پایان نامه ارشد با موضوع خواجه نظام الملک

دانلود پایان نامه ارشد

غلطي واقف شوند بر من خرده نگيرند و در تصحيح آن سعي فرمايند و العذر عند کرام الناس مقبول”
از شگفتي هاي اين نسخه آن است که آخرين صفحه کتاب وصاياي خواجه نظام الملک در متن همراه شده است با حکايت گفتار نظام الملک در حال نزع از کتاب منطق الطير عطار كه در هامش همين كتاب آمده است:347
“چون نظام الملک در نزع اوفتاد
گفت الهي مي‌روم در دست باد
خالقا، يا رب، به حق آنکه من
هرکرا ديدم که گفت از تو سخن
در همه نوعي خريدارش شدم
ياري او کردم و يارش شدم
تا348 خريداري تو آموختم
هرگزت روزي به کس نفروختم
چون خريداري تو کردم بسي
هرگزت نفروختم چون هر خسي349
كار كس را اي خدا بر كار تو
ناوريدم پيش بردم بار تو350
در دمِ آخر خريداريم کن
يار بي‌ياران توي، ياريم کن
يار351 آن دم ياريم ده يک نفس
کان دمم جز تو نباشد هيچكس352
ديده پر خون دوستان پاک من
چون بيفشانند353 دست از خاک من
تو مرا دستي ده354 آن ساعت درست
تا بگيرم دامن فضل تو دست355
ني غلط گفتم كنون ده دست من
تا نگردد ياده صيد از شست من
نور ازينجا بردمي بايد به خود
اينچنين اترزتني گفت از احد356″
از جمله دلايلي که تاحدي نگارنده را از بابت دقت کاتب و اصالت نسخه آسوده نمود اين است كه کتاب ديگري که در هامش کتاب دستورالوزاره آمده است يعني منطق الطير عطار به مراتب دقيق تر و کامل تر از نسخه هاي چاپ شده آن است. به عنوان نمونه در همين حکايت “نظام الملک در حال نزع” که ساير نسخه ها در 9 بيت ضبط کرده اند در اين نسخه 12 بيت آورده است. يا سه بيت آخر حکايت”محمود و اياز و حسن در روز عرض سپاه” در ساير نسخه ها نيامده است.
آغاز نسخه بدين عبارات است: “وصاياي خواجه نظام الملک. شرايف تحميدات پادشاهي را که انتساب فخر دين به نظام ملک از حکمت کامله اوست و … “
و با اين عبارات ختم مي شود: “… والله يرحم عبداً قال آمينا. فرغ من تحريره في خامس محرم الحرام سنه تسع و اربعين و تسعمايه. تمت هذا الکتاب دستور الوزرا في شهر حميد الاول”
ويژگيهاي خاص:
ب كاملاً رونويسي از الف بوده و زمان تحرير آن هم به زمان كتابت الف نزديك بوده است. الف در آن زمان نسخه اي كاملاً خوانا و پاكيزه بوده است و مشكلاتي كه در حال حاضر نگارنده براي خواندن الف داشته، كاتب ب نداشته است مثلاً عبارات شنگرفي پاك نشده بود و … . در عين حال كه نسخه ب كاملاً مثل الف و چه بسا خواناتر از نسخه فعلي آن ميباشد اما اگر واژه اي را اشتباه نوشته يا كم گذاشته باشد، مصحح(احتشام الدوله) نتوانسته است چندان از پي تصحيح آن برآيد چرا كه او تنها همين نسخه را در دست داشته است. به عنوان مثال در ص226ر س15 كاتب با تأثر را تا اثر نوشته و مصحح روي آن نوشته است: تاكنون اثر.
