پایان نامه ارشد با موضوع حوزه و دانشگاه، کمالات ذات، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

اين شرح،طيف بسيار متنوعي را شامل مي‌شود که از نگاه به دور از تعصب مؤلف‌ در بهره‌گيري از منابع شيعه و اهل سنت و گرايشهاي‌ فلسفي و عرفاني او حکايت مي‌کنند.
چنان که اشاره شد، قاسم علي در ابتداي اين شرح، با استناد کتابهاي‌ الاصابة ابن حجر عسقلاني و طبقات ابن سعد و اقبال‌ الاعمال ابن طاووس، شرح حال مختصري از کميل را بيان‌ کرده و آنگاه گفت‌وگوي ميان او و مولا عليعليه السلام در باب‌ حقيقت را به عربي همراه با ترجمهء فارسي مي‌آورد که با پرسش”يا امير المؤمنين ما الحقيقة؟” آغاز و پس از هشت‌ پرسش و پاسخ با پاسخ “فقال الامام عليه السلام: أطف‌ السراج فقد طلع الصّبح” پايان مي‌يابد.
اخگر در شرحي که بر تک‌تک جمله‌هاي اين حديث‌ شريف مي‌نگارد، از منابع گوناگوني استفاده مي‌کند که در يک نگاه کلي عبارتند از:
1.احاديث پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم و امامان گرانقدر شيعه عليهم السلام ،
2. آثار ابن عربي و به ويژه فتوحات مکية او،
3. اشعار و سخنان صوفيان نامدار و بزرگان ادب همچون‌ بايزيد بسطامي و حسين بن منصور حلاج و سعدي.
اين حکيم متأله شيعي، در شرح حقيقت احديت يا حقيقة الحقايق به مباني عرفاني فلسفي ماهيت،حقيقت و ذات‌ پرداخته و در خصوص علم الهي به سخني از ارسطو استناد مي‌کند.وي کميل را صاحب دل و طالب مقام ولايت مي‌داند که از مولا حقيقت را طلب مي‌کند و ولايت را فناي‌ عبد در بقاي ذات احديت مي‌داند.ازاين‌رو به شرح عرفاني‌ دل يا قلب پرداخته و پس از استناد به آيات و روايات،غزلي‌ عرفاني از خويش را مي‌آورد.
وي با بيان اينکه بعضي ولايت را تقرب الي اللّه در غايت قرب دانسته‌اند به شرح قرب و مراتب چهارگانهء آن‌ مي‌پردازد که عبارتند از:
1.قرب نوافل،2.قرب فرايض،3.قرب بالجمع بين‌ القربين يا جمع الجمع،4.قرب غير مقيد از اين احوال سه‌ گانه يا مقام احديت جمع.
پس از توصيف کوتاه اما پرمغز هريک از اين مراتب، با بيان نظر شيخ اکبر، ابن عربي در فتوحات دربارهء ولايت، به‌ شرح معاني ولايت عامه و خاصه و کمالات ذاتي و اسمائي‌ الهي مي‌پردازد. وي در شرح”صاحب سر” به نسبت و پيوند عميق علي‌ عليه السلام و حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم در قالب شعر و روايت مي‌پردازد که بيانگر باورهاي عميق شيعي اوست.
از ديگر مباني انديشه‌هاي عرفاني او در اين شرح ژرف‌ و پرمغز، به اين موارد مي‌توان اشاره نمود: تمکين و تلوين، اسماء و صفات،ظهور و غيبت، الوهيت و واحديت، نور ذات، عقل اول، طبيعت کليه، عالم ارواح و اشباح، معناي محو و صحو، سر العلم، سر الحال، سر الحقيقة و ….
شرح او آکنده از آيات و روايات و کلمات عارفان به‌ عربي و فارسي، اعم از شعر و نثر است. در بيان سر الحال به‌ شطحيات حلاج و بايزيد استناد مي‌کند و در بيان عشق‌ به کلامي از امام جعفر صادقعليه السلام که عشق را جنون الهي‌ معني کرده‌اند. اخگر، به عادت معمول خويش، شرح خود را با نقل ابياتي چند از مثنوي نزهة الابرار درباره توحيد عارفان به پايان مي‌رساند.
قاسم علي اخگر حيدر آبادي سخن پاياني حضرت علي عليه السلام اطفيء السراج را پس از توضيحاتي به نثر اينگونه به نظم كشيده و شرح حديث را پايان برده است:
وحدتش آنجا كه نمايان شود

