پایان نامه ارشد با موضوع بیماران مبتلا، بیمارستان، هنجاریابی، خودراهبری

دانلود پایان نامه ارشد

(محمدپور، 1383).
خودكشي و عوامل اقتصادي
در اين بحث منظور از عوامل اقتصادي آن دسته از جريانات و فرآيندهايي است كه در كسب پايگاه‏ها و نقش‏هاي اجتماعي مرتبط با پايگاه اقتصادي موثرند و تغيير در آن‏ها باعث تزلزل در مباني رفتار اجتماعي فرد مي‏شود. در كشورهاي از نظر اقتصادي توسعه يافته، خطر خودكشي براي مردان در سن پيري و براي زنان در سن ميان‏سالي بالاتر است (ژيرارد، 1993).
بحث ژيرارد متوجه اين نكته است كه اين مسئله را بايد با در نظر‏گرفتن نقش‏پذيري اقتصادي مطرح كرد. وي نشان مي‏دهد كه صرف نوسآن‏هاي اقتصادي كه از نظر دوركيم با ايجاد بي‏هنجاري باعث ايجاد خودكشي مي‏شد كافي نيست و خود‏ تغييرات اقتصادي در وضعيت وحدت هم ممكن است اثري مشابه داشته باشد.
خودكشي و دين
دوركيم در پژوهش نظري و تجربي خود از خودكشي به اين نتيجه رسيده بود كه در قرن نوزدهم (قرن مورد مطالعه‏ي دوركيم) كاتوليك‏ها، به علت آموزه‏هاي مذهبي فراوان‏تر و حمايت‏هاي مذهبي بيشتري كه از آن برخوردارند كمتر از پروتستآن‏ها خودكشي مي‏كرده‏اند. وي ضمناً خاطر نشان مي‏سازد كه مذهب ممكن است به دليل حمايت اجتماعي از فرد، عامل بازدارنده‏اي در ارتكاب خودكشي باشد (دوركيم، 1378).
پوپل و دي63 (1996) با فرضيات دوركيم در اين زمينه مخالفند. آن‏ها معتقدند كه ميزان‏ خودكشي پروتستآن‏ها و كاتوليك‏ها با يك‏ديگر قابل مقايسه نيست. بر طبق نظر اين دو پژوهشگر، ماموران دولت خودكشي كاتوليك‏ها را مخفي نگه داشته و آن‏ها را در مقوله‏هايي مانند ‏تصادفات، مرگ‏هاي ناشناخته و مرگ‏هاي اتفاقي طبقه‏بندي كرده‏اند. آنان دريافتند كه جمعيت كاتوليك مذهب، كودكان بيشتر و افراد جوان‏تري نسبت به پروتستآن‏ها دارند. آن‏ها نتيجه ‏گرفتند كه با توجه به جوان بودن جمعيت كاتوليك مذهب نرخ كلي خودكشي در بين كاتوليك‏ها به مراتب بيشتر از پروتستآن‏هاست.
با وجود اين، مدل دوركيم در مورد قدرت بازدارندگي دين در مورد ارتكاب به خودكشي تاييد شده و نتايج نشان داده است كه افراد مذهبي كمتر دست به خودكشي مي‏زنند، زيرا كه زندگي خود را متعلق به خدا مي‏دانند و معتقدند كه تنها خداوند مي‏تواند در زمان مقرر زندگي آن‏ها را بگيرد (وستمن، ارین و سیسیلینی64، 1999).
خودكشي و تقليد
دوركيم نقش تقليد را در خودكشي ناچيز تلقي مي‏كرد و شايد اصولاً آن را با خودكشي بي‏ارتباط مي‏دانست. وي معتقد بود كه فراواني خودكشي را نمي‏توان با تقليد ‏توضيح داد (دوركيم، 1378). با عنايت به اين‏كه نظريه‏ي وي در قرن نوزدهم عرضه شده، جوابگوي دگرگون‏هاي جديد نيست. مطالعات برخي پژوهشگران اجتماعي با فرض ارتباط بين تقليد و خودكشي نتايج جالبي را ارائه كرده است.
