پایان نامه ارشد با موضوع خواجه نظام الملک، دانشگاه تهران

دانلود پایان نامه ارشد

در فهارس نسخ خطي كتابخانه هاي مختلف بجز سياست نامه و دستورالوزاره مكتوبات ديگري كه اغلب به صورت نامه يا بخشي از اين دو كتاب است نگهداري مي شود. نگارنده در ضمن اين تحقيق در هر كجا كه اشاره اي از انتساب يك اثر يا يك نسخه خطي به خواجه ديده، در كاربرگ هاي مربوط به ثبت رسانده و از اين رهگذر تاكنون به چند مكتوب جالب دست يافته است. ليكن بررسي اصالت همه اين مكتوبات خود به يك پژوهش مستقل نياز دارد.
بنابر اين پس از تفحّص در منابع قديم و جديد و ليست كردن همة آثار منسوب به خواجه مي توان به اين نتيجه عملي دست يافت كه جز سيرالملوك، دست کم نه اثر ديگر به خواجه نظام الملک طوسي منسوب است: سفرنامه، قانون الملک، امالي نظام الملک في الحديث، اشعار، مكاتبات، نصيحت نامه، منشآت، وصيت نامه و دستور الوزاره يا وصاياي خواجه نظام الملک. نتيجه بررسي بيشتر دربارة يك به يك اين آثار و صحّت انتساب آنها در ادامه مي آيد.

ج. صحّت انتساب آثار
1. سفرنامه
ظاهراً وجود خارجي ندارد و نگارنده از ميان منابع قديم و آثار جديد، تنها در يكي از کتابها به اين نام برخورده، كه در آنجا نيز يادآوري شده كه “حتي يك نسخه از آن تاكنون به دست نيامده است.”107

2. قانون الملک
ظاهراًَ در اصل بخشي از سياست نامه است.108

3. امالي نظام الملک في الحديث
ابن خلکان در وفيات الاعيان در حالات نظام الملک مي گويد: “در مجالس حديث شرکت مي کرد و حديث مي شنيد و خود نيز حديث املا مي کرد، او مي گفت من اهليت نقل حديث و روايت را ندارم ولي دوست دارم با شرکت در حلقات نقل روايات خود را در رديف راويان رسول خدا ص قرار دهم”.109
در معجم المؤلفين به نام دو كتاب از نظام الملك اشاره شده است: امالي نظام الملك و امثال في الحديث كه هر دو ظاهراً به زبان عربي است.110 هر چند در کتابخانه هاي معروف ايران (ملي، مجلس، آستان قدس، وزيري) اثري از آن يافت نشد ولي چون در معجم المؤلفين از آن ياد شده است111 احتمالاً بتوان اثري از آن ولو دست نويس در کتابخانه هاي کشورهاي عربي يا ترکيه و هندوستان به دست آورد. ضمن آنكه در شرح حال خواجه گفته شده است:”خواجه را با مقام وزارت وارستگي بود كه هم استماع حديث مي كرد و آن را املا مي نمود و مي خواست در زمره محدثين شمرده شود، چنانچه در مراتب او نوشته اند كه [در] يازده سالگي از حفظ قرآن فارغ شد؛ كه بيشتر حافظ قرآن، كساني را مي گفتند كه تمام قرآن را با ده قرائت حفظ داشته باشند… خواجه عقل فطري را با عقل مكتسبي توأم ساخته، و در فقه و حديث و ادبيّات و ديگر علوم متداوله دستي قوي داشته، به فارسي و عربي شعر مي گفته…”112