نقش دو رنگي همه پنهان شود
جلوه دهد عالم تنزيه را

محو كند صورت تشبيه را
زلزله در عالم كثرت رسد

كثرت عالم سوي وحدت رسد
هر طرفي مي‌فتد از فرط بيم

زَلزَلةُ السّاعَةِ شيءُ عظيم
ارض و سما جمله شود مضمحل

باز نورديده كطّي السجل
بشكند آئينة رنگ وقوف

خيره بگردد خرد فيلسوف
چشم بصيرت بپذيرد عمي

كُلِّ نُجُوم انكَدرَتْ في السِّما
أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ لِأَثقالِها

عقل به خود گم شده ما لها
دست جلالت بكشد تيغ حكم

ناطقه از صولت او صمّ و بكم
گشت مشغول جوابش مرتضا

تا شود فانى كميل اندر بقا
ذرّه به خورشيد همه گم شود

قطرة بي آب چو قلزم شود
در طبقات فلك افتد خلل

كَوْن و مكان را همه گيرد زلل
دهر دم وحدت مُفْلِق زند

هر طرفي شور انا الحق زند
فهم و فطانت همه گردد زبون

جمله بمانند كه لا يعقلون
برق فنا شعلة وحدت زند

صاعقه در عالم كثر زند
هر كه در اين راه قدم مي‌نهاد

بر سر شمشير دو دم مي‌نهد
اخگر از اين لجة درياي خون

هيچ كسي برد نه كشتي برون

شرح حديث الحقيقه199 / سيدحسن مصطفوي 200
يکي از شروح حديث حقيقت شرح جامعي است که علامه معاصر حضرت آيت الله سيد حسن مصطفوي استاد حوزه و دانشگاه نگاشته اند. اين شرح که نخستين بار در فصلنامه پژوهشي دانشگاه امام صادقعليه السلام به سال 1374 چاپ و منتشر شده است شامل سه بخش است:
1. مقدمه اي در انتساب حديث حضرت مولي الموحدين علي ابن ابيطالب عليه السلام
2. مقدمه اي در توضيح برخي اصطلاحات عرفاني مربوط به فهم حديث
3. شرح حديث حقيقت به روش عرفاني و فلسفي. شارح بزرگوار حديث حضرت آيت الله مصطفوي در آغاز مقاله شان آورده اند:
اين حديث شريف به ساحت مقدّس ابوالعقول، سرّالأنبياء والمرسلين و سيد الاوصياء و الصدّيقين، يعسوب الدّين حضرت اميرالمؤمنين – عليه صلواة الملک الحقّ المبين – منسوب مي باشد. پيش از آن که به شرح اين حديث که به مطالب بلند عرفاني، آميخته است بپردازيم؛ لازم مي دانم مقدّمه اي را که حاوي نحوه انتساب اين حديث و شرح اجمالي پاره اي از مصطلحات عرفاست، تقديم نمايم، لذا اين مقدمه داراي دو بخش است:
بخش اول : نحوه انتساب حديث
وي در ادامه در بحث از انتساب حديث نوشته اند:
1. اين حديث را عرفا و اهل اللّه ، بسيار نقل کرده اند و از طريق صحابي جليل القدر وثقة کميل بن زياد نخعي عليه الرّحمة به حضرت امير عليه السلام در رديف ارسال مسلّمات چنانچه رسم آنهاست مرسلاً منسوب نموده اند، گر چه در هيچ يک از جوامع حديثي معتبر، مسندا و مرسلاً نقل نشده ولي از طرفي مرحوم حکيم متأله سبزواري قدس سرّه الشريف در کتاب شرح دعاي صباح (سبزواري، بي تا، ص 319 ) آن را از مشهورات بين عرفا شمرده و فقيه و عارف و اصل حضرت شيخ، سيد حيدر آملي در کتاب نص النصوص في شرح خصوص الحکم اين حديث را از اخبار صحيحه دانسته است. (آملي، 1352، ص 440.(
لذا فکر مي کنم که مثل شهادت حکيم متأله سبزواري بر شهرت حديث و تصريح حضرت شيخ سيد حيدر آملي قدس سرّه به صحّت آن کافي باشد که براي انساني که از جاده انصاف منحرف نباشد، اطمينان به صدور اين حديث شريف از ساحت مقدس ولايت عظمي حاصل گردد.
بين ناقلان حديث در تعداد فقرات اين حديث اختلاف است، بعضي مثل حاجي سبزواري آن را در طي پنج فقره بدون جمله “جذب الاحدية لصفة التوحيد” نقل کرده اند (سبزواري، بي تا، ص 319). و بعضي همچون شيخ سيد حيدر آملي، آن را در طي شش فقره يعني با نقل جمله “جذب الاحدية لصفة التوحيد” ثبت نموده اند (آملي، 1352 ص 440). و اين جانب در اين مقاله، نقل صاحب نص النصوص يعني شيخ سيد حيدر آملي را مورد توجه قرار مي دهم. 201

