پایان نامه ارشد با موضوع تغییر رفتار، روانشناسی، حساسیت زدایی، شناخت درمانی

دانلود پایان نامه ارشد

نيرو بخشي استوار است. پژوهش هاي زيادي بر اساس اين مدل به عمل آمدند. در اين پژوهش ها سازه هاي شناختي ، از آن جمله اسناد و خود آموزي ، نقش بارزي پيدا كردند (هاوتون و همكاران ، 1380).
شايد نخستين رويكرد شناختي كاملي كه علاقه پژوهشگران رفتاري را بر انگيخت ، تعليم خود – آموزي مايكن بام81 باشد. شهرت اين رويكرد به اساس نظري ساده آن و نيز شباهت آن به مفهوم coverants (رفتار كنشگر ذهني) در چارچوب نظريه ، كنشگر مربوط مي شود. مايكن بام مطرح كرد كه مي توان با تغيير در دستورالعمل هايي كه در جريان آنها بيماران خود را مورد خطاب قرار مي دهند از سمت افكار ناسازگار و بر آشوبنده به سوي خود – گويی هاي سازگارتري حركت كرد.
شناخت درماني پيچيده تري كه بوسيله بك شرح داده شد و از بسياري جهات شبيه درمان عاطفي – عقلاني اليس بشمار مي رود بسيار كندتر از رويكرد اولي مورد پذيرش قرار گرفت ، اما امروزه به صورت مهمترين رويكرد شناختي در آمده است. اين رويكرد ابتدا به طور عمده در افسردگي بكار گرفته شد. بك برعكس نگرش سنتي روانپزشكي درباره افسردگي ، نظر داد كه تفكر منفي ، كه جنبه كاملاً مسلطي در اين اختلال دارد فقط يك نشانه نيست ، بلكه نقشي تعيين كننده در تداوم افسردگي ايفا مي كند. اين بدان معني است كه مي توان افسردگي را از طريق كمك به بيمار در تشخيص و تفكر افكار منفي خود ، درمان كرد (هاوتون و همكاران 1380).
بك مطرح كرد كه كه منشأ تفكر منفي در افسردگي به بازخوردها (فرضهايي) مربوط مي شود كه در كودكي و دوره هاي بعدي شكل مي گيرند. اين فرض ها ممكن است در بسياري مواقع مفيد باشد و رفتار را هدايت كنند مثلاً فرضي مانند ((براي پيدا كردن احساس ارزشمندي بايد در كارها موفق باشم)) ممكن است ميزان زيادي از فعاليت مثبت را در فرد بيانگيزاند ، اما اين فرض ها از سوي ديگر او را در برابر پاره اي از رويدادهاي پر اهميت ، آسيب پذير مي گردانند. براي مثال ، اگر فرد بخواهد عدم توفيق خود را در امتحان بر حسب فرض بالا توجیه كند ، آن را شكستي بزرگ تعبير مي كند كه به افكار خود – آيند منفي از قبيل ((من به هيچ دردي نمي خورم)) ، ((در هيچ كاري نمي توانم موفق بشوم)) مي انجامد. اين نوع افكار ، خلق را پايين مي آورند و پايين آمدن خلق ، خود ، احتمال وقوع افكار خود – آيند منفي را بيشتر مي گرداند و بدين ترتيب دور باطلي ايجاد مي شود كه در جهت تداوم افسردگي عمل مي كند. وقتي فردي افسرده شد ، مجموعه اي از تحريف هاي شناختي ، اثر عمومي خود را بر كاركرد روزانه او باقي مي گذارد. اين نوع تحريف ها خود را به صورت مثلث شناختي (نگرش منفي نسبت به خويشتن ، نسبت به تجربه جاري و آينده) نشان مي دهند. ساير تغييرات شناختي نيز ممكن است اين نگرش را تداوم بخشد. مثلاً ممكن است بيماران بطور انتخابي ، به رويدادهايي توجه كنند كه نگرش منفي به خويشتن را در آن تأیید مي كنند. بك كاربرد شناخت درماني را به طيف وسيعي از اختلال هاي هيجاني ، تعميم داده است.
شيوه درماني كه در اين قسمت توضيح داده خواهد شد ، تلفيقي از رويكردهاي شناختي و رفتاري است. به همين سبب نام آن را رفتار درماني شناختي ناميده اند. در اين نوع شيوه درماني ، به بيمار كمك مي شود تا الگوي هاي تفكر تحريف شده و رفتارهاي ناكار آمد خود را تشخيص دهد. براي اين كه بتواند اين افكار تحريف شده و رفتارهاي ناكارآمد خود را تغيير دهد ، از بحث هاي منظم و تكاليف رفتاري دقيقاً سازمان يافته اي ، استفاده مي شود. در جنبه هايي از درمان ، تأكيد عمدتاً رفتاري و در جنبه هاي ديگر شناختي است. چنانكه به وضوح در اين قسمت مشاهده مي شود ، شيوه هاي درماني شناختي – رفتاري ، امروزه در مورد اكثر اختلال هايي كه در روانپزشكي با آنها روبرو مي شويم ، كاربرد دارد (شکوهی،1385).

2-2-3-3- رفتار درماني :
در پژوهش هاي اوليه دو اصل در يادگيري جانوران تشخيص داده شده بودند. اصل نخست بر پايه كارهاي پاولف82 و ساير فيزيولوژيستهاي روسي ، استوار بود. اين محققان ، آزمايش هايي با سگ ها انجام دادند. در اين آزمايش ها ابتدا زندگي به صدا در مي آمد و آنگاه به جانور ، غذايي داده مي شد. پس از آنكه اين زنجيره ها چندين بار تكرار مي شد. بزاق سگ به محض ايجاد صداي زنگ ، پيش از آنكه غذايي ارائه شود ، شروع به ترشح مي كرد. اين پديده به عنوان شرطي سازي كلاسيك شنا خته شد.
اصل دوم كه به عنوان شرطي سازي كنشگر شناخته شده است ، از مشاهدات ثرندايك83 ، تولمن84 و گاتري85 پديد آمده است. آنان در يك رشته آزمايش در يافتند كه اگر به دنبال رفتاري معين ، به طور مرتب پاداشي ، ارائه شود ، احتمال وقوع مجدد آن رفتار بيشتر مي شود. اين پديده به عنوان ((قانون اثر)) شناخته شد. اما اسكينر86 تقويت كننده ها را بر حسب اثر آنها بر رفتار فرد ، تعريف كرد و نه بر حسب اين كه آيا آنها پاداش دهنده بنظر مي رسند و يا ناگوار و بدين ترتيب دامنه اين اصل را گسترش داد.
شكل گيري اين دو الگوي شرطي سازي ، و تلفيق بعدي آنها به وسيله محققاني از قبيل هال87 و ماورر88، در تكامل رفتار درماني از ارزش بالايي برخوردار بود. در اين ارتباط ، پژوهش هاي ماورر اهميت ويژه اي دارد. وي براي تبيين ترس و رفتار اجتنابي از مدل دو عاملي (كه در بر گيرنده اجزاي هر دو شرطي سازي كلاسيك و كنشگر بود) استفاده كرد (هاوتون و همكاران ، 1380 ، ص 20).

1- تعریف تغییر رفتار و رفتار درمانی :
تغییر رفتار و رفتار درمانی به مجموعه روش ها و فنونی گفته می شود که از یافته های روانشناسی آزمایشی به ویژه روانشناسی یادگیری استخراج شده و هدف آن کمک به رفع مشکلات سازگاری افراد در موقعیت های مختلف زندگی فردی و اجتماعی است. هر چند که به ظاهر چنین به نظر می رسد که روانشناسی رفتاری خاستگاه نظری این روش های درمانی است ، اما علاوه بر نظریه های روانشناسی رفتارگرایی ، سایر نظریه های روانشناسی آزمایشی نیز به ایجاد روش ها و فنون تغییر رفتار درمانی کمک کرده اند. مارتین89 وپییر90 (1922) در این باره گفته اند که روانشناسی یادگیری به طور کلی و شرطی سازی پاولفی91 به طور مختصر مهمترین کمک را به ایجاد و گسترش زمینه تغییر رفتار و رفتار درمانی کرده اند ، با این حال آنها اظهار می دارند که : ما نمی خواهیم بگوئیم که شیوه های اصلاحی و درمانی در همه حوزه های رفتار درمانی یا تغییر رفتار تنها بر پایه شرطی سازی پاولفی یا شرطی سازی کنشگر استوارند.
زمینه های دیگر روانشناسی آزمایشی ، مانند شرطی سازی معنایی ، حل مسئله خبر پردازی و روانشناسی شناختی آزمایشی مورد استفاده قرار گرفته و فنونی را که به تغییر رفتار شناختی مشهور شده اند به وجود آورده اند ، با این حال به نظر ما یافته های آزمایشگاهی و شالوده های نظری شرطی سازی کنشگر و شرطی سازی پاولفی عمده ترین خاستگاه تغییر رفتار بوده اند (ایرانی زاده،1376).

2-تكنيك هاي رفتار درماني :
رفتار درماني يا درمان بر اساس تغيير رفتار ، براي اصلاح رفتار نابهنجار و تضمين بهداشت رواني ، از اصول يادگيري استفاده ميكند. رفتار درمان گران معتقدند كه براي تغيير رفتار ، الزاماً نبايد واكنش هاي آن را شناخت يا آنها را از بین برد. رفتار گرایان ، خود رفتار مسئله دار را هدف قرار می دهند نه علت ها یا بیماری هایی که آنرا بوجود می آوردند. از نظر آنها رفتارهای نابهنجار یا ناسازگار ، درست مثل رفتارهای بهنجار و سازگار آموخته می شوند. بنابراین ، با شیوه یادگیری زدایی می توان رفتارهای نابهنجار را از بین برد (گنجی 1380ص317).
از بین تکنیک های متعددی که در رفتار درمانی استفاده می شود ، تکنیک حساسیت زدایی منظم و تن آرامی مورد بررسی قرار می گیرد.
حساسیت منظم : این تکنیک شیوه ای است برای کاهش اضطراب که بوسیله سالتر92 (1949)و وولپی93(1958) ایجاد شده است و در کاهش اضطراب غیر واقع گرایانه تاثیر فوق العاده ای دارد و مشهور ترین تکنیک شناخته شده ولپ است ، که سه فرایند عملی در آن موجود است. آموزش عمیق استراحت عضلانی ، تنظیم سلسله مراتبی از اضطراب های مراجع و همراه کردن مداوم و تدریجی حالت های استراحت و آرامش عضلانی با محرک های اضطراب زای جدول اضطراب رفع حساسیت منظم از بین بردن پاسخ های اضطراب نوروتیک است. برای انجام عمل رفع حساسیت منظم ، مراجع و مشاور طی چند جلسه مشاوره به بررسی مشکل و درک چگونگی اضطراب مراجع می پردازند و موقعیت های خاص و اضطراب زای را مشخص می کنند. حساسیت زدایی منظم ، وا داشتن فرد در حالت آرمیدگی کامل به تجسم موقعیت های نامطبوعی است که به صورت سلسله مراتب تنظیم شده است. بنابراین ، فردی که در هنگام صحبت در حضور دیگران بی سبب مضطرب می شود می تواند با همکاری رفتار درمانگر موقعیت هایی را ترسیم کند که نمایگر حساسیت او به موقعیت های سخنرانی باشد (گلد فرید94 و دیویسون95،1976ص119).
در حساسیت زدایی تدریجی ، بیمار در یک حالت آرامش کامل در مقابل محرکی که واکنش اضطراب را بر می انگیزد قرار داده می شود. آنگاه واکنش منفی اضطراب ، با حالت آرامش مهار می شود ، فرآیندی که بازداری تقابلی خوانده می شود.
به جای استفاده از موقعیت یا شی بوجود آورنده اضطراب ، بیمار و درمانگر فهرستی مدرج با رعایت سلسله مراتب از صحنه های اضطراب انگیز مربوط به ترس های بیمار تنظیم می نمایند. بالاخره حالت آرامش آموخته شده و صحنه های اضطراب انگیز بطور سیستماتیک در جریان درمان همراه می گردند. بنابراین حساسیت زدایی تدریجی شامل سه مرحله است : آموزش آرام سازی ، ایجاد سلسله مراتب ، حساسیت زدایی نسبت به محرک.
پس از مشخص شدن نوع اضطراب مراجع و موقعیت های که در او اضطراب ایجاد می کنند ، مشاور تکنیک رفع حساسیت منظم و اصول زیربنایی آنرا معرفی می کند. مخصوصاً به مراجع گفته می شود که یک فرد نمی تواند در یک لحظه زمانی هم مضطرب و عصبی و هم در حالت آرامش و استراحت باشد.

2-2-3-4- شناخت درمانی :
واکنش های طبیعی با وساطت فرآیند های شناختی که شخص را به درک درست واقعیت قادر می سازد ، پدید می آید. در پسیکو پاتولوژی ، این توانایی مختل شده و اشتباهاتی در شناخت روی می دهد. آئرون بک از اصطلاح ((طرحواره ها)) برای توصیف الگوهای شناختی با ثبات که از طریق آنها شخص تجربیات خود را تعبیر می کند ، استفاده نمود. اشتباهات شناختی طرحواره های منفی بوجود می آورد که علی رغم قرائن متضاد دوام می یابد. به این ترتیب ، طرحواره های افسردگی را ممکن است شامل تلقی تجربه به صورت سفید یا سیاه ، بدون سایه های خاکستری ، و به شکل امری قاطع باشد که امکان انتخاب نمی دهد و برای شخص چنین می نماید که مردم یا خوب هستند یا بد و حد واسطی وجود ندارد (کلاپلان و سادوک961991ص405).
مضمون اصلی نظریه ها ی شناختی رفتار درمانی و تغییر رفتار این است که نحوه تفکر افراد ، چگونگی احساس و رفتار آنها را تعیین می کند. مثلاً وقتی که پسر بچه ای سگی را می بیند و فکر می کند که آن سگ خطر ناک است ، می ترسد و از آن می گریزد. اما اگر همان پسر بچه وقتی سگی را می بیند که فکر می کند بی خطر است احساس امنیت می کند و به آن نزدیک می شود. بنابراین ، هدف شناخت درمانی تشخیص و اصلاح افکاری است که به احساس ها و رفتارهای نامطلوب می انجامد. بنابراین ، مفاهیم عمده نظریه های شناختی عبارتند از ادراک ذهنی شخص از رویداها ، تفسیرها و اسنادهای مربوط به رفتار ، الگوهای فکری ، بیانات شخصی و راهبردهای شناختی (سیف،1374 به نقل از شکوهی ، 1385).
شناخت درمانی یک درمان کوتاه مدت و ارتباط فعال بین درمانگر و بیمار است که تا رسیدن به هدف در مانی ادامه می یابد.
شناخت درمانی ممکن است انفرادی و یا بصورت گروهی و گاهی توام با دارو درمانی و یا بدون آن انجام گیرد. این نوع درمان در بیماران افسرده که اکثراً شناخت منفی نسبت به علائم بیماری دارند و همچنین در بیماران وسواسی ، در حملات ترس ، اضطراب ، بدبینی ها و حتی اختلالات روان تنی و بی اشتهایی عصبی اثرات مفید داشته است و پژوهش های انجام شده برتری آن را به روانکاوی و دیگر روش های روان درمانی نشان داده است (میلانی فر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع پردازش اطلاعات، شناختی – رفتاری، عوامل شناختی، رفتار درمانی شناختی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع افکار خودکار، تحریف های شناختی، تعبیر و تفسیر، ناخودآگاه