پایان نامه ارشد با موضوع جو سازمانی، سبک تفکر، بازیابی اطلاعات، سبک شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

بندی ( روش خطی و یا موازی بودن آن) ، که مربوط به ابعاد کلی غیر تکرار در سبک های شناختی افراد می شود.
• استدلال قیاسی ، تمایل افراد را در استفاده از شبیه سازی در شرایط مشابه را به نمایش می گذارد. عبارات ابعاد ترکیبی و تحلیلی در سبک های شناختی نشان از عملکرد افراد در استدلال های قیاسی می باشد.
• قضاوت، فرایندی از تصمیم گیری می باشد، در حالی که تصمیم گیری می تواند براساس موارد ذیل تشکیل گردد
• بهبود سیستماتیک اطلاعات فراهم شده ؛
• بیشتر به گذشته نگریسته می گردد ، مخصوصا بر تجارب ذهنی؛
• مدلهای فرایند های شناختی در حالت ایده آل و یا در حالت نرمال خود برای بهتر شدن اطلاعات در دسترس تلاش می نمایند تا در نتیجه آن، تصمیمات بهتری گرفته شود.
• حافظه مستمر در مفاهیمی از قبیل سازمان و بازیابی دیده می شود.
o ساختاربندی و پیکره اطلاعات، پیچیدگی و ساده گی شناختی را نشان می دهد. از نظر گلاس103 و هولیوک104 (1986) درجه پیچیدگی آن می تواند به وسیله معیارهای ذیل مورد ارزیابی قرار گیرد:
• تفکیک پذیری105 ، که به میزانی گفته می شود که یک واحد مستقل می تواند به واحدهای مشخص دیگری تبدیل شود.
• یکپارچگی106 ، که به معنای میزانی گفته می شود که در آن واحدهای متفاوت با یکدیگر به صورت سلسله مراتبی ارتباط یافته و یک شکل واحد و معناداری را تشکیل می دهند. بر اساس نظر انتویستل107 (1981) وجود سیستم هایی که به سرعت رشد و ارتقاء پیدا می کنند و با مفاهیم مشخص تفکیک پذیری و یکپارچگی رابطه نزدیکی دارند، پیش نیازی برای پیچیدگی های شناختی به شمار می آیند.
o بازیابی اطلاعات را می توان از طریق بررسی به صورت مفاهیم به هم مرتبط شناخت. این فرایند شامل فعالیت ها و گره هایی است که بایستی شناسایی شود. میزان تحت کنترل در آوردن فعالیت ها توسط افراد می تواند به عنوان معیاری در تفاوت افراد در بازیابی اطلاعات در نظر گرفته شود (لوفسترام ، 2005، 18-20) .
با توجه به شکل شماره (2-1) سبک های شناختی در تقابل با یکدیگر به صورت همگرا و واگرا عمل می نمایند. همانطور که گفته شد خطوط همگرا و واگرا در شکل ، این تقابل را به خوبی نشان می دهد. شکل شماره (2-1) بخشی از مدل مذکور پرداخته است.

شکل شماره (2-1) : طرح شماتیک از مدل شناختی (شهودی ـ تحلیلی) مبتنی بر نظریه شناختی میلر
منبع: ( آلینسون و هیز 1994 و میلر 1987) نقل از : (لوفسترام ،2005 ،21).

