پایان نامه ارشد با موضوع حقوق بشر، افغانستان، مخاصمات مسلحانه، مقررات بین المللی

دانلود پایان نامه ارشد

كرد و انديشه او شامل تكفير جامعه و حكومت جدا از هم است. محمد عماره قائل به اين است كه: ابوالأعلى المودودى اولين فردى است كه پس از خوارج اين تفكر را دوباره زنده كرده است. المودودى جامعه معاصر را تكفير مى‏كند و آن را به جاهليت و كفر متهم مى‏كند و هر فردى كه به غير حكم خدا حكومت كند تكفير مى‏كند و او را گماشته غرب مى‏داند و از اين‏جا مى‏بينيم كه المودودى در تفكراتش دو مبدا اساسى داشت و آن جاهليت و تكفير بود.
گروه اخوان المسلمين:
گروه اخوان المسلمين به رهبرى حسن البنا در مصر پديد آمد، هدف آنان تصحيح، تغيير و ساخت نهادهاى اسلامى و مشاركت در جامعه مدنى و ورود به فضاى سياسى بود سرانجام آنان در سال‏هاى اخير به فضاى سياسى وارد شدند و حكومت را به دست گرفتند و دكتر محمد مرسى رئيس جمهور مصر شد. گروه اخوان المسلمين زمانى به تكفير معتقد شد كه جريان قطبى در آن حاكم شد كه تحت تأثير سيد قطب بود و آويز خود تا حد زيادى تحت تأثير ابوالأعلى المودودى بود. سيد قطب در مورد جاهليت و تكفير بسيار سخن گفته بود كه باعث شد جمال عبدالناصر او را در سال 1966 اعدام كند. اخوانى‏ها به تكفير حكومت بسنده نكرده و دشمنان سياسى خود را نيز تكفير كردند.

القاعده أيمن الظواهرى‏
انديشه تكفير با ايمن الظواهرى كه يكى از مهم‏ترين مسئولين القاعده در افغانستان محسوب مى‏شود متبلور شد. وى دمكراسى را تكفير كرد و هركس را بر اساس شريعت حكومت نكند كافر دانست، چون دمكراسى را حكومت مردم مى‏دانست، و نظام‏هاى جايگزين شرع خداوند در سرزمين‏هاى اسلامى را به علل زير خارج از امت اسلامى دانست:
* عدم حكم به شريعت خداوند؛
* استهزا شريعت؛
* حكومت دمكراسى، زيرا دمكراسى را به‏خاطر اينكه حق تشريع را از خداوند سلب مى‏كند و به مردم مى‏دهد شرك به خدا مى‏داند؛
*حلال دانستن محرمات و تحريم حلال، اصل اين مبدأ در ماده 66 قانون اساسى مصر موجود است كه مى‏گويد «جريمه و عقوبتى وجود ندارد مگر آنچه را كه قانون اساسى آن را گناه دانسته است».
لذا مى‏بينيم كه أيمن الظواهرى هر كسى كه به شريعت خداوند حكومت نكند و يا آن را كوچك بشمارد تكفير مى‏كند هم‏چنان كه دمكراسى را با هر شكلى كه باشد خواه مثبت باشد يا منفى و هم‏چنين مجالس شوراى مردمى و قوانينى كه حلال را حرام و حرام را حلال كند تكفير مى‏كند و اين مهم‏ترين مواضع ايمن الظواهرى تكفيرى مى‏باشد كه به غلو، تندروى و خشونت ناميده مى‏شود.
سلفى جهادى:
گروه سلفى جهادى در عربستان پديدار شد، و با حضور آمريكا در سرزمين حرمين شريفين در زمان جنگ خليج اول (كويت) مخالفت كرد و نيروهاى دشمن را كافر شمرد، به همين دليل مؤسسه دينى رسمى سعودى به دو گروه تقسيم شد: گروهى كه از تصميمات دولت حمايت مى‏كردند و عده‏اى هم با آن به مخالفت مى‏پرداختند. يكى از اين مخالفان كه عربستان را به مقصد افغانستان ترك كرد و در آن‏جا القاعده جهادى را تأسيس كرد «بن لادن» بود. مجموعه‏اى از سلفى هايى كه قبلا با روسيه در افغانستان مى‏جنگيدند به او پيوستند كه انديشه فكرى آنان بر اين اساس بود كه نيروهاى خارجى و مرتكبين گناهان كبيره و حكام تابع غرب را كافر مى‏دانستند.