قبلاً گفته شد كه در نسخه الف دو نوع حاشيه نويسي وجود دارد. بعضي از اين حواشي در متن نسخه ب آمده و بعضي ديگر نيامده است. نوع اول خوش خط و شبيه متن اما نازك تر و كم رنگ است كه يقيناً بايستي از كاتب باشد. نوع دوم متفاوت از متن است قلم آن ذخيم و پررنگ و خواناست و معمولاً همراه با ص(مصحح) كه بايد توسط كسي در دوره هاي بعد و يقيناً پس از رونويسي كاتب نسخه ب از روي آن، نوشته شده باشد. حواشي نوع اول تماماً در ب آمده اما حواشي نوع دوم كه براي جبران كلمه محذوف يا اصلاح و تبيين متن نوشته شده در ب نيامده است. در عين حال مصحح نسخه ب خود در بعضي از مواضع ابهام مطلبي در حاشيه نوشته است كه بعضي از آنها به رفع ابهام يا اصلاح متن ب كمك كرده است و در مورد بعضي ديگر -باتوجه به اينكه تصحيح را با نسخه منحصر به فرد انجام داده- مرتكب اشتباه شده و حكايت چشم و ابرو را پيش آورده است.
نگارنده از انواع حواشي ياد شده تنها حواشي نوع اول را كه به احتمال قوي توسط كاتب الف نوشته شده است را به متن آورده و مابقي را در پاورقي نوشته است. چند حاشيه از صفحه 5چ در نسخه الف( صفحه … همين متن) كه منطبق بر صفحات 5 و 6 نسخه ب مي باشد به عنوان نمونه ذكر مي شود.
الف. شرح و بسط و تحقيق و تعميق اين معني در رسالات[الف(حاشيه): در مكاشفات] ارباب دين و مقالات اهل يقين بسيار است.
ب. ملاحظه در اين تقرير[الف(حاشيه): + مستلزم رفع] مضار آن جمله هست و ليکن بخصوصه مقصود از اين تمهيد بيان تبعات[الف(حاشيه): عقبات] مخاطرات اين منصب است.
ج. عياذاً بالله که اگر[حاشيه نوع اول كه نگارنده به متن آورده است/ جزو متن دانسته است] يکي از آن مجموع به خلاف حکم خداي تعالي واقع گردد؛ دولت صد ساله جبر[ب: جه؛ ب(حاشيه): ص. به جاي لفظ جه به نظر من لفظ (جبيره) صحيح است.] نقصان يک لحظه نتواند کرد.
د. رابطه ارادت من با شيخ ابواسحق فيروزآبادي[حاشيه نوع اول كه نگارنده به متن آورده است/ جزو متن دانسته است] آن بود که
ه. فرمودم که چون گماشتگانْ انگور[حاشيه نوع اول كه نگارنده به متن آورده است/ جزو متن دانسته است] آن تصرّف نموده اند، باغ به اطفال گذارند.

نسخه ج= نسخه کتابخانه آستان قدس به شماره 292
نسخه اي کاملاً خوانا و درست است. فقط در اکثر موارد مترادفها را نسبت به نسخه اساس پس و پيش نوشته است. مانند ذكاء و دها به جاي دها و ذكاء. شباهت زيادي به نسخه س دارد.
صفحات داراي سه جدول لاجوردي است. سرلوح کوچک مرصع با زمينه طلا دارد. و به ضميمه اخلاق ناصري به شماره 87 مي باشد.

نسخه د= چاپ سنگي= تاريخ چاپ 1305ق
با توجه به اهميت اين نسخه و اينکه به چاپ نيز رسيده است نسبت به نسخه هاي بعدي مفصل تر بررسي مي شود. ويژگي غالب اين نسخه اغلاط و اشتباهات متعدد آن است که اختلافات متعددي با نسخه اساس پيدا کرده است. از نوع اشتباهات ديده شده و نيز حذف قسمتهاي ناخوانا و غلط نويسي رايج در آن مي توان فهميد که کاتب نسخه بايد فردي کم سواد بوده باشد. و اين چاپ را مي توان به عنوان يکي از نمونه هاي چاپ مغلوط و آشفته فارسي نام برد. شايد دليل کمي تعداد نسخ چاپي اين اثر نسبت به نسخ خطي آن همين مسئله باشد.