بستگی به این که کدام قسمت مغز فرمان انجام فعالیتی را به فرد می دهد باعث می شود که نوع سبک شناختی فرد از فرد دیگر متفاوت باشد. در واقع اگر فرمان انجام فعالیتی از قسمت چپ مغز صادر گردد، فرد دارای تفکری تحلیلی شناخته می شود و نیز اگر فرمان انجام فعالیتی از قسمت راست مغز صادر گردد، فرد دارای تفکری شهودی و یا کل گرایانه می باشد. با توجه به این تعاریف افراد دارای تفکر تحلیلی از قسمت چپ مغز خود در حل مسائل استفاده می نمایند و بالعکس ( اسپرینگر و دیوتش108، 1985، 239) .
صاحبنظرانی از قبیل ریدینگ109 ،گلاس110، بوتلر111 و پلیدل پیرس112 (1997) اعتقاد دارند که شواهد فیزیولوژیکی ای برای اثبات ارتباط بین پردازش اطلاعات (تحلیلی – کل گرایانه و شفاهی – تصویری) و فعالیت های قشر خارجی مغز وجود دارد. در فرایندهای شناختی سبک های شناختی ، با دو نیمکره مغز و ویژگی های یکپارچه ای در ارتباط هستند و در جدول شماره (2-1) نشان داده شده است. بر طبق نظر هیز و آلینسون (1994) ، نیمکره های چپ و راست سبک های شناختی باعث گردیده اند که ساخت های تک بعدی دیگر وجود نداشته باشند و به جای آن دو بعد تحلیلی و شهودی جایگزین گردد. افرادی که دارای سبک شهودی هستند ، تمایلاتی را در برخورد با مسائل از خود بروز می دهند که این تمایلات شامل پیروی ننمودن از سایرین و مسائل قبلی ، ترجیح دادن رویکرد باز – پاسخ در حل مشکلات، تکیه بر روش های تصادفی بررسی محیطی، به خوبی به ذهن آوردن تصورات فضایی و خوب کار کردن، هنگامی که یک موقعیت نیاز به ارزیابی کامل و جامع دارد. افراد برخوردار از سبک تحلیلی نیز دارای تمایلات خاص رفتاری هستند که شامل پیروی نمودن و موافقت نمودن با نظرات دیگر ، علاقه مند به رویکرد ساختارمند در حل مشکلات ، علاقه مند در استفاده از روش های سیستماتیک در جستجو و بررسی ها، به خوبی به یاد داشتن اصول شفاهی و نوشتاری و کار کردن به بهترین شکل در زمانی که موقعیت نیازمند به ارزیابی گام به گام به صورت سیستماتیک است(آلینسون و هیز ، 1996). دی یری113 و آستیم114 (2003) در تحقیقات خود نشان داده اند که ابعاد تصویری– کلامی در مقابل ابعاد تحلیلی – کل گرا ، پایداری کمتری دارا هستد. این مطالب این موضوع را نشان می دهد که تفاوت افراد در فرایندهای تصویری– کلامی همانند تفاوت افراد در فرایندهای تحلیلی – کل گرا نمی باشد.
با در نظر گرفتن چنین شیوه تفکری (در نظر گرفتن دو بعد تحلیلی و شهودی به عنوان سبک تفکر در افراد) می توان اظهار داشت که اعداد به دست آمده حاصل از اندازه گیری سبک تفکر افراد با استفاده از شاخص های سبک تفکر، نتایج منصفانه تری حاصل گردد.

جدول شماره (2-1) : مدل یکپارچه سبک های شناختی
نیمکره راست
سبک های شناختی
فرایندهای شناختی
نیمکره چپ
سبک های شناختی
• زمینه های وابستگی
ادراک
• استقلال
• ترکیبی
• شهودی
• کل گرا

تفکر کردن
• تحلیلی
• منطقی
• جزء به جزء نگر
• بصری
• قیاسی
• واگرا

حافظه
• کلامی
• تحلیلی
• هم گرا
= ابعاد سبک شهودی
• نا مقلد
• اعتقاد به رویکرد باز پاسخ در حل مشکلات
• تکیه بر روش های تصادفی بررسی محیطی
• به خوبی به ذهن آوردن تصورات فضایی و خوب کار کردن
• خوب کار کردن، هنگامی که یک موقعیت، نیاز به ارزیابی کامل و جامع دارد

خصویتها
= ابعاد سبک تحلیلی
• موافق با نظرات دیگران
• علاقه مند به رویکرد ساختارمند در حل مشکلات
• علاقه مند در استفاده از روش های سیستماتیک در جستجو و بررسی ها
• به خوبی به یاد داشتن اصول شفاهی و نوشتاری
• کار کردن به بهترین شکل در زمانی که موقعیت نیازمند به ارزیابی گام به گام به صورت سیستماتیک است.