فصل چهارم:
شرح و تفسيري از
“حديث حقيقت”

مقدمه :
شرحي بر حديث حقيقت
قبل از پرداختن به مضامين مندرج در حديث حقيقت توجه به چند نکته ضروري است:
1. نکته اوّل اين است که با دقت در نسخه ها و شروح اين حديث معلوم مي شود که بين فقرات نقل شده اين حديث اختلاف نظر جزئي هم در تعداد فقرات و هم اندکي در نسخه بدل الفاظ وجود دارد.
در تعداد فقرات اختلاف در اين است که عده‌اي مانند حاجي سبزواري آن را طي پنج فقره يعني بدون جمله : “جذب الاحدي? لصف? التوحيد” نقل کرده اند 202 و بعضي همچون سيد حيدر آملي و اکثر شارحان و ناقلان آن را طي شش فقره يعني با نقل جمله مذکور ثبت کرده اند.203 در آنچه در ادامه به عنوان شرح و تفسير مورد اشاره قرار مي گيرد شش فقره خواهد بود که مورد توجه اکثرشارحان و ناقلان بوده است.
چنان که ملاحظه خواهد شد و با دقت در شروحي که تا کنون بر اين حديث نگاشته شده مي توان برداشت کرد، که عده اي کل رويداد و در نتيجه حديث را درخواست مکرر بر تبيين از سوي جناب کميل را يک سوال و چند پاسخ که هر يک در نوع توضيح از هم متفاوت اند دانستهاند بر اساس اين ديدگاه گو اين که امير کلام عليه السلام به يک سوال در پنج تعبير و پنج بيان پاسخ داده است و پنچ گونه توضيح و تعريف درباره اش ارائه کرده است. ولي عدهاي هر يک از اين پنچ يا شش فقره پاسخ و توضيح حضرتعليه السلام را غير از ديگري و هر يک را ناظر به مرتبه اي از حقيقت دون مرتبه ديگر دانسته اند. بر اساس اين ديدگاه گو اينکه سوالهاي کميل هم متعدد است و در نتيجه پاسخ هاي امام عليه السلام هم ناظر به همان مرتبه و مرحلهاي است که مورد نظر کميل بوده است. بر همين اساس است که برخي حديث را بيانگر مراتب چهارگانه سير و سلوک در قوس صعود ونزول دانسته اند يا برخي بر مراتب پنجگانه تعين حمل کرده اند، برخي بر مراتب و اعتبارات وجود يعني: به وجود شرط شيء، به شرط لا، لابشرط قسمي و لابشرط مقسمي حمل کرده اند و برخي بر مراتب فرق، جمع، جمع الجمع و فرق بعد الجمع حمل کرده اند و برخي فقره نخست حديث شريف يعني: کشف سبحان الجلال من غير اشاره را ناظر بر مقام جمع و فناي کلي دانسته و سه فقره بعدي حديث را هم عبارت اخراي همين فقره دانسته‌اند ولي فقره چهارم را ناظر به مقام فرق بعد از جمع و صحو بعد از محو و بقاي بعد از فنا که از آن به مقام تمکين و استقامت و مرتبه تکميل و هدايت ياد مي‌شود، دانسته‌اند. و برخي نيز هر چهار فقره را عبارت اخراي فقره نخست دانسته‌اند. و برخي نيز هر فقره را جدا دانسته و معنا و مفهوم مختصر به آن که تا قرابه مرتبه‌اي مراتب توحيد و مقامي از مقامات حقيقت است دانسته‌اند.204
