پایان نامه ارشد با موضوع خواجه نظام الملک، منابع معتبر، آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

دستورالوزاره است يا بخشي از سياست نامه است و يا واقعاً وجود داشته ولي بعدها از بين رفته است و يا اصلاً اشتباهي به او منسوب شده است. به هر حال غير از اين 9 اثر آنچه به خواجه نسبت داده مي شود، در صورت صحت انتساب، فقط عناوين آن بر جاي مانده است.
در اين بين، دستورالوزاره به دليل برخورداري از نسخه هاي خطي متعدّد و راه يافتن محتواي آن به منابع كهن خصوصاً مهمترين کتابهاي تاريخي قرن 9 و10 نيز به دليل ذکر نام يا استفاده از مطالب آن در آثار نويسندگان و پژوهشگران معاصر به طور ويژه مورد توجه قرار گرفته است.
استنادهايي از نام و محتواي اين اثر را در منابع دسته اول و معتبري چون روضه الصفاي ميرخواند و حبيب السير خواند مير، ميتوان يافت. بعضي از مورخان قديم، چون ميرخواند، بخش هايي از اين کتاب را عيناً و حتي با قيد”خواجه در وصاياي خويش آورده” نقل كرده اند. قاضي احمد غفاري(900-975ق.) در مقدمه تاريخ نگارستان در كنار كتابهايي چون تاريخ طبري، مروج الذهب و جامع التواريخ، از كتاب وصاياي خواجه نظام الملك به عنوان يكي از منابع معتبر خود در نوشتن نگارستان نام برده143 و حكايات متعددي از اين كتاب را با ذكر نام وصاياي خواجه نظام الملك نقل كرده است.144 سپس در سدة يازدهم فاضل مجدي با اعتماد بر اين كتاب از آن نقل مطلب كرده است.145
سبک نگارش دستورالوزاره – به غير از مقدمه- سليس و روان و همراه با به کار بردن واژه هاي فارسي زيبا و دلنشين است. از شيوه نثر مرسل که در آثار زبان فارسي سده هاي 4 و 5 رايج بوده است تبعيت مي کند. از نظر “ايجاز لفظ و اشباع معني و رواني عبارت و خالي بودن از مترادفات الفاظ و جمل و موازن? سجع و صنايع و تکلّفات لفظي با سبک پيشينيان برابر است”146 خواجه در اين کتاب نيز همچون کتاب ديگرش سيرالملوک از حکايتهاي مختلف مربوط به دو حوز? خلافت اسلامي و جهان باستان کاملاً بجا و به عنوان شاهدي بر اثبات نصايح خويش استفاده کرده است. روشي که گويا در بيشتر آثار پندآموز آن دوره رواج داشته است. به قولي “نويسندگان ايراني از سويي به عنوان وارثان خرد باستان، و از ديگر سو به عنوان مسلمانان مطيع دستگاه خلافت، خود را از نظر فکري و اعتقادي به اين دو آبشخور وابسته مي ديديدند”147 از خلال اين حکايت هاست که مي توان علاوه بر دريافت پندهاي حکمت آميز و عبرت آموز و نکته هاي ظريف و دقيق با تاريخ و زندگي اجتماعي مردم آن روزگار نيز آشنا شد.
وصاياي خواجه در دستوالوزاره تنها مجموعه اي از توصيه هاي نظري يک معلّم اخلاق نيست بلکه همه وصاياي او نشأت گرفته از شخصّيت عملگرا و سوابق اجرائي بزرگترين وزير ايراني است. خواجه در اين کتاب از يک راه طي شده با فرزندش که در آستانه اين راه قرار دارد سخن مي گويد. او اين سخنان را در زماني براي فرزندش مي نويسد که دوران پر فراز و نشيب حضور در دستگاه سلطنت و اشتغال به امور ديواني تا عالي ترين سطح آن يعني وزارت را پشت سر گذاشته است. با همه مشکلات و مخاطرات اين شواغل آشنا شده است و اگر مي گويد “هر چند وزارت ثاني مقام سلطنت است اما…” به عنوان فردي دور از آتش و مسؤوليت و يا صرفاً به عنوان معلم واقع گراي درس اخلاق حرف نمي زند. در پس اين نصايح سودمند مي توان سيماي مرد فرزانه اي را ديد که انديشه و سخنش به اوج کمال و پختگي رسيده است.
