل اين امر باشد. مزيد بر علّت اينكه ظاهراً سدة هفتم هجري دورة خوبي براي كتابهايي از اين دست نبوده است. دو فوشه كور قرن هفتم را زمان انحطاط سنت مجموعه هاي اخلاقي قديم مي داند.165 به هرحال اين كتاب در سدة هشتم مجدداً توسط العدني احياء مي شود. هرچند بعيد نيست وصاياي خواجه بيشتر از آن باشد كه توسط او جمع آوري شده است. چه اينكه دولتشاه(سده نهم) در تذكره الشعرا از وصاياي خواجه مطالبي در اين حد نقل كرده است: “فايده حكماست كه خواجه جهان نظام الملك حسن الطوسي تغمّده الله بغفرانه به جهت فرزند خود فخرالملك در نصيحت نامه نوشت كه مملكت پادشاه عهد را حكما بر مثابه خيمه تصور كرده اند. و رعايا مثل اوتاد خيمه اند كه بي قوّت اوتاد قيام خيام محال باشد و امراء بر طور طنابهاي خيمه اند”166و نيز محمد نيشابوري(د598) در رساله مكارم اخلاق به نقل از وصيت نامه خواجه نوشته است:”و نظام الملك در وصيت نامه خويش نبشته است كه: عليكم بالهمّه فانّها تستتبع الجدّ و الجدّ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع خواجه نظام الملک، منابع معتبر، آداب و رسوم Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع دانشگاه تهران، ناصر خسرو، دانش پژوه، نهج البلاغه