اختلافات متعدّد چاپي با نسخه اساس به چند گونه است و چند احتمال را به ذهن مي رساند:
الف. كلمات آن بعضي مترادف كلمات نسخه اساس است و به نظر مي رسد به عمد و براي تسهيل در فهم مطلب انجام شده است مثل: مجال به جاي محل(10ر س آخر) منجر گردد به جاي مؤدي گردم(ص10چ س1) گذار در به جاي مرور به(11ر/ 5) اوّل بجاي اوايل(11چ/1) تحريك = سعايت(11چ/5) و ميسّر نمي شود= و مقمشّي نمي رود(13ر) / ازمنه سابقه = ازمنه سالفه(25ر)
ب. يا اينكه نسخه اي كه از روي آن نوشته بدخط و پريشان و مغلوط بوده و او كلمات يا حتي جملات نامفهوم را كلاً ننوشته است. مثل كلمات “هنوز” و “يد” در (س10چ س 2) از مكابره او(11ر) سبكتكين(11چ/1) و به دولت سلطان(12ر) از فقر به(13چ)
ج. و يا هر چه را خود حدس زده نوشته است. كه در اينجا برخي معني را چندان تغييري نداده هرچند در اداي امانت هم نشده مثل خصومت به جاي خشونت(س10چ س 2) “اصرار نموده احتراز از ضمير” به جاي “اصرار كرد و به جهت احتراز از غبار ضمير” (10چ س4) خاتم النبيّين= سيّد النبيّين(16ر)
انفاق به جاي اتّفاقي و انفاق بجاي نفاق(10چ س14 و 18) ارتكاب بجاي “از تكالف(10چ س 19) ري بجاي وي(11ر/3) حُجّاب گري بجاي حجابه كبري(11چ/3) علي اكبر= علي البريد(12ر) خط ايشان = حظّ ايشان(12چ) اکبر+اكثر(12چ) الله = البته(14ر) مرا لازم آن است= مرا متمنّي و مبتغي آن است(14ر) / اوّل فصل زمستان= شتا(26ر)
برخي امّا به كلّي معنا را تغيير داده يا به ضد آن تبديل شده است مثل تعبد و تحقيق و معتقدات بالله = توحيد و تحقيق، معتقدات باطله (16ر) اقامت فرايض و سپس در ادامت طاعات= اقامت فرايض و سنن و ادامت طاعات(16ر) چنانكه آئين ترکان بود که در وقت استرضا کسان دانا = چنانچه آئين ترکمان بود که در وقت استرضا کسان داماد (16چ) چون شيطان … تعظّم و تجبّر نمي کرد= چون شيطان … تعظيم و تجبّر مي کرد(17ر)
من حازم شدم که ترک محاصره نکنم= كنم(18ر) شمرده= ثمره(18چ) ثمره دارد= ثمره ندارد(19ر)
عمرو بن عميد بعد از مشورت و رخصت او به عزم حجاز از طرف قدس روان شد.= عمرو بن عبيد بي مشورت او به عزم حجاز از طرف قدس روان شد.(22ر)
…نتيجه آن بر وفق مراد ظهور و استعداد ديگر چنان يابد که قدرت و استعانت آن باشد تا هر سخني…=… نتيجه آن بر وفق مراد ظهور يابد. ديگر، چنان بايد که قدرت و استعداد آن باشد تا هر سخن…(23ر) / …البتکين از پس ايستاد…= چندان که لشکر به تمام درآمدند، البتکين از پيش بايستاد. و حرب در پيوست.(23ر) کثرت را بر قلب فرق بودي =کثرت را بر قلّت فرق بودي(24ر) / صدق و جنايت= صدق و صيانت(25ر) / تغافل بايد نمود= تغافل نبايد نمود(25چ) اشراف عرب= اشراف غزنه(25چ) / تا درست به آن تاجر رسانيده= تا در شب بدان تاجر برسانند(26چ)
د. اغلاط و اشتباهات فاحش مثل: توصّل نموده= توسّل(9ر)/ اتباع= اطباع/ لذي الخواقين، مكين امين= لدي(2ر)/ سوف = صوف(10ر)/ اقارب= عقارب(13ر) / خبيس العقيده(13چ) هباءً منسوراً= هباءً منثوراً(15ر) / تعمير= ثغر(25چ)