هرمان اته148 در تاريخ ادبيات فارسي، يعني مهمترين تصنيفش -كه خلاصه مطالعات و تفحصات گسترده او در آثار كهن فارسي و از منابع اصلي ادوارد برون در تأليف تاريخ ادبي ايران بوده است- در بخش حکمت عملي، اخلاق و سياست پس از ذکر نام سير الملوک خواجه نظام الملک و ارائه توضيحاتي درباره آن، نوشته است: “کتابي ديگر به همين سبک و روش و از همان قلم در باب خطرها و مسئوليتهاي منصب وزارت به عنوان نصايح(يا وصاياي) نظام الملک موجود است که آن را خطاب به فرزندش فخر الملک تهيه نمود. وي نيز منصب وزارت داشت يعني وزير سلطان برکياروق پسر ارشد ملکشاه بود و در عهد سنجر (در حدود 500ه.) در نيشابور بود كه مانند پدر به دست قاتلين كشته گرديد. اين كتاب از اوراقي كه از آن وزير بزرگ يعني نظام الملك بازمانده و از اخبار شفاهي كه نقل شده توسط مؤلف ناشناسي در حوالي قرن نهم هجري بهم گرد آورده شده و به نام فخرالدين حسن يكي از احفاد نظام الملك از نسل دوازدهم اهداء گشته است.”149 اته همچنين ضمن مقالة خود درباره ادبيات جديد فارسي در جلد دوم اساس فقه اللغة ايراني ص348 در عين اينكه معترف است كه اين كتاب قبل از سدة پانزدهم ميلادي تدوين نشده معتقد است كه مبناي حقيقي آن روايات بوده و اعتبار آن بيش از آن اندازه اي است كه ريو150 در ص446 مجموعه مخطوطات فارسي قائل گرديده است.151
موضوع اصلي اين کتاب، اخلاق سياسي و کشورداري و سازمان اداري و سياسي دولتهاي خلافت شرقي(مسلمانان مشرق زمين) است و نيز آداب و رسوم ايرانيان، تشکيلات علمي و اجتماعي در دوره سلجوقيان، همچنين مطالبي درباره اسماعيليان و حکايت ازدواج سلطان ملكشاه با دختر خليفه که هر دو اين اخبار به نقل از اين کتاب در روضه الصفا و حبيب السير آمده است.
نثر کتاب از فنون فصاحت و بلاغت بهره مند است. ساده و روشن و زيبا نوشته شده و اجمالاً مي توان گفت که به ساختار نگارش در قرن پنجم نزديک است. البته در اين کتاب نيز اگر با ديده نکته سنجي و خصوصاً خرده گيري نگريسته شود احتمالاً نکاتي به چشم مي خورد که جاي درنگ دارد. بعضي با بزرگنمايي اين نکات در انتساب اثر به خواجه نظام الملک ترديد کرده اند.
اين کتاب نيز مانند بسياري از شاهکارهاي زبان فارسي بر اثر گذشت زمان و تصّرف کاتبان، آسيب فراوان ديده لازم بود به شيو? علمي که محتاج همّت و حوصل? بسيار است در آن نگريسته شود. بنابراين نگارنده تصميم گرفت به احياء اين اثر ارزشمند بپردازد.