واسرمن65 استدلال مي‏كرد كه همه‏ي پيشرفت بشر را مي‏توان با تقليد‏ تبيين كرد. نخبگان الگوهاي رفتاري را وارد جامعه مي‏كنند، اين الگوها سرمشق توده‏هاي مردم قرار مي‏گيرند و در حوزه‏هاي فردي و جمعي پذيرفته مي‏شوند (واسرمن، 1984). فيليپس نیز بر خلاف نظر دوركيم، دريافت كه خودكشي ممكن است بر اثر تقليد از داستآن‏هاي خودكشي يا شبيه‏سازي بروز كند و با ايجاد ‏تغييرات روان‏شناختي در فرد و تداعي داستآن‏هاي خودكشي زمينه‏ي ارتكاب خودكشي را فراهم ‏آورد (همان منبع).

خودكشي و عوامل سياسي
تاكنون نظريات و پژوهش‏هاي بسيار كمي درباره‏ي ارتباط بين متغير سياسي و خودكشي انجام گرفته است ظاهراً هيچ رابطه‏ي معنادار و منطقي بين اين دو مقوله وجود ندارد. با اين حال، پژوهش‏ها خلاف اين بحث را نشان مي‏دهد. نظريه‏ي «چرخه‏هاي تجاري – سياسي» يكي از نظرياتي است كه ممكن است در رفتار اجتماعي افراد ‏تاثير بگذارد.
فلدمن66 براي بررسي تاثير انتخابات رياست جمهوري در ميزان خودكشي مطالعه‏اي انجام داد. او و همكارانش مطابق يافته‏هاي دوركيم دريافتند كه ميزان مرگ و مير در دوران انتخابات بالاتر رفته است. زيرا در اين دوره وحدت اجتماعي متزلزل مي‏شود و نظم اجتماعي جديدي جايگزين نظم قبلي مي‏گردد. بور نيز با تحليل داده‏هاي مربوط به خودكشي دريافت كه ميان ميزان خودكشي و دوره‏ي زماني انتخابات رياست جمهوري رابطه‏ي معناداري وجود دارد (واسرمن، 1984). در واقع، اين تحقيق نظريه‏ي دوركيم را كه بر اساس آن ميزان خودكشي در دوره‏ي وحدت اجتماعي كاهش مي‏يابد ‏تاييد كرد.
خودكشي و تغييرات اجتماعي
تغييرات اجتماعي باعث كاهش در نابرابري جنسيتي و اجتماعي بين زن و مرد مي‏شود. اين كاهش در نابرابري نيز ممكن است باعث كاهش حمايت شود. چون نابرابري جنسيتي از نظر تاريخي در جامعه دروني شده است، كاهش در نابرابري و كاهش در حمايت باعث پيدايش الگوي رفتاري اجتماعي جديدي مي‏شود كه با جايگاه تاريخي متمايز زنان و مردان در تضاد است. كاهش در نابرابري و كاهش در حمايت مي‏تواند با جابه جا كردن الگوي رفتاري، اقتصادي و اجتماعي مبتني بر جنسيت باعث شود كه در نقش اجتماعي و اقتصادي زنان و مردان تزلزل ايجاد شود و در طول سازگاري نهادي اين نقش‏ها و تغييرات جديد اجتماعي، احتمال ارتكاب خودكشي افزايش يابد. پيدايش تغييرات جديد در نقش‏هاي جنسيتي زنان و مردان و عدم هم نوايي افراد با اين تغييرات به صورت هم‏زمان، باعث افزايش خودكشي است.
خودكشي و نهاد خانواده
در اين مبحث به روابط بين نهاد خانواده و خودكشي مي‏پردازيم. سوال اساسي اين است كه آيا نظام خويشاوندي و روابط خانوادگي در ميزان گرايش به خودكشي تاثير مي‏گذارد؟ در مطالعه‏اي كه تورليندسون و بارناسون67 انجام دادند آشكار شد كه وحدت خانوادگي در ميزان خودكشي تاثير دارد. جواناني كه با خانواده‏هايشان داراي وحدت بسيار قوي بودند كمتر تسليم نابساماني‏ها و عمل انتحاري مي‏شدند (تورليندسون و بارناسون، 1998). در اين مطالعه، كه با هدف آزمون نظريه‏ي دوركيم درباره‏ي خودكشي در سطح خرد صورت گرفت، آشكار شد كه بي‏هنجاري فردي نيز ممكن است با وحدت خانوادگي خنثي شود.