منبع : (ویلسون 1988 و هیز و آلینسون 1994) نقل از : (لوفسترام ، 2005، 22 )

نقطه قوت شکل شماره (2-1) که منتسب به میلر (1987) می باشد، این است که تفاوت افراد را در فرایندهای شناختی به صورت افقی با سبک های شناختی خاصی به نمایش می گذارد. تفاوت های شناختی افراد به صورت عمودی بر اساس فعالیت نیم کره های چپ و راست مغز و سبک های ناشی از آن( تحلیلی و شهودی) است. بعضی از افراد ممکن است که سبک تفکر کل گرایانه را به عنوان شاخصه ای برای افراد دارای تفکر خلاقانه و تصویر ساز بدانند. با این حال گاهی اوقات سبک کل گرایانه و یا شهودی را مترادف با فرایندهای شناختی جهانی115 و یا یکپارچه نام گذاری می نمایند و این در صورتی است که میان اینها تفاوت های کمی ای پدیدار است. تفکر کل گرایانه بعضی اوقات گرایش های امپرسیونیستی را از خود به نمایش می گذارد ولی این در حالی می باشد که تفکر یکپارچه گرایانه تمام تلاش خود را برای استفاده از تمام جزئیات موجود می نماید تا بتواند تصویری از یک واقعیت را به نمایش بگذارد. این نوع تفکر یک تفکر همه جانبه و کاملی است چرا که توانایی های تفکر تحلیلی و شهودی را دارا می باشد (میلر116 ، 1987 ، 164).

2-1-7-3-توصیف ویژگی افراد در مدل سبک شناختی
بر اساس این مدل هر فرد می تواند دارای سبک تفکر تحلیلی (عقلایی ، منطقی ، انتقادی ، جزئی نگر) و یا شهودی ( کل نگر ، تجربه مدار ، خلاق ، قادر به یکپارچه سازی چندین موضوع به طور همزمان) باشد . افرادی که دارای سبک تفکر تحلیلی هستند، همیشه به دنبال حقایق و اطلاعات می گردند . در واقع این افراد تمایل دارند تا از هر موضوعی به صورت دقیق و نیز از حقایق و جزئیات زیادی آگاهی کسب نمایند . این افراد وظیفه محور هستند و از ریسک نمودن در کارها ترسی ندارند و از خود، تمایل به حل مسائل پیچیده را نشان می دهند و در صورت رویارویی با این مسائل ، توانایی ارائه یک راه حل شفاف و منطقی را دارند. این افراد به کارکردهای مدیریتی از قبیل ساختاربندی ، کنترل و برنامه ریزی توجه زیادی دارند و علاقه مند به محیط های ساختاریافته هستند . بنابراین این افراد در اهداف خود توجه زیادی به برنامه ریزی می نمایند. این افراد انتظار دارند تا دیگر افراد ، به قوانین و توافقات حاصله پایبند باشند . در مقابل این سبک ، سبک تفکر شهودی قرار گرفته است . افرادی که دارای سبک تفکر شهودی هستند تمایل دارند تا کل نگری داشته باشند و علاقه مند به خلق حوادث و نیز تجربه کردن آن هستند . این افراد مشکلات را به عنوان فرصت و چالش می نگرند . اغلب، قوانین و رویه ها مورد قبول این افراد نمی باشد و تمایل دارند تا به طور آزاد و بدون محدودیت به فعالیت بپردازند . این افراد بیشتر علاقه مند به فکر کردن در سطح مفاهیم هستند تا به جای فکر کردن به اجرای ایده ها . افراد دارای تفکر شهودی به نسبت، افرادی جاه طلب و موفقیت گرا هستند و در کارهای خود بر ارتباطات و روابط بین فردی تکیه می نمایند ( واندر هایدن ، 2004، 18) .