4. اشعار
اگرچه در شرح حال خواجه گفته شده كه شعر نيز مي سرود؛ ليكن نگارنده نتوانست به صورت منسجم و خصوصاً به شکل ديوان، اشعاري از او بيابد. تنها بعضي از ابيات پراکنده را به خواجه نسبت داده اند. از جمله در کتاب فرهنگ خراسان بخش طوس آمده است:
“چنبر زلفى كه ماه در چنبر اوست / فرمان ده روزگار فرمانبر اوست
ترسم كه به ناگاه بريزد خونم / كين شوخ دلم به خون من باور اوست
هرچند ز تو جراحت غم يابم / از دست خيال باز مرهم يابم
وين طرفه طبيبي که چو بيدار شوم / هر چند که پيش جويمش کم يابم
من پير شدم خط تو در هم زد دست / بازار من و تو زين دو معني بشکست
اکنون ز من پير چو هشيار و چو مست / ايمن بنشين که هر دو آتش بنشست
تا از شب من سپيده دم برزد دم / معشوق ز شب كشيد بر روز قلم
شد آمدن نگار من اكنون كم / زيرا كه شب و روز نيابند به هم”113
و در مجله مهر، اين رباعي از نظام الملك نقل شده است:
“چنبر زلفى كه ماه در چنبر اوست / فرمانده روزگار فرمانبر اوست
ترسم كه به ناگاه بريزد خونم / كين شوخ دلم به خون من باور اوست”114
بعضي از منابع نيز ابياتي از خواجه نقل مي کنند که گفته مي شود در خلوت براى خود مى سروده و اين مطلب را مي رساند که سعايت کنندگان او در دستگاه ملكشاه با اهالى طوسى كه به وزارت رسيدند، دشمنى مى ورزيدند:
” از سر بنه اين نخوت كاوسى را / بگذار به جبرئيل پرطاوسى را
اكنون همه صوف هاى طرسوسى را / باز آر و دگر گاو مخوان طوسى را
تا از شب من سپيده دم برزد دم / معشوق زشت كشيد بر روز قلم
شد آمدن نگار من اكنون كم / زيرا كه شب و روز نيايند به هم
چنبر زلفى كه ماه در چنبر اوست / فرمانده روزگار فرمانبر اوست
ترسم كه به ناگاه بريزد خونم / كين شوخ دلم به خون من باور اوست”115
از ديگر اشعار معروف خواجه مي توان به ابياتي که گفته مي شود پس از کارد خوردن از فدائيان صباح، در حال نزع سروده است به نقل از آثارالوزراء اشاره کرد:
“سي سال به اقبال تو اي شاه جوان بخت116 گرد ستم از چهره ايّام ستردم
منشور نکونامي و طغراي سعادت پيش ملک العرش به توقيع تو بردم117
چون شد ز قضا مدّت عمرم نود و شش118 اندر صفر از ضربت يک تيغ بمردم119
بگذاشتم آن خدمت ديرينه به فرزند او را به خدا و به خداوند سپردم”120
اين شعر با اندکي اختلاف در روضه الصفا،121 تاريخ گزيده122، نسخه دستنويس سرگذشت خواجه نظام الملك در تاريخ 1089ق.123 و ريحانه الادب124 آمده است.
از اشعار عربي خواجه نيز مي توان به نمونه اي از کتاب ريحانه الادب اشاره کرد:
“بعد الثمانين ليس قوه قد ذهبت شره الصبوه
کانني والعصا بکفي موسي و لکن بلا نبوه”125

