پایان نامه ارشد با موضوع خیانت زناشویی، خودآگاهی، فراشناختی، باورهای فراشناختی

دانلود پایان نامه ارشد

4-4 شامل میانگین و انحراف استاندارد هر یک از سطوح پنج گانه باورهای فراشناختی در آزمودنیها را نشان می دهد. همانطور که مشاهده میشود خودآگاهی شناختی بیشترین میانگین و کارآمدی شناختی پایین کمترین میانگین را در میان مبتلایان به خیانت زناشویی دارا می باشند.

جدول4 -5 : مقایسه کارآمدی شناختی پایین و خودآگاهی شناختی در مبتلایان به خیانت زناشویی
متغیرها
تعداد
میانگین
انحراف استاندارد
مقدار t
درجه آزادی
سطح معناداری
خود آگاهی شناختی
60
38/17
76/2

562/10-

59

0001/0
کارآمدی شناختی پایین
60
68/10
37/3

بر طبق یافته های ارائه شده در جدول 4-5 مشاهده می شود که خودآگاهی شناختیدر بین مبتلایان به خیانت زناشویی به طور معناداری بیشتر از کمترآمدی شناختی پایین می باشد (t = -10/562, df=59, p (0/0001)). در نتیجه فرضیه سوم پژوهشگر نیز تایید می شود.