گروه تكفير و هجرت:
گروه تكفير و هجرت از مهم‏ترين گروه‏هاى سياسى اسلامى به اعتبار مى‏آيد كه براى رويارويى با دشمنانش از مبدأ تكفير استفاده مى‏كند. اين گروه در سال 1965 ميلادى به رهبرى شيخ على اسماعيل ماهر، و عبدالعزيز زناتى و شكرى احمد مصطفى در زندان‏هاى مصر و پس از اعدام سيد قطب تشكيل شد. اين گروه مرتكبين كبائرى كه توبه نكرده اند را تكفير كرد و هم‏چنين حكام و علمايى كه از ديدگاه خودشان در ضلالت هستند را نيز تكفير كرد و هجرت را راهى براى فرار از دنياى جاهليت و فساد مى‏داند. اين جريان بر تكفير و هجرت تكيه مى‏كند و مبناى شان بسيار به خوارج نزديك است. آنان بر مسير فرهنگى و تاكتيكى در سه مرحله تكيه مى‏كند: دعوت مردم به افكار و بينش سياسى آن‏ها، استضعاف به اعتبار اين‏كه نوعى از تقيه محسوب مى‏شود يا هجرت به بيابان‏ها و كوه‏ها و اماكن خالى و به دور از جوامع جاهلى و مهيا كردن شرايط بقا و تواجد در فضاى دينى و سياسى.
گروه الطليعه سلفى جهادى:
گروه ديگرى كه در مصر پديد آمد گروهى به نام «الطليعه السلفيه الجهاديه» (أنصار الشريعه) بود كه به دست «احمد عشوش» تشكيل شد. او در بيانيه تاسيسى آن هدف از تشكيل را تصحيح و اصلاح وضع اسلامى از طريق دعوت مردم به توحيد به خداوند متعال و عدم شرك و حكم بر طبق دستورهاى الهى و هشدار به مسلمانان از نواقض توحيد و مقابله با بدعت‏ها و اصحاب آن و دعوت مسلمانان به تمسك به اسلام و آداب و اخلاق آن و خارج كردن وطن عربى از تحت سيطره استعمار آمريكايى و صهيونيستى و محاربه با شرك سياسى كه متمثل در ليبراليسم و كمونيسم است اعلام كرد. گروه «الطليعه» هم‏چنين جنگ و تقابل با نظام‏هاى فاسدى كه طبق شريعت اسلامى حكومت نمى‏كردند را اعلام كرد و بر دعوت به اسلام و جهاد به عنوان دو بال اين گروه براى نشر و حفظ اسلام تأكيد ورزيد.
جمعية العدل و الإحسان:
جمعية العدل و الأحسان توسط رهبر آن عبدالسلام ياسين در سال 1987 ميلادى در كشور مغرب تأسيس شد. اين حزب در بيانيه‏ها و نامه‏هاى خود از تكفير به عنوان يك ابراز اساسى استفاده كرد و بسيارى از گروه‏هاى سياسى معتدل مانند اعضاى بسيارى از جريان بيست فوريه كه در مخالفت با اوضاع بد كشور در ضمن بهار عربى انقلاب كرده بودند را تكفير كرد هم‏چنان‏كه علماى سلفى را نيز تكفير كرد.
از مهم‏ترين جريانات مغرب گروه «التوحيد و الإصلاح» است كه به مثابه ستون حزب عدالت و پيشرفت به حساب مى‏آيد. گروه العدل و الإحسان، البديل الحضارى، الحركه من اجل الامه (از براى امت) و گروه صراط المستقيم كه متهم به انفجار الدار البيضاء است، گروه تكفير و هجرت، گروه سلفى جهادى كه اين گروه‏ها در مجموعه‏اى از عمليات تخريبى در برخى شهرها نقش داشتند مثل: الدار البيضاء، و طاس و مكناس، وسلا، وطنجه، و تطوان، و الناظور و اليوسفية.