5. مكاتبات
در تذكره خوشنويسان آمده است:”خواجه با وجود اشتغال به كارهاي وزارت و رسيدگي به حال ارباب حاجت و رعيّت، خطّ نستعليق و رقاع را در كمال خوبي مي نوشته است”126 اگر خواجه نامه ها و منشآت خويش را با خط زيباي خود نوشته باشد مي توان انتظار داشت كه بعضي از مكاتبات خواجه، كه هم از لحاظ محتوا و هم از نظر ظاهر كم نظير بوده است تاكنون باقي مانده باشد. چرا که علاوه بر اهميت خواجه و اتقان محتواي نامه، هرچه در قالب هنر جلوه گر شود ماندگارتر خواهد بود.
تحقيقات نگارنده نيز نشان مي دهد مجموعه اي از مكاتبات به نام او در كتابخانه ها ثبت است. بعضي را او به ديگران نوشته و بعضي را ديگران به او. از آنها كه او به ديگران نوشته، شايد مهمترين آنها نامه هاي او به فرزندانش باشد. نامه هايي كه چون اغلب آنها را وصاياي او تشكيل داده است به نام وصيت نامه ضبط شده و از اين رو ذيل اين عنوان در ادامه به آنها پرداخته مي شود.
از مكاتبات خانوادگي خواجه كه بگذريم، نامه هاي رد و بدل شده بين او- به عنوان شخص سوم بزرگترين قدرت سياسي نظامي جهان آن روزگار127- و بزرگان سياسي يا معنوي، نيز مي تواند مهم و داراي اطّلاعات با ارزش باشد. مثل نامه عرضه داشتي كه به سلطان جلال الدين ملكشاه سلجوقي نوشته است و پاسخ آن.128 يا نامه غزالي در پاسخ نظام الملک براي تدريس در نظاميه بغداد،129 يا عنايت نامه الب ارسلان به خواجه نظام الملک و افزودن مرسوم او و منشور الب ارسلان براي وزارت نظام الملک براي ملکشاه،130 و دو نمونه اي كه در مجموعه شماره 2464 دانشگاه،131 از آنها با اين دو عنوان ياد شده است: نشان امارت خواجه نظام الملك وزير سلطان ملكشاه (رساله 41 در مجموعه) و پاسخ به نظام الملك (رساله 62 در مجموعه).
بعضي از مكتوبات نيز هرچند نوشته خواجه نيست ولي چون در همان دوره و درباره او نوشته شده مي تواند اطلاعات خوبي بدهد يا دست كم در فهم نامه هاي خواجه به محقق كمك كند. مثل نسخت تعزيت نامه نظام الملك از سلطان ملكشاه به مؤيد الملك‌‌‍‌ كه اصل آن در كتابخانه نافذ پاشاي تركيه در ضمن مجموعه خردنامه به شماره 328 موجود مي باشد.132 يا العقيده النظاميّه و ارکان الاسلاميه که ابوالمعالي امام الحرمين جويني براي نظام الملک طوسي ساخته133 يا نصايح خواجه عبدالله انصاري به خواجه نظام الملك طوسي. از مكتوب اخير نسخه هاي متعددي در كتابخانه هاي مختلف موجود است به طوري كه نگارنده آدرس 10 مورد از آنها را ثبت كرده است. اين مکتوب نيز، مانند کتاب حاضر، با اسامي متفاوت ضبط شده است. از جمله: نصيحت نامه به نظام الملك؛134 نصايح؛135 مقالاتي در موعظه براي نظام الملک طوسي و نصيحت نامه خواجه عبدالله انصاري هروي به نظام الملك طوسي.136 بعضي از فهرست نگاران اين مكتوب را با دستور الوزاره اشتباه گرفته اند كه نگارنده به اين اشتباه پي برده و هنگام فهرست كردن نسخ دستور الوزاره حساب اين دو را از هم جدا كرده است.

6. نصيحت نامه
نامه اي است نسبتاً بلند از خواجه نظام الملک خطاب به فرزندش فخرالملک كه متن آن به همراه توضيح ذيل در كتاب اسناد و نامه هاي تاريخي آمده است. “هنگامي که در عهد سلطان الب ارسلان سنه 463 ه. ق. چون سلطنت فارس به سلطان معزالدين ملكشاه مفوض شد وزارتش بر نظام الدين ابوالفتح فخرالملك پسر نظام الملك مقرر گشت و اين فخرالملك در قانون وزرات و آئين جهانداري منظور انام و مشهور ايام بود. چنانكه حكيم انوري در مدح او گفته:
اي آنكه درت قبله آفاق آمد وي آنكه كفت كفيل ارزاق آمد
مقصود جهان تو بودي ارچه به ظهور اول حسن علي اسحاق آمد
خواجه نظام الملك اين نصيحت به وي نوشت تا دستور معاش او باشد.”137