ه. اختلاف گونه هاي زباني مثل به او بجاي بدو(10چ س 2) يا “بر آن” بجاي بدان(10چ س4) ظهور نيامده بجاي حصول نارسيده (10چ س آخر)
ز. اختلاف در تلفظ اسامي خاص مثل كرج بجاي كرخ( ) قلمش سلجوقي بجاي قتلمش سلجوقي و الملخ بجاي الملح(11ر /3) التونياش بجاي التونياق(11ر/4) عمد الملك = عميدالدّوله (12ر) قزل ارسلان= قرا ارسلان و فضلويه= فضلون(17چ) پشوتن يا بشوتن(24چ) خواجه حسنك ميكائيل = خواجه خسك متكاني(26ر) ابوالحسن معرفت= ابوالحسن معبّر(31چ) ابن سرين = ابن سيرين(31چ)
ح. بي مبالاتي در ترتيب كلمات مثل باسم الوزير العادل العالم= باسم الوزير العالم العادل(16چ)
استغاثه و استعانه= استعانت و استغاثت(18چ)
ط. اضافه كردن هاي خودسرانه:
بدان مؤاخذ معاقب خواهند بود و در آخرت هيچ حسرت بدان نخواهد رسيد= بدان خواهد رسيد(22چ)
ي. حذف و افتادگي مثل:
و بر تقديري كه از ابتداء ممارست فنّي واقع نبوده باشد به اندك مدّتي كه مذاكره آن واقع گردد با آن آشنا توان شد و بر مراد و مقصود از وضع آن فن مطّلع توان گشت و چند ضابطه و قاعده از آن محفوظ گردانيد و در ساير فنون همين كافي است.(23ر – 23چ) به سبب سوابق كه با او داشت(25چ)
33ر) و (33چ) تقريباً دو صفحه كامل را انداخته است: هرچند به طريق معقول بيان كنند باور نداري … تا از عهده شفقت بيرون آمده باشد.
ماضي بجاي مامضي/ طاوس آن حضرت بجاي طاووس الحضرت/ زيانات بجاي هذيانات(10ر س وسط)
و. خلاصه كرده است: آنكه به جاي آن است كه(10چ س5)
بعد المشرقين بود و امثال اين اتّفاقات حسنه تواند بود و اين نظير افتادن شور قلعه مريم نشين است.=بعد مابين المشرقين بود و امثال اين اتّفاقات بسيار مشاهده نموده ام، امّا آنچه مناسب اين اتّفاق حسن تواند بود افتادن سور قلعه مريم نشين است.(18ر)
ك. بعضي كلمات را در هر موضعي از كتاب به شكلي متفاوت نوشته است. مثل:
البتكين(ص52 س12) و الب تكين(ص52 س13)
علاهده(ص53 س19 و ص61 س1) و علاحده(ص54 س12)
خوشنود(ص61 س17 و صفحات ابتداي كتاب) و خشنود(ص54 س15)
التونياش(ص58 س18 و قبل از آن) و التونتاش(ص59 س13 و بعد از آن)
ل. حرف ط را به صورت ت كشيده نوشته است به عنوان نمونه مضبوط را مضبوت نوشته است.
م. عقيدت كفايت زيادت(15چ) مکالمت و مصاحبت(17چ) استعانت و استغاثت(18چ) در چاپي با ه گرد و در الف با ت كشيده نوشته شده است. چون متن کتاب فارسي است بجز در کلمات کاملاً عربي(همراه با ال) اصل آن بر كشيده قرار داده شد.

نسخه ه= نسخه کتابخانه آستان قدس به شماره 294
خوش خط و خوانا و شبيه نسخه الف مي باشد. اما اغلاط بسيار دارد. به نظر مي رسد از روي نسخه اي معتبر لكن بدخط نوشته شده است. چرا كه در رفع ابهام از بعضي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع خواجه نظام الملک، دانشگاه تهران، مشهد مقدس، دانش پژوه Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع دانشگاه تهران، حل اختلاف