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری

5-1 بحث و نتیجه گیری
این پژوهش بررسی نظامهای مغزی/ رفتاری، راهبردهای مقابله ای و باورهای فراشناختی در افرادی بود که به علت خیانت زناشویی به مراکز کاهش طلاق یا اورژانس های اجتماعی ارجاع داده شده بودند.
علی رغم محدودیت های اجتماعی، فرهنگی و مذهبی پیرامون رابطه با جنس مخالف شواهد بیانگر این است که روابطی از این نوع نه تنها قبل از ازدواج بلکه در بین متاهلین و به صورت روابط خارج از ازدواج در شهرهای بزرگ در حال افزایش است و این امر احتمال طلاق را افزایش داده است. برای این پدیده علل مختلفی از جمله نیازهای عاطفی و هیجانی یک یا هر دو طرف درگیر مطرح شده است (برنشتاین و برنشتاین320، ترجمه سهرابی،1382). هیچ متخصص مسائل زناشویی یا خانوادگی وجود ندارد که در طی دوره کاری خود با احساس های خانمان برانداز و ضربه های ارتباطی روبرو نشده باشد که کشف و افشای روابط خارج از ازدواج به دنبال دارد. پی بردن به این مسئله که یکی از زوجین روابط جنسی یا عاطفی دارد افراد مقابل را به مردابی از افکار، احساس ها و رفتارها می کشاند و ممکن است افراد درگیر را به ورطه نابودی بکشاند. متاسفانه هیچ آمار واقعی از زوجین دارای بحران روابط خارج از ازدواج و مسائل مربوطه در دست نیست (سیمون فان321، 1999). بنابراین پرداختن حوزه های مختلف دانش به مسئله خیانت و نقش آن در بروز مشکلات خانوادگی و اجتماعی بیش از پیش اهمیت و ضرورت پیدا می کند.
اخیرا تحقیقات بسیاری در مورد خیانت زناشویی صورت گرفته است که از جهات مختلف علل گرایش به خیانت را مورد بررسی قرار داده اند( زنگل،ادلند و ساگارین، 2013؛ فام و شالکفرد322، 2013؛ لیا و میلهام323، 2007؛ کیاقبادی، شاکلفرد، پاپ، میر،بتس و لیدل324، 2009؛استیگلیتز، گارون، کاپلان و وینکینگ325، 2012؛ بورچل و وارد326، 2011؛ لالاز و ویگل327، 2011؛ساتارات، پاپ و شاکلفرد328، 2008).
در این پژوهش سعی شده است که مبتلایان به خیانت زناشویی از منظر فعالیت مغزی/ رفتاری و راهبردهای مقابله ای و باورهای فراشناختی مورد بررسی قرار گیرند تا نگاه دیگری به علل ابتلا به خیانت زناشویی داشته باشد.
فرضیه اول محقق مبنی بر این است که سیستم مغزی/رفتاری مبتلایان به خیانت زناشویی بیشتر از سیستم BAS تبعیت می کند. نتایج به دست آمده در فصل چهارم نشان دادند که فعالیت BAS به طور معناداری در مبتلایان به خیانت زناشویی بیشتر از فعالیت BIS (p<0/000) می باشد.
بر طبق نظرية آيزنك بعد شخصيتي روان آزرده گرائي با بعد درونگردي متعامد است (آزاد فلاح، 1378)
افرادي كه نمرة بالايي در مقياس برونگردي مي گيرند (برون گراها) عموماً معاشرتي، خونگرم، اجتماعی، فعال و خوشبين هستند، در حاليكه آنهايي كه نمرهاي پايين در اين بعد ميگيرند (درون گراها) ساکت، غیراجتماعی، منفعل و مراقب هستند. آيزنك پيشنهاد كرد كه تفاوتهاي فردي در برونگردي منعكس كنندة تفاوت در شدت برانگيختگي قشر مخ (کرتکس) است و از تفاوت در واكنش به نظام فعال ساز شبكه اي صعودي به محركهاي محيطي ناشي ميشود، وي استدلال كرد كه درونگراها برانگيختگي كرتكس بيشتري نسبت به برونگراها دارند و آسان تر شرطي می شوند (متیوس و گلیلند329، 1999)
آيزنك دو سيستم مغزي اصلي را به عنوان كليد مؤلفه هاي مفهوم سيستم عصبي خود معرفي كرد: مدار شبكة قشري و مدار شبكة ليمبيك. مدار شبكة قشري برانگيختگي ايجاد شدة قشري را توسط ورود محركها كنترل مي كند. در عوض مدار شبكة ليمبيك پاسخ به محركهاي هيجاني را كنترل ميكند. برونگردی- درونگردی با برانگيختگي پذيري مدار شبكة قشري مرتبط است تا آنجا كه درونگراها معمولاً برانگيخته تر از برون گراها هستند (متیوس و گلیلند، 1999)
گري ابعاد نظرية خود را چرخش 30 درجه اي از ابعاد نظرية آيزنك مي دانست. وي سيستم فعالساز رفتاري را نمايانگر زودانگيختگي فرد و سيستم بازداري رفتاري را با تجربة حالت اضطراب مرتبط مي انگاشت و در اين بين حساسيت و فعاليت زياد سيستم جنگ /گریز را با روان گسسته گرائي پيوند ميزد
گري معتقد بود كه تفاوتهاي فردي در فعاليت سيستمهاي مغزي/ رفتاري زمينة صفات اصلي روان آزرده گرائي و برونگردي در نظرية شخصيت آيزنك است (کر، پیکرینگ و گری، 1995)
پژوهشهاي زيادي به بررسي الگوي گري از روي مدل آيزنك پرداختند، و تقریبا اکثر این مطالعات همپوشی های این دو نظریه را تایید کرده اند (پیکرینگ و دیاس330، 1993؛ لیندن، تریس، دبی، بیکرز و کایند331، 2007؛ کانیاز و پلاسنین332، 2007؛ گمز، گوپر و گمز،2006؛ هپونیمی، جاروینن، پاتونن و راواجا333، 2003؛ فروزش یکتا، آزاد فلاح و نجفی زاده، 1381؛ آتشکار، فتحی آشتیانی و آزاد فلاح، 1386)
از طرف دیگر پژوهشهای انجام شده همبستگی زیاد بین برونگرایی و خیانت زناشویی را تایید کرده اند (دریگوتاس و همکاران، 1999؛ پلوسو،2007؛ وینکینگ334، کاپلان335، گارون و روکاس336، 2007؛ ستارات،شاکلفرد، گوتز و مک کیبین337، 2007؛ گوتز و شاکلفرد، 2009).
موریس338 و همکاران (1999)در پژوهش خود دریافتند كه عملكرد نظام فعال ساز رفتاري، رفتار پاداش گرفته را حفظ و تقويت مي كند، بنابراين در افرادي كه اين نظام كارايي كمي دارد، دست يابي به منبع پاداش و لذت و برانگيختگي هيجاني كمتر بوده، اين عاملي براي تحول مشكلات عاطفي در اين افراد مي شود.
گمز339، كوپر340 و گمز (2006) در مطالعة خود بر روي دو نظريه آیزنک و گری به اين نتيجه رسيدند كه سيستم بازداري رفتاري همبستگي مثبتي با روان آزرده گرائي و رابطه اي منفي با برونگردي دارد، در حالي كه سيستم فعالساز رفتاري كاملاً برعكس، همبستگي منفي با روان آزرده گرائي و همبستگي مثبت با برونگردي دارد.
نتایج فرضیه اول محقق همسو با تحقیق عبدی و همکاران (1388)،می باشد که نظام های فعال ساز و بازداری رفتاری را در افراد دارای روابط جنسی پر خطر (بدون استفاده از کاندوم)، افراد دارای روابط جنسی کم خطر (با استفاده از کاندوم) و گروه افراد عادی مقایسه کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که گروه پر خطر به طور معناداری از نظام فعال ساز قوی نسبت به گروه کم خطر، روانرنجور خویی بالا نسبت به گروه گواه، برونگرایی بالا نسبت به گروه کم خطر و عاطفه مثیت بیشتر نسبت به دو گروه دیگر برخوردارند و گروه کم خطر از عاطفه منفی بالاتر نسبت به گروه گواه برخوردار هستند. گروه کم خطر از روان رنجورخویی بالا نسبت به گروه گواه، برونگرایی پایین نسبت به گروه گواه، عاطفه منفی بالاتر نسبت به گروه گواه و صفت اضطرابی بالا نسبت به گروه گواه برخوردار بودند.
و همچنین همسو با تحقیق پلوسو341(2007) می باشد که در پژوهش خود دریافت کسانی که در مقیاس برونگرایی نمره بالاتری کسب کردند، بیشتر مرتکب خیانت می شوند؛ این یافته حاکی از آن است که آنها اجتماعی تر و فعالتر هستند و از طریق خیانت تحریک و تهییج بیشتری می یابند که از کسل شدن و افسردگی جلوگیری می کند. برونگرایی همچنین نیازمند سرمایه گذاری کمتری در رابطه است. از آنجا که افراد برونگرا بدنبال تحریک و هیجان هستند، کمتر متعهد می شوند که در نهایت منجر به خیانت می شود (دریگوتاس342 و همکاران،1999).
در تبیین این یافته می توان گفت افرادی که فعالیت سیستم مغزی/ رفتاری آنها از سیستم BAS تبعیت می کند در پیوستار برونگردی/ درونگردی بیشتر به سمت برونگردی سوق پیدا می کنند و چون افراد برونگرا به تحریک و تهییج بیشتری از افراد درونگرا نیاز دارند و از آنجا که خیانت زناشویی نیازمند سزمایه گذاری روانی بسیار زیاد و در نتیجه تحریک مداوم می باشد این افراد بیشتر به سمت خیانت سوق داده خواهند شد.