7. منشآت
در آثارالوزراي عقيلي پس از ذکر شرح حال خواجه آمده است: “در بعضي كتب چيزي از منشآت خواجه نظام الملک مطالعه نموده شده در اين محل ثبت نمود.”138 سپس متن دو نامه از خواجه که خطاب به فرزندانش مؤيدالملک139 و فخرالملک نوشته شده است ذکر مي کند:140 نامه اول مشتمل بر پند و اندرزهاي ديني و اخلاقي و نامه دوم شامل روش حكومت و اداره امور مردم و مملکت است.

8. وصيت نامه
در حال حاضر چند نوشته کوتاه با عنوان وصيت نامه از خواجه نظام الملک در دست است که بعضاً به هم شبيهند؛ يک وصيت نامه که ظاهراً خطاب به برادرش خواجه فقيه نوشته شده و او را وصيّ خود قرار داده است. اصل آن در كتابخانه نافذ پاشاي تركيه در ضمن مجموعه خردنامه به شماره 328 و تاريخ کتابت 574ق. نگهداري مي شود. تحرير ديگري از آن با تاريخ کتابت 754ق. و 756ق. در دوماهنام? تخصصي گزارش ميراث آمده141 و مجتبي مينوي در مجله دانشكده ادبيات در هنگام معرفي مجموعه نويافته خردنامه درباره اين وصيّت نامه نوشته است: “چندين سال درباره شرح احوال نظام‌الملك و تحرير تاريخ دوران او كار و كوشش و جستجو كرده‌ام، يادم نيست كه نسخه وصيت‌نامه او را پيش از اين در جايي ديده باشم.”142
ضمناً مكتوبات ديگري به عنوان وصيت نامه در فهرست هاي نسخ خطي كتابخانه ها ثبت است كه اغلب بايد نامه‌هايي باشد كه نظام‌الملك به ‌عنوان سفارش و نصيحت(وصيت) براي فرزندانش نوشته است.
ضمناً در دو منبع کهن: رساله مکارم اخلاق و تذکره دولتشاه دو مطلب مختلف از وصيت نامه خواجه نقل شده که اين دو مطلب در هيچ يک از وصيت نامه هاي موجود يافت نشد.

9. دستورالوزاره يا وصاياي خواجه نظام الملک
دستورالوزاره يا وصاياي خواجه نظام الملک تنها اثري است که شکل کتاب دارد و نسخه هاي متعدّد آن در کتابخانه هاي معتبر ايران و جهان موجود است. نگارنده تاكنون بيش از هفتاد نسخه دست نويس از اين اثر را شناسايي كرده است. به عنوان نمونه در کتابخانه مجلس10 نسخه، آستان قدس 9 نسخه و دانشگاه تهران(کتابخانه مركزي، دانشکده ادبيات، نشريه کتابخانه) 19 نسخه از اين كتاب شناسايي شده است. چنانکه از تعدّد نسخ معلوم مي شود؛ اين اثر در دوره هاي قبل رواج فوق العاده داشته و نزد پيشينيان-خصوصاً پادشاهان، وزراء و شاهزادگان- از اعتبار كافي برخوردار بوده است.
بنابراين از مجموع آنچه به عنوان ديگر آثار خواجه از آنها نام برده شد، پس از بررسي هاي دقيق، تنها کتاب دستورالوزاره و چند وصيت نامه و احياناً بعضي از اشعار او وجود خارجي دارد و مي توان درخصوص صحت انتساب آنها به خواجه بحث كرد. مابقي آنچه به او نسبت مي دهند يا اسامي ديگر كتاب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع خواجه نظام الملک، گسترش زبان، دانش پژوه Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع خواجه نظام الملک، منابع معتبر، آداب و رسوم