2-2-جو سازمانی
2-2-1-تعاریف جو سازمانی
«هرسی» و «بلانچارد» معتقدند که وظیفه مدیر یا رهبر سازمان از این نظر مهم است که، او به عنوان جایگاه قابل اطمینانی به شمار می آید که همه متغیرهای محیطی دیگر پیرامون آن کنش رویاروی دارد. مدیران باید از ویژگی های برجسته ای برخوردار باشند و با استفاده از یافته و مطالعات انجام شده پیرامون مسائل مدیریت، روش های مناسب را با توجه به موفقیت سازمان اعمال کنند و همچنین با ایجاد فضای دلپذیر سازمانی زمینه دستیابی به هدف های سازمان را فراهم نمایند. جو سازمانی به تمام محیط داخلی سازمان اشاره دارد . بعبارت دیگر جو سازمان شامل مجموعه ای از ویژگی ها است که بوسیله اعضاﺀ سازمان مشاهده شده است (مقیمی ،1379،174).
لیتوین و روبرت استرینج جو سازمانی را چنین تعریف می کنند : ادراکاتی که فرد از نوع سازمانی که در آن کار می کند دارد و احساس او به سازمان بر حسب ابعادی مانند استقلال ،ساختار سازمانی ، پاداش ، ملاحظه کاریها ،صمیمیت و حمایت و صراحت .
جو سازمانی مربوط به ویژگی های درونی ای می شود که یک سازمان را از سازمان های دیگر متمایز می نماید. این جو به وسیله ادراکات کارکنان و توصیف های آنان از ویژگی های درونی سازمان سنجیده می شود ( هاپلین117 ، کرافت118 ،1970، 161).
علاقه بند جو سازمانی را به کیفیت درونی سازمان ،آنگونه که اعضای سازمان این کیفیت را تجربه و ادراک می کنند تعبیر می کند (علاقه بند، 1378،8).
از نظر آیرز119 (2005) جو سازمانی به عنوان گروهی از ویژگی ها می داند که از طریق آن سازمان توصیف می گردد که این ویژگی ها عبارتند از:
1. ویژگی هایی که سازمان را از سازمانهای دیگر متمایز می نماید.
2. در طی زمان نسبتا با دوام هستند.
3. رفتار کارمندان را در سازمان تحت تأثیر قرار می دهد (آیرز ، 2005، 2).
براساس نظر بدوم «جو سازمانی عبارت است از شرایط نیروها و محرکهای خارجی که بر انسانها تأثیر می گذارند. وی محرکهای خارجی را در عوامل فیزیکی، اجتماعی، فکری خلاصه کرده و دامنه تغییر جو را از درونی ترین فعل و انفعالات اجتماعی تا نیروهای خیلی بیرونی، فرهنگی و سازمانی گزارش کرده است(صالحی و حسینی، 1370، 118).
اینک طبق شرحی که رفت، ملاحظه می شود که افراد مختلف از دیدگاههای متفاوتی جو سازمانی را تعریف می کنند و به آن می پردازند ولی نکته ای که در اکثر تعاریفی که بیان شد مشترک می باشد آن است که جو سازمانی براساس ادراکات کارکنان از محیط سازمان سنجیده می شود. در واقع جو سازمانی حاصل فراگرد تأثیر متقابل جنبه های فردی سازمانی یک سیستم اجتماعی است به عبارتی زمانی که ما می پذیریم که کل سازمان به منزله یک سیستم اجتماعی قلمداد شده، بنابراین می توان بیان داشت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع سبک شناختی، سبک تفکر، سبک های یادگیری، رفتار سازمانی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع جو سازمانی، ساختار سازمانی، نیروی انسانی، عوامل انگیزشی