دو فرضیه دیگر محقق مبنی بر این است که مبتلایان به خیانت زناشویی بیشتر از راهبردهای مقابله ای مسئله مدار استفاده می کنند تا از راهبردهای مقابله ای هیجان مدار. نتایج به دست آمده در فصل چهارم نشان دادند که مبتلایان به خیانت زناشویی به طور معناداری از راهبرد مقابله ای مسئله مدار استفاده می کنند (p < 0/0001). نتایج این فرضیه همسو با نظرات کارور343 و شریر344 (1999) می باشد که معتقد بودند فردي كه راهبرد مقابله اي مسأله مدار از نوع غيرسازنده را به كار مي گيرد مسؤوليت كمتري در قبال حل مسأله مي پذيرد، به دنبال اطلاعات ناكافي و ناصحيح است، از منابع نامناسب به جستجوي كمك مي پردازد، تصميمهاي غيرواقع بينانه مي گيرد و ديدگاه بدبينانه دارد.
همچنین مطالعات نشان داد که افراد با روان رنجورخویی بالا در مواجهه با موقعیت های تنیدگی زا از راهبردهای منفعلانه از قبیل اجت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع سلامت روان، سبک مقابله، سلامت روانی، عوامل شخصی Next Entries دانلود مقاله با موضوع مصالح مرسله، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، ولایت فقیه