در اولين گام پس از رجوع به کتابشناسي هاي معتبر و از طرق ديگر، سياهه اي از عناوين انتخاب شده براي دستورالوزاره- که بعضي از آنها ظاهراً سنخيتي با عنوان اصلي و حتي محتواي کتاب ندارد- به دست آمد. سپس با استفاده از فهارس کتب خطي کتابخانه هاي معروف ايران و خارج از ايران، که نسخه هاي خطي فارسي را نگهداري مي کنند، جدولي از مشخصات نسخه هاي مختلف تهيه شد و آنگاه با تهيه اصل يا عکس بعضي از نسخه ها و بررسي دقيق تر بر روي محتوا و مقايس? نسخه هاي برتر و ثبت موارد اختلافي، در نهايت متن نزديک تر به کتابت مؤلف به دست آمد.

2. دستور الوزاره

2-1. كتابشناسي
كتاب دستوالوزاره يا وصاياي خواجه نظام الملك که با عناويني غير از اين دو نيز در فهارس نسخ خطي كتابخانه ها از آن ياد شده است در اصل تجاربي است كه خواجه نظام الملك در ساليان ممتد وزارت كسب كرده است و آن را در قالب رساله اي براي فرزند ارشد و اعزّ خود نظام الدّين ابوالفتح فخرالملك نوشته است. اين نصايح را يكي از نوادگان خواجه در سده هشتم هجري به نام مولانا عبدالوهّاب العدني، كه از عالمان و اديبان عصر خود بوده و عقيلي در آثار الوزراء از او به افضل المتأخرين ياد كرده است، پس از گردآوري و افزودن ديباچه اي در اهميّت وزارت و مقدّمه اي در شرح حال خواجه، آن را به نام دستورالوزاره يا وصاياي خواجه نظام الملك تدوين مي كند و به “امير فخر الدّوله و الدّين حسن ابن الصّدر المغفور؛ امير تاج الملّه و الدّين بن الصّدر المبرور امير علي ابن الصّاحب الدستور؛ امير معز صاحب ديوان طغاتيمورخان به خراسان و مازندران”152 كه از احفاد نظام الملك در نسل دوازدهم بوده است در اولين روز وزارت اهداء مي كند. آنگونه كه از مقدمه مؤلف برمي آيد نظام الملك در اواخر عمر خود آنگاه كه سخنان عارف بزرگ شيخ ابوسعيد ابوالخير در خصوص علامت انصرام دولت و امارت انهدام حشمت را به ياد مي آورد و با تفحص حال، تحقق آن را نزديك مي بيند اعزّ اولاد خود، خواجه فخرالدّين فخرالملک، را طلب نموده و ضمن يادآوري آنكه: “مرا با تو وراي ابوّت و بنوّت محبّتي ديگر هست” مي گويد: “اکنون به رسم وصيّت و طريق نصيحت در هر باب تو را ارشاد خواهم نمود و چند نکته که به اعلام ربّاني و الهام رحماني سرّ آن بر من منکشف گشته به تو رسانيد و آن را برابر عقود جواهر و نقود خزاين و زينتهاي موفور و تجمّلات نامعدود نامحصور که از من به تو رسيده و خواهد رسيد راجح مي شمارم.”153
خواجه در فصل اول كتاب فرزند خود را، از روي مروّت و ابوّت، موعظه مي كند كه: “بعد از زمان من، وزارت اختيار نکني و پيرامن شواغل و مشاغل نگردي و دامن دولت جاويد يعني قناعت به هيچ حال از دست ندهي و به تمويهات دنياي دون دني فريفته نشوي چرا که لذّتهاي اوّل آن به حسرتهاي آخر آن نمي ارزد.”154 او در عين حال وزرت را ثاني سلطنت و اعظم امور عالم و ارفع درجات بني آدم معرفي مي كند. اما از آنجا كه اين كار را به غايت كثيرالخطر مي داند به بيان مخاطرات كلّي آن در اين فصل مي پردازد و اميدوار است نتايج حميده بر آن مترتّب گردد.
در فصل بعد چون مي داند كه سخنانش در ترغيب فرزند بر ترك وزارت -كه مخالف عقيده و منافي اوست- نتيجه و ثمره اي نخواهد داشت واجب مي داند كه در باب آداب وزارت و لوازم و شرايط آن چند مطلب را مفصلاً بيان كند تا فوايد آن به فرزند عايد شود.