به عنوان مثال علامه حلي در شرحي که منسوب به ايشان است پنج فقره حديث را ناظر به بيان مرتبه يقين مجرد؛ مرتبه علم اليقين، مرتبه عين اليقين، مرتبه حق اليقين و مرتبه حقيقة حق اليقين دانسته است.
و در شرحي که مورد نظر اين پژوهش است ديدگاه گروه اخير مورد توجه و قبول قرار گرفته است. هرچند اظهار نظر قطعي در اين باب از عهده دانشجويي که خود به هيچ رو مراتب سير و سلوک را طي نکرده است و دريچه اي به رويش گشوده نشده، غير ممکن است.
3. واقعيت اين است، حقير که با اشتياق فراوان اقدام به جستجو پيرامون حديث حقيقت، نسخه ها و شروح آن کردم وقتي در غور در شروح، شارحان را از عالمان و عارفان وارسته و فرهيخته اي يافتم که مراتب عالي سلوک را پيموده و در عرفان عملي به احوالات و مقاماتي دست يافته اند به شدت نسبت به ادامه تحقيق نا اميد شدم وقتي عذر خواهي و اعتراف به عدم قابليت شارحان بزرگ و صاحبان قلم و قدم هاي استوار را ديدم که حتي از فهم کلام ژرف حضرت امام الموحدين اظهار عجز کرده اند تا شرح تفسير و تبيين آن، برخود لرزيدم و مدت ها اين شعر که :
اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست

عرض خود مي‌بري و زحمت ما مي‌داري
تو به تقصير خود افتادي از اين در محروم

از که مي‌نالي و فرياد چرا مي‌داري205
و نيز اين کلام سعدي که:
در اين ورطه کشتي فروشد هزار

که نامد يکي تخته اي در کنار
را تابلوي پيش رويم قرار داده بودم و چنان که وقتي سخن شارحان بزرگ و اشاره آنها به اين که، آنان در اثر کشف و کرامت و لطف و عنايت حضرت حق و در پرتوافشاني خورشيد ولايت، اميدوار به شرح و تفسير شده اند را ملاحظه کردم، دشواري کار بيش از پيش رخ نمود و نا اميديام بيشتر شد و به نوعي احساس کردم که عرصه سيمرغ است و جولانگاه امثال بنده نيست بايد دام برچيد چرا که عنقاء شکار هر کسي حتي راه رفته ها نمي شود تا چه رسد امثال بنده.
چرا که شارحان عظيم القدر حديث، افاضه انوار علمّيه و الهامات غيبيه و واردات قلبيه و برکت انقطاع، اتصال به معدن علوم رباني و مخزن معارف يزداني سلطان اولياء و سيد اوصياء عليه آلاف التحية و الثناء را به عنوان نقاط اميد و اتكاء در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع اخگر، خلخالى، مرندى Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع واجب الوجود، وجود منبسط، امام صادق