پیشینه تحقیقاتی در خصوص ارتباط متغیرهای شخصیت و خودکشی
ابوالقاسمی‏و همکاران (1390) در یک پژوهش بر روی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی مراجعه کننده به بیمارستان رازی شهر تبریز دریافتند که از بعد‏های سرشت‏ و‏ منش ابعاد همکاری، اجتناب‏ از‏ آسیب و خودفرآوری، در تمیز بیماران اسکیزوفرنی دارای علایم مثبت و علایم منفی، نقش معنا‏داری دارند. احتمالا بر این اساس می‏توان از ابعاد همکاری، اجتناب‏ از‏ آسیب و خودفراوری به عنوان مؤلفه‏های تأثیر‏گذار بر علایم مثبت و منفی استفاده نمود. در سطح نظری، یافته‏های پژوهش می‏تواند نظریه‏های مربوط به نقش ابعاد سرشت و منش در علایم مثبت و منفی را تأیید کند و پرسش‏های جدیدی را نیز در این ارتباط مطرح نماید. هم‏چنین استفاده از ابعاد سرشت‏ و‏ منش به منظور تمیز افراد در معرض خطر اسکیزوفرنی و برنامه‏های پیشگیرانه مناسب جهت شناسایی افراد در معرض خطر از طریق این ابعاد و ارایه خدمات مشاوره‏ای و درمانی از پیشنهادات دیگر این پژوهش می‏باشد.
جعفری(1390)به نقل از حق شناس(1390) در پژوهشی بر روی افراد اقدام کننده به خودکشی در یک بیمارستان شهر شیراز، تفاوت معنی‏داری بین بعضی از ابعاد سرشت و منش افراد اقدام کننده به خودکشی با افراد هنجاریابی شده در پژوهش حق شناس بر روی دانشجویان در شهر شیراز دست یافت.
علی ملایری و همکاران (1387) پژوهشی را جهت بررسی تست سرشت‏ و‏ منش بر روی بیماران مبتلا به اختلال ‏شخصیت مرزی مراجعه کننده به بیمارستان روزبه تهران و مقایسه آن با جمعیت نرمال ایرانی هنجاریابی شده کاویانی انجام دادند و این پژوهش نشان داد که نمرات نوجوئی و اجتناب‏ از‏ آسیب بالاتر و نمرات خودراهبری، خودفرآوری و همکاری پایین‏تر در بیماران مبتلا اختلال ‏شخصیت مرزی است. نتایج این مطالعه منطبق با نتایج مطالعات کلونینجر است. تنها اختلاف نمره پاداش- وابستگی بود که در این مطالعه اختلاف معنی‏داری با جمعیت نرمال ایرانی نشان نداد. علت آن می‏تواند حجم کوچک و یا مخدوش شدن به وسیله متغیرهای دیگر (دارو، مواد و غیره) باشد. در مورد ارتباط بین ابعاد سرشت‏ و‏ منش با یک‏دیگر در مطالعه کاویانی که تنها ضریب همبستگی بالاتر از 40/0 متعلق به اجتناب‏ از‏ آسیب و خودراهبری است که ضریب آن منفی بود.
فرید حسینی و همکاران (1386) در تحقیقی که بر روی افراد مبتلا به اختلال ‏شخصیت ضد اجتماعی و مقایسه آن با هنجار جامعه ایران (هنجاریابی دکتر کاویانی، 1384) انجام دادند. نشان دادند که نمرات نوجویی و اجتناب‏ از‏ آسیب بالاتر و نمره پشتکار، خودراهبری و همکاری پایین تر از هنجار جامعه ایران بود. نمرات پاداش- وابستگی وخود فرآوری با نمونه هنجار جامعه تفاوت معنی‏داری نداشت. ارتباط مثبت معنی‏داری بین اجتناب‏ از‏ آسیب و اضطراب بک وجود داشت. نتیجه‏گیری این تحقیق مشخص کرد که نمرات پایین در ابعاد منش نشانه تکامل ضعیف‏تر منش و تأکید کننده وجود اختلال ‏شخصیت است. نمره نوجویی بالا و پشتکار پایین (از ابعاد سرشت) نشان از اختلالات شخصیت دارد. نمرات بالای اجتناب‏ از‏ آسیب و میزان طبیعی پاداش- وابستگی با مطالعات قبلی ناهمخوان است، که مهم‏ترین علت احتمالی آن، علاوه بر حجم کم نمونه، می‏تواند مربوط به وجود افراد با وجود اضطراب در نمونه‏های بالینی باشد که بر بُعد اجتناب‏ از‏ آسیب اثر می‏گذارد.