نظام الملك شرط منصب وزارت را -كه مدار ملك و ملت و استقرار دين و دولت بر آن است- در اين مي داند كه جانب چهار كس نگهداشته، و مراقبه و ملاحظة آن جوانب واجب و مفروض شمرده شود. “اول، جانب خداي تبارك و تعالي؛ دوم، جانب پادشاه؛ سيم، جانب نزديکان پادشاه؛ چهارم، جانب ساير خلايق”155
نظام الملك در ابتداي هر مبحث به ذكر عناوين كلي مي پردازد. سپس هر كلي را به چند جزئي تقسيم مي كند. و براي فهم بهتر هر جزئي حكايتي مي آورد. او در دستور الوزاره نيز مانند سير الملوك با ذكر ماجراهاي تاريخي در صدد تبيين نظرات و مؤثر كردن كلام خود برمي آيد.
در لابلاي مباحث نظري و حكايت هاي تاريخي اين كتاب اطلاعات ارزشمندي از تاريخ سياسي و اجتماعي ايران در دوره پيش از غلبه مغولان يعني قرن 4 و 5 به دست مي آيد. از اين رو مي توان دستور الوزاره را در شمار كتابهاي معرف تاريخ، فرهنگ و تشكيلات اجتماعي ايران و سازمان سياسي اجتماعي دولتهاي مستقر در سرزمينهاي خلافت شرقي اسلام به حساب آورد. از آنجا كه متن كتاب از نثري سليس و ساده و روشن و زيبا ساخته شده است. و موضوعات با رعايت فصاحت و بلاغت بيان شده است مي تواند به عنوان نمونه اي از يك نثر فاخر فارسي مورد توجه قرار گيرد و از لحاظ نگارش فارسي نيز جنبه آموزندگي داشته باشد. در عين حال نبايد از محتواي اخلاقي و كاربردي اين متن غفلت كرد. توصيه هاي اين كتاب با آنكه مربوط به هزار سال پيش است ولي براي كسي كه سابقه كارهاي اداري دارد روشن است كه بسياري از آنها منطبق يا دست كم قابل انطباق با وضعيت امروز است.
از اين رو نصايح عالم روشنفكري كه تجارب دو دوره كامل از عمر اداري خويش را (كه 30 سال اول آن را در پست كارمندي و مديريت پايه و مياني و 30 سال دوم را در سمت عالي ترين پست اجرايي و مديريت ارشد كشور گذرانده است) در آخرين سالهاي عمر براي عزيزترين فرزند خود به رشته تحرير درآورده است مي تواند براي كساني كه سر همكاري با مشاغل اداري خصوصاً در پستهاي مديريت، معاونت و مشاورت دارند مفيد و ثمربخش باشد. از موارد منطبق بر هر دوره كه تابع تغييرات زمان نمي باشد مي توان به “حفظ جانب حضرت ربوبيّت”156 و اينكه “هر روز از هر باب بر هركس چند حكم مختلف مي بايد كرد …”157 اشاره نمود. و مواردي چون “فرقه اي كه نديم مجلسند” و “اصحاب سيف و قلم” با بعضي از پستهاي سازماني از قبيل مسئول دفتر و راننده و آبدارچي، و حراست يا حفاظت و مشاورت يا روابط عمومي قابل انطباق است.
ذبيح الله صفا معتقد است اين مكتوب را نظام الملك به فرزندش فخرالملك “هنگامي كه وي در عهد آلب ارسلان همراه ملكشاه مأمور فارس شده بود، در ذكر شرايط وزارت و بعضي از سفارشها و وصايا نوشته و نسخ آن به وصاياي نظام الملك يا دستورالوزاره معروف است.”158 ولي از متن كتاب به دست مي آيد كه اين كتاب را خواجه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع خواجه نظام الملک، دانشگاه تهران Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع دانشگاه تهران