2ـ2ـ1ـ5. گفتار پنجم: حقوق حاکم بر مخاصمات مسلحانه
حقوق و قواعد قابل اعمال در عمليات تروريستى درگيرى‏هاى مسلحانه غيربين‏المللى، با حقوق قابل اعمال در درگيرى‏هاى مسلحانه بين‏المللى متفاوت است. توسعه اين حقوق با توجه به حاكميت كشورها كند است و به آرامى صورت مى‏پذيرد. درست به همين جهت در حقوق حاكم بر درگيرى‏هاى مسلحانه غيربين‏المللى برخى از حقوق و امتيازات رزمندگان نظير مصونيت رزمندگى وضعيت اسير جنگى پيش‏بينى نشده است.365 بنابراين، حقوق حاكم بر درگيرى‏هاى مسلحانه غيربين‏المللى از شناسايى اعضاى نيروهاى مسلح طرفين درگير به عنوان رزمنده خوددارى كرده است.
ماده 3 مشترك و پروتكل الحاقى دوم به خوبى بيانگر اين واقعيت است كه اعمال مقررات آنها وضعيت يا امتياز رزمندگى را به هيچ كدام از طرفين درگير اعطا نمى‏كند. بنابراين هر كدام از طرفين درگير اگر نيروهاى مسلح طرف مقابل را بازداشت كنند، در صورتى كه ميان آنها موافقت‏نامه‏اى داير بر اعطاى رزمندگى يا اعطاى اسير جنگى وجود نداشته باشد مى‏توانند آنها را به اتهام ارتكاب اعمال مجرمانه‏اى نظير قتل، جرح و تخريب اموال عمومى مطابق با قوانين داخلى محاكمه و مجازات كنند.366
ماده 3 مشترك ژنو با اذعان به چنين خلأيى صراحتاً از طرفين درگير خواسته است، صرف نظر از رعايت قواعد مندرج در آن ماده، بكوشند تمام يا بخشى از ساير مقررات كنوانسيون‏هاى ژنو را از طريق موافقت‏نامه رعايت كنند. در عمل نيز ديده شده است كه گرايش عمومى دولت‏ها به سوى اعطاى عملىِ حقوق اسير جنگى به بازداشتى‏هاى جنگى است. دو نمونه از اين رويكرد مربوط به جنگ‏هاى داخلى ايالات متحده آمريكا و درگيرى دولت نيجريه با شورشيان مسلح «بيافرا» بوده است. در مورد اول دولت آمريكا بى‏آنكه صراحتاً به بازداشت كنندگان مصونيت از تعقيبِ جرم خيانت را بدهد، برخى از امتيازهاى مربوط به اسير جنگى را به آنها اعطا كرد. در مورد دوم نيز دولت نيجريه با وجود شناسايى درگيرى خود به عنوان يك درگيرى مسلحانه غيربين‏المللى در كد رفتارى ارتش نيجريه كه در 1974 منتشر كرد، صراحتاً به بازداشت كنندگان «بيافرا» وضعيت اسير جنگى را داد. اگر به گروه‏هاى تروريستى وضعيت اسير جنگى داده نشود، خود نوعى رويكرد يك‏طرفه به نفع دولت و نيروى نظامى دولت درگير در جنگ داخلى است. به طور كلى، حقوق بين‏الملل در اين مورد با يك خلأ حقوقى روبه‏روست و اين مسئله برخلاف اصل برابرى طرفين درگير بوده و مى‏تواند به ترغيب شورشيان به ارتكاب جنايت جنگى منتهى شود. درست به همين دليل شركت‏كنندگان در نشست كميته بين‏المللى صليب سرخ پيشنهاد كردند به منظور تشويق به اتخاذ رفتار مشابه به بازداشت‏شدگان شورشى، وضعيت اسير جنگى اعطا شود.
2ـ2ـ2. مبحث دوم: مسئولیت حقوقی و کیفری تکفیریان و دولت های حامی
2ـ2ـ2ـ1. گفتار اول: مسئولیت حقوقی و کیفری تکفیریان
همانگونه که گفته شد شورشیان در مخاصمات خود علیه دولت مرکزی نبایستی از مقررات حقوق جنگ، حقوق غیرنظامیان و در حالت عام، اصول و مقررات بشردوستانه خارج گردند. ماده 10 طرح مسئوليت كه به اقدامات متخلفانه شورشيان مي پردازد صريحاً اعلام مي كند كه عبارت پردازي هاي كميسيون به معناي رفع مسئوليت از شورشيان به عنوان بازيگران غيردولتي نیست. اما كميسيون با توجه به عنوان و چارچوب طرح خويش به نظام مسئوليت بين المللي شورشيان يا بازيگران غيردولتي به طور كلی اشاره اي بيش از اين نمي كند. برای تحمیل مسئولیت به شورشیان می بایست اعمال ارتکابی قابلیت انتساب به شورشیان را داشته باشد و دولت مرکزی در حالتی قرار گیرد که نتوان عمل ارتکابی یا ناقض حقوق بشر را به وی منتسب نمود. طبق ماده 2 طرح مسئولیت بین المللی دولت ها «فعل متخلفانه بین المللی دولت هنگامی محقق می شود که رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل به موجب حقوق بین الملل قابل انتساب به آن دولت باشد و به عنوان نقض تعهد بین المللی آن دولت تلقی شود. به عبارت دیگر چنانچه نتوانیم عمل را منتسب به دولت کنیم در این موقع فروض مختلفی جهت انتساب یا عدم انتساب مسئولیت به شورشیان قابل طرح است. در اين ارتباط، معيارهاي مختلفي براي انتساب عمل بازيگر غيردولتي به دولت مطرح شده اند، مانند دكترين كنترل مؤثر در آراي ديوان بين المللي دادگستري در قضاياي نيكاراگوئه367، نسل كشي368 كنگو عليه اوگاندا369، دكترين كنترل كلي در ديوان كيفري بين المللي براي يوگسلاوي سابق در قضيه تاديچ370، دكترين حمايت و پناه دادن به تروريست ها در قطعنامه هاي (2001) 1368 و (2006) 1703 شوراي امنيت، دكترين ارتباط كافي371 در سازمان تجارت جهاني و ساير موارد مذكور در مواد 4 تا 11 طرح مسئوليت كميسيون حقوق بين الملل براي مسئوليت بين المللي دولت ها. بر اساس مقررات بین المللی شورشیان مکلف به حفظ و رعایت حقوق بشر می باشند که می توان به مقررات بند 5 ماده مشترك ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي و ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي372 و همچنين برخي اسناد حقوق بشري، مانند كنوانسيون سركوب و مجازات تبعيض نژادي مصوب1973،373 كنوانسيون مبارزه با نسل كشي374 مصوب 1948 و اساسنامه ديوان كيفري بين المللي به مسئوليت كيفري افراد اشاره كرد. شوراي امنيت نيز در قطعنامه هاي مربوط به افغانستان، گينه بيسائو و ليبريا به لزوم احترام طرفين مخاصمه، از جمله گروه غيردولتي نظامي به قواعد حقوق بشر و حقوق بشردوستانه اشاره دارد375 كريستين تاموشات با اشاره به قطعنامه هاي شوراي امنيت در مورد يوگسلاوي سابق، افغانستان، سودان، سيرالئون، ساحل عاج، كنگو، آنگولا، ليبريا و سومالي اظهار مي دارد: «زماني كه شوراي امنيت به التزام طرف هاي درگير به رعايت قواعد حقوق بشر اشاره مي كند، تعهد جديدي بر آن ها تحميل نمي كند. اين تعهد، منبعث از حقوق بين الملل بشر است و فارغ از تصميم شوراي امنيت، الزام آور است».376 قطعنامه1244 تصريح مي كند كه اصول كنوانسيون هاي چهارگانه ژنو بايد توسط تمام نيروهاي دولتي و غيردولتي درگير در مخاصمات مسلحانه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع افغانستان، مخاصمات مسلحانه، حقوق بشر، تروریسم جدید Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع شورای امنیت، سازمان ملل، قطعنامه 1373، گروه های تروریستی