میتسویی68 و همکاران )2012) یک تحقیق در شهر هکایدو کشور ژاپن به منظور مطالعه بررسی صفات شخصیتی و خلق و خو بر روی 20 نفر از دانش آموزان اقدام‏کننده به خودکشی با استفاده از پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش (TCI) و مقایسه با گروه گواه که از نظر سن و جنس با گروه شاهد همسان شده بودند به انجام رساندند، نتایج این تحقیق حاکی از آن بود افراد گروه شاهد در زمینه اجتناب از آسیب در مقایسه با گروه گواه دارای نمره بالاتری بودند و یافته‏های این تحقیق به این نتیجه رسید که می‏توان با انجام پرسشنامه سرشت ومنش در جوانان و بررسی نمره شخصیت اجتناب از آسیب در افراد پیش‏بینی خوبی برای اقدام به خودکشی داشت و از این زمینه، برای برنامه ریزی استفاده نمود.
فرسان69 و همکاران(2011) درپژوهش خود که به منظور مقایسه ویژگی‏های شخصیتی با توجه به سن و گروه‏های جنسی در جامعه مکزیکوسیتی با استفاده از پرسشنامه اصلاح شده (TCI-R) و بررسی ویژگیهای روان‏سنجی TCI-R با توجه به سن و پارامترهای جنسی به انجام رساندند؛ نشان دادند که خودرا‏هبری با بالا رفتن سن افزایش یافته است. اجتناب از آسیب در افراد جوانتر در مقایسه با افراد مسن‏تر کمتر بوده و زنان نسبت به مردان در زمینه اجتناب از آسبیب و وابستگی به پاداش دارای نمره بالاتری هستند، خودفرآوری نیز از ابعادی بود که می‏توان گفت در تمام گروه‏های سنی مردان و زنان وجود دارد. این تحقیق نشان داد که ویژگی‏های شخصیتی خاص غالب در مردان و زنان توسط بلوغ و تجربیات شخصی به دست آمده در طول زندگی در‏گروه‏های سنی مختلف دچار تغییراتی می‏شود. این تحقیق عنوان می‏کند که نتایج این پژوهش می‏تواند در زمینه اهداف مقایسه‏های میان فرهنگی در‏گروه‏های جنسی در مطالعات آینده مفید باشد.
روسی70 و همکاران (2011) در تحقیقی در کشور ایتالیا که به منظور بررسی بعد‏های شخصیتی پس از بروز اختلال استرس پس از سانحه بر روی 375 نفر از افراد در معرض زلزله اکویلا ایتالیا و مقایسه آن‏ها با 480 نفر از افراد گروه گواه که در معرض زلزله قرار نگرفته بودند با استفاده از پرسشنامه شخصیت سرشت‏ و ‏منش TCI نتیجه گرفتند که بعد شخصیتی اجتناب از آسیب در افراد بالغ و جوان دارای نمره بالاتر و در افراد مسن بعد شخصیت خود – راهبردی و اجتناب از آسیب دارای نمره پایین‏تر نسبت به گروه گواه بودند.
کنراد71 و همکاران(2009) در پژوهشی که بر روی 394 نفر افراد اقدام‏کننده به خودکشی در شهر بن آلمان به منظور بررسی شخصیتی و خلق و خوی افراد افسرده در رابطه با افکار خودکشی با استفاده از پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش TCI انجام دادند نشان دادند که بعد شخصیتی اجتناب از آسیب بالا می‏تواند نقش مهمی‏ در ارتباط با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع عزت نفس Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع اختلالات شخصیت، وسواس فکری، ابعاد شخصیت